انتخاب ديوار پرداخت پول در قالب احيای يک نوآوری

تاریخچه مختصر احیای یک نوآوری ددرکسبوکار مطبوعات عصر دیجیتال

Shargh - - رس -

روزنامه والاســتریت ژورنال از ســال 1949، هر 24 دسامبر به عنوان یکی از بخشهای اســتقبال از کریســمس، ســرمقالهای را بــا عنوانی لاتینــی به معنــی «در این ســالِ پس از میــلاد» به قلم مشــهورترین روزنامهنگاران خود منتشر کرده است؛ ســالها این سرمقاله را ورمونت سی رویستر مینوشــت. «در این ســالِ پس از میلاد» که اشارهای است به نیروی جهانی آزادیبخش تولد عیســی مســیح، گفتوگوی پولس با مســیح و ماجرای مشهور «فروافتادن از اســب» او در راه دمشق را به خاطر میآورد. آن حکایــت، در آن روزنامه، به خوبی میتواند به عنوان اســتعارهاي برای «گفتوگویی» بســیار پیشپاافتادهتر بــه کار بیاید. به عبارت دیگر، چنین گفتوگویی به وســیله روپــرت مورداک کمی بعد از خرید شرکت «داو جونز»، ناشــر روزنامه والاستریت ژورنال، تجربه شد؛ تجربهای که بعد از ســالها آزمایش «دکترین» محتوای اینترنتی رایگان، توجــه او را بــه «مذهب» محتوای پولی جلب کــرد. این مقاله توضیح میدهد که چطور ایــن تغییر طرز فکر محتوای رایگان به محتوای پولی در تجاریســازی اخبار آنلاین که مظهرش تغییر فکر مورداک اســت، در دو دهه گذشــته در قالب پیامد عوامل تکنولوژیک، اقتصادی و صنعتی اتفاق افتاده و همچنین نقشی اصلی را که به وسیله شرکتها و رهبران تجاری مشخص ایفا شده برجسته میکند. برای شکافتن این تاریخ متأخر رسانهها، من تصمیمگیریهای رسانهای مشخصی را شناسایی کردهام که میتوانند به عنوان نقاط عطف بزرگی در خط ســیر هنوز ناکاملِ حرکت از رایگانبودن به ســمت ایجاد دیــوار پرداخت پول در دنیای روزنامهها، بهخصــوص در اروپا و آمریکا و البته نهفقط در آن مناطق، در نظر گرفته شوند. نظریه اشــاعه نوآوریها، یک مدل مستحکم ارائه داده است که تعدادی از رشتههای علوم اجتماعی از آن برای تشریح چگونگی گسترش ایدهها، فعالیتها و کالاهای جدید استفاده کردهاند. این نظریه همچنین در بســیاری از مواقع برای توضیح جریان فرایندهــای نوآوری در دنیای رسانهای، هم از لحاظ تکنولوژیک و هم مسائل سازمانی و حرفهای مورد اســتفاده قرار گرفته است. به عقیده راجرز، «یک نوآوری ایده، فعالیت یا پروژهای اســت که به وســیله یک فرد یا واحد دیگرِ انتخابکننده، جدید تلقی میشــود». اشــاعه به نوبه خود ربط پیدا میکند به «فرایندی که به وســیله آن، یک نوآوری از طریق کانالهای مشخص در طول زمان با اعضای یک نظــام اجتماعی ارتباط برقرار میکنــد». انتخاب موفق یک نوآوری اغلب از مدلی با منحنی اِس شــکل تبعیت میکند که گروههای موفق بــه انتخاب نوآوری را در خود جمع کرده اســت: نــوآوران )2.5 درصد(، انتخابکنندگان اولیه )13.5 درصد(، اکثریت اولیه )34 درصد(، اکثریت متأخر )34 درصد( و عقبماندگان )16 درصد(.

در ســالهای اخیــر، انتخاب دیــوار پرداخت پول از جانب نشــریات آنلاین از منظرهایی بسیار متفاوت تحلیل شده است. این تحلیلها شامل مواردی میشوند که روی تأثیر احتمالی این انتخاب بر گسترش اطلاعات باکیفیت در جامعه مطالعه میکنند و نیز شامل تحلیلهایی میشود که تأثیر کنونی و قابلپیشبینی این انتخاب بر مدلهای تجاری رســانهای و ارتباطــش بر تقاضای خبر و همچنین تمایل به روش پرداخت پول را که در بازار وجود دارد، مطالعه میکنند. با این حال، این پدیده بر بستر نظریه نوآوری، به این معنا که با اســتفاده از اصطلاح راجرز بتواند «کاری جدید تلقی شــود» - امری که ویژگی اصلی مدلهای تجاری جدید نشــریات دیجیتال اســت - فهم نشده است. واقعیت این اســت که از سال 2010 یک دســته از گزارشها هر سال اســتدلال میکردهاند ما در «سال رونق دیوار پرداخت» قرار داریم. از منظری که امروز نگاه میکنیم، رشــد دیوار پرداخت میتواند در قالب فرایند اشــاعه یک نوآوری با انواع مختلفی از انتخابکنندگان آن – تاکنون به شــکل نوآوران، انتخابکنندگان اولیه و اکثریت اولیه – و رهبران افکار و رسانههای پیشرو که این فرایند را هدایت میکنند، ترســیم شــود. نباید جای شگفتی باشــد که در دسامبر 2013 ، «انجمن روزنامهها و ناشــران خبری جهان » موضوع «روز نوآوری » خود را که در ســوئد برگزار شــد، به راهحلهای تکنولوژیک لازم برای برپایی موفقیتآمیز دیوارهای پرداخت پول جلوی اخبار اختصاص داد.

بــا وجود اینکه انتخاب دیوار پرداخــت میتواند به عنوان یک فرایند انتخاب نوآوری تحلیل شــود، اما به طور مسلم، باید به عنوان یک مورد از مــوارد «احیای نــوآوری» یا به عنوان یک دســته از تصمیمگیریهای مدیریتی فهم شــود که میتوانســته در منطق «بازاریابی قدیمی» ایجاد شده باشد. در واقع، آنچه در سالهای اخیر یک چیز تازه تلقی شده، از نظر تاریخی مرسومترین راه برای تأمین بودجه رسانهها در قالب ترکیبی نسبتا متعادل از آگهی و تولید و انتشار اخبار بوده است. کاستلانو و همکارانش وقتــی روی صنایعی که احیــای نوآوری در آنها مرســوم بوده، مطالعه میکردند، توضیح دادهاند که خاصترین ویژگی این صنایع اشتیاقشــان برای واردکردن عناصر کنونی گذشته به آینده بوده است.

بهاینترتیب، انتخــاب دیوار پرداخت پول میتواند به عنوان کشــف دوباره عمل تاریخی پولگرفتن بابت اخبار تعبیر شود؛ راهی معمول برای انجام کســبوکار در بیشتر بازارهای نشــریات به جز برخی انواع خاص مطبوعات معروف بــه رایگان که در نتیجه ورود اینترنــت، درباره اخبار دیجیتال منســوخ یا بسیار حاشیهای شــد. همانطور که ناکاشیما اشاره میکند، روزنامهها در حال بازگشتن به استراتژی تجاریای هستند که به خوبی در آن عصر طلایی که پسرکهای روزنامهفروش در گوشه خیابان اخبار صفحه اول روزنامهها را فریاد میزدند، برایشــان کار میکرد. آنها مردم را با یک محتوای آنلاین رایگان وسوسه میکنند، قبل از اینکه از آنها بخواهند پول خبر را کامل بپردازند. چنین بازگشتی به اصول اولیه یا کشف دوباره ارزش اخبار که به عنوان احیای یک نوآوری در نظر گرفته میشود، حاصل تصمیمگیریها و تجربیات بســیاری بوده که از ســوی ناشران در سراسر جهان در دو دهه گذشته اتخاذ شده و در بسیاری از موارد واکنشی به تهدیدات اقتصادی و تکنولوژیک متعددی بوده که روی کسبوکار خبر تأثیر گذاشــته اســت. برای انجام تحلیل، اول از همه در پایگاه دادههای الکترونیــک «فکتیوا» و «لکسیسنکســیس» مروری بــر مطالب خبری صورت گرفت و یک روش جســتوجو بــر پایه کلمات کلیدی مربوط به موضوع تحقیق به کار گرفته شــد . «دیوار پرداخــت »، «رایگان و اخبار ،» «پولــی و اخبار »، «غیرپولی و اخبار » و «روزنامه و کســبوکار » به عنوان کلمات کلیدی اســتفاده شــدند و ترکیباتی از کلمات کلیدی )به همراه ترجمه آنها به زبانهای آلمانی، اسپانیولی، ایتالیایی، پرتغالی و فرانسه( برای شناسایی و گزینش مطالب خبری از روزنامههای 17 کشور )آرژانتین، آفریقای جنوبی، آلمان، آمریکا، اتریش، اسپانیا، استرالیا، انگلستان، ایتالیا، برزیل، پرتغال، ژاپن، ســوئیس، فرانســه، کانادا، کلمبیا و مکزیک( مورد اســتفاده قرار گرفتند. ســوای منابعی که در متن ذکر شدند، تقریبا 300 مطلب خبری درباره دیوارهای پرداخت و دیگر سیســتمهای درخواست پول بابت اطلاعات آنلاین در دوره زمانی ‪-2014 1994‬به منظور مطالعه بازیابی شــدند. گرچه نه نمونهگیری از مطالب نه گزینش کشورها کاملا جامــع نبود، اما برای ترســیم خطوط کلی رویدادهــا و روندهای اصلی در تکامل اســتراتژیهای محتوای پولی در وبسایتهای خبری سراسر جهان، بیش از اندازه کافی بودند.

