نوسازی دیوانسالاری ایران با نیروهای متخصص

Shargh - - رس - آنخل آرِسه* ترجمه: سعید ارکانزادهیزدی

این روزها دیــوار پرداخت پــول برای محتوای آنلاین مؤسســات مطبوعاتی دوباره به بحثی جدی در اقتصاد رســانهها تبدیل شــده است. آنخل آرســه، عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه ناوارا اسپانیا، در مقالهای که در روزنامه ژورنالیسم استادیز منتشر «» « » کرده، تاریخ دیوارهای پرداخت را بر مبنای نظریه اشاعه نوآوریهای اوِرت راجرز تشریح کرده و گفته است که دیوار پرداخت در قالب یک نوآوری قدیمی، به وســیله راهبران عقایدی مانند روپرت مورداک و روزنامه نیویورکتایمز احیا شــده و اشاعه یافته است. علاوه بر متن اصلی مقاله آرسه در ادامه، در ستون سمت راست مقدمه و در ستون سمت چپ نیز نتیجهگیری مقاله او را میخوانید. مراحل تکامل دیوارهای پرداخت پول

آلن ماتر، کارشناس اقتصاد و مدیریت رسانه، در عبارت معروفی میگفت «گناه نخســتین در میان بیشتر ناشران )ولی نه همه آنها( این بود که به محتواهایشــان اجازه دادند به صورت رایگان در وب مصرف شوند». گرچه دشوار است لحظه دقیقی را مشخص کرد که در آن، به این گناه نخســتین دست زده شد اما همه نشانهها حاکی از این اســت که این اتفاق در میانه دهــه 1990 رخ داده؛ زمانی که اینترنت، بعد از چندین سال توسعه تکنولوژیک، در دسترس بخش روزافزونــی از جمعیت قرار گرفت و زمانی که مبالغ عظیمی از پول به آن اختصاص داده شــد. دورهای بود که اکثر رســانهها باید برای محتوای آنلاین کموبیش مجانی خــود تصمیم میگرفتند و زمانی کــه آنها در نهایــت اخبار دیجیتال رایــگان را فراتــر از اخبار پولی انتخــاب کردند. بــا درنظرگرفتن میانه دهه 1990 بــه عنوان نقطه شــروع، پاراگرافهای بعدی نقاط عطف اصلــی تکامل دیوارهای پرداخت را از منظــر انتخاب آنها به عنوان نوآوریهایي به ســبک قدیمــی در مدلهای تجاری نشــریات دیجیتــال توصیف و تحلیل میکنند. درعینحال، این نکته مطرح میشــود که تاریخ دیوارهای پرداخت میتواند به چهار دوره تقســیم شــود: آزمایشکنندگان و پیشتازان ‪-2000(، )1994‬آزمونهای ناموفق ‪-2007(، )2001‬مبارزه مورداک ‪-2010( )2008‬و مثالی از بازیگران بزرگ ‪.)2014- )2011‬

آزمایشکنندگان و پیشتازان ( 2000-1994(

از اوایــل دهــه 1990، بســیاری از روزنامهها در ایــالات متحده قالبهــای الکترونیک را کــه در جاهایی مثــل «امریکنآنلاین» یا «کامپیوسِرو» و نظایر آن در دســترس بودند، آزمودند. تا پایان سال 1994، همزمان با ظهور وب جهانی و ارائه اولین مرورگر «نِتسکِیپ»، سن خوزه مرکوری نیوز با درستکردن «مرکوریسِنتر»، تحفه آنلاین پیشــتاز خود را عرضه کرد. بهزودی، تا سال 1995 حدود 30 نسخه الکترونیک از روزنامهها در ایالات متحده روی اینترنت بود. بیشــتر آنها با یک حق اشــتراک ماهانه بین پنج تا 12 دلاری به راه افتادند. از آنموقع به بعد، توسعه نسخه آنلاین روزنامهها پرتبوتاب بود و این هم تنها مربوط به ایالات متحده نبود. همانطور که براون اشاره کرده، در سال 1994 حدود 20 روزنامه آنلاین در سراسر جهان وجود داشت؛ تا سال 1999 این عدد به نزدیک پنج هزار رسید که دوهزارو 800 مورد آن تنها در ایالات متحده بود.

