ایران درودی: یکی از خوشبختترینهای زمینم

Shargh - - تئا -

ایــران درودی گفت: امیــدوارم کارهای موزهام بــهزودی تمام شــود و بتوانم با دســتهای خودم، تابلوهایم را در آن نصب کنم. قطعا شــما زنان خوشــحال خواهید بود که اولین زن ایرانی، موزه شخصیاش را بسازد و ۲۰۰ تابلو را در آن به نمایش بگذارد.

به گزارش ایسنا، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی - فرهاد نظری – همراه با مدیر روابطعمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، با حضور جمعی از خبرنگاران در خانه «ایران درودی» - نقاش، نویسنده و کارگردان - «کاشی ماندگار» را بر سردر خانه این هنرمند نصب کردند.

ســازمان میــراث فرهنگی این طــرح را با هدف معرفــی خانههای گنجینههای ایران شروع کرده است.

این هنرمند در مراســم نصب «کاشــی ماندگار» با بیان اینکه هرچه داشــتم بخشــیدم، ادامه داد: من حتی خانهای را که در فرانسه داشتم، فروختم تا صرف ساخت موزهام کنم. خانهای هم که اکنون در آن زندگی میکنم، موزه خواهد شــد تا مردم بیایند و جایی را که من در آن زندگی و نقاشــی کردهام، ببینند. دلم میخواهد وقتی از این خانه بیرون میروید، به خودتان بگویید کســی را دیدیم که گفت «یکی از خوشبختترینهای روی زمین هستم».

این نقاش اظهار کرد: همیشــه از بچگی میخواســتم روزی سربلند بگویم که من از سرزمین فردوســی میآیم، زیرا اگر فردوسی نبود، امروز نمیدانیم با چه زبانی با هم صحبت میکردیم. خوشحالم سال گذشته توانســتم در ۸۰سالگی و روز تولدم که ۱۱ شهریور است، کلنگ موزهام را بزنم. درحالیکه در بخش سیسییو بستری بودم، اما خودم را به محل کلنگزنی موزه رساندم و حتی نیمساعت سخنرانی کردم، در شرایطی که پزشکم با این کار مخالف بود.

درودی بیان کرد: برایم جالب اســت، به من پیام میدهند که شــما «مادر بشریت» هستید. برای یک نفر مهم است که بداند مردم در حیاتش، او را دوســت دارند. من در کتاب «در فاصله دو نقطه» که زندگینامهام نیســت، اما به نحوی درس زندگی اســت، درباره سختیهایم نوشتهام. وقتی آدمیزاد اراده کند، به هر چیزی که میخواهد میرســد. من از خدا خواســتم که فرزند لایقی برای وطن باشم. تا ۹سالگی در مشهد زندگی میکردم، وقتی یک روز همراه با پدرم که خیلی ایرانپرست بود، به مقبره فردوســی رفتیم، به من گفت «با احترام راه برو، زیرا اینجا جای مقدسی است. ایران ما به کسی که در اینجا دفن است، مدیون است».

این هنرمنــد ادامه داد: از آن روز تصمیم گرفتم حتی اگر شــده، یک ناخن کوچک فردوســی باشــم تا پدرم به خاطر داشتن فرزندی مثل من ســربلند باشد. متأسفانه حدود ۳۰ سال است که پدرم را از دست دادهام. از شــما هم میخواهم یادتان بماند که فارســی را درست صحبت کنید و بنویسید.

او همچنیــن یــادآوری کرد: من زمانــی در تلویزیــون کار میکردم و کارگردان بودم. ۸۰ فیلم ماندنی بهصورت آرشیو از نویسندگان، شاعران و هنرمندان دیگر ساختهام.

