از هیجانهایانت شخاوباتریتا ب شاییدهرا و يشایندهای96حمایت از دولت

Shargh - - پژواك - سیداحمد مرتضوی

انتخابــات دوازدهمیــن دوره ریاســتجمهوری با همه شــور و هیجان و فرازونشــیبی که داشــت، به پایان رسید. اکنون زمان آن رســیده است که گروهها و جناحهای مختلف اعم از راســت و چپ، میانه و اعتدالی، اصلاحی و اصولی و حتی کســانی که گروهی ندارند تــا ذیل نام آن شناخته شوند، به بررسی و تجزیه و تحلیل نتیجــه و عوامل و فاکتورهای مؤثر در بروز این نتیجه درخشان بپردازند.

گروههای سیاســی چنانچه میخواهند در صحنه سیاسی دارای حرکت رو به جلو و حیاتی پویا باشــند و درجــا نزنند یا رو به عقب نروند، لزوما باید بیطرفانه کلاه خود را قاضی کنند و با خود روراســت باشــند و نقایص احتمالی در مشــی و شیوه خود را بررســی کنند و به تدریج بــا قصد بهبود و ماندگاری در صحنه آنها را برطرف کنند و به جاودانگی برسند.

برای بررســی کمــی عمیقتر موضوع بهتر اســت گذری بر آنچه در گذشــته نه چندان دور بر ما گذشت، داشته باشیم. همانطور که همگان به یاد داریم، دوره تبلیغات ریاستجمهوری دهم و مناظرههای انتخاباتی و حضور کاندیدایی که ندای خدمت به محرومان ســر داده بود، هیجان خاصــی به وجود آورده بود که تا آن زمــان بینظیر بــود. هرچه بود و هرچه گفته شــد، بر همگان واضح اســت که همراه بود با بداخلاقیهایی که شایســته تبلیغات انتخاباتی نبــود و در نهایت هم کار به جایی رســید که نباید انتهای مسیر میبود. اثرات آنگونــه اقدامات هنوز بر ســر جامعه ایران ســنگینی میکند. بههرحال رئیسجمهور دهم به پاســتور رفت و دوره چهارســاله دوم خــود را بــه هر شــکل بود به انتها بــرد. در آن دوره اتفاقاتی افتاد که منجر شــد به اینکه کســانی برای ایجاد تغییر و اصلاح امور کشور به صحنه بیایند. از میان همه آنان جناب آقای دکتر حسن روحانی که از شــورای نگهبان هم تأییدیه داشت، پا به عرصه گذاشــت و با شــعار رفع بعضی مسائل داخلی و خارجی اتفاقافتاده در دو دولت گذشــته و گشایش اقتصــادی و سیاســی و برقــراری روابط بهتــر با دنیا فعالیتهای انتخاباتی خــود را آغاز کرد. با کنارهگیری عــارف و جابهجایی آراي او به ســبد روحانی، او با رأی قاطع ملت شریف ایران بهعنوان رئیسجمهور منتخب به ســوي پاستور روانه شــد. روحانی کاندیدای جریان اعتــدال بود. جریانی که طبق بیان خود او با تدبیر آمده بود تا با ایجاد امید به آیندهای روشــن راهگشایی کند. زمانی که از تدبیر صحبت شــد، کســان زیــادی به آن دلگرم شدند و در واقع مردم سکان پاستور را به دست کســی دادند تا طبق قانون در امور مملکت تدبیر کند و امید بیافریند و مشــکلات را یکی پس از دیگری پشــت سر بگذارد.

در کارزار انتخاباتــی هر گروه به فکر این اســت که برنده نهایی باشد و در این راستا شاید بتوان گفت به هر شکل )البته باید مجاز، مشروع، منطقی و مقبول باشد( تمام توانش را به کار میگیرد تا به هدف برســد. البته باید قبول داشته باشیم که حدود و ثغوری را باید رعایت کرد. در این راســتا کاندیدای صلاحیتدار و نیز گروه یا گروههای حامی وی بایــد بتوانند جامعه رأیدهندگان را از گروههــای مختلــف، مــردان و زنــان، جوانــان و پیران، کارمنــدان، سیاســیون، نخبگان، دانشــگاهیان و فرهیختــگان، فعــالان بخشهای فرهنگــی، تجار و بازاریان، دختران و پسران، همه و همه را مجاب کند تا بــه وی رأی دهند، یعنی او را بپذیرند و برنامههایش را قبول کنند. او باید بتواند تفهیم کند که نیازهای طبقات مختلف را درک کرده و بــرای رفع نیازهای آنها برنامه دارد و توانایی این را دارد که کســانی را گرد هم آورد تا مشکلات مردم را بدون فوت وقت، بدون فرصتطلبی و استفادههای جناحی از قدرت حل کنند.