بعد از این دوره آزمایشــی و پرجوشوخــروش، اکثر روزنامهها مدلهای تجاریشــان را بر پایــه محتوای مجانــی انتخاب کردند، چراکــه تمهیــدات پرداخت پول بــرای محتوای آنلایــن، عمدتا به صورت حق اشتراک ماهانه، آن طور که انتظار میرفت عمل نکرد و نتوانســت تعداد مناسبی از مشترکان را جذب کند. تا پایان آن دهه، تقریبا تمام آنهایی که سعی کرده بودند بابت اخبار پول بگیرند – از جمله آنها، سن خوزه مرکوری نیوز – به این کار پایان دادند. در سال 1999، براون توضیح داد که او تنها از دو روزنامه خبر دارد که هنوز پول میگیرند؛ والاســتریتژورنال و کمپیننیوزگــزت )ایلینویز( که دومی حق اشــتراک ماهانه 4.5دلاری داشت. در میان روزنامههایی که تصمیم گرفتــه بودند بابت محتوا پول نگیرند، نشــریات بزرگی مثــل نیویورکتایمز نیز وجود داشــتند یا صفحــه زمانبندی فرود هواپیماها به نام «پَثفایندر» در مؤسســه «تایــم» که فرمولهای اشتراک مشــخصی را برای بخشــی از محتوایش امتحان کرده بود اما در نهایت فقط برای مطالب آرشــیوی خود حق اشــتراک طلب کرد. در سال 1998، نیویورکتایمز حتی استراتژی اشتراک 35دلاری خــود را برای خواننــدگان خــارج از ایــالات متحده ادامــه نداد. مارتیــن نیزِنهولتز، رئیس «نیویورکتایمــز مدیاالکترونیک » و معمار «وبســایت نیویورکتایمز»، پیش از آن در سال 1996 گفته بود که «وقتی مردم عادت کنند چیزی را مجانی به دســت بیاورند، سخت است که وادارشان کنیم دوباره شروع به پولدادن کنند.»

این برداشــت بهســرعت در دیگر کشــورها گســترش یافت. در اسپانیا، خوان لوییس سِــبریان، مدیرعامل «پریسا»، گروه رسانهای و ناشر اســپانیایی پیشــروی ال پاییس، اعلام کرد که به نظر میرسد تلاش برای سوددهکردن روزنامهها در اینترنت از طریق سیستمهای سنتی پرداخت محکوم به شکست اســت. فایننشال تایمز، به نوبه خــود، نتیجه گرفت که در میان تعــداد روزافزونی از مردم خواندن آنلاین روزنامههای مورد علاقه بدون پرداخت پول رواج یافته است.

تقریبا همــه گزارشهای خبری در آن ســالها به مورد عجیب والاستریت ژورنال اشــاره میکردند؛ یک روزنامه جهانی بزرگ که از انتهای ســال 1996 استراتژی مشــخصی برای پولیشدن محتوا انتخــاب کرده بود. پیتر کان که در آن زمان مدیرعامل شــرکت مادر روزنامه و مســئول نهایی اســتراتژی پولیشــدن بود، ســالها بعد تصمیم خود را با این کلمات شــرح داد: «سایت را پولی کردم چون جاهل بودم. راه بهتری نمیشــناختم. فقط فکر میکردم مردم باید بابــت محتوا پول بدهند»؛ اما واقعیت این اســت کــه این تصمیم کمــی پیچیدهتر بود. اولیــن تجربههای والاســتریت ژورنالِ آنلاین نســخه اینترنتی رایگان بخش «آخرین اخبار پول و سرمایهگذاری» در جــولاي 1995 بود. در واکنــش به برخورد مثبــت خوانندگان، والاســتریت ژورنالِ تعاملی در آوریل 1996 شــروع به کار کرد. این وبسایت نسخه آنلاین تمام متن روزنامه بود، رایگان برای چند ماه امــا با این تعهد که بعد از تابســتان به یک وبســایت پولی تبدیل شــود. وقتی این اتفاق در سپتامبر 1996 افتاد، والاستریت ژورنال از میان650 هزار کاربر ثبتشده، حدود ‪5 0‬هزار خواننده ثابت داشت. در اولین ماه شــروع به کار اســتراتژی پولی، ایــن روزنامه 30 هزار مشترک جذب کرد. از اول ژانویه 1997، روزنامه در حق اشتراک خود تجدیدنظر کرد – سالانه 49 دلار برای مشترکان جدید و 29 دلار برای مشترکان نسخه چاپی – و تعداد مشترکان به رشد خود ادامه داد و در سال 1998 به 250 هزار و در 1999 به 450 هزار اشتراک رسید.

