ا تکصاادبی

Shargh - - اقتصاد -

شــرق، مهتاب قلیزاده:

تیم اقتصادی کابینه یازدهم، صدای واحد نداشت. هفت صندلی به شکل مستقیم در هیئت وزیران اقتصادی اســت و کرســیهای دیگر هــم به شــکل غیرمســتقیم درگیر اقتصادند؛ حســن روحانی دیگر مــردان نزدیک به خودش را هم از میان افراد اقتصادی برگزیــد؛ معاوناولش، رئیسدفترش، ســخنگوی دولتش و دو نفر از معاونانش هم افرادی بودنــد که پیــش از حضــور در دولت تدبیــر و امید، سابقهای اقتصادی داشــتند. این به خودی خود نشان از اهمیت این حوزه برای رئیسجمهوری یازدهم ایران بود. شــاید همین تعداد بالای مردان اقتصادی بود که قدرت صــدای واحد را در این حــوزه از دولت گرفت. محصــول این چندصدایی، فقیرمانــدن قوه مجریه در داشــتن برنامه منســجم اقتصادی شــد؛ نکتهای که هم اقتصاددانان اصلاحطلــب آن را تذکر میدهند و هم جنــاح مقابل به آن میتازند. به گواه اقتصاددانان منتقــد، گرچه دولت در بســیاری از بخشها عملکرد موفقی داشــته است اما باید هرچه سریعتر به صدایی واحد برســد که از دل آن برنامهای منسجم، راهبردی و توســعهای بیــرون بیاید؛ نکتهای که ممکن اســت پاشنهآشــیل دولت شــود. «شــرق» تلاش کرده تا در گفتوگوهایی با کارشناســان ریشه مشکل را شناسایی کند؛ این موضوع شــاید نشــان دهد آیا نیاز اســت که سیاســتگذاران جدیدی برای کابینه دوازدهم معرفی شــوند یا دولت بــا همین مــردان به منــزل مقصود میرسد؟

روحانی کابینه را یکصدا کند حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا

