به گف ختاوگوطبارمرددی که خساتلرهامبقلرا کهممسرکشمکشکتنید

Shargh - - حوادث -

شــرق: با حمایت مــردم خیّر مردی که متهم اســت همسرش را چند سال قبل به قتل رسانده است، موفق شد بخشــی از دیه درخواستی اولیایدم را آماده کند و امیدها برای او و دختر نوجوانش که سالهاست پدر را پشــت میلههای زندان میبیند، پررنگتر شد. این مرد با توجه به اصرار اولیایدم مدتهــا در انتظار اجرای حکم قصاص بود. او سالها قبل بعد از بهقتلرساندن همسرش جســد او را در چاهی انداخت اما بعد از چند روز پشیمان شــد و موضوع را به پلیس گزارش داد. به گفته خواهر این محکوم به قصاص و براســاس آخرین اطلاعاتی که خبرنگار شــرق به دســت آورده است، « » مبلغ درخواستي اولیاي دم 400میلیون تومان است که تاکنون مبلغ زیادي از پول توســط خانواده فراهم شده و مبلغ 15میلیون تومان از ســوی مردم خیر به حساب متهم واریز شــده اســت. از مجموع مبلغ درخواستي اولیاي دم در مجموع 315میلیون تومان فراهم شده و در حال حاضــر 85میلیون تومان تا آزادي این مرد نیاز است. او و دخترش همچنان منتظر کمک مردم هستند تا بیرون از زندان یکدیگر را در آغوش بگیرند. در ادامه، مصاحبه با این محکوم را که به صورت تلفنی با او انجام شده است، میخوانید:

متهم هستی همسرت را به قتل رساندهای. چرا ↙ این کار را کردی؟

روز جمعــه بود، دو روز از نیمه شــعبان گذشــته بــود و ما در خانه جر و بحــث و دعوا کردیم، آن موقع دســت من در گچ بود، با دست گچگرفته زدم زیر گلوی او، یکربع بعد هم از خانه بیرون رفتم، وقتی برگشــتم دیدم تمام کرده است، ترسیده بودم و آنکار را که نباید میشد، انجام دادم و بعد هم به زاهدان رفتم و خودم را تحویل دادم. وقتــي از در بیرون رفتی، وضعیت همســرت ↙ چطور بود؟

موقعــی که با هم کتــكکاری ميکردیــم، به کنار کشــوی کنار دیوار برخورد کرد و صدایی از او شــنیدم، مــن فکر کــردم گریــه میکنــد و بعد آرام میشــود، بههمینخاطر از خانه بیرون رفتم. اما وقتی آمدم، دیدم همانجا که افتاده بود سیاه شده و تکان نمیخورد. ظاهرا شما مدتها بود که پیگیر طلاق بودید، اما ↙ از هم جدا نشدید؛ چرا؟

بههرحــال در هر خانــوادهای ممکن اســت چنین اتفاقاتــی بیفتد، به خاطر بچهام کوتاه میآمدم، بچهام در سنی بود که او میخواست بچه را از من بگیرد، من به همین خاطر کوتاه میآمدم که بچه از دستم نرود و پیش خودم باشد. گفته شــده شــما چند بار اقدام به خودکشــی ↙ داشتید، دلیل آن چه بود و چرا؟

بله، متأسفانه این کار را کردم، یک بار دستم را بریدم و یک بار هم با طناب میخواستم خودم را دار بزنم که نجاتم دادند. البته قبل از قتل همسرم، این کار را کردم.

درباره آنچه اتفاق افتاد، بیشــتر توضیح دهید. ↙

بار اول وقتی دســتم را بریدم، ســریع مــن را بردند بیمارســتان و دســتم را عمل کردند و بعد برگشتم،

بــاردوم میرفتــمهمدر برادرهایمبــاغ و بعــد از حواسشــانآنبه هممن اگــربــود و جاییاگر میریزم، دعوایــیچونمن میکــردم،به خاطر میفهمیدندبچهام با کــهدرون همسرمخودمدرگیر نمیشــدم، به خاطر بچهام از خانه میآمدم بیرون و در خودم میریختم و سر خودم خالی میکردم. ↙ مسائلمیزانبهعنوانمهریه چقدر مانعیبرایبــود، آیا طلاقبحثوجود مهریهو نداشت؟این

من که به فکــر مهریه نبودم، فقط بــه خاطر بچه همیشــه کوتاه میآمــدم، اما همســرم خیلی از طلاق هراس داشــت و همین هم باعث میشد که نتوانیم در این مورد منطقی برخورد کنیم.

↙ الان خواسته شما از مردم چیست؟

خواســته من این اســت که کمکم کنند دوباره نزد دخترم باشم و بتوانم برای او پدری کنم.

