نگاهی به فیلم «برادرم خسرو» از منظری دیگر همنوایی علم و هنر

Shargh - - ي ايران - کاوه علوی*

در سال 1348 دو رخداد مهم سینمایی در کشور رابطه روانپزشکی و ســینما را در ایران دگرگون کرد. در این ســال، داریــوش مهرجویی با همکاری دکتر غلامحســین ســاعدی، فیلــم «گاو» را بر اســاس رمان عــزاداران بیل ســاخت تا روانپزشــکی را بــه خدمت ســینما درآورد و از ســوی دیگر، ناصــر تقوایی با همراهی دکتر ســاعدی «باد جن» را کارگردانــی کرد تا یکی از مهمترین مســتندهای تاریخ ســینمای ایران نشــان دهد علم روانپزشــکی تا چه اندازه میتواند از هنر فیلمسازی بهره ببرد. متأســفانه پــس از این، از ظرفیت ایــن دو حوزه برای کمک بهینه به یکدیگر بهطور مطلوبی اســتفاده نشــد و این رابطه بیشــتر به حوزه اعتیاد یا اســتفاده از برخی المانهای روانشــناختی در درامهای ســینمایی محدود ماند، اما در ســالهای اخیر این رابطه دوباره شــکل گرفته و ســاخت فیلمهایــی چون «آیینههای روبــهرو» (به کارگردانی نگار آذربایجانی( و «برادرم خســرو» (اثر احســان بیگلری( تجربههای درخشــانی از این همکاری را با هدف آشــنایی عامه مردم با اختلالات روانپزشکی و انگزدایی از بیماران مبتلا نمایان کرد.

«برادرم خســرو» داستان دو برادر است که یکی به اختلال دوقطبی دچار اســت و مقرر شده دیگری مدتی از او مراقبت کند. آنچه بین برادر بیمار )خســرو( و خانواده برادرش )ناصر( میگذرد، رفتهرفته تصویری از آشــفتگی روابط بینفردی در خانواده را ظاهر میکند. در این مســیر وجــوه متعددی از تأثیرات خانوادگــی و اجتماعی از یک اختلال روانی آشــکار میشــود. فیلم با ورود خســرو به خانه ناصر آغاز میشود. در اولین صبح مشــترک، خسرو زودتر از بقیه بیدار میشود و مهارگسیخته، با پخش موســیقی آرامش خانواده را برهم میزنــد. او تدریجا، هم با خانواده ناصر ادغام میشــود و هم از خود او فاصلــه میگیرد. تقابل دو برادر، دوقطبی ناصر- خســرو را شکل میدهد و نزدیکی او با فرزند خردسال ناصر )شــایان( اتحاد خسرو- شــایان را و این تصویری است از آنچــه در خانواده بســیاری از بیماران روانــی رخ میدهد: ترسها، نقدها، طردها و همراهیها. خســرو با رفتارهایی که گاه کودکانه و گاه هنجارشکنانه است، ناخواسته سبب آشفتگی ناصر میشود و ناصر هم با بحرانیشدن روابط بین دو برادر، عامل زمینهساز تشدید بیماری خسرو میشود. این حلقه معیوب در نهایت سیر هولناکی مییابد.

«برادرم خســرو» ضمن نمایش داســتان زندگی یک بیمار دوقطبی، نشان میدهد هر بیمار، بهعنوان یک انسان، دارای توانی برای کوشش، لذتبردن، همراهشدن و بخشیدن شور و هیجان به زندگی دیگران است؛ چنانکه خســرو با همه آسیبی که از بیماریاش پذیرفته، تلاش میکند ساز بزند و درآمد داشته باشد. او میترا را که شخصیتی محافظهکار دارد، ترغیــب میکند تا در خیابانهای شــهر رانندگی کند. خســرو، برخلاف ناصر که پدری منظم و خشــک است، به شایان نزدیک میشود و آن دو سرزندگیشان را با هم به اشتراک میگذارند. اوست که میهمانی خشک و نامنعطف دوستانه ناصر را به بزمی شاد بدل میکند.

از ســوی دیگر، ناصر شخصیتی پرتلاش، منضبط، برنامهریزیشده و وسواســی دارد. او در ابتــدا آرام به نظر میرســد، امــا اندکاندک شــخصیتی ســلطهجو و عصبی مییابد و زمانی که میبینیم همسر خــودش را بیمار معرفی کرده تا او ســر کار نــرود و به برادرش دارو خورانده و حتی، ناخواســته، به مرگ نزدیکش کــرده، از او عصبانی میشــویم. بااینحال نویســندگان فیلمنامه، در فرصتهای مناسب، ابعاد انسانیتری از او را هم در معرض دید قرار میدهند و از درافتادن به ورطه ســیاهنمایی و یکرنگانگاری آدمهای داســتان میگریزند و شخصیتها را جانشین تیپهای مرســوم و شناختهشدهتر میکنند. ناصر صادقانه ناتوانی خود را در کمک حضوری به خســرو پذیرفته و تلاش کرده این نقصان را )دلیلش هرچه میخواهد باشــد( با کمک مالــی تا اندازهای جبران کند. او هنگام نزاعش با خســرو و زمانی که توتــم زندگیاش، کتابخانهاش، درهم میشــکند، خونســردیاش را حفظ میکند. او خود قربانی است. گاه داروهای آرامبخش میخورد و تلاش میکند سرسختانه زمام زندگی را در دست بگیرد. بههرحال، او یک «مرد» اســت و نقشهای کلیشــهای جنســیتی در جامعه را پذیرفته است: او باید مسلط و استوار بماند.

ضلع ســوم داستان میتراســت؛ زنی تحصیلکرده که با وجود ظاهر آرام و حضور آرامشبخشــش، خود گرفتار اضطراب و افسردگی است. میترا میانجی کارا و مهربانی است که نقش سنتی مادر را بازی میکند. او نهتنها مادر شایان است که مادر ناصر و خسرو هم هست. او وجود و حضور خسرو را همانطور که هست و بیآنکه به او ترحم کند یا از خود براندش، به رسمیت میشناسد.

بهاینترتیب، «برادرم خســرو»، بهکمک فیلمنامه دقیقش، بهشکل نامحسوســی آگاهی بیننــده را از وجــوه مختلف یکــی از رایجترین و پردردسرترین اختلالات روانی افزایش میدهد. «برادرم خسرو» در عین حالی که از تبدیلشــدن به یک کلاس درس یا مســتند دانشگاهی دور مانده، آموزنده، جذاب و دیدنی است.

بااینحال، «برادرم خســرو»، از منظر روانپزشــکی، بینقص نیست. نمایــی که از خســرو ارائه میشــود، گاه تطابق کاملی بــا الگوی رایج بیمــاران دچار اختلال دوقطبی نــدارد )کاش در فیلم روی نام بیماری تأکید نمیشــد(. همچنین شــاید برخــورد واقعبینانهتر با بســتری در بخشهای روانپزشکی به انگزدایی بیشتر از بیماران کمک میکرد.

درکل، «برادرم خسرو» توانسته بهشکل موفقی، هم کشش یک درام سینمایی را فراهم آورد و هم رسالت سینما را در ارتقای آگاهی جامعه برآورده کند. «برادرم خسرو» شاهکار نیست، اما اثری است که باید دیده شود. سینمای ما به چنین آثاری نیاز دارد. * روانپزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.