به نظر میرســد مناظرههایی کــه در آســتانه انتخابــات ریاســتجمهوری برگزار شد، نکته مهمــی را برجســته و عیان کــرد. در همــه جهان، مناظرههــای سیاســی بیانکننــده مهمتریــن ضعفهــای جناحهای رقیب است. مناظرههای انتخاباتی ایران هم به همین منوال بود؛ یعنی رقیب سیاســی جناح حاکم، تلاش کرد تا با تکیــه بر موضوع اقتصاد، ضعفهای دولت را نشــان دهد. آنها به اقتصاد حملــه کردند؛ چراکه این حوزه بهراســتی پاشنهآشیل دولت بود. حوزهای که حتی به گــواه همطیفان دولت، نقد بســیار بــه آن وارد بود. مخالفان هم برای جلــب آرای عمومی بر این بخش دســت گذاشــتند؛ هرچنــد عملکــرد مــردم در این انتخابات، باز هم رأیدادن بــه آقای روحانی بود، اما این کنش الزاما به معنای تأیید سیاستهای اقتصادی دولت یا رضایت از شــرایط اقتصادی نبود. آنها خلاف انتظــار رقبا بــاز به دولت تدبیــر و امیــد رأی دادند. مخالفان دولت انتظار داشتند که مردم نارضایتیهای اقتصادی خــود را بروز دهند؛ اما مــردم اولویتهای دیگری را پررنگ دیدند. آن اولویت هم شکلگیری یک واکنش سیاســی عمومی بــود که معنایــش «نه به جایگزینــی جناح رقیــب» بود. جناحی کــه به گمان مردم وضع سیاســی را خفهتــر و وضع اقتصاد را هم بدتر میکرد. هراس مردم از جایگزینی رقیب افراطی، روحانــی را دوباره رئیسجمهور ایران کرد.با این همه اگــر گمان کنیــم دولت تــوان آن را دارد که در همه عرصهها کاستیهای اقتصادی را از میان ببرد یا دولت مســتقر باید پاســخگوی همه آنچه میگذرد باشــد، سخت خطا کردهایم. همه آنچه بر اقتصاد یک کشور میگذرد، محصول سیاســتهای اقتصادی، اجتماعی و... همه دولتهای پیــش و گروههای ذینفع قدرت اســت. نهادهای قدرت و سیاستگذاران قبلی هم در ایــن بــازی نقشــی مؤثــر بــازی میکنند.بااینحال، جهتگیری سیاستهای اقتصادی دولت، پاسخی به مشــکلات اساســیای بوده اســت که تاکنون وجود داشته، هرچند این از رهگذری کاملا نخبهگرایانه بوده و پاســخی به گروههای قدرتمند اقتصادی داده است. این میان گروهها و دهکهای پایین معیشــتی مغفول ماندهاند.به نظر میرســد جناح اصلاحطلب نیاز دارد تا از امروز به فکر چهار سال دیگر باشد و مشقهایش را برای شــب آخر نگذارد؛ آنها اگر در این چهار ســال پیــشرو نتواننــد بــا تغییــر درســت سیاســتهای اقتصادیشــان تغییری محســوس در سطح زندگی و معیشــت مردم ایجاد کنند، چهار سال دیگر شکستی ســخت از رقیب خواهند خورد. میخواهم تأکید کنم کــه ضعــف اقتصــادی دولــت میتوانــد موضــع اصلاحطلبها را تضعیف کند و دســت رقیبان بهانه دهد.با این حساب نیاز به تغییر سیاستهای اقتصادی دولت، نیازی جدی است. از این منظر، تغییر سیاستها بهقطع، به تغییر سیاســتگذاران نیاز دارد؛ یعنی این سیاستها زمانی اصلاح و کاربردی میشود که مردان سیاســتگذار اقتصادی تغییر کرده باشــند. در چنین شــرایطی باید گفت نگاهی به مردان اقتصادی کابینه دولت تدبیر و امید حکایت از اغتشاش آرای آنها دارد. همین موضوع نباید باعث شود که آقای روحانی برای یکصداکــردن اینها، بخشهای افراطــی آنها را نگاه دارد و بقیــه را تعدیــل کنــد. ســپردن همــه امــور سیاستگذاری اقتصاد به دست تنها یک نفر که او هم گرایشهای رادیکالــی دارد، نمیتواند کمک چندانی به دولت کند و الزاما به معنای بهبود نیست.

با همه آنچه گفته شــد، دولت باید هرچه سریعتر طبقات پایین جامعه را مورد توجه جدی قرار دهد؛ در سیاســتها و عملکردش نوعی تــوازن برقرار کند و با توجــه به جزمیتهایی که بین این گروههای اقتصادی وجــود دارد، تغییــر جهــت در آنها ضــروری به نظر میرسد.

بحران در سیاستگذاری محمدقلــی یوســفی، اســتاد اقتصــاد دانشــگاه علامهطباطبائی

امروز که دولت یازدهم دوباره و بــرای دور بعدی رأی آورده اســت، بررســی کارنامهاش برای تمدید یا تعویض اعضای کابینــه ضــروری بــه نظــر میرســد. بــه گمــان مــن، «برجام» مهمترین دســتاورد دولــت یازدهم و دولت آقــای روحانــی بــود. شــیوه چینــش اعضــای تیم مذاکرهکننده، نوع اتخاذ دیپلماسی و... همه به جهان نشــان داد که ایران کشــور متمدنی است. درواقع این طلاییترین دســتاورد دولت تدبیر و امیــد بود. ارتباط ســازنده با جهان، نهادســازی برای ایجاد این ارتباط و گامبرداشــتن در راه ارتبــاط جهانــی از مهمتریــن کنشهــای دیپلماســی دولت آقــای روحانــی بود. میخواهم تأکید کنم «برجام» نه یک دستاورد سیاسی صرف، بلکه یک دســتاورد اقتصادی هم بــود. با این وجود ایران نیاز دارد نشــان دهد کشــور باثبات و قابل اعتمــادی اســت. این بــرای صنایع، تولیــد و از همه مهمتر، جذب سرمایهگذار خارجی مهمترین نیاز است. به گمان من این موضوعی است که هر فردی اندکی به اقتصاد علم داشته باشد، میتواند تأیید کند.

