رئیسي كنار سر ميرفتد،بيراهنمتشهرخياو مبشااورقا تليبابف:ه دور دوم ميكشید

هيچ روزي نبود كه در نظرسنجيها رئيسي بالاتر از آقای قاليباف باشد

Shargh - - سياست -

نحوه ورود آقــاي قالیباف به انتخابــات از ابتدا ↙ چگونه بود؟ شنیده ميشد ايشــان گفته بودند وارد انتخابات نميشــوند؛ مگر اينكه تنها گزينه باشــند و تن به رقابت درونگروهــي نخواهند داد. حتي بعدا هم اعلام كردند قصد نامزدي ندارند؛ اما يكباره وارد عرصه شدند. چرا؟

براي فردي مانند قاليباف كه قبلا در انتخابات شركت كرده بود، حتما حضورشــان در سال 96 نياز به تأملات و ارزيابيهاي دقيقي داشــت و نميشد يكباره ورود كنند. البته طبيعتا چون قبلا هم در دو انتخابات شــركت كرده بودند، در همه تحليلها هميشه در مظان نامزدي بودند و اسمشــان مطرح بود. اين خودبهخود واكنش ايشــان را در پي داشت. نخســتين باري كه اعلام كردند قصدي ندارند، از اين جهت بود. ولي بین زماني كه ايشــان گفتنــد قصدي براي ↙ نامزدي ندارند تــا زماني كــه وارد عرصه انتخابات شدند، فاصله بسیار كوتاهي بود. چه طور شد ايشان به اين سرعت تغییر عقیده دادند؟

اينكه ميگويم، مربوط به قبل از ســال جديد است؛ اما آنچه از آن حضورنداشــتن برداشــت شد، مربوط به گفتوگوي خبرگزاري فارس با ايشان بود كه حالت يك بيانيه هم بــه خود گرفــت. در آن گفتوگو اعلام كرده بودند: شخصا درخواســتي براي نامزدي ارائه نكردهام. خطاب ايشــان به جمنا بود. اين جملــهاي بود كه بعدا به اشتباه منعكس شــد كه قصدي براي نامزدي ندارم. درحاليكه در متن بهروشني مخاطبش پيداست. برخي به اشــتباه برداشــت كردند منظور قاليباف اين بوده كه يعني كســاني نبودند از من درخواست كنند يا من هرگز نامزد نخواهم شد. درحالیكه آن زمان اين بحث مطرح شده بود كه قاليباف از جمنا مطالبه كرده تا نامزد شود، يا شايع شده بود كه شرط گذاشته است و... . يعني هیچ شرطي نگذاشته بود؟ ↙

نخير؛ ايشان به همين دليل و براي رفع شبهات گفته بود من اصلا درخواســتي ندارم. رقابتهاي درون جمنا خيلي ســنگين بود و اگر ايشان ميخواســت به عنوان نامزد نفــر اول جمنا مطرح شــود، آن زمان علني نبايد میگفت اصلا درخواستي ندارم؛ حتی برخی افرادی كه در جلســه دوم مجمع عمومي جمنا آمده بودند تا رأی بدهند، اين را به عنوان انصراف تلقي ميكردند؛ كمااينكه روي آرای ايشان هم تأثير گذاشت. در آن رأيگيري جمنا، رقابت درونگروهي هم وجود داشــت و هيچكدام از آن افراد كــه تا حدي رقيب درونگروهي بودند، در رســانه نميگفتند درخواســتي ندارم؛ اما قاليباف چند روز قبل از مجمــع عمومي، اعلام كرد و دســت جمنا را هم باز گذاشتند كه من درخواستي براي نامزدي ندارم. ايشان در هيچ جلسه مجمع عمومی جمنا هم حضور پيدا نكرد. پس شــما معتقديد مخاطب آقاي قالیباف جمنا ↙ بود؟

مخاطــب آن گفتوگو بــا خبرگزاری فــارس، بله مشــخصا جمنا بود؛ اما چه شد كه ايشان ثبتنام كرد؛ فضايي شــكل گرفته بود كه ايشان تحت هر شرايطي بايد بيايد. از طيفها و قشــرهاي مختلف اين فشارها وجود داشــت. به عنوان فردي كه با ايشــان جلسات متعددي داشتم، بايد بگويم برداشت شخصي من اين اســت كه قاليباف خودش قلبا رضايت نداشت نامزد شــود. آنچه ســال 96 ديدم، اين نبود كه ايشان خيلي علاقهمند باشد يا براي نامزدي تلاش ويژهای كند؛ اما با توجه به اقتضائات و شرايطی، در نهايت ايشان ثبتنام كــرد و با بيانيه پرطمطــراق هم آمــد و ثبتنام كرد. خيليها همين را قرينه اين ميگيرند كه ايشــان برنامه ويژهاي از قبل داشــته است؛ اما پاسخ من اين بوده كه ايشان دو بار نامزد بوده، شــهر تهران را اداره ميكرده و براي كشــور طرح داشــته و در جلســات مختلف و مديريت اجرائي كشور حاضر بودند، پس طبيعي است نگاه و برنامه داشته باشد.