حتــی با اینکه مورد والاســتریت ژورنال اســتثناییترین بود، در نیمه دوم دهه 1990 نمونههای زیادتری از ناشران بودند – مجلات بالاتر از همه - که تصمیم گرفتند بابت محتوایشــان پول بگیرند. در میان آنها، نشــنال بیزینس ریویو هم بود. همچنین برخی پروژههای ژورنالیســتی جدید صرفا آنلاین، مثــل « ‪The street.com‬ » یا مجله آنلاینی که از ســوی «مایکروسافت» حمایت میشد، ،»Slate.com« سیســتمهای پرداخــت پــول متفاوتــی را امتحان کردنــد. در آن ســالها، در بسیاری از کشورهای دیگر، تلاشهایی برای برقرارکردن فرمولهای پرداخت محدود انجام شــده بود که شامل دسترسی به مطالب آرشــیوی میشــد – در مورد لو تمپز سوئیس )در 1998) – یا تلاشهایی برای تحویل نســخههای سفارشــی از طریق جاهایی مثل «اینفوپِیجر» – در مورد پروژهای که در ســال 1999 به وســیله جروزالم پست راهاندازی شد - صورت گرفته بود.

تا انتهــای آن دهه، اجمــاع نظر عمومی در جهــان مطبوعات ایــن بود که محتواهای آنلاین خبری رایــگان خوانندگان زیادی پیدا میکننــد که میتوان توجه رویهمجمعشدهشــان بــه اخبار را به آگهیدهندگان فروخت. شــیفتگی به اینترنت، خواستههای رسا از شــرکتهایی که به اقتصاد اطلاعات میپرداختنــد و بیم اینکه در نهایت کاغذ به وســیله رسانههای خبری کارآمدتر منسوخ میشود، رویکــردی تقریبا خامدســتانه را برای مدل تجــاری اخبار آنلاین و بازگشــت ســرمایهگذاری روی وب موجه جلوه داد. مدل تبلیغات، مدل تجاری اصلی و تقریبا منحصربهفرد شرکتهای خبری دیجیتال را تشکیل میداد. تنها برخی از درگاهها و برندهای تخصصی که به حوزههایی خبری مثل کســبوکار یا امور مالی میپرداختند ظاهرا بــا ایده پرداخت پول بابت اطلاعات ســازگار بودند. این امر برای دو نوع محتوای دیگر هم صادق بود؛ سکس و ورزش. از آن موقع، این اظهارنظــر که تنها مطبوعات اقتصادی و مالی میتوانند مدل اخبار پولی را انتخاب کنند در سراســر جهان بهکرات تکرار شــده اســت. این گروه کوچک از عناوین نشــریات، با اســتثنا باقینگهداشتن خود توانستند به عنوان اولین «احیاکنندگان نوآوری» توصیف شوند. این نشــریات، با اســتفاده از کلام راجرز وقتی که نوآوران بسیار اولیه را در فرایند اشــاعه توصیف میکند، در سالهای زیادی «منحرفان» از نظام رسانهای جدید دیجیتال تلقی شدند.

با درنظرگرفتن چنین عقیدهای و با وجود والاســتریت ژورنال به عنوان یک مدل تکافتاده اما برجسته برای آنهایی که به گرفتن پول برای اخبار آنلاین فکر میکردند، رســانههای خبری به انتهای قرن بیســتم نزدیک شدند. درســت حوالی تغییر قرن بود که یک اتفاق نامنتظره، بحران داتکام، خط ســیر جدیدی را در تلاش رسانههای خبری برای پولگرفتن بابت محتوای آنلاینشان تعیین کرد.

هیجانزدگی آزمونهای ناموفق ( 2007-2001(

حباب معروف بــه داتکام که در ســال 2000 ترکید نهتنها یک زلزله واقعی برای شــرکتها و سرمایهگذارانی بود که با کسبوکار اینترنت روبهرو بودند بلکه شکست هولناکی برای انتظارات فزاینده از وعدههایی بود که اقتصاد جدید سر میداد. شرکتهای رسانهای که به رونقگرفتن «اقتصاد جلب توجه» به عنوان اســاس توســعه کســبوکار خود اطمینان داشتند، شروع به تجدید نظر در فرضیات خود کردند. ایــن امر مخصوصا بــرای روزنامههایی صادق بود که کسبوکار سنتی آفلاین آنها رو به نزول بود، از سقوط بازار تبلیغات صدمه زیادی خورده بودند و ســقوط تبلیغات در حوزه تکنولوژی و امور مالی وضع آنها را وخیمتر کرده بود.