در ایــن مدل، معــدود مطالب خبری به صورت کامــلا رایگان قابل دسترس هستند، اما قسمت اعظم آنها پشت یک دیوار پرداخت پول قرار دارند، حتی با قیمتی بیشتر از گذشته.

استراتژی «نیوز کورپوریشن» برای والاســتریتژورنال میتواند در بســتر تصمیمهای متفاوتی شکل گرفته باشد که در انتهای سال 2007 به وسیله دو رقیب اصلی آن گرفته شد. از یکسو، همانطور که بحث شــد، نیویورکتایمز در حال بازگشت به استراتژی خدمات خبــری رایگان خود بعد از شکســت پروژه «تایمز ســلکت» بود. از ســوی دیگر، فایننشــالتایمز، روزنامه اقتصادی بــزرگ بینالمللی دیگر، قدمهای بیشتری بهسوی یک مدل اشتراک کامل برای کاربران آنلاین برداشت و در اکتبر 2007 یک سیستم درخواست پول نوآورانه را عرضه کرد که زمانی فعال میشد که خواننده در ماه بیشتر از 30 مطلب رایگان را میخواســت. این لحظه، زمان تولد مدل معروف به «شمارشــی» بود؛ مدل اشتراک اخبار آنلاینی که شاید تأثیر زیادی بر توسعه استراتژیهای پولی آنلاین در سالهای پیشرو داشت.

حرکت اســتراتژیک بعــدی راپرت مورداک در تابســتان ســال 2009 کامل شــد؛ وقتی که انتخاب اســتراتژیهای پولی بیشتری را برای محتوای آنلاین بســیاری از نشــریات دیگر «نیوز کورپوریشن» اعــلام کرد؛ از جمله تایمز و ســان، روزنامههای پیشــرو گروه «نیوز کورپوریشــن» در انگلســتان. این برنامه و پیادهســازی تأثیرگذار آن در مــاه مــی 2010، جاروجنجال بســیار زیادی را ایجــاد کرد. دیگر نهتنها شــکی برای نشــریات اقتصادی و مالی باقی نمانده بود که برای وبسایتهایشــان پول بگیرند، بلکه روزنامههای بزرگ شامل روزنامههــای بزرگ پرطرفداری مثل ســان هم در این زمینه شــک نداشتند. شاید یک ســال قبل، اظهارات مورداک درباره حرکتی مثل این کاملا احمقانه به نظر میرســید، اما در ســال 2009 که شرایط بسیار تغییر کرده بود، مســتقیما روی کسبوکارهای رسانهای تأثیر گذاشــت، بهخصوص بعد از انفجار بحران اقتصادی و مالی ســال 2008 که تأثیر شــدیدش بر مطبوعات بهســرعت در سراسر جهان گسترش یافت.

در فوریه ســال 2009، نســخه آمریکایی مجله تایم صفحه اول خود را به انعکاس این وضعیت وخیم بر کســبوکار روزنامههایی اختصــاص داده بود که با تهدیدات اقتصادی و تکنولوژیک عظیمی روبهرو شده بودند. والتر ایزاکسون، در مقاله «چطور روزنامه خود را نجات دهید؟ یک پیشنهاد معمولی» نوشت:

طی چند ماه گذشــته، بحران در روزنامهنگاری به حد فروپاشی رسیده است. اکنون احتمال دارد ما زمانهای را در پیش داشته باشیم که برخی از شهرهای بزرگ دیگر روزنامهای نداشته باشند و دورانی را پیشرو داشته باشیم که فعالیتهای مجلات و شبکههای خبری با استخدام تعداد انگشتشماری گزارشگر انجام شود.

