ب جامررعسيهناقشيفضاكیهمجازک دییدرگمپرينپهیایانتخابا با حض پ شبتیینيورنجالاپييذوریورخانينكیيست

Shargh - - سیاست -

لیــلا ابراهیمیــان:

انتخابــات دوازدهميــن دوره رياســتجمهوری برگزار شــد؛ اتفاقِ سياســیای که تازه به ســن جوانی خود رسيده است؛ عمر اين اتفاق سياسی، چند دهه بيشتر نيست؛ جوان است، شورمند و ســرحال که هر دوره را پشت ســر بگذارد، همه با خود میگويند اين دوره اســتثنا بــود و ديگر مردم با اين وســعت در انتخابات شــرکت نمیکننــد؛ اما هر دوره شــگفتیهايی با خود دارد؛ اينبار شــبکههای اجتماعی در دوران گذار از رسانههای اجتماعی وايبر، فيسبــوک و حضور در فضای اينســتالايو، کانالهای تلگرامی و توييتر. ارديبهشــت امســال شــور و شوق در خيابانها موج میزد، شــوری کشــيده از مجاز تا واقعيت که شايد از خودِ انتخابات مهمتر بود؛ اينبار مجاز بــا واقعيــت درآميخته بودند؛ مــردم، صحنه ايســتادن چندينســاعته خود را در صفهای رأی به اشــتراک میگذاشــتند. آنها از نتيجه انتخابات نگران بودنــد و اين نگراني در همه اقشــار مختلف مردم و در همه فضاهای مجازی و واقعی ســيطره داشــت. اکثريتی از مــردم، از چيزي نگران بودند و اين نگراني را به اشتراک میگذاشــتند؛ شايد بايد گفت در فضای مجاز و واقعيت دو صدای ناســازگار طنينانداز بود و پاسخها ناسازگارتر. انجمن ايرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات دومين نشســت انتخاباتــی خود را برگزار میکند برای گفتن از واقعيتهای سياســت در دنيای مجــاز و اينکه فضