انتاادآخونبديازاندعا ح ايت هننشينا

Shargh - - صفحه اول -

زندگی در فقر شــهری در حاشیهها سختترین و خشــنترین وضعیت زندگی اســت کــه جوامع شــهری تاکنون تجربــه کردهاند. هر چنــد پدیده فقر موضوع جدیدی نیســت، اما شــدت و سختی آن در حاشــیهها را میتــوان موضوعــی نوظهور قلمــداد کرد. ریشــه ایــن موضوع را نیــز از منظر اجتماعی میتوان تبیین کرد. عدم رسمیت زندگی در حاشــیهها، خود بزرگترین مانع بهروزی مردم و موجب شكلگیری و توســعه چرخه فقر است. تلفیق ایــن وضعیت با فقــر پیشــین خانوارهای مهاجر به حاشــیهها که اساســا موجب مهاجرت آنان شدهاســت، سازوکار تشــدیدکنندهای را ایجاد میکند که بســیار رنجآور و طاقتفرسا است. این عارضه و رخنمون از فقر شــوربختانه، با توجه به مجموع شرایط محیطی، امكان انتقال از وضعیت ســاده به وضعیت نابهنجار متضمن انواع بزههای ســازمانیافته، فســاد، اعتیاد، قتل، سرقت، فروش کودک، قاچاق و ســایر ناهنجاریهای اجتماعی را دارد.برای رویارویی با این پدیده بســیار ســخت و غیرِانسانی نخستین موضوع شناختِ سازوکارهای درونی تشــدیدکنندهی آن و تفاوتهای آن با سایر انواع فقر است. جامعههای شهری و روستایی در وضعیت تعادل عــادی خود، بدون دخالت دولت منبع رفاه هســتند. فرهنگ مراقبــت و غمخواریِ همســایگان در کنار انواع نهادهای متشكل و غیرِ متشــكل مدنی کاراترین سیســتم پوششی رفاهی فقــرا، التیامبخــش و تعدیلکننده لبه خشــونت و کاهش شــدت فقر اســت. از همیــنروی، اکثر کشــورهایی که دولتهای کارگــری و رفاه عریض و طویلــی را تجربه کردند، در نهایت بازگشــتند به مراقبت محلهای ‪community care(‬ .) نكته بسیار ظریفی که وجود دارد این اســت که در حاشــیه، بهدلیل غیررســمیبودنِ اجتماعِ حاشیهنشــینان، اساسا ســازوکارهای فرهنگی و نهادهای مدنی یا وجود ندارند و یا از کارکرد میافتند. این موضوعی اســت که اغلب از چشــم سیاســتگذاران پنهان میمانــد. گروههــای مهاجر بســته بــه اینكه از کجــا و چگونه مهاجــرت کردهباشــند دارای یک سلسله ارتباطات فرهنگی و سیستمهای حمایتی درونگروهی از یكدیگر هستند لیكن، در برابر بقیه همســایگان غریبهانــد. دوم آنكــه در هر صورت غیررســمیاند. غیرِرســمیبودن مانع شكلگیری هرگونه ســرمایه اجتماعی و مادی و شــكلگیری امیــدِ اجتماعــی برای بهبــود در آینده میشــود. ناامیدی اجتماعی جز خشونت، تخریب، عصیان و انتقام فرجام دیگری ندارد.در جریان انتخابات 96، تعدادی از نامزدهای ریاســتجمهوری ادعاهای گستردهای در باره حمایت از حاشیهنشینان کردند، اما به زعم من، آنان نه تنها برنامه که کوچکترین درکی از موضوع نداشــتند و صرفــا به عنوان یک موضوع جــذاب انتخاباتی و برای جلب آرای آنان اقــدام به طرح موضــوع میکردنــد. در زمانیکه دولت محبوب حضرات بر سرِ کار بود، آنان صورت مســئله را پاک و تمام سیستمهای تصمیمگیری و حمایتی از حاشیهنشــینان را تعطیــل کردند. آنان یک راهكار برای تمام دردها داشــتند. مسكن مهر! کــه جای پرداختن به آن در اینجا نیســت. فقط به این نكته اشــاره کنم که این راهكار هیچ جذابیتی برای حاشیهنشــینان نداشــت و هیچ انتقال قابل توجــه و قابــل ذکری از حاشــیه به مســكن مهر صــورت نگرفت. ذکر این آمار هــم خالی از لطف نیســت. تعداد حاشیهنشــینان براساس سند ملی توانمندســازی در اولین سند رسمی در دوره جناب خاتمــی 4.5 میلیون نفر برآورد شــده بود. همین رقم در سال 92 بین 10 تا 11 میلیون نفر برآورد شد. همین ارقام در حاشیهنشینی مشهد از 550هزار به یكمیلیونو 118هزار رشــد کرد. این یعنی رشدی بیش از صددرصد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.