مواجهه فرهنگ ایرانی با تجدد

Shargh - - انديشه -

سهشــنبه گذشــته پژوهشــکده فرهنــگ معاصــر پژوهشــگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشستی را برگــزار کــرد در نقــد و تحلیــل محمدعلی فروغی و مســائل تجدد ایرانی کــه در آن رضا داوریاردکانی، داریــوش رحمانیــان و حســین مصباحیان سخنرانی و هر یک اهمیت فروغی را در صدسال گذشته از منظر خود بررسی کردند:

رضــا داوری: فروغــی فقــط در زمره کســانی نیســت که در مبانــی تاریخ تجددمآبی ما اثر و سهم داشتند، بلکه او از مظاهر تجددمآبی ایران اســت. نکته دیگر این اســت کــه فروغی در قیاس با اغلب اقربین سیاستمدارش، از لحــاظ درک و فهــم سیاســت و فهم کارها و خروج از بنبســتها در رتبه بالاتر قرار داشــته است. او شاید پایبندیهــا و انضباطهــای اخلاقی دکتــر مصدق را نداشــته و چندان به اروپاییشــدن علاقه داشته است که به دشــواری راه آن و به فراهمآوردن شــرایط طی آن کمتر میاندیشــیده است و حتی صلاح کشور را در سازش با سیاستهای غالب میدیده است. او استعمار امپریالیسم را میشناخته اما میخواسته به قول خودش مسائل کشــور را در ســازش بــا قدرتهای مستولی تأمین کند. اگر فروغی کتاب «سیر حکمت در اروپا» را ننوشته بود، شهرت و اعتبار کنونی را نداشت. این کتاب علاوه بر همــه مزایایی که دارد در آن نــه بارقههای تفکــر میتوان یافــت و نــه دعوتی به تفکــر. اصلا تاریخ تجددمآبی ما تاریخ تفکر نیست. تاریــخ فراگرفتن و آموختن معلومات آماده است. ما در دوره جدید به علم آموختنی و آموزشــی بیشــتر توجه کردهایــم. ما علم و فضــل اروپایی را آموختهایم و آموزش علم قدیم را هم نگاه داشتهایم. در 1300 سال پیش که نهضت علمی و فکری در میان نیاکان مــا پدید آمد، بنیانگــذاران علم اهل گوشــهگیری و تنهایــی و تأمل بودند امــا اینبار که به علم و فرهنگ جدید رو کردیم رویکردمان بیشــتر عملی و فرهنگی بود. البته تجدد نمیتوانست در علــم نظری خلاصه شــود، اما در بعضی آموختهها و رسوم قابل تقلیل هم خلاصه نمیشــد. فروغی یکی از نامدارترین کســانی اســت که با علم و عقل اروپایی آشــنا شــده و آن را به هموطنان خود آموخته است.

حســین مصباحیان: پرســش این است که فروغــی چه مواجههای با مدرنیته بهعنوان یک مفهوم و مدرنیزاســیون بهعنوان ســه فرایند مختلف و تجدد بهعنوان فرایندی که در مقابل ســنت قرار میگیرد کرده اســت؟ با مدرنیته و بحرانهــای آن اصلا مواجهه نکرده اســت. دربــاره تجدد وقتــی در آثار فروغی تأمل میکنیم تأکید او بیشتر روی توســعه و ترقی زبان فارســی است و به ســنت و نوشدن آن کاری نــدارد. تصحیحهایی کــه فروغی بر کتابهایــی چون «دیوان ســعدی» و... نوشــته اســت رویکرد انتقادی و تفســیری ندارد و با حــرف جدید کمتریــن مواجهه را برقــرار میکند. مواجهه فروغی با مدرنیزاســیون نیز تنها به معنای تعمیق دستاوردهای فکری- سیاســی- اجتماعی غرب به کشورهای دیگر است. بنابراین از لحاظ فردی به نظر میرسد انگار رکن سیاسی مدرنیته با او وحدت پیدا کرده است. اما این نکات با یک ملاحظه همراه است و آن محافظهکاری افراطی توام با ترس فروغی در برخورد با رضاشــاه اســت. بنابرایــن فروغــی وقتــی وارد صحنه سیاسی کشور میشود که جامعه یک دوره به عقب نشسته است. چراکه قبل از آن مشــروطیت داشتهایم که آزادی به نحو نســبی مستقر بوده است. دوره رضاشــاه بازگشــت مطلق به استبداد اســت و یکی از کارگزارهای اصلی آن هم فروغی است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.