مرگ مشاور امنيت ملی كارتر

زبیگنیو برژینسکی، معمار دیپلماسی آمریکا در زمان انقلاب اسلامي بود

Shargh - - ديپلماسي -

زبيگنيو برژينســکی، مشاور امنيت ملی جيمی کارتر، زمانی درگذشــت کــه اســنادی از دخالت روســيه در انتخابات آمريــکا و ارتباط داماد ترامپ با مقامات روس منتشــر شــده؛ يکی از زمانهايی که اگر مــرگ پنجه در پنجه اين ژئواستراتژيســت لهستانی درنمیافکند، حتما يک بار ديگر او در انتقاد از سياستهای روسيه به سخن درمیآمد. تولد در لهستان و مشــاهده سرزمينگستری اتحاد جماهير شوروی در آن زمان موجب شد برژينسکی در همه ســالهای عمرش و در همــه تحليلهايش به نقش شوروی در حوادث جهان بپردازد.

خبر درگذشت زبيگنيو برژينسکی، مشاور امنيت ملی جيمی کارتر، رئيسجمهوری ســابق آمريکا را دخترش که مجری شــبکه «اماسانبیســی» اســت، در پست اينستاگرامش اعام کرد. برژينسکی در سالهای بحرانی رابطه ايران و آمريکا يعنی زمان پيروزی انقاب اسامی و تســخير سفارت، مشــاور امنيت ملی رئيسجمهوری آمريکا بود. او از ســال 1977 تا 1981 در اين سمت بود و پس از آن هم در مســائل سياست خارجی تأثيرگذار بود. برژينســکی همچنين در دوران رياستجمهوری رونالد ريگان کميســيونری رفاه را در دســت داشــت و تا سال 1989 نيز مشــاغل ديگری را در دولت به دست گرفت. دختر برژينسکی نوشــته: «پدرم در آرامش درگذشت. او برای دوســتانش زبيگ، برای نوههايش «رئيس» و برای همســرش عشــق پايدار زندگی بود. مــن او را بهعنوان پرانگيزهتريــن، عاشــقترين و حامیترين پــدر يک دختر میشناسم. دوستت دارم .»

رقیب کسینجر

1928 در ورشوی لهستان متولد شد و 1958 توانست شــهروندی آمريــکا را بگيــرد. در دانشــگاههای معتبر آمريــکا تحصيل کــرد و در ســمتهای مهمی حضور داشت. بســياری او و هنری کسينجر را همتراز میدانند؛ امــا معتقدند که تاريخ به طرزی عجيب، برژينســکی را ناديده گرفته اســت. فايننشــالتايمز در مطلبی نوشته «شباهتهای ميان کســينجر و برژينسکی کمی عجيب هســتند: هر دو در اروپای چندينپارهشــده بين دو جنگ جهانی متولد شــدهاند: آقای کسينجر در سال 192۳ در آلمان، آقای برژينســکی در ســال 1928 در لهستان. هر دو در ســال 19۳8 اروپا را به مقصد آمريکای شــمالی ترک کردند. هر دو بهعنوان محقق برجســته راه خود را بــه هاروارد و فراتر از آن گشــودند. هر دو لهجه خود را حفظ کردند؛ ولی توانســتند به قله سياست خارجی که در تسخير واسپها )آنگلوساکســونهای سفيدپوست پروتســتان( قرار داشت، دســت پيدا کنند؛ موضوعی که زمينهساز شوخیهايی نيز شــد: «آمريکا جايی است که مردی با نام زبيگنيو برژينســکی میتواند به نام و نشان برســد؛ بدون آنکه مجبور باشــد نامــش را تغيير دهد. شــباهتها همينجا به پايان میرسند. کسينجر مهارتی افســانهای در عزيزکــردن خود نزد ديگران داشــت... از ســوی ديگر زبيگ Zbig() - نام جهانی آقای برژينسکی – به دليل دشــواری تلفظ نامش، با دقت موشکافانهای ســخن میگويد. او از آغاز فعاليتش بهعنوان متخصص عالیرتبه در تحليل مســائل اتحاد جماهير شــوروی در دهــه 1950 اينگونه بود. در پايــان دهه 1970 زمانی که بهعنوان مشــاور امنيت ملی دولت کارتر انتخاب شد و سياســت خارجی آمريکا را به عهده داشت، نيز اينگونه رفتار میکرد. هنگامی که ابــراز مخالفت میکرد، ديگر ترديــدی وجود نداشــت... برژينســکی شــايد به دليل لهســتانیبودن، هرگز در قصد و غــرض اتحاد جماهير شوروی شک نداشت .»

