زندهباد سينمای ایران

گزارش روز ششم جشنواره فیلم کن

Shargh - - هنر -

لادن موســوی، خبرنــگار اعزامــی «شــرق»:

دیروز سهشــنبه، ۲۲ مــی )دوم خــرداد( کــن حالوهوای خاصــی بــرای مــا ایرانیان داشــت و پر از خاطره بود. از یکســو آخرین اثر استاد عباس کیارســتمی در کن و بهعنوان «رویداد هفتادمین ســال کــن» نمایــش داده شــد و در ساعت شــش به وقت فرانسه هم مراسم بزرگداشتی برای این هنرمند و علی معلم که یکی از بزرگان در روزنامهنگاری ایران و مدیرمســئول مجله دنیای تصویر بود، با حضور ایرانیان در کن برگزار شد.

فیلم «۲٤ فریم» اســتاد کیارســتمی دوبار؛ یکبار در ســالن اصلی )لویــی لومیر( و دیگری در ســالن شــصتمین به نمایش درآمد تا کن بار دیگر یادآور این بزرگمرد ســینمای ایران و جهان باشد. قبل از شروع فیلم، تیری فرمو، مدیر جشــنواره کن، روی سن آمد تا چند جملهای درباره کیارستمی و سینمایش صحبت کند. او حرفهایش را با تســلیت به قربانیان حملات تروریســتی منچســتر انگلیس آغاز کــرد و گفت که خود چندی قبل در ســالن کنسرتی همین تجربه تلخ را داشــته اســت. او همچنین گفت که در ساعت سه بعدازظهــر برای ادای احترام بــه قربانیان این حادثه دقیقهای ســکوت در همه سالنهای جشنواره منظور شده است. اما او بعد درباره عباس کیارستمی سخن گفــت؛ اینکه جایش چقدر در کن و کلا در ســینمای جهــان خالی اســت؛ هنرمنــدی که دقیقــهای آرام نمینشست و همیشه در حال خلق آثار مختلف بود؛ عکاسی، فیلمسازی، نوشــتن و ... . او همچنین گفت که این فیلم حاصل تلفیق نگاه این هنرمند از نقاشی و عکاسی و فیلمسازی اســت؛ فیلمی که کیارستمی خواســته با آن نوعی جدید از ســینما را تجربه کند. او همچنین از حاضران خواســت تا احمد کیارستمی را که در ســالن و برای تماشــای فیلم پدرش حضور داشت تشــویق کنند. او همچنین اضافه کرد از اینکه امروز سالن مملو از ایرانیان است خوشحال است و در آخر سخنرانیاش را با این جمله به پایان برد: زندهباد ســینمای ایران. کیارســتمی در مــورد این فیلمش نوشــته: «من همیشــه از خودم میپرسم در چه حد و اندازهای هنرمندان به دنبال این هســتند تا واقعیت یک صحنه را نمایش دهند. نقاشــان و عکاسان فقط یــک لحظه را ثبت میکنند و نــه هرآنچه قبل و بعد از آن وجــود دارد. بنابراین برای ۲٤ فریم من تصمیم گرفتم تا از عکسهایی که در چندســال اخیر گرفتهام استفاده کنم و هرآنچه را که فکر میکردم قبل و بعد از آن صحنه وجود داشته به آن اضافه کردم».

فیلم ۲٤ فریم کیارســتمی فیلمی خاص و جدا از فیلمهای کن و شــاید جدا از هر فیلمی اســت که از کیارستمی دیدهایم. فیلم از ۲٤ پرده تشکیل شده است؛ ۲٤ پــرده که هرکــدام بین دو تا پنجدقیقه هســتند. در تمــام این پردهها که از فریم ۱ تا ۲٤ نامگذاری شــدهاند، کارگــردان دوربینــش را به طور ســاکن قرار داده است. گاه موســیقی این فریمها را همراهــی میکند و گاه تنها صدای اطراف شنیده میشود. قاببندی فریمها گاه مانند تابلو نقاشــیای زنده است و گاه مانند عکسی زنــده. در هر دو حالت اما قابهــا زیبایی نفسبری دارند. ســکون این فریمها انگار به تماشــاگر وقت و مکان میدهد تا از تصور خود اســتفاده کند و قبل و بعد از آن قاب را متصور شود. این فریمها گاه رنگی و گاه سیاهوســفیدند و المانهایی چون پنجره، دریا، حیوانات و مخصوصا پرندگان در آنها بسیار استفاده شــدهاند. تا فریم ۱٥ اثری از انســانها نیســت و اگر نشــانهای از آنها وجود دارد برای برهمزدن آرامش است.

این فیلم که بیشباهت به هر فیلم دیگری است، بار دیگر و برای آخرینبار نشــان داد که کیارستمی، چه ســینمایش را دوســت داشته باشــیم و چه نه، هنرمنــدی بــا ایدههایی بیمانند اســت که هیچگاه از تجربهکردن نترســید. بیپروا بود و همواره تلاش کرد تا ســینمایش را نــو کند و جوری دیگــر ببیند. مطمئنــم همانطور کــه تیری فرمــو گفت، عباس کیارســتمی دیروز در ســالن حضور داشت و در کنار مــا فیلمش را دید. امیدوارم کــه روحش هم اندازه ما از دیدن اثرش شــاد و راضی باشــد. در ســاعت شــش اما همانطور که گفتم، ایرانیهای حاضر در کن همگی زیر چتر بازار دور هم جمع شــدند تا یاد و خاطره این استاد بزرگ و علی معلم را که بیش از ۲۰ سال یکی از ســتونهای اصلی روزنامهنگاری ایران در کــن بود زنده کنند. بهمن فرمانآرا، کمال تبریزی، ســیدغلامرضا موســوی، فاطمه معتمدآریا، مهدی کرمپور، محمدمهــدی عســگرپور و... در کنار دیگر عوامل ســینمای ایران، پخشکنندگان و خبرنگاران حاضــر بودنــد و هرکــدام خاطــرهای را از این دو میگفتند. حرف همگی این بود که باید یاد و خاطره این عزیزان را زنده نگه داشــت و امــا به یاد زندگان و بزرگانی که همچنان در ســینمای ایران هســتند و ســتونهای این سینما محسوب میشوند بود تا بعد از نبودشان دچار حسرت نشویم. این مراسم ساده و صمیمی بعد از تشــکر امید معلم، پسر علی معلم که امســال بهجای پدرش به کن آمــده تا راهش را ادامــه دهد و چراغ مجله دنیــای تصویر را با کمک مادر و برادرش روشن نگاه دارد و ذکر فاتحهای برای این دو مرحوم به پایان رسید.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.