ولي عملكرد آقاي قالیباف در يك ســال گذشته ↙ اين را نميگويد. رصد رخدادهاي درون شــهرداري كاملا نشاندهنده اين است كه ايشان براي ورود به رقابتهاي انتخاباتي، برنامه داشته است. بعد از 12 سال، يك شهردار زن انتخاب ميشود. بیمه مديران محلات تازه در سال گذشته اجرائي ميشود. تعديل نیرو كه طبق مصوبه بايد هر ســال انجام ميشــد، متوقف ميشود. برخي انتصابات و تغییرات مديران شــهري و... هم اين شبهه را تقويت ميكند كه ازقضا ايشان كاملا برنامه داشتهاند. از ايــن دســت مثالهــا اگــر میخواهيــد بزنيد كه مثالهای بهتری هست. ايشــان صد كيلومتر مترو را در ســال 95 و 96 پيش برد. در اين دو ســال پايانی هر ماه يک ايســتگاه مترو افتتاح كرد. در منطقه هرندی تحول ايجاد كرد و برای هميشــه معضــل كارتنخوابی را در تهران حل كــرد و مراكز بهــاران را برای اشــتغالزايی آنها ايجــاد كرد. بزرگترين مركز تئاتر خاورميانه يعنــی خاوران را افتتــاح كــرد و اقداماتــی از اين دســت. حقيقت اين اســت كه قاليباف اگر دســت به ســياه و ســفيد هم مــیزد، میگفتند برای انتخابات اســت. روحيهای كه من از ايشــان سراغ دارم هم باعث شد ايشان بیتوجه به اين انگها و برچسبها، برای شهر و مردمش تلاش كند. بــه نظــر ميرســد كه ↙ اصولگرايان از همان ابتدا هم از اينكه همــه تخممرغهاي خود را در سبد ايشان بچینند، ترديد داشــتند. ســابقه دو دوره شكســت بهعــلاوه رخدادهاي يك سال گذشته شهرداري مانند قضیه پلاسكو يا املاك و استخدامها همه و همه قطعا روي رأي آقاي قالیباف اثر گذاشته بوده و اصولگراها هم اين را بهخوبي ميدانستند.

اين را از كســي كه بيرون تيم باشــد، ميتوانيد سؤال كنيــد؛ اما من كــه داخل مجموعه هســتم و جزئيات را ميدانم، بايد بگويم كه از نظر من اين اتفاقات هيچ تأثيري

روي رأي آقاي قاليباف و نگاه منفي نســبت به ايشــان نداشت؛ اما درباره بازنمايي بيروني و قضاوت بيروني هم بايد بگويــم كه من بين اصولگراها چنين قضاوتي نديده بودم. شــايد برخي تحليلهايي كرده باشند؛ اما شخص شاخصي كه با اســتناد به اينها بگويند ما ترديد كردهايم كه از قاليباف حمايت كنيم، من نديدم. ولي آنچه در عمل شــاهد بوديم، دقیقا برعكس ↙ صحبت شماســت. هیچ جريان و شــخصي از آقاي قالیباف حمايت نكــرد. از همــان اول هم حمايت نكردند. همه ترجیح دادند بین قالیباف و رئیســي از تولیت آستان قدس حمايت كنند تا شهردار تهران.