اگرچه کسينجر در تخريب رابطه چين و اتحاد جماهير شوروی تأثيرگذار بود؛ اما برژينسکی در عادیسازی روابط آمريکا - چيــن، امضای دومين معاهده محدودســازی ســاحهای اســتراتژيک موســوم بــه «ســالت 2» و ميانجيگری توافق کمپ ديويد نقش داشت. او از حاميان مسلحکردن مجاهدين عليه دولت افغانســتان بود و توانست کارتر را متقاعد کنــد که اين اقدام موجب میشــود تا «ارتش شوروی برای مداخله در افغانســتان» تحريک شــود؛ اما در همه ســالهای کار او، ماجرای تسخير سفارت آمريکا در تهران به دســت دانشــجويان انقابــی و گروگانگيری کارمندان سفارت بزرگترين ضعف عملکرد در کارنامــه او بــود. بعــد از آن برژينسکی روی دور شکست افتاده بود. طراحــی حمله طبس نيز به وسيله او انجام شد؛ اما شکست در اين پروژه نيز موجب شد تا اين لهســتانیتبار آمريکايیشــده به سوژه انتقاد مطبوعات آمريکايی بدل شــد. حضور در سمت مشاور امنيت ملی آمريکا در روزهــای منتهی به بهمن 1۳57 موجب میشد که او نقش يکی از مذاکرهکنندگان اصلی را برعهده داشته باشد. پيشنهاد مذاکره با شهيد بهشتی را از طريق الجزاير دنبال میکرد و در مذاکره با مهندس بازرگان و دکتر ابراهيم يزدی نيز حضور داشت.

پشتیبان شاه

شــاه در مواجهه با انقاب مردم ايران، از دولت کارتر کمک خواست. ويليام ســوليوان، سفير آمريکا در ايران، بارها به محمدرضا شاه پهلوی اعام کرد که «برژينسکی اطمينان خاطر داده آمريکا به صورت همهجانبه از ايران حمايت خواهد کرد ». چهار نوامبر 1978 «برژينســکی با شــاه تماس گرفت و گفت که آمريــکا «تا آخرين لحظه بــا او خواهد بــود». در همين زمان، برخــی از مقامات ارشــد وزارت خارجه اعام کردند که شــاه بايد کشور را ترک کند، بدون درنظرگرفتن اينکه چه کســی جای او را خواهد گرفت. برژينســکی و جيمز شلزينگر، وزير انرژی آمريکا )که در دوره رياستجمهوری جرالد فورد وزارت دفاع را برعهده داشــت( همچنان بــر حمايت نظامی آمريــکا از شــاه جانبــداری میکردند. حتــی در آخرين روزهای منتهی به انقاب، هنگامی که سرنوشــت شاه قطعی شــده بود، برژينســکی همچنان بر پشــتيبانی از شــاه برای باقینگهداشــتن ايران در مدار غــرب، تأکيد میکرد. کارتر نتوانست درباره استفاده صحيح از نيروی نظامــی برای انجام يک کودتــای آمريکايی ديگر در اين کشــور، تصميمگيری کند. او همچنيــن به ناو هواپيمابر کانستليشن دستور آمادهباش داد؛ اما در نهايت نتوانست مانع تغيير رژيم در ايران شود.

برژینسکی در سکانس پایانی شاه

خرداد سال گذشته، اسنادی در آمريکا از طبقهبندی خارج شــده که ابعــاد جديدی از تصميمات نشســت گوادلوپ را مشــخص کرد. در اين نشســت غيررســمی هر رهبــر فقط میتوانســت يک همراه بيــاورد؛ همراه کارتر، زبيگنيو برژينسکی، مشــاور امنيت ملی او بود. بنا بر صورتجلسه نشست اين شــورا - در روز سوم ژانويه ‪(1۳ 1979‬ دی 1۳57( - کارتر چندان نگران ازدسترفتن متحد اســتراتژيک خود )ايران( نبود. او به مشــاورانش میگويد که بعد از رفتن شاه، مجلس ايران میتواند منشأ ثبات در کشور باشد و يک ايران «حقيقتا غيرمتعهد» که به هيچيک از بلوکهای قدرت جهانی وابستگی نداشته باشد «نبايد برای آمريکا ناکامی تلقی شود».