بعــد از ترکیــدن داتکام، ایده پولگرفتن دوبــاره برای محتوای آنلاین در ســر هرکســی بود. در عالم آکادمیک، برخی کارشناســان خواســتند که بازبینیای در مدلهای تجاری رایــج اخبار دیجیتال در اینترنت انجام شــود. همزمان، تیترهایی خبری مثل «ما باید پول بدهیم»، «جهش از محتوای رایگان به حق اشتراک» یا «آرشیوهای آنلاین میخواهند حق اشــتراک جمع کنند» بارها در سراسر جهان تکرار شد و این واقعیت را منعکس میکرد که روزنامههای مختلف قدمهــای محکمی برای افزایش درآمد خود با درخواســت پول از خوانندگان برداشــتهاند. بین سالهای 2001 تا 2003، استراتژیهای جدید پولگرفتن و ابتکاراتی در قیمتگذاری امتحان شد.

از یک ســو، تعداد زیادی از نشــریات با کمال استفاده از توسعه سیســتمهای پرداخت خُرد، به صورتی کاملا بیپروا فروش مطالب آرشــیوی آنلایــن را رواج دادند. تقریبا همــه روزنامههای بزرگ، از نیویورکتایمز تا لوموند، از ســال 2001 نیروی زیادی برای این تغییر

شیفتگی به اینترنت، خواستههای رسا از شرکتهایی که به اقتصاد اطلاعات میپرداختند و بیم اینکه در نهایت کاغذ به وسیله رسانههای خبری کارآمدتر منسوخ میشود، رویکردی تقریبا خامدستانه را برای مدل تجاری اخبار آنلاین و بازگشت سرمایهگذاری روی وب موجه جلوه داد. مدل تبلیغات مدل تجاری اصلی و تقریبا منحصربهفرد شرکتهای خبری دیجیتال را تشکیل میداد

وارد آوردنــد. این فعالیــت تجاری بهخصــوص در اروپای مرکزی طرفدار داشت. در آلمان، بین سالهای 2001 و 2002 همه برندهای بزرگ مربوط بــه روزنامهنــگاری )فرانکفورتر آلگمانیــه زایتونگ، زودویچه زایتونگ، اشپیگل، دی ولت و ...( پیشنهادهایی از این دست را رونق داده بودند و همین اتفاق مشابه برای عناوین سوئیسی مثل نایه زورچر زایتونگ یا نشــریات مؤسسه «تامدیا» (فکتس، زانتاگس زایتونگ، تاگس- آنسایگر و فینانز اوند ویرچافت( رخ داده بود.

یک راه دیگرِ فروش محتوای الکترونیک که در آن سالها طرفدار پیدا کرده بــود روزنامه الکترونیک بود؛ نســخهای کامل از روزنامه چاپی که در قالب پیدیاف منتشــر میشــد. بین ســالهای 2002 تــا 2003، این نوع فــروش میان روزنامههای بــزرگ آمریکای لاتین )برای مثال، کلارین و لا ناسیون در آرژانتین، ال تیمپو در کلمبیا و ال ناسیونال در ونزوئلا( مرسوم بود. در اسپانیا، این قالب، وجه تمایزی بود که ال موندو انتخاب کرد و در ســال 2001 نســخه الکترونیکی روزنامه عصر خــود را به راه انداخت. تا ســال 2004، بین 30 تا 40 روزنامه در آلمان بودند کــه در قالب روزنامه الکترونیک به فروش میرفتند. برای نمونه، فرانکفورتر آلگمانیه زایتونگ خدمات روزنامه الکترونیک خود را از طریق اشتراک ماهانه 25یورویی ارائه کرد.