با همه آنچه در مدح برجام گفته شــد، باید توضیح داده شــود متأســفانه از نظر اقتصادی دولت یازدهم عملکــرد خوبی را به نمایش نگذاشــته اســت. افراد اقتصــادی که در رأس سیاســتگذاری و تصمیمگیری بــرای اقتصاد ایران هســتند، درک درســتی از مصائب اقتصــاد کشــور نداشــتهاند؛ آنها مشــکل را اشــتباه دریافتهاند و به همین دلیل از این شــاخه به آن شاخه پریدن را در نوع سیاستگذاریهایشــان میتوان دید. به نظر میرســید آنها بیشتر در تلاش برای برقرارکردن سیاستهایی هســتند که نهادهای بینالمللی توصیه میکنند. به نظر میرســد بزرگتریــن ضعف دولت در تصمیمســازی اقتصادی، دستکاری سیاستهای پولی بوده اســت. متأســفانه دولت آقــای روحانی بهجای آنکه در اقتصــاد هم تیمی منضبط ماننــد تیم وزارت خارجه داشــته باشد، خط مشخصی را در سیاستهای اقتصــادیاش دنبال نکرده اســت. در موضوع اقتصاد سیاســتهای این تیم ناامیدکننده بوده اســت و امروز مطمئن هســتم دولــت دوازدهم، باید سیاســتهای اقتصادی متفاوتی را در پیش بگیرد. ازهمینرو اصلاح افراد اقتصادی کابینه باید از اولویتهای آقای روحانی برای دولت جدید باشد. در سطح اقتصاد کلان، پرواضح اســت که ایجاد اشــتغال، باید مهمترین برنامه دولت باشــد. منابع بایــد از بخشهای مولد خــارج و هرچه ســریعتر به تولید واریز شود. در همین راستا، مهمترین اولویت اقتصاد، صنعت و کشــاورزی است. این دولت بــه افرادی نیاز دارد کــه هم بــه کار و هدفی که قرار است انجام دهند، معتقد باشــند؛ هم سرنوشت ایران برایشان مهم باشد؛ هم دانش این کار را داشته باشند و در نهایت همه با هم در یک جهت حرکت کنند.

میخواهــم صادقانه بگویم، مباحثــی مانند تورم و رکود گرچه شــاخصهایی مهم در اقتصاد هســتند؛ اما شــاخصهایی درعینحال فریبنده هم هستند. این شــاخصها و آثارش بر زندگی مردم بــه میزان زیادی مبهم است. اینها را میشــود به هر شکلی نشان داد؛ اما باید تأکید شــود اگر سیاســتهای اقتصادی دولت اصلاح نشود، موضوع بیکاری مانند یک بمب ساعتی عمل خواهد کرد کــه در آیندهای نهچندان دور به یک بحران اجتماعی تبدیل میشود.

به گمان من مشــکل اقتصاد ایران، هم در ســطح سیاســتگذاری دچار بحران اســت و هــم در عرصه مدیران خردتر. بنابراین بهتر آن اســت که دولت حتما اعضای جدید اقتصادی را بــرای کابینه در نظر بگیرد. اینها باید همعقیده و هممســیر باشــند و در یک راستا حرکــت کنند. بحــران رکود تورمی و تجــارت پول در کشور باید جدی گرفته شــود و تغییر بنیادی در کابینه میتواند به یک بازنگری اساســی در سیاســتگذاری اقتصــادی منجر شــود تــا ریشــه بحران بهدرســتی شناسایی و حل شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.