اغما

Shargh - - ادبيات - فردريك دار ترجمه عباس آگاهي نشر جهان كتاب

مگره در بلژيك

«مگــره نزد فلاماندها» عنوان رماني اســت از ژرژ ســیمنون که این نیز بهتازگي با ترجمه عباس آگاهي بهچاپ رســیده اســت. سیمنون از مشــهورترین پلیسينویسان معاصر است که در بخش زیادي از آثارش کارآگاه مگره حضور دارد. «مگره نزد فلاماندها» رماني اســت در یازده فصل که در آن مگره بيآنکه ماموریتي داشــته باشــد درگیر یك معما ميشــود. در ایــن رمان، ســربازرس مگره به درخواســت آنا پترس به نزدیکي مرز بلژیك سفر ميکند. او به شهري کوچك در کنار رودخانهاي بزرگ که در آن دهها کشــتي بــاري و یدكکش در انتظار فرونشســتن طغیــان رودخانه پهلو گرفتهاند ميرود. در این زمان، دختري جوان که آخرینبار در خانه آنا پترس دیده شده، ناپدید گشته و به این ترتیب او و خانوادهاش مورد ظن پلیس قرار گرفتهاند. خانواده دختر مفقودشده و برخي از مردم محلي به دلیل رقابتهاي کاري دل خوشــي از خانواده آنا پترس ندارند و ســوءظن پلیس را تشــدید ميکننــد. مگره بيآنکه ماموریتي رسمي داشته باشد شروع به تحقیقاتش درباره گمشدن دختر جوان ميکند و با معماهاي زیادي روبهرو ميشــود. در بخشــي از این رمان ميخوانیم: «طبق معمول، مگره ســاعت هشت صبح بیدار بود. دســتها در جیب پالتو، پیپ بین دندانهــا، مدتي طولاني، بيحرکت مقابل پل ایســتاد. گاهي به رودخانه طغیانکرده نگاه ميکرد و گاهي نگاهش را به عابران ميدوخت. باد به همان شــدت روز قبل بود و هوا بهمراتب از پاریس سردتر. ولي دقیقا مرز را چطور ميشد تشخیص داد؟ از خانههاي آجري قهوهاي بدرنگ که ســمت بلژیك بودند و آســتانه وروديشــان سنگي و پنجرههایشــان با گلدانهاي مســي تزئین شده بود؟ از صورتهاي خشنتر و پرچین و چروكتر اهالي منطقه والن؟ از لباسهاي متحدالشکل خاکيرنگ گمركچيهاي بلژیکي؟ یا از پول هر دو کشور که در دکانها خرج ميشد..؟.».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.