شوراي يكدست خوب يا بد؟

Shargh - - سیاست - كاوه حسينزاده دكتراي علوم سياسي

برخــلاف گفتمان غالبی که این روزها شــوراها را نهادی صرفا تخصصی و دور از سیاســت میبیند، با اندکــی تأمل درمییابیم این ادعــا بهرهای از حقیقت ندارد؛ زیرا اصولا مسئله شهر و اداره آن، مسئله روابط قدرت اســت که خود دارای وجوه اقتصادی، سیاسی، جنسیتی و ایدئولوژیک است. شهر عرصهای است که در آن گروههــا و طبقات مختلف به نزاع برمیخیزند؛ زیرا هرکدام دنبال بیشینهکردن منفعت یا مسلطکردن ارزشهای خود هستند.

با ایــن مقدمه، بهتــر میتوان فراینــد انتخابات شــوراها را تحلیل کرد. آنچــه تحولخواهان در این دوره، در ســطح کلان بــه طور اعم و در کلانشــهر تهــران به طور اخص، انجــام دادند گرچه به نتیجه منتهی شــد؛ امــا بــری از نقد نیســت و در صورت بیتوجهی و رفعنکردن اشکالات، میتواند در آینده گریبــان آنها را بگیــرد و هزینههایی گزاف را تحمیل کند. شورای عالی سیاســتگذاری اصلاحطلبان در این دوره از سازوکاری غیرشــفاف و پرابهام استفاده کرد که این امر شــائبه منفعتطلبی، فرصتطلبی و اتخاذ تصمیم از ســوی چند نفر و مطرحکردن آن به عنوان نتیجه فرایندی پیچیــده و نفسگیر را القا میکنــد. با نگاهی گــذرا به افراد فهرســت نهایی، درمییابیم که برخــی از آنها تخصص لازم و مرتبط با شورای شــهر را ندارند و برخی دیگر فاقد سوابق و پیشینهای شــفاف و قابل دفاع هستند. در نهایت، چنین سیســتم گزینشــی به بیرونماندن شماری از کاندیداهای واجد شرایط و شایسته منتهی شد. جاي این سؤال خالي است که با کدام تحلیل، خیل فعالان حوزه مدنی که دارای ســوابق روشــن در زمینههای کودکان کار، حقوق زنان، مطبوعات و... بودند، جایی در فهرســت نهایی اصلاحطلبان پیــدا نکردند؟ آیا اشکال از نبود شایستگی و سوابق کاری بود یا نداشتن لابیهای قوی؟ پرســش کلیدیاي که پیش میآید، این اســت که تا کجا میتوان با این شیوه جلو رفت و از اعتبار شــخصیتها برای رأیآوری کل فهرست اســتفاده کرد؟ آیا این ســرمایه به مرور مســتهلک نمیشــود و از فرط تکرار، به ورطــه ابتذال نخواهد افتاد؟ در صورت هرگونــه نقصی در عملکرد اعضا )که با این شیوه گزینش چندان دور از دسترس هم به نظر نمیرسد(، آیا این نقص به پای سرمایه نمادینی که بدنه اجتماعی خود را تشــویق بــه رأیدادن به تمام فهرست کرده است، گذاشته نخواهد شد؟ شاید چنین شــیوهای در انتخابات خبــرگان که کاندیداها بســیار محدود بودند و اصولا جنس آن با شــوراها متفاوت است، کارساز میبود )هرچند دراینباره هم نمیتوان با قاطعیت نظر داد(؛ اما بیتردید نمیتواند در انتخابات شوراها مثمرثمر باشد.

از دیــد نگارنده، وجود شــورایی کاملا یکدســت شــاید چندان هم مطلوب نباشــد؛ زیــرا در جایی که پای منفعــت در میان اســت و گروههای مختلف در حال نــزاع با یکدیگرنــد، بودن نیروهــای معارض و داشــتن اقلیت، میتواند کنتــرل و موازنهای را ایجاد کند که حاصل آن کاهش فســاد باشــد. از این منظر، وضعیت ایــدهآل، راهیابــی تلفیقی از لیســت امید و شایســتگانی بود که از فهرســت جا مانده بودند؛ تا هم افراد واجدشــرایطتری به شورا راه پیدا میکردند و هــم تحولخواهان دچار این توهم نمیشــدند که بدنه اجتماعی تحت هر شــرایطی به هر فهرستی با هر کیفیتی رأی خواهد داد؛ چرا که این توهم میتواند در آینده هزینههای ســنگینی را بــه آنها تحمیل کند. حتي راهیابی چند نفر از فهرست رقیب، میتوانست وضعیت کلی بهتری را فراهم آورد؛ زیرا در هر صورت بهدســتآوردن اکثریــت مطلق مانند تیغــی دو لبه است؛ از ســویی فرصت مناسبی برای تحولخواهان فراهم میآورد تا پس از ســالها، مدعیات خود را به محــک آزمون بزنند و طرح و برنامههایشــان را برای مدیریت شهری پیاده کنند و از سوی دیگر، قرارگرفتن در کاخ شیشــهای، آنها را در معرض آزمونی سخت قرار میدهــد و در صورت عملکرد نامناســب، دیگر مجال استفاده از سرمایه نمادین که به تمام فهرست مشروعیت ببخشد، از دست خواهد رفت. کوتاه سخن آنکه سرمایه اجتماعی که همان اعتماد مردم است، به آســانی به دســت نیامده تا به راحتی بتوان بر سر آن قمار کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.