روز دوم مذاکــره بــه «نقاط آشــوبزده» اختصاص داشــت. ايران اولين «نقطه آشــوبزده» بود که کارتر و همتايانش به آن میپردازند. براساس اسناد منتشرشده، کارتــر در اين نشســت میگويد: «اوضاع بــه مرحلهای رســيده که بعيد است ماندن شاه در ايران به حل بحران کمک کند». اما رئيسجمهوری آمريکا پيش از عزيمت به گوادلوپ، تصميم نهايی خارجکردن شــاه از ايران را در نشســتی غيررسمی با مشاوران ارشدش در کاخ سفيد گرفته بود. )ظهر سوم ژانويه ‪-1۳ 1979‬ دی 1۳57( او آن روز پيامی با فوريت بالا از ويليام ســاليوان، سفير آمريکا در تهران، دريافت کرده بود که «لحظه سرنوشتســاز فرا رسيده». شاه بر سر دوراهی بزرگی قرار دارد، زمام امور را به شاپور بختيار بســپرد و برود يا به محافظهکاران و ارتش اجازه سرکوب بدهد. ساليوان هشدار میدهد عدهای از افسران ارشد چنان از دودلی فرمانده کل قوا به ستوه آمدهاند که قصد کودتا دارند. او مینويســد: «يک افسر ارشد ارتش ايــران روز دوم ژانويه )12 دی( بســيار محرمانه رئيس اداره مستشاری آمريکا در ارتش )ژنرال فيليپ گست( را آگاه کرد که اگر شاه در چند روز آينده اقدامی قاطع نکند، ارتش او را برکنار خواهد کرد». سفير آمريکا روز 12 ژانويه ‪(22 1979‬ دی 1۳57( را روز احتمالــی کودتــا تعييــن میکند. ســاليوان میگويد بايد فرض را بر اين گذاشــت که در هر صورت، شــاه بهزودی از صحنه کنار خواهد رفت - يا قدرت را به بختيار واگذار میکند و میرود يا او را در کودتــا کنار میگذارند - بنابراين «ما بايد بــر نحوه رفتن او تمرکز کنيم». او میافزايد فقط رئيسجمهوری آمريکا میتواند شــاه را راضی به خروج از ايران کند. ساليوان توصيه میکند پيام او در قالب استراحت و آزمايشهای پزشکی و نيز «وظايف ميهنی شاه» و شــانس آخر برای نجات ســلطنت و قانون اساســی مشروطه تنظيم شود.

همان روز ظهر، کارتر در واشنگتن مشاوران ارشدش را فرامیخواند. از حاضران میپرسد آيا آمريکا بايد از شاه بخواهد از قدرت کناره بگيرد يا نه. برژينســکی مخالفت میکند؛ ولی در برابر جبهه متحد ســايروس ونس، وزير امور خارجه و استانســفيلد ترنر، رئيس ســازمان ســيا، در اقليت قــرار میگيرد. در نهايت قرار میشــود کارتر مســتقيما خواهان کنارهگيری شاه نشــود؛ ولی به زبانی ديپلماتيک از او بخواهد از ايران خارج شود.

برژينســکی دنبال مذاکره با انقابيون است. براساس گزارش فوقســری وزارت خارجه آمريکا که ســه سال پيش از حالت طبقهبندی خارج شــده، اواخر دی 1۳58 )ژانويه 1980(، برژينســکی از دولت الجزاير میخواهد بهعنوان رابط برای تماس با شهيد بهشتی، اولين دبيرکل حزب جمهوری اســامی و نايبرئيس مجلس خبرگان قانون اساســی، به واشــنگتن کمک کند. درخواستی که الجزاير برای نگرانی از تخريب رابطهاش با دولت انقابی آن را پيگيری نمیکند.

