کدام سوسياليسم

Shargh - - انديشه -

آرون اتزلر:

در شــرایط فعلی بسیاری از مردم به شکل معاصر سرمایهداری بهسان پدیدهای طبیعی نگاه میکنند، اما این درســت نیســت- بلکه پیامد هژمونی سیاســی راســت اســت. در ایــن دیــدگاه، دوران نولیبــرال کنونی ایســتگاه پایانــی تصور میشــود اما به نظــر من چیزی بیــش از یک دوره موقت نیست. عقبنشــینیهایی که از اواخر دهه 1970 مشــاهده کردهایم نمیتواند همیشــه اســتمرار داشــته باشــد و به باور من یک عقبنشــینی موقتــی اســت و در درازمــدت ما از جنبشهایــی برخــوردار خواهیم بود کــه واقعا در راســتای سوسیالیســم خواهد بود. اگــر از چیزی باید هراس داشــت فرایندهایی اســت که به نظر میرسد از کنترل خارج میشوند مانند ویرانیهای زیستمحیطی با پیامدهای وحشــتناک اقتصادی و اجتماعیشان، یا مســائل ژئوپلیتیک و رویاروییهایی که اکنون با توجه به جنگ ســرد تازه به طور روزافزونی شاهد آنها هستیم. اگــر در برابر این فجایــع دوام بیاوریم، معتقــدم احتمال حرکــت در جهت سوسیالیســم بیش از امکان استمرار ابدی سرمایهداری خواهد بود.

وقتی از مقوله گسترده طبقه کارگر اســتفاده میکنیم که شــامل طبقات متوسط جدید هم میشود با طبقهای بهشدت پارهپاره و متمایزشده سروکار داریــم و یافتن یک حزب سیاســی که بتوانــد نماینده همه لایههای مختلف این طبقه باشــد دشوارتر میشود. این مسئلهای کلاسیک است و گرامشی از نخستین کسانی بود که به این مسئله پرداخت. در زمان جدید، مارتا هارنکر شیلیایی دراینباره بسیار نوشته است. فکر میکنم یکی از چشــماندازها این اســت که وقتی پروژه سوسیالیستی را شکل میدهیم، باید فراگیر باشد. وقتی بــه احزاب موفق پودموس یا ســیریزا نــگاه میکنیم، میبینیم که تشــکیل یک حــزب فراگیــر چــپ امکانپذیر اســت. همچنین باید توجــه کرد که ایــن فرایند بســیار طولانیتر از چرخه انتخابات اســت. سوسیالدموکراسی در ســوئد وقتی موفق بود که آگاهانه ائتلافــی بیــن طبقــه کارگــر و طبقه متوسط ایجاد کرد و از تمامی ابزارهای سیاســی و همه امتیــازات لازم در هر دو طرف، برای انجام این کار اســتفاده کرد. لازم اســت نهتنها برای کارگران یقهســفید، بلکــه کارگــران یقهآبی و افرادی با باورها و مذهبهای مختلف جذاب باشــیم و آنــگاه با توســل به سیاستهای لازم به جامعهای شکل دهیم کــه کار و زندگی مردم لایههای مختلف طبقه کارگر و متوســط امری طبیعی باشــد. در کشورهای متعددی شــاهدیم کــه بســیاری از کارگــران یقهسفید از پشتیبانان اصلی پروژههای سوسیالیســتی بودهانــد. در برخــی کشورهای دیگر شاهد مبارزات و ستیز آنتاگونیســتی بیــن لایههای جمعیت گستردهتر زحمتکشــان بودهایم. این بهنفع پروژههای سوسیالیستی ماست که پایــه گســتردهتر مردمی داشــته باشیم. و به نظر میرسد بخش اعظم مبارزات بالفعل سیاسی مربوط به این اســت که آیا لایههای میانی به سمت طبقه کارگر تمایــل دارند یا خیر. یکی از بزرگتریــن تفاوتها در خلال دوران نولیبرالی در سوئد تغییر در بازار مسکن بوده اســت. درحالیکه قبلا مســکن تقریبا یک حق اجتماعی بود، امروز یک کالا شده است، یک موضوع سوداگری مالی. نتیجهاش این بوده که لایههای میانــی در مناطــق داخــل شــهرها متمرکز شــده، درحالیکه طبقه کارگر به حاشــیه شــهرها یا به شهرکهای کوچکتر رانده میشــوند، و این امر بر روی آموزش، کار و دموکراسی نیز تأثیر میگذارد. اکنون طبقه کارگر و لایههای میانی در شرایط بسیار متفاوتی زندگی میکنند، دیدگاههای کاملا متفاوتی را میپرورانند و شاید حتا یکدیگر را درک هم نکنند. این امر به یکی از بزرگترین تفاوتهــای سیاســی بین شــهرهای بزرگتر از سویی و شهرکها و روستاها از ســوی دیگر منجر شده. به نظر من این تفاوت یکی از مهمترین موانع چپ امروز اســت- یعنی دشــواری ایجاد وحدت میان طبقه کارگــر و لایههای میانی، بهجای وضعیت فعلی مبتنیبر قطبیشــدن تفاوتهــای قومــی و فرهنگی. )صص 66 و 270)

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.