درودی با اشــاره به اینکه زمانی صفحهای در اینســتاگرام باز کردم، گفت: آنقدر که پیامهای اشتباه فارسی میدادند، حاضر نبودم آن پیامها را بخوانم، به همین دلیل صفحهام را بســتم، زیرا معتقدم زبان فارســی هویت ماســت، پس درست بنویسیم و به آن احترام بگذاریم. مردم از ما شناســنامه نمیخواهند، اما وقتی درست صحبت کنیم، نشان میدهیم که فرهنگمان را میشناســیم. با آنکه ۶۲ سال در فرانسه زندگی کردهام، امــا امکان ندارد زمانی که به زبان فارســی صحبــت میکنم یک کلمه فرانسوی از زبان من بشنوید، زیرا به فارسیصحبتکردن اعتقاد دارم.

درودی بیــان کرد: خواهش میکنم ایران را بــا قیمت گرانی که باید برای آن بپردازید، دوســت بدارید. ایران را بــا وجود زخمهایی که دارد و هنرمندهایش را با ضعفهایی که دارند، دوست بدارید. من پر از ضعف هستم، اما به حرفهای که در آن کار میکنم، معتقدم. من بهعنوان یک زن ایرانی، در سیاست دخالتی نداشتهام، اما هویت ایرانیام برایم مهم است. هرکسی که ایران را دوست دارد، سختیهایش را هم تحمل میکند. برای من، ایران قبل از خانواده و همه هستی من است. ملت ما، ساکت است و چیزی را که فکر میکند نمیگوید؛ اما جایی که باید حمایت کند، میکند.

این نقاش با یادآوری گذشــته و نمایشــگاهی کــه در موزه هنرهای معاصر بــر پا کرده بود، ادامــه داد: مهمترین نمایشــگاه را من در موزه هنرهای معاصر گذاشتم که آن زمان، یکی از پربازدیدترینها بود و مجبور شــدند چند ســالن از موزه هنرهای معاصر را در اختیــارم قرار دهند تا تابلوهایم را به نمایش بگذارم. شما بهعنوان زن ایرانی باید بدانید که به این وطن متعهد هستید. بزرگترین آرزوی من این است که قبل از هر چیز، خدا ایمان من را به خودش بیشــتر کند، زیرا ایمان و عشق به ایران من را به اینجا رسانده است.

او با بیان اینکه امیدوارم روزی لوح موزه - خانه درودی را سردر خانه من بزنند، گفت: خانه من هم قشــنگ است و هم جایی است که من در آن زندگی کردم و تکتک اشیای آن را با عشق انتخاب کردم. هیچچیز در خانه من تصادفی نیست و نمیدانم چطور باید خداوند را سپاسگزار باشم که حرفهای مثل نقاشی را که هنر ناشناختهای است، به من نشان داد.

وی خطاب به خبرنگاران زن حاضر در این مراسم بیان کرد: استقلال مالی داشــته باشید؛ وقتی به کسی وابستگی مالی ندارید، میتوانید تمام شــخصیت خودتان را بروز دهید. شما مادران آینده این سرزمین هستید؛ پس ســعی کنید از خودتان اثری به جا بگذارید. احســاس مســئولیت کنید، زیرا شــما مسئول هستید و باید کاری انجام دهید تا آیندگان برایتان دعا کنند. خودتان را با من که ۸۰ ســال دارم، مقایسه کنید. من هنوز کار میکنم، گرچه حرکت جســمیام کمتر شده که آن هم خواست خداوند است و میپذیرم و در این مدت حتی یک دقیقه هم به مرگ فکر نکردم. پس سه سال دیگر هم میهمان شما هستم.

این هنرمند با بیان اینکه نقاشــی یک هنر شــخصی اســت و از قلب برمیخیزد، اظهار کرد: من میتوانم دنیای خودم را نقاشی کنم و بگویم اینچنین دنیا را میبینم. به همین دلیل در عمرم شاگردی نداشتم، چون نمیتوانم به دیگران بگویم شــما هم مثل مــن ببینید. من به بزرگترین مدرســههای هنر فرانسه هم سر زدم، اما از نقاشــان دیگر یاد گرفتم نه کلاس درس. تابلویی که احمد شــاملو آن را «سلطه بودن» نام گذاشت، در ۱۱ ساعت و روی زمین کشیدم. ادامه در صفحه 14

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.