داشــتن برنامه برای حلوفصل مشــکلات موجود و بنیادنهــادن طرحهایی برای آینده بهتــر برای مردم کشــور و جوانــان و ایجــاد فضای سیاســی داخلی و خارجی متناســب با خواســته رأیدهندگان یا حداقل بخــش عمده آنــان، برنامهریزی اقتصــادی به منظور رفع موانع ســرمایهگذاری خارجی و ایجاد اطمینان در میان ســرمایهگذاران، برنامهریزی فرهنگی و اقتصادی برای جذب سرمایههای سرگردان داخلی به شکلی که مردم راغب به همکاری با دولت باشــند، فراهمکردن افزایش اعتبار بینالمللی برای تکتک افراد به شکلی که شایسته ایرانیان باشد، ایجاد تعامل با دیگر کشورها، برقــراری ارتباطــات دانشــگاهی و صنعتــی، تقویت درآمد کشــور از منابــع غیرنفتی از جمله توریســم که در کشــور ما منبعی بســیار تأثیرگذار و قابــل رقابت با منابع فعلی است، نشــاندادن چهرهای خوش و نیکو از مردم و کشــور ایران در دیده جهانیان همه و همه از مسائلی هستند که میتوانند در برنامه مدون کاندیدای ریاستجمهوری توجه مردم را به خود جلب کنند. در کارزار انتخابات هر آنچه گفته میشــود در حافظــه مردم میماند تا چنــد ماه بعد به مطالبه جدی تبدیل شــود. مردم میدانند چــه میخواهنــد و کــدام شــعار قابلیت اجراشــدن دارد. هنگامی که گفته میشود یارانــه زیــاد میشــود، مردم به بررســی میپردازنــد که آیــا این مبلــغ جوابگوی نیازهای زندگی امروزی هســت یا اینکه آیا اساســا امکان این افزایش وجود دارد؟ در مقابل وقتی گفته میشــود بــا دنیا تعامل کنیــم و از تنش و تقابل دور باشــیم، مردم خود به قضاوت نشســته و با حســابگری دقیق گزینــه صحیح را انتخــاب میکنند. گذشــته از آن، اینکه یارانه ملت را افزایش میدهیم، نهتنها حلال مشــکلات نیست و چهبســا مشکلات را تشــدید میکند، بلکه تناسبی با روحیه بلند ایرانیان ندارد و کسی نمیتواند با افزایــش مختصری در درآمد مردم آنها را مجاب بــه برنامه خود کند. البتــه نباید فراموش کنیم یارانه حق بخشی از مردم است و باید به آنها داده شود و هیچ دولتی نمیتواند منتی بر مردم داشته باشد.

همه باید باور داشــته باشیم چه در دولت باشیم یا نباشــیم، چنانچه قدمی برای ملت برداشتیم در درگاه الهی مخفی نخواهــد ماند و موقع حســاب بهعنوان امتیازی برای ما محاســبه خواهد شــد. همچنین شما را به خدا، اگر شایســته کاری نیســتیم یا قانونا نباید در مشاغل خاصی باشــیم، مرد و مردانه کار را به اهلش و به آنهایی که قانون به آنها اختیار داده اســت واگذار کنیم؛ اگر اینگونه شــود به نفع همــه ملت ایران اعم از تمام گروهها و مشــاغل خواهــد بود. نگارنده معتقد اســت همه مســئولان بدون هیچ کم و کاست و بهدور از هرگونــه ریاکاری باید در خدمت مردم باشــند و باید مصالح مردم را بر مصالح شــخصی یــا گروهی مقدم بدارند و اما اعتدالیون فقط به این یکي، دو دوره بسنده نکنند و برای دهههای متمــادی برنامهریزی ممکن را داشــته باشند. وظیفهای بر گردن بزرگان اعتدالی است که به تربیت مدیرانی لایق برای آینده کشــور بپردازند. ملت ایران به اثبات رســانده است که روش میانهروی و اعتدال را بیشــتر پذیراســت. حال که ایــن وظیفه بر دوشمان نشســته، حکم قاطع ملت ایران را ارج نهیم و کســانی را خــارج از حلقههای تنــگ جناحی برای آینده کشــور آماده کنیــم. نکند خدایناکــرده پس از ریاســتجمهوری دکتر روحانی سرنوشت اصولگرایان گریبانگیر اعتدال شود و با دستي تهی در صحنه رقابتی بهمراتب سختتر از امروز حاضر شویم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.