ســومین رویکرد به پولگرفتــن بابت اخبار آنلاین که شــباهت بیشتری به سیستم والاستریت ژورنال داشت، ایجاد فضای اینترنتی حــاوی محتواهای باکیفیــت فقط برای مشــترکان بــود. روزنامه مکزیکــی رفورمــا و روزنامه اســپانیایی ال موندو در ســال 2002، لوموند در ســال 2003 و روزنامه کانادایی گلوب اند میل در ســال 2005 مثالهــای مهم این امکان انتخاب بودنــد. در ایالات متحده، برخی روزنامهها مثل روچستر- پست بولتین، تولسا ورلد، آلبوکوئرک ژورنال و کلمبوس دیســپچ در کلانشــهرها از پیشــروان اشــتراک اینترنتــی محتواهای خبری باکیفیت بودند. ســرانجام تعداد زیادی از مطبوعات اقتصادی نیز در آن ســالها این مدل را انتخاب کردند؛ در این روزنامهها سطح دسترسی به محتواهای رایگان محدودتر از روزنامههای عمومیای بود که از این مدل استفاده میکردند. برخی نمونههایی از این دســت عبارت بودند از امبیتو فینانسیرو آرژانتینی (2001(، فایننشال ریویو اســترالیایی )2006( و هندلسبلات آلمانی (2001(. همچنیــن در ســال 2002 بود که فایننشــالتایمز تصمیم گرفت قســمت اعظم وبسایت خود را پشــت دیوار پرداخت قرار دهد و حق اشــتراکی ســالانه 140دلاری برای دسترســی کامل به محتوای روزنامه برقرار کرد.

در میان این ســه روش قیمتگذاری برای محتواهای مشــخص آنلایــن که گاهــی مکمل یکدیگر هم میشــدند، در آن ســالهای اولیه قرن جدید تجربههای دیگری هم امتحان شــدند. برای نمونه، ابتکاراتی برای پولگرفتن بابت محصولات ویژه انجام شــده بود؛ از جــدول کلمات متقاطع نیویورکتایمز تــا بخش «تقویم زندگی» در لسآنجلس تایمز یا پوشــش ویژه تیم فوتبــال «گرین بی پکرز» در میلواکی ژورنال ســنتینل. در موارد دیگر، درخواست اشتراک آنلاین از خواننــدگان خارجــی بر جای خــود باقی ماند، گرچــه برخی از برندهای شناختهشده حوزه روزنامهنگاری، مثل تایمز و ساندیتایمز بریتانیایی، این کار را در این دوره زمانی بعد از ســالها پایان دادند. روزنامههای مشــخصی نیز از درآمد نهفته حاصل از حضورشان در جایگاههای بزرگ الکترونیک کمال اســتفاده را کردند؛ مثل مجلات فُلها د ســائو پائولو و ادیتورا ابریل در وبسایت «برزیلین یونیورسو آنلاین» یا بســیاری از روزنامههای روســی در وبســایت نشــریات الکترونیک «ای- روسلند». بااینحال، میتوان گفت که سنگبنای این تلاشها برای پولیکردن اخبــار دیجیتال دو تجربه ناموفق بود - بســیار بلندپروازانهتر از نمونههای ذکرشده در بالا - که در اروپا و ایالات متحده انجام شد.

ال پائیس، روزنامه پیشــرو و باکیفیت اســپانیایی، در اواخر سال 2002 اعــلام کرد نســخه اینترنتیاش که تا آن زمــان کاملا مجانی بــود، تنها در دســترس مشــترکان روزنامــه چاپی یــا خوانندگان آنلاین جدیدی قرار میگیرد که حق اشــتراک ســالانه 80 یورویی یا ششماهه 50یورویی را پرداخت کرده باشند. این روزنامه با پیروی از مدل والاستریت ژورنال، راهی افراطیتر برای «بستن» وبسایتش انتخاب کــرده بود که تا پیــش از آن، هیچ روزنامه بــزرگ اروپایی دیگــری جرئت امتحان آن را به خود نداده بود. در دو ســال و نیم، ال پائیس 45 هزار مشــترک برای نسخه آنلاین پولی خود به دست آورد اما این تعداد به اندازهای کافی نبود که بتواند مدیرانش را قانع کند این مدل میتواند آیندهای داشــته باشــد. آنچه آنان متوجهش شدند این بود که روزنامه بخش زیادی از دیدهشدنش در اینترنت را در برابر نزدیکترین رقبایش از دســت داده بود. کمی پیش از جشن سومین ســالگرد اســتفاده از این روش، ماجراجویی در ژوئن 2005 به پایان رسید.