اما ایزاکســون توضیح مــیداد که تعجبآورتر ایــن بود که این اتفاق زمانی رخ میداد که برخی از این برندهای خبری خوانندگان بیشــتری داشــتند و محتوای آنها بیش از هر وقت دیگری خوانده میشــد. او نتیجه میگرفت مســئله این اســت که مشتریان خیلی کمی هستند که تمایل داشته باشند برای آن محتواها پول بپردازند و محتوای رایگان اساس مدل تجاریای نبود که در آن شرایط معقول باشــد. باز هم مورداک بود که خود خیلی روشــنتر در ســتونی در والاستریت ژورنال نوشت:

محتوای باکیفیت مجانی نیســت. در آینده، روزنامهنگاری خوب بســتگی دارد به توانایی یک ســازمان خبری در جذب مشتریان به وســیله تولید اخبار و اطلاعاتی که آنها بخواهند برایش پول بدهند. مدل تجاری قدیمی که بیشتر بر پایه تبلیغات بود، مرده است.

در سراسر سالهای 2009 و 2010، رکود اقتصادی بحران موجود در صنعــت روزنامــه را وخیمتر کرد و انتخــاب محیط تکنولوژیک درحالتغییر را دشــوارتر کرد؛ محیطی کــه از زمان عرضه آیپد در ماه می 2010 تحت تســلط انقلاب تلفن هوشــمند و ظهور تبلتها درآمده بــود؛ درعینحال، لطمهخوردن روزنامهنگاری از یک بحران هویــت عمیق که از زمان عرضــه تکنولوژیهای نویــن پدید آمده بود، ادامه داشــت. در این شــرایط، قابل درک بود که توجه فراوانی بــه مبارزه مورداک که پیروان زیادی پیدا کرده بود، جلب شــود. اما برخی از این پیروان کوچک نمادین بودند، مثل اکونومیســت که در ســال 2006 پولگرفتن برای محتواهایــش روی اینترنت را متوقف کــرده بــود؛ اما از ســال 2009 به بعد دوبــاره ایــن کار را در پیش گرفت. بازیگران رســانهای دیگر ســرانجام تأثیر زیادی داشتند؛ مثل بزرگترین ناشر اروپایی مطبوعات، «اسپرینگر ایجی»، که به وسیله ماتیاس دافنر مدیریت میشــد. این گروه آلمانی در دســامبر 2009 تغییر در اســتراتژی و انتخاب مدل دیوارِ پرداخت را برای دو برند از برجســتهترین برندهای خود، دی ولت و بیلد اعلام کرد. در واقع، در شروع سال 2010 دیوارهای پرداخت پول برای برخی از روزنامههای گروه «اســپرینگر» مثل برلینر مورگِنپُســت و هامبورگــر اَبِندبلات از قبل برپا شــده بود. مانند مورد دافنر و «اسپرینگر»، مدیران و ناشران دیگری در سرتاسر جهان در آن ســالها قصد خود را برای انتخاب استراتژیهای پرداخت پول در آینده نزدیک اعلام کردند.

در فرانسه، در ســالهای 2009 و 2010 پیشروان مطبوعات ملی )لومونــد، لو فیگارو، لیبراســیون و لیز اِکــو( برنامههای جدیدی را بــرای پولگرفتن بابت محتــوای خبری آنلاین اجــرا کردند. برخی از آنهــا – مثــل لوموند و لیز اکو- قبل از آن نیز جزء پیشــگامان این حوزه بودند؛ اما تا آن موقــع در ابتکارعملها جرئت کمی به خرج میدادنــد. لا ریپابلیــکا در ایتالیا و ال موندو در اســپانیا دو محرک اصلی این روند جدید در کشورهای خود بودند و آن را با ارائه نسخه دیجیتال خود برای تبلت رواج دادند. در اسپانیا، چاپخانه ال موندو در ســال 2010 کیوسک دیجیتال «اوربیت» را به بازار عرضه کرد که به همان طریقِ اپلیکیشــنهایی کار میکرد که به وســیله ناشــران مختلف در کشورهای دیگر به وجود آمده بود؛ اپلیکیشنهایی مثل «آیکیوسک» آلمانی یا «پیانو» در اسلواکی و نیز بعدتر در لهستان. در نواحی دیگری از جهان که بسیار دورتر بودند، برخی از گروههای رســانهای و روزنامههای خاص، برای تجاریســازی اخبار آنلاین با موج گرویدن به اســتراتژی جدید بر پایه اشتراک همراه شدند. گروه «فیرفکس» در استرالیا یا نشریاتی مثل گلوب اند میل و تورنتو استار کانادایی مثالهای خوبی دراینباره بودند.

