واسازی یک نویسنده

Shargh - - ادبيات -

شرق : «بهرام صادقی هیجدهم دیماه 1315 در شــهر نجفآباد به دنیا آمد و 16 دیماه 1363 در تهران بدرود حیات گفت. او شاعر و داستاننویس نوگرای قرن بیســتم بود که تقریبا در هریک از آثارش به جســتوجوی شــیوههای جدیــد و نویــن ادبی پرداخته اســت. صادقــی چهارمیــن و آخریــن فرزند حســینعلی صادقی، خردهفروشی جز در شــهر نجفآبــاد و جهانســلطان بود که عشــق به شعر فارســی را در صادقی به ودیعه نهاد.» کتاب «بهرام صادقــی» به مراقبت مهــدی نوید با هفت مقاله درباره این نویسنده معاصر و داســتانهایش اینچنین آغاز شــده اســت . «بهرام صادقی » نوشته سعید هنرمنــد اولیــن مقاله ایــن مجموعه اســت که بــه زندگــی و روزگار بهرام صادقی پرداخته اســت. مقاله بعدی «به بهانه خواندن زنجیر نوشته بهرام صادقــی» را ماهان معلمی نوشــته اســت با این مقدمــه : «زنجیر هرکس و هرچیز را به جایــی میبندد. زنجیر اســتقرار و پایبندی را بــا محدودیت و منــع جابهجایی یکجا تولید میکند. خــود زنجیــر و حلقههایــش، جدا از هرچیز و هرکس، تجســم همبستگی است و نیز وابستگی...». مقاله بعدی را آذر نفیســی، منتقد ادبی نامآشــنا نوشته اســت درباره داســتان «آقای نویســنده تــازهکار اســت» از بهــرام صادقی: «برخی داســتانها گویی که با مخاطب خود ســر شــوخی دارند و برخی مخاطبــان را وامیدارند تا مدام بپرســند ماجرا چیســت، نویسنده چه میخواهــد بگوید. آیا قصد شــوخی و بــازی دارد؟» مقالــه بعدی «خودکشــی: نزاع خویشــتن و دیگــران در کلاف ســردرگم » را نسیبه فضلاللهی نوشــته اســت. او نیز تکداســتانی از بهرام صادقی را مبنای مقاله خود قرار داده است. جز این، مقاله دیگری نیز با عنوان «بررسی مسئله هویت» نوشته لیلا صمدیرندی به داســتان «کلاف ســردرگم» پرداخته اســت با این ایده که این داســتان، داستان عجیبی است منعکسکننــده دغدغههــای هویتی دهه ســی که تا دوران مــا نیز درمانی برایشــان یافت نشده اســت. اما یکی از مقالات خواندنی ایــن مجموعه را کیوان طهماسبیان نوشته است با نام «داستان اذان غروب بهرام صادقی به مثابه تمثیلی از خواندن: یک واسازی .» این منتقد پیش از این کتابی مفصل و درخور درباره بهرام صادقی نوشته بود با عنــوان «صادقیه در بیات اصفهان» کــه در آن بــه وجوه مختلــف بهرام صادقی میپرداخت. در این مقاله نیز با خوانشی واســازانه از داستان «اذان غروب» ابداعــات بهــرام صادقی در داستاننویســی مدرن را برمیشمارد. مقالــه آخر این مجموعه به بررســی مرگآگاهــی در داســتان «بــا کمــال تاسف » میپردازد و «مرگ و خویشتن » نام دارد. نســیبه فضلاللهی به تلقی متفاوت بهرام صادقی از مرگ اشــاره میکند در قیاس با دیگر نویســندگان ایرانــی همچــون صــادق هدایت و محمود دولتآبادی و معتقد اســت صادقــی بهجای آنکــه در رثای مرگ زانوی غم به بغل بگیرد به اســتقبال مرگ میرود. نه قهرمانسرایی میکند و در شــیپور مرگ میدمد بلکه مرگ را پیامد ضــروری حیــات میداند. او همچنین اشــاره میکند که مرگ یکی از مضامین اصلی آثار صادقی است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.