خدمات «تایمز سِلِکت» که یک نوع خدمات پولی نیویورکتایمز بود، با وجود تفاوت در بسیاری از جنبهها، در رویکرد آزمایشی پروژه اسپانیایی شریک شد. این خدمات جدید سعی میکرد بابت محتوای ستون یادداشتهای تأثیرگذار و پرطرفدار با حق اشتراک 7.95 دلار در ماه یا 49.95 دلار در ســال پول بگیرد. با اینکه «تایمز ســلکت» در تقریبا دو ســال 300 هزار مشــترک به دست آورد، در سال 2007 متوقف شــد. علت این تصمیم این واقعیت بود که درآمد حاصل از اشتراک اضافهشده مشــترکان آنلاین، کاهش درآمد تبلیغات را که از نزول ترافیک اینترنتی و تغییر شــدید فضای آنلاین انتظار میرفت جبران نکرد.

تجربیــات ناامیدکننــده ال پائیــس و نیویورکتایمــز تمایل به استراتژیهای پولی آنلاین را – دستکم در مورد نشریات عمومی - که در پی هیجانزدگی بحــران داتکام آمده بود پایان داد. حتی با اینکه برخی از سیســتمهای پرداخت پول که در بالا اشاره شدند در نشــریات مشخصی باقی ماندند، تا پایان ســال 2007 اجماع نظری عمومی وجود داشــت بر ســر اینکه محتوای رایــگان بهعنوان راه اســتاندارد بهرهگیری تجاری از اخبار دیجیتال باقی خواهد ماند. تا آن زمان، دیگر تنها برخی از برندهای خیلی ویژه مثل والاســتریت ژورنال یا فایننشالتایمز توانایی داشتند که روی تحقق ظرفیتهای درآمدی از اطلاعات آنلاین ســرمایهگذاری کننــد. میراثی که از این دوره بــرای آینــده باقی مانــد، مفهوم «دیــوار پرداخــت» بود که در همین ســالها شــروع به اســتفاده از آن شــد؛ بهویژه در نتیجه راهاندازی خدمات «تایم سلکت».

بعــد از تقریبا یک دهه آزمون و خطا و بدون مدلهای روشــن و امتحانشده درباره گرفتن پول بابت اخبار آنلاین – سوای آن نشریات اقتصــادی «ویژه» - بازار اخبار اصلا نمیدانســت که پرداخت پول به وســیله کاربر نهایی بتواند در آینده نزدیک بهعنوان یک نوآوری واقعی برای تجاریسازی اخبار آنلاین مورد قبول واقع شود.

مبارزه مورداک ( 2010-2008(

در فوریه ســال 2008، کریس اندرســون، ســردبیر مجله وایرد، گزارشــی را روی صفحه اول مجلهاش آورد با تیتــر «اقتصایگان» )ترکیب دو واژه اقتصاد و رایگان(. او اســتدلال میکرد دوران نوعی اقتصاد فرارســیده که رایگانبودن باید یــک نوع قیمت ویژه و مهم به حســاب آید و اینکه یکــی از قدرتمندترین نمودهای این اقتصاد، رایگانبودن محتوا در اینترنت اســت. او به دقت توضیح داد: «بعد از یکدههونیم تجربه بزرگ آنلاین، دعواهای اخیر بر ســر محتوای آنلاین رایگان یا پولی در حال بهپایانرســیدن است. در سال 2007، نیویورکتایمز رایگان شــد. امسال، بســیاری از مطالب والاستریت ژورنال نیز همینطور خواهد شد.»

اندرسون حق داشــت که تبدیل احتمالی والاستریت ژورنال به یک وبسایت رایگان را نقطهعطفی در مسیر «اقتصایگان» بداند. او ممکن بود بهدرســتی فکر کند که با درنظرگرفتن اظهارات عمومی مالــک جدید این روزنامــه، روپرت مورداک، ایــن تحول رخ خواهد داد، امــا نیت اولیه مورداک در رایگانکردن والاســتریتژورنال که همزمان با علاقه مورداک به «داو جونز» در ماه می 2007 ابراز شد، به واقعیت نپیوست. غول ثروتمند استرالیایی در نقش مالک جدید تنها روزنامه جهانی بزرگی که از دیوار پرداخت پول استفاده میکرد، بعــد از تحلیلِ تحولات مدل تجاری روزنامــه، نظرش را تغییر داد. میتوان گفت مورداک به سمت ایجاد اخبار دیجیتال پولی برگشت؛ تقریبا در همان زمانی که اندرســون درباره بهپایانرسیدن دعواها بر سر محتوای آنلاین رایگان در مقابل محتوای پولی سخن گفت. این تصمیم مورداک و شــرکتش، «نیوز کورپوریشن»، سرانجام در قالب یک اســتراتژی «فریمیوم» (ترکیبــی از دو عبارت به معنی رایگان و پرداخت اضافی( برای محتوای والاســتریت ژورنال تجسم یافت؛