مســلما در این دوره اغلــب روزنامههای اقتصــادی و مالی که هنوز استراتژی روشنی برای پولگرفتن بابت اخبار نداشتند، تصمیم گرفتنــد یکی از آنها، چــه گزینه فریمیوم والاســتریت ژورنال، چه مدل شمارشــی فایننشــالتایمز را انتخاب کنند. بدون هیچ شــکی، نیهون کِیزای شــیمبون )نیکی( مهمترینِ ایــن روزنامهها بود؛ زیرا روزنامههــای اقتصــادی ژاپنی واقعــا بالاترین تیــراژ روزنامههای اقتصادی را در جهان دارنــد. نیکی نهتنها در آوریل 2010 یک دیوارِ پرداخت پول برای وبســایتش ایجاد کرد؛ بلکه حتی سیستمی برپا کرد برای جلوگیری از لینکهای غیرمجازی که از رسانههای آنلاین دیگر به صفحاتش متصل میشــدند. یک ســال بعد، ودوموستی، روزنامه اقتصادی روســی، نیــز یک نوع دیوار پرداخــت را انتخاب کرد. این روزنامه در گذشته شــکلهای متعددی از پولگرفتن برای محتواهای مشــخص را آزمایش کرده بود که شــامل یک نســخه روزنامه الکترونیک بود و آخرِ ســر اینکه در سال 2010 فایننشالمیل در آفریقــای جنوبــی اولین روزنامــه اقتصادی در آن قــاره بود که برنامههایش را برای شــروع پولگرفتن از خوانندگان برای دسترسی به محتوای وبسایتش اعلام کرد.

مــورداک و دافنــر بهنوعــی در هیئــت «رهبــران عقاید» عمل کردنــد که تأثیر خود را گذاشــتند و این امکان را بــه بازار دادند که به ســوی مرحله انتخاب اولیه حرکــت کند؛ و با وجود اینکه تعداد درخورتوجهــی از عناوین نشــریات انواعی از دیوارهــای پرداخت را انتخــاب کردند، مقاومت زیادی در برابر اســتراتژی پرداخت پول بــرای محتوا بر جــا ماند. نظرات بانفــوذی - رهبرانــی که در این مرحله اولیه از اشــاعه نوآوری بســیار فعالانه با پولگرفتن مخالف بودند - موضع خیلی محکمی در موافقت با دسترســی رایگان به اخبار دیجیتال داشــتند. آریانا هافینگتون در ســال 2010 گفت: «جز اینکه شــما محتوای خیلی خاص یــا پورنوگرافی عجیبوغریبی را ارائه کنید، مردم عادت ندارند برای اخبار و یادداشــت پول بدهند». در اروپا، آلن راســبریجر، همتای مورداک و ســردبیر گاردین، بود که بهنوعی نقش پرچمدار مبارزه برای دسترســی رایــگان به اخبار را بازی کرد و اینترنشنال هرالد تریبیون در هشتم فوریه 2010 حالوهوا را با تیتر «مجانی در برابر پولی، مورداک در برابر راســبریجر» تشریح کرد. تردید درباره آینده پرداخت پول برای محتوا همان قدر در میان روزنامهنگاران پیشــرو بالا بود که در میان اکثر مدیران رسانهای. در ایالات متحده که بیشترین پیشرفت در زمینه مدلهای پرداخت پول حاصل شــده بود، طبق تحقیقی که در ســال 2010 از سوی «پروژه مرکز تحقیقات پیو درباره مزیت روزنامهنگاری» انجام شد، بهسختی 15 درصد مدیران شــرکتهای رســانهای فکر میکردند پولگرفتن بابــت محتوای خبری دیجیتال میتواند منبع درآمد مهمی باشــد. شــگفت اینکه روزنامهای که تأثیر قطعــی را در مبارزه مورداک به نفع دیوارهای پرداخت گذاشــت، یعنی نیویورکتایمز، برنامهاش را برای انتخاب یک مدل پولی شمارشی مشابه مدل فایننشالتایمز در سال 2010 علنی کرد.

موفقیــت نیویورکتایمــز و محبوبیت دیوارهــای پرداخت پول (2011-2014)

نیویورکتایمــز پس از نزدیک به یک ســال گمانهزنی در مارس 2011 برنامــه جدید خود را برای خوانندگانش شــرح داد؛ برنامهای که در آخر همان ماه پیادهسازی میشد. روزنامه تصمیم گرفته بود یک مدل شمارشــی را ارائه کند بــا حداکثر 20 مطلب رایگان در هر ماه، قبل از اینکه از مخاطبان بخواهند مشــترک شوند و سپس یک حق اشــتراک بین 15 تا 35دلاری ارائه کند که رقمش بســتگی به ترکیب ابزارهای مورد اســتفاده خوانندگان - چاپ، کامپیوتر، تلفن هوشــمند یا تبلت - برای دسترســی به اخبار داشــت. از آن موقع بــه بعد، تجربه نیویورکتایمز یک مرجع اساســی برای حرفهایها، فعالان کسبوکار و کارشناسان رسانهای شده است که علاقهمند به ارزیابی و پیامدهای سیستمهای دیوار پرداخت پول هستند. درواقع، روزنامه شهر نیویورک یک بازار در سطح جهانی و بهاصطلاح راجرز یک رهبر عقاید بود که فرایند انتخاب گســتردهتر مدلهای پرداخت پول را به راه انداخت. نیویورکتایمز رســانهای بود که خیلیها قبل از استفاده از یک ایده جدید نتایجش را در آن ارزیابی میکردند.