↙ چــه تضمینی وجــود دارد که وقتی شــما آزاد شدید، دوباره رفتار اشــتباهتان را تکرار نکنید و راه درست را در پیش بگیرید؟

هر کــدام از افرادی که ایــن را میگویند، میتوانند بروند درباره من تحقیــق کنند. از کوچکی تا بزرگی من بپرســید؛ من اصلا با مردم و در محل نه دعوایی داشتم و نه ســروصدایی. ایــن اتفاق در خانه افتاده اســت و الان هم کاری نمیتوانم بکنــم، فقط میتوانم بگویم پشیمانم که البته خواسته من نبوده است که این عمل انجام شود. خودتان چه تضمینی میتوانید بدهید یا چیزی ↙ در این مورد بگویید که مردم به شما اعتماد کنند.

من از مردم میخواهم فقط به خاطر دخترم به من کمک کنند که بیسرپرســت نشــود، چون مادر و پدرم پیر هســتند و خانواده پدرزنم هم نمیخواهند از بچه نگهداری کنند، فقط بــه خاطر بچهام که بتوانم بیرون بروم و برایش پدری کنــم، به من کمک کنند تا او را به جایی برســانم و برایش پدری کنم و ســر کار و زندگی بروم و عروسش کنم. شما چند سال است که زندان هستید؟ ↙

سه ماه دیگر، هفت ســال میشود که اینجا هستم و بچهام از مشــکل اعصاب خیلی رنج میبرد و خیلی مشــکل دارد و هر بار که خواهرم به مدرســه میرود میگویــد او درس نمیخواند و ذهنش درگیر اســت، با بچهها هم درگیر میشــود و مشــکل دارد و بچهها مسخرهاش میکنند. ↙ در میکردید؟ایــن هفت ســال که زنــدان بودیــد، چه

مــن در اینجا در بند قرآنی هســتم و احکام و قرآن یاد میگیرم و کلا در این شش سال بیشتر در بند قرآنی بودم و فقط یک سال را در بند کیفری بودم.

↙ شغل شما قبل از این اتفاق چه بود؟

من مکانیک ماشین بودم.

↙ سؤال من این است که در زندان شما شغلی یاد گرفتید یا اصلا این امکان برای شــما بود که شــغل خودتان را ادامه دهید؟

نه، اینجا امکان بیرونرفتن وجود ندارد و نمیشــود کاری را که بلد هســتی ادامه بدهی؛ اینجا فقط کلاس آموزشــی دارد. کلاسهای آموزشی هم در قسمتی که ما هستیم وجود ندارد؛ آنها در بند فنی هستند و بند ما فرق میکند و بند قرآنی هستیم. ↙ شما چرا به بند فنی نرفتید؟

چــون در بند فنی ســنت باید زیر 30 باشــد که بتوانند در کلاس فنی شــرکت کنند و یاد بگیرند. من

الان 36درسالایــندارم.مدت کــه در زندان بودید، مشــکل یا ↙ درگیریبا کسی نداشتی؟ نه؛ اصلا هیچ موردی نداشتم.

↙ در میکردید؟ایــن ســالهای زندان، به گذشــته هم فکر فقط پشیمانم.

↙ باشــندو در توصیهتانبه خانهافرادیکه درگیریهاییممکندارند؛اســتاما به مثلخاطرشما بچه یا هر دلیل دیگــری نمیخواهند طلاق بگیرند، چیست؟

توصیهام این اســت که به مشــاور مراجعه کنند و راهنمایی بگیرند و ببینند واقعا میتوانند با هم زندگی کنند یا نه. بههرحال اصل کار خانواده است که بتوانند مشــکلات فرزندانشــان را حل کنند که چنین اتفاقاتی نیفتد.

↙ شــما قتلی را مرتکب شــدید و مدارک جرم را هم از بین بردید؛ چه شــد که تصمیم گرفتید خود را معرفی کنید؟

من همســرم را خیلی دوست داشتم. درست است که دائم با هم درگیر بودیم؛ ولی خیلی دوستش داشتم و به خاطر عذاب وجدانی که داشــتم، خودم را تحویل دادم. در آن مدت کوتاه خواب و خوراک نداشتم.

بیرون بروی، میخواهی چهکار کنی؟ ↙

میخواهــم همان شــغل قدیــم را ادامه دهم و مکانیکــی میکنم. تــا بتوانم پیش بچهام باشــم و خانهام را اگــر برایم بگذارند، درســت کنم؛ چون خانواده همسرم گفتهاند آن خانه را هم باید به آنها بدهم، چون نصف خانه به نام همســرم بوده است و آنها هــم گفتهاند خانه و هرچه را داری باید به ما بدهی تا قصاص نکنیم. وقتی بــا دخترت صحبت میکنــی درباره این ↙ روزها و درباره آن اتفاق چه میگویید؟

اصــلا هیچچیز به من نمیگویــد. خودش خجالت میکشــد از من بپرســد چرا این کار را با مادرم کردی؛ ولی من به او گفتهام من اشتباه کردهام؛ با این وجود او هیچچیزی به من نمیگوید.

هموطنانی کــه قصد کمک به این دختر نوجوان و پــدرش را دارنــد، میتواننــد کمکهــای خود را بــه شــماره کارت ٦03٧٩٩١٨٨٥٥٧٨٧٧٧ به نام علیرضا فیروزکوهی )متهــم پرونده( نزد بانک ملی واریز کنند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.