حضور باشــکوه مردم در انتخابــات روز جمعه 29 اردیبهشــت، به انتخــاب آقای دکتر «روحانــی» برای دور دوم مسئولیتشــان بهعنوان رئیسجمهوری اســامی ایــران، انجامیــد. اکثریت مردم نشــان دادند که سیاســتهای ایشــان را تأیید میکننــد. اکنون بهعنــوان مطالبه از رئیسجمهور آینده میتوان فهرستی از مهمترین درخواستهای بخش علمی کشور را ارائه کرد که شاید مهمترین آن بهکارگماردن مدیران لایق در بخش آموزش و پژوهش، بهکارگیری نخبگان داخلي در اداره کشور و سرمایهگذاری مادی و معنوی از سوی دولت و تأمین بودجه برای انجام فعالیتهای دانشــمندان است. نگارنده لازم میداند که درخواستهای راهبردی و مشخصتر را بهاختصار به شکل زیر بیان کند:

1- کشور ما از دید انرژی در یکی از حساسترین نقاط جهان واقع است. رفتن به ســوی انرژیهای نو با اســتفاده از توانمندیهای زمینشناختی فات ایران از نکات راهبردی اســت. در این زمینه سرمایهگذاری وسیعی برای توســعه علم و فناوری در دنیا انجام شــده که باید با همکاریهای بینالمللــی جــدی از این دســتاوردها در داخل کشــور اســتفاده کرد. کشورهای اروپای مرکزی و غربی ســرمایهگذاری وسیعی برای مطالعه و بهرهبــرداری از انرژیهای نو )بهویژه انرژی زمینگرمایی( آغاز کردهاند. جالب اســت که نیروگاه زمینگرمایی «شولتز سو فوره» در شمال استان آلزاس فرانسه )نزدیک مرز آلمان( پس از یک سرمایهگذاری 23ساله در جــولای 2010 به بهرهبرداری رســید و از پاییز 2010 با تولید 1.5 مگاوات برق برای اســتفاده در شهر «شولتز سو فوره» در شبکه تولید برق فرانسه قرار گرفته است. تولید انرژی زمینگرمایی در عمق پنجکیلومتری زمین با حفر سه چاه انجام میشود. پروژه «شولتز سو فوره» در آلزاس فرانسه با سرمایهگذاری 80 میلیونیورویی ایجاد شده است. استفاده و بهرهبرداری از این نوع نیروگاهها در اســتانهای تهران، مازندران، اردبیل و... میتواند در دستور کار جدی دولت دوازدهم قرار گیرد.

2- آقای رئیسجمهور «روحانی» لازم است تا به بهکارگیری کادرهای متخصص و نخبه ایرانی در بدنه دولت توجه خاص کنند )تأکید میکنم در بدنه دولت و نه صرفا در بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان(. پســتهای تخصصی و حرفهای در ســازمانهای علمی نباید با مدیران صرفا باتجربه و شناختهشــده از قبل اشغال شــود. کادرسازی خوبی در داخل کشور از نسلهای جدید و جوان ایرانی با تسلط بر یک یا چند زبان بینالمللی و آشنا به مناسبات بینالمللی انجام شده است. این نوسازی دیوانســالاری ایــران با نیروهای دانشــمند جوان، خــاق، متخصص و کاردان )به شرط استحقاق( از بزرگترین خدماتی است که رئیسجمهور «روحانی» میتواند در دوره دوم ریاستجمهوری خود به ایران کند. وقتی مدیران ناآشنا و غیرمتخصص بر سر کار باشند، سؤالهایی مطرح میکنند که اساسا «ســؤال نیستند»، یا آرزو هستند یا با واقعیتها و شرایط کشور تناسبی ندارند؛ آگاهیهایی گاه ناپخته و گاه مستقیم و سادهشده و رسیده از دنیــای بیرون )با بهرهگیــری از فناوریهای برخط ارتباطی( هســتند. کارایی و بهسرانجامرســیدن پژوهشها نیازمند مشــارکت دانشمندان و پژوهشگران در «طرح سؤال» و «طرح مسئله» است.

3- در هر شرایطی، ارتباط علمیای که با انتخاب کشورهای گوناگون – حتیالمکان پیشــرفته – توسعه یابد، میتواند به نفع توسعه علمی و جامعه آکادمیک و دانشگاهی ایران باشد. این ارتباط متنوع و با کشورهای گوناگون هم فرصــت بهرهگیری از تجربیات متنوع را برای دانشــمندان ایرانی فراهم میکند و هم خطر وابستگی به یک مکتب آکادمیک خاص را از بین میبرد. ضمنا در تغییر شرایط در کشورهای دیگر میتوان مقصد ارتباطهای علمی را به سوی کشور دیگری بهتدریج تغییر داد.

4- با توجه به جهت غالب در مهاجرت نخبگان، کشــور ما متأسفانه در سالهای اخیر مبدأ سفر خیلی از نخبگان به مقصد دنیای صنعتی و پیشــرفته بوده و این مهاجرت از نخبگان درجهیک در سالهای اخیر به لایههــای پایینتر از طبقات تحصیلکرده و نیروی کار – در قســمتهای مختلف- گســترش نیــز یافته اســت. باید مراقب باشــیم کــه تعریف ارتبــاط بینالمللــی به صورت عقد تفاهمنامه از ســوی دانشــگاهها و پژوهشــگاههای خارج با همکاران و همتایان داخلیشــان برای معرفی دانشجوی نخبه و درجهیک به دانشگاههای کشورهای صنعتی درنیاید! در این صورت مهمترین بخش وظیفه دانشــگاههای داخل از دید طرف خارجی به یافتن نخبگان و آمادهســازی و انتخاب اصلح برای ارسال به لابراتوارهای تخصصی بینالمللی خواهد بود. این کار هرچه باشــد اولا همــکاری و ارتباط علمی بینالمللی برای انجام کار مشــترک علمی در جهت منافع ملی ایران نیست و همچنین حاصلش تهیترکردن کشور از نیروهای انسانی نخبه و درجهیک خواهد بود.

5- امکانات کشــور در زمینه دریافــت ارز خارجی و امکان مبادلات و خریدهای خارجی در مدت این پنج ســال بهتدریج کمتر شده است. تولید ناخالــص داخلی در این مدت از بیــش از 500 میلیارد دلار به حدود 420 میلیارد دلار رســیده اســت. جمعیت کشــور در این مدت از حدود 75.4 میلیون نفر به حدود 80 میلیون نفر رســیده اســت. آمارها نشــان از اثر مســتقیم این تحولات اقتصادی و اجتماعی بر وضع توسعه علم در ایران داشته است. در پنج سال گذشته تولید ناخالص داخلی به دلیل وضعیت رکود کاهش یافته و ســرعت رشد علمی ایران نیز بهتدریج کاهش یافته است )گرچه تعداد مقالات تولیدشــده همچنان روندی رو به رشد نشان میدهد(. البته دقت کنید که هیچکدام از دانشگاهها یا پژوهشگاههای حتی مهم و مطرح ما در شــاخص جدیدی که از سوی مؤسسه تامسونرویترز برای سنجش «نوآوری» از سپتامبر 2015 ایجاد و گزارش شده است، جایی ندارند. یکي از دلایل این موضوع به عدم مشارکت مؤثرمان در تولید علم و عدم سرمایهگذاری ما در پژوهش بازميگردد.

6- برای برآورد واقعبینانه از آنچه گرمترشدن زمین و تغیرات اقلیمی و خشکســالیهای وســیع در آینده ایران را میتواند موجب شود، لازم اســت مطالعه وســیع و دقیق با تکنولوژیهای پیشرفته در کشور انجام شــود. همه اینها باید در کنار احتمال تحریک رخداد زمینلرزههای بزرگ در منطقهای که خشکسالی مهم رخ داده و حجم و سطح آب زیرزمینی )بین 30 تا 70 کیلومتر مکعب( در سه دهه اخیر از بین رفته است )مانند دره کالیفرنیا در غرب آمریکا و دشتهای تهران، کرمان و مشهد و منطقه آذربایجان ایران( و لزوم بررســی دقیق این احتمال تحریک در اثر مسئله گرمشــدن زمین، در دولــت دوازدهم مورد توجه فــوری رئیسجمهور محترم قرار گیرد. تغییرات اقلیمی بــا تغییرات مهم و پایدار در طبیعت همراه شده است که در سرزمین لرزهخیزی مانند فات ایران میتواند به تحریک رخداد زمینلرزههای بزرگ هم منجر شود.

* استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله عضو وابسته شاخه زمینشناسی فرهنگستان علوم

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.