اولین مذاکره با انقلابیون

ماجــرای ديدار مهنــدس بازرگان، مهــدی چمران و ابراهيــم يزدی در الجزاير با برژينســکی نيز خواندنی اســت؛ اولين ديدار مقامات ارشــد ايران بعد از انقاب با يک مقام آمريکايی دو ماه بعد از درخواســت مذاکره با بهشتی. رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا سال 87، در دانشــگاه ملی امور دفاعی آمريــکا برخی جزئيات اين ديدار را که ۳7 سال قبل انجام شده، تشريح کرد: «ديدار را روز اول نوامبر 1979 ميان زبيگنيو برژينسکی، مشاور امنيــت ملی کاخ ســفيد در دوران رياســتجمهوری جيمی کارتر و مهدی بازرگان در شــهر الجزيره خشــم گروههای تندرو در تهران و گروگانگيری اعضای سفارت آمريــکا را بــه دنبال داشــت. نخســتوزير )مهندس بازرگان(، وزيــر دفاع )مصطفی چمران( و وزير خارجه )ابراهيم يزدی( ايران خواســتار ماقات با برژينســکی شــدند که برای مراسم بيستوپنجمين سالگرد انقاب الجزاير در الجزيره به ســر میبرد و من هم با او بودم. برژينســکی از من خواســت برای يادداشتبرداشــتن همراهش بروم». وزير دفاع وقــت آمريکا میگويد که برژينســکی در آن ديدار پيشــنهاد بهرسميتشــناختن انقاب اســامی و حتی احترام به قراردادهای فروش اســلحه به ايران را داد. گيتس در ادامه گفت: «ما وارد جلسه شــديم و لُب کام ما اين بود که ما انقاب شما را میپذيريم. ما کشــور شما را به رسميت میشناسيم. مــا دولت شــما را به رســميت میشناســيم. ما همه ســاحهايی را کــه قرارداد فروش آنها با شــاه بســته شــده بود، به شــما میفروشيم. ما دشــمن مشترکی در همســايگی شمالی شــما داريم. میتوانيم در آينده با هــم کار کنيم». به گفته وزير دفــاع آمريکا، مقامات ايرانی شرکتکننده در اين جلسه خواستار تحويلگرفتن محمدرضاشاه پهلوی شــدند. به گفته گيتس: «پاسخ آنها اين بود که «شــاه را به ما بدهيد». هرکدام مواضع خود را پنج يا شــش بار تکرار کرد و در پايان برژينسکی برخاســت و گفت «تحويل شاه به شما با غرور ملی ما ناسازگار اســت» و اين پايان کار بود». وزير دفاع آمريکا يادآور شــد که ســه روز بعد ســفارت آمريکا در تهران تسخير شــد و مقامهای ايرانی شرکتکننده در جلسه الجزيره از کار برکنار شــدند. درز خبــر «ديدار مخفيانه ليبرالها» با برژينســکی يکی از عوامــل مهم افزايش خشم انقابيون و تسخير سفارت بود.

پنجه عقاب شکست

ماجــرای گروگانگيــری از ســفارت آمريــکا در ايــران، در روزهــای پايانی دولت جيمــی کارتر رخ داد. آنچــه موجــب زمينخوردن دولــت دموکرات او و البته منفورشــدن برژينســکی در آن دوره شــد. اگرچه برژينســکی در همان زمان حمله شوروی را پيشبينی کرده بود و با تقويت عربســتان سعودی، پاکســتان و جمهــوری خلق چين، اســتراتژیاي را طراحی کــرد تا حضور شــوروی را در ايــن منطقه تضعيف کند. برژينســکی با بهرهبــرداری از فضای ناامنی رخداده آمريکا را به ســمت تکثير تسليحات نظامی و تقويت سازوکار استقرار سريع نيروها، سوق داد. ســال 1980، برژينسکی عمليات «پنجه عقاب» را بهمنظور آزادسازی گروگانهای آمريکايی در ايران طراحــی و در آن از واحد نظامــی دلتافورس که به تازگی ايجاد شــده بود و ديگر واحدهــای نيروهای ويژه اســتفاده کرد. اين مأموريت شکســت خورد و سايروس ونس، از سمت وزارت امور خارجه استعفا داد. پس از حادثه طبس، برژينســکی به شدت مورد انتقاد مطبوعات قرار گرفت و به منفورترين چهره در دولت کارتر تبديل شــد. ادوارد کندی بهعنوان نامزد دموکراتهــا، در انتخابات ســال 1980 با حمله به همين عمليات، کارتر را به چالش کشيد و برژينسکی را به شدت به باد انتقاد گرفت. با وجود اين انتقادات در سال 1981 کارتر مدال «آزادی» رياستجمهوری را به برژينسکی اعطا کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.