راهانــدازی دیوار پرداخت پــول )یا دیوار پرداخت توریشــکل، کنتوردار یا منفــذدار، چراکه نام این پدیده در رســانهها تغییر کرد( در نیویورکتایمز همزمان شــد با راهاندازی دیــوار پرداخت در یک روزنامه بــزرگ آمریکایی دیگــر، دالاس مورنینگنیوز و پیشدرآمد جریانی از تصمیمات به وسیله بخش قابلملاحظهای از مطبوعات در ایالات متحده در همان جهت شــد، بهویژه بعد از دانستن اینکه نیویورکتایمــز در ســه ماه صد هزار مشــترک آنلایــن جذب کرده بوده اســت. در نیمــه دوم ســال 2011، روزنامههــای بزرگی مثل بالتیمور ســان و شیکاگو تریبیون مدل شمارشــی را انتخاب کردند. «گانت» که شــرکت بزرگ زنجیرهای انتشــار روزنامه بود، ایده خود را برای شــروع پولگرفتــن بابت اخبار آنلاین در ســال 2012 علنی

هنوز برندهای روزنامهنگاری بزرگی بودند که تمایلی به قربانیکردن میزان دیدهشدن بالا به واسطه خدمات آنلاین رایگان، نداشتند، از جمله کوریره دلا سرا در ایتالیا، ال پائیس در اسپانیا، گاردین در بریتانیا، یواسایتودی در ایالات متحده یا نشریات بزرگ آلمانی که در رأس آنها اشپیگل بود. همه آنها به نوعی در شُرف ارزیابی وبسایتهایشان پشت یک دیوار پرداخت بودند، اما تردید داشتند این قدم را بردارند

کــرد. این اقــدام در 80 روزنامه این شــرکت انجام میشــد اما گل سرسبد شرکت، یواسایتودی، از آن مستثنا بود. شرکت «گانت» به ناشــران دیگری مثل «مککلاچی »، «لی اینترپرایزز »، «اسکریپس» و «تریبیون» میپیوست.

اما فقط برندهــای روزنامههای بزرگ با حرکــت نیویورکتایمز مجاب نشــده بودند؛ در دســامبر 2012، نزدیک به 350 نشــریه در ایالات متحــده و کانادا با «پرسپــلاس» کار میکردند که خدماتی مختص طراحی و پیادهســازی سیستمهای دیوار پرداخت پول برای وبسایتهای خبری نشریات کوچک ارائه میکرد . «پرسپلاس » در سال 2009 به عنوان بخشی از «آنلاین ژورنالیسم » متولد شد؛ شرکتی که به وسیله اســتیون بریل، لیو هیندری و گردون کروویتس – مدیر تحریریه سابق والاستریت ژورنال - تأسیس شده بود . «پرسپلاس» تا ســال 2011 عملا نتوانست هیچ قراردادی ببندد اما از آن تاریخ به بعد، مشتریان و سیستمهای پیادهشدهاش به صورت تصاعدی چند برابر شد. تا آخر سال 2013، این شرکت با 447 مؤسسه کار میکرد و خدمات خود را تا اروپا بهویژه انگلستان گسترش داده بود.

با وجود یک تأخیر آشــکار و ســطوح مختلفی از شــدتوحدت دیوارهای پرداخت، گســترش این دیوارها در سراســر جهان با مدل شمارشی به عنوان نوعی مدل استاندارد در سالهای 2012 و 2013 اتفاق افتاد. درواقع، بسیاری از برنامههای پولیشدن که تا آنموقع بارها در سالهای قبل به تعویق افتاده بودند سرانجام پیاده شدند. در موارد دیگر، روزنامههایی که استراتژیهای پولیشدن بیش از حد محتاطانهای را پیش گرفته بودند، استراتژیهای بلندپروازانهتری را انتخاب کردند. محض نمونه، موارد پیشرو از نشریات شناختهشده میتوانند این واقعیت را روشــن کنند: دیلیتلگراف در انگلســتان، ایریشتایمــز در ایرلند، دیولت و فرانکفورتــر آلگمانیه زایتونگ در آلمان، لوســرواتوره رومانو در ایتالیا، لو تمپــز و نایه زورچر زایتونگ در ســوئیس، لوموند و لو فیگارو در فرانسه، پولیتیکن و یولاندپستن در دانمارک، ژیتپُزپولیتا در لهســتان، سوئنســکا داگبلادت در سوئد، هلســینگینگ ســانومات در فنلانــد، آســاهی شــیمبون در ژاپن، اســتریتتایمز در ســنگاپور، گلوباند میل و تورنتو استار در کانادا، فُلها د ســائو پائولو و سِــرو هُرا در برزیل، جیاری جی نوچیســیاس در پرتغال یا هاآرتص در اســرائیل. درنهایــت، معدود روزنامههای اقتصادی و مالی که هنوز مدل تجاری روشــنی نداشــتند نیز در این دوره تصمیم گرفتند یک مدل پرداخت پول تأسیس کنند. این موارد شامل روزنامههای لیز اِکو فرانســوی )2012(، کائوپالِهتی فنلاندی (2012( و سوله 24 اُره ایتالیایی )2013( میشد.