مگر 8۴ و 92 غير از اين بود؟ چه كســي ســال 8۴ از قاييباف حمايت كرد؟ شورای هماهنگی نيروهای انقلاب ســال 8۴ از آقای لاريجانی حمايت كردند. سال 92 هم همينطور. كدام طيفها در اين اجماع پشت سر قاليباف بودنــد؟ جامعه مدرســين؟ جامعــه روحانيت؟ جبهه پايــداری؟ البتــه مــن معتقدم جريــان اصولگرايي بــه معنای جريــان معتقد بــه آرمانهای انقلاب و رهبری و دلسوز كشور و مــردم مشــكلی بــا قاليباف ندارد. من در ســفرهای متعدد با ايشــان بــودم و همه جا بدنه جريان اصولگرايی به شــدت از ايشان حمايت میكردند. ممكن است يك ملاحظاتي باشد درباره برخــي افــراد كه به خودشــان بســتگي دارد. بههميندليــل معتقدم اگر آقای رئيسي به جای آقای قاليبــاف كنــار میرفتند، نهتنهــا فاصله اين نبــود؛ بلكه انتخابــات بــه دور دوم هــم میرفت. همه نظرســنجيهای معتبــر با يــک منطــق دودوتا چهارتا، چنين حالتی را پيشنهاد میدادند. ولي تحلیلي كه وجود دارد، اين اســت كه بعد از ↙ مناظرههاي دوم و سوم بهشدت آرای آقاي قالیباف ريزش كــرده بود. اين را اتفاقا همان نظرســنجيها ميگفت. حتي گفته شد كه آقاي قالیباف روغن ريخته را نذر امامزاده كرده اســت. ديروز هم آقاي ترقي كه اصولگراست، گفت آقاي قالیباف آرايش ريزش كرده بود؛ براي همین به درخواست جمنا كنار رفت. آن روايت روغن ريخته را آقاي آشــنا ابتدا نوشــت و دو، سه تا رسانه مخالف قاليباف هم نمودار كشيدند كه بله رأي كم شــده است. ما بايد به دنبال نظرسنجيهاي معيار و معتبر باشــيم. آنچه از سال 8۴ و 88 و 92 و 96 مجموعه ما به عنوان نظرسنجي معيار پذيرفتيم و اتفاقا با كمترين خطا به نتايج نهايی نزديک بود، نظرســنجی دانشگاه تهران بود كه حتی در انتخابات اخير هم، فقط هفتدهم درصد اختلاف و خطا داشت. اين ميزان خطا در علم آمار يعني نظرســنجي كاملا دقيق بوده اســت. اين قدر دقيق بود كه روز پنجشنبه كه نظرسنجي كردند روحاني 57.5 درصد رأي داشــت و رئيسي همان حدود ۴0 درصد. روز 2۴ ارديبهشت هم همين نظرسنجي نشان ميداد كه انصراف قاليباف نتيجهاش اين ميشــود كه بيش از ۴0 درصد آرا به ســبد روحاني ميريزد. بخشــي مرددند و بخشــي از آرا به ســبد رئيسي خواهد ريخت. قاليباف 25 ارديبهشــت انصراف داد. در اين نظرسنجي هيچ روزي نبود كه رئيســي بالاتر از آقای قاليباف باشد. ما نظرسنجي شــاهد را هم داشــتيم كه همين را تأييد میكرد. البته روند آقای رئيســی به نســبت روز ثبتنام روبهرشــد بود از اول. بنابراين اين حرفي كه روغن ريخته نذر امامزاده شده است، صرفا عمليات رواني رقيب بود. يعني شما معتقديد كه جمنا هیچ درخواستي براي ↙ انصراف از آقاي قالیباف نكرد؟

نه. آنچه ما به آن رســيديم، اين بوده كه حتما نياز به اين بود كه يك نفر كنار برود. يعني قالیباف بــا وجود اينكه ميدانســت رأي ↙ بیشتري دارد؛ اما فداكارانه كنار رفت؟

ماندن دو نفر به نتيجه مطلوب منجر نمیشــد. بايد يك شوك ايجاد ميشد؛ اگرچه با كناررفتن رئيسي شوک بزرگتری رقم ميخورد. آقاي قالیباف با آقاي رئیســي و ديگر دوســتان ↙ اصولگرا جلسه داشتند. در اين جلسه و گفتوگو بود كه به اين نتیجه رسیدند كه آقاي قالیباف كنار برود؟

دراينبــاره من اطلاع دقيقی ندارم. درباره كناررفتن و نرفتن شخص آقاي رئيسي هم اخبار متناقضي به گوش من رســيده و نميتوانم اظهارنظر دقيقي كنم كه ايشان شــخصا قبول داشته كنار برود يا نه. اما آنچه در عمل و واقعيت ديديم، اين بود كه كنار نرفتند. مشــخص نيست كه نقش جمنا يا افراد ديگر چه بوده و مشخص نيست؛ اما چون بودن دو نفر به ضرر بود بايد ختم به اين ميشد كه يك نفر بمانــد. به هرحال نهايتا چون رئيســي كنار نرفت، آقاي قاليباف كنار رفت. بسیاري معتقدند كه يكي از مهمترين اهداف آقاي ↙ قالیباف براي آمدن به عرصه انتخابات گرفتن انتقام سال 92 بود.

تخيل و توهم اســت. ايشــان شــبانهروز در حال كار اســت. همه نگاهش اين اســت كه من چطور ميتوانم به اداره مملكت كمك كنــم. او حس ميكرده بايد يک تحول اقتصادی و اجتماعی ايجاد كند. سابقه ايشان هم همين را تأييد میكند. ايشان قرار است بعد از شهرداري كجا بروند؟ ↙

من حدســم اين اســت كه ايشــان امورات مختلفي دارنــد كه بــه آن خواهند پرداخت. كارهــاي جهادي و پيگيری امور مناطق محروم. در حوزه ساختوســاز اين مناطق، حوزه ســلامت و... كه خارج از فضاي دولتي و بودجههاي خارج از دولتي و شهرداري فعال ميشوند. فراخوانهايــی از قبل بوده و افراد دلســوزی بدون هيچ چشمداشــتی برای كمک آمدهانــد و كارهاي مختلفي انجام دادهاند؛ اما اين را كه دقيقا كجا خواهند رفت، بايد از خود ايشان بپرسيد. گفته ميشود كه ايشان قرار است به ستاد اجرائي ↙ فرمان امام بروند؟

من بیاطلاعم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.