در ابتــدای ســال 2013، انــواع مختلف دیوارهــای پرداخت و شمارشــگرهای مطالــب دیدهشــده کمابیش در میــان مطبوعات باکیفیت – روزنامههای اقتصادی، ملی و برخی نشــریات محلی - رایج بود، اما هنوز باید در مطبوعات عامهپسند نیز عرضه میشدند. مورداک و دافنر در ســال 2012 اعلام کرده بودند دیوارهای پرداخت را برای دو روزنامه از بزرگترین روزنامههای جنجالی اروپا، بهترتیب ســان و بیلد، به کار خواهند گرفت اما شاید بحران اقتصادی عرضه ایــن خدمات را بــه تأخیر انداخته بــود؛ فقط روزنامه عامهپســند نیویورکپســت که متعلق به شرکت «نیوز کورپوریشن» بود در سال 2011 گرفتن پول برای نسخه آیپد خود را شروع کرده بود. سرانجام، برنامه قراردادن وبســایتهای دو تابلویید بزرگ اروپایی پشت یک دیوار پرداخت پول در تابســتان 2013 عملی شد. بیلدپلاس در ماه ژوئــن با مدل فریمیوم راهاندازی شــد که حق اشــتراک ماهانهاش براساس سطح دسترسی به محتوا و خدمات، بین 99 سنت تا 14.99 یورو بود. تا انتهای آن ســال، این نســخه دیجیتــال جدید 150 هزار مشترک به دست آورد. سان هم به سهم خود در ماه آگوست دیوار پرداختش را بالا برد. ســانپلاس از همان شــیوه روزنامه ملی دیگر «نیوز کورپوریشــن»،تایمز، پیروی کرد، با یک دیوار پرداخت دقیق که نهتنها دسترســی کامل به ســایت آنلاین را ارائه میکرد، بلکه برای مشــترکان محتواهای خاص مثل رویدادهای مهم فوتبال را فراهم میکرد. در این مورد، با اینکه در چهار ماه بیش از صد هزار مشترک به دست آمده بود، تردید درباره کارایی چنین دیوار پرداختی از ابتدا شــایع بود. یک تابلویید قدیمی اروپایی دیگر، سوئیس بلیک، نسخه دیجیتال پولی خود را در پاییز آن ســال راهانــدازی کرد و همچنین روزنامه اکسترا بلادت فنلاندی نیز دست به چنین کاری زد.

ارائه شــرح مختصــری از کل پدیده دیوارهای پرداخت دشــوار اســت، اما باید گفت تا آخر ســال 2013 بســیاری از بازارهای بزرگ به مرحلــه انتخاب اولیه یــا اکثریت اولیه رســیده بودند؛ مراحلی که مطابق نظریه اشــاعه نوآوریهای راجــرز وقتی رخ میدهد که ضریب نفوذ یک نوآوری بین 16 تا 50 درصد باشــد. واضح است که انــواع مختلف بازارها – از مطبوعات اقتصادی در یک ســر طیف تا نشــریات عامهپسند در ســر دیگر آن – درجات مختلفی از گسترش دیوار پرداخت را نشــان دادند، اما به طورکلی، صحبتکردن درباره اشــاعه نوآوری دیوار پرداخت خلاف واقع به نظر نمیرســد. برای نمونــه، در ایالات متحــده بنابر وضعیت رســانههای خبری 2013، اوایل آن سال، 450 روزنامه از 1380 روزنامه آمریکایی نوعی از دیوار پرداخت پول را برپا کرده بودند یا برنامه داشــتند که چنین کنند. کن داکتر، کارشناس این حوزه، اشاره میکند که تا نوامبر 2013 تقریبا 40 درصد روزنامههای آمریکایی جزء این دسته بودند.

مطالعاتــی که در کشــورهای دیگر انجام شــد، نتایج گوناگونی را نشــان دادند؛ برای مثال، در کانادا در انتهای ســال 2013 تخمین زده شــد که 80 درصد روزنامهها، یک دیوار پرداخت بالا بردهاند یا در کوتاهمــدت این کار را خواهند کرد. در اســترالیا، بیش از نیمی از روزنامههای بزرگ برای دسترســی به محتوای دیجیتالشــان پول میگرفتنــد و در آلمان «فدراســیون آلمانی ناشــران روزنامه» 76 دیوار پرداخت را از میان 660 نشــریهای که حضور اینترنتی داشتند ثبــت کرده بود. در این مورد، دوســوم آنها از مــدل فریمیوم پیروی میکردند و بقیه از نوعی مدل شمارشــی. به علاوه، نشــریاتی مثل برلینر دی تاگسزایتونگ اَشــکال متفاوت قدیمی و جدید پرداخت پول را که شامل یک دیوار پرداخت داوطلبانه میشد با هم تجمیع کردند. در مجموع، میتوان گفت پرداخت پول برای محتوای خبری در اکثر کشــورها در حال رشــد بود؛ چیزی کــه در افزایش رضایت خاطر خواننــدگان از پرداخت پــول نیز بروز داشــت و همچنین با برخی تحقیقات اخیر، همچون گزارش اخبار دیجیتال 2013 از سوی «مؤسسه مطالعات روزنامهنگاری رویترز» هم نشان داده شد.

اما درواقع، هنوز در خیلی جاهــا عرضه این مدلهای پرداخت پول بســیار ضعیف بــود؛ مثل ایتالیا و اســپانیا. بااینحــال، در این کشــورها فروش اپلیکیشــنها روی ابزارهای همــراه و تبلت دائما در حال رشــد بود. البته هنوز برندهای روزنامهنگاری بزرگی بودند که تمایلی به قربانیکردن میزان دیدهشــدن بالا به واسطه خدمات آنلاین رایگان، نداشتند، از جمله کوریره دلا سرا در ایتالیا، ال پائیس در اســپانیا، گاردیــن در بریتانیا، یواسایتــودی در ایالات متحده یا نشــریات بزرگ آلمانی که در رأس آنها اشــپیگل بود. همه آنها به نوعی در شُــرف ارزیابی وبسایتهایشان پشت یک دیوار پرداخت بودند، اما تردید داشــتند این قدم را بردارند. همچنین نشریاتی هم بودند که بعــد از مقاومت صریح در قبــال پولگرفتن بابت محتوا، سرانجام تسلیم شدند. بهویژه مهمترین این موارد در ایالات متحده، مورد واشنگتنپســت و بالاتر از همه، 75 روزنامه شــرکت «فرست دیجیتال مدیــا» بودند که مدیرش، جان پیتون، تــا پیش از آن، یک مُبلغ واقعی وبسایتهای خبری باز و رایگان به شمار میرفت.

تا کاملشــدن روند انتخاب دیوارهای پرداخت، مسیری طولانی در پیش خواهد بود و بســیاری از کارشناسان رسانهای اعتقاد دارند دیوارهای پرداخت هنوز در مرحله آزمایش و در فرایند آزمون و خطا هستند. همانطور که آلن موتر اظهار نظر کرده، دیوارهای پرداخت هنوز «ترســناک» هســتند. بســیاری از درگاههای خبری استفاده از این ابزارهــا را تعدیل کردهاند تا وقتی که روش مناســبتری برای پولیکردن اخبار پیدا شود. اشتباهات فاحشی هم وجود داشته که از عجایب روزگار، از جمله آنها پروژه رابرت مورداک برای یک روزنامه آیپدی جهانی و اشتراکمحور به نام دیلی بوده است. این روزنامه تنها دو سال دوام داشت و حدود 30 میلیون دلار ضرر بالا آورد. پس از آن، دو روزنامه مهم آمریکایی، سانفرانسیسکو کرونیکل و دالاس مورنیگ نیوز، با واقعبینی از ادامه عمل به استراتژیهای پولگرفتن بابــت محتوا صرف نظر کردهاند. بســیاری از منتقدان تردید خود را نهتنها درباره امکانپذیری اقتصادی این اســتراتژیها، بلکه درباره تأثیر منفی آنها بر گسترش اخبار باکیفیت در جامعه و بنابراین تأثیر منفی بر نقش رسانهها در یک نظام دموکراتیک سالم بیان کردهاند. منبع: ژورنالیسم استادیز *عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه ناوارا ی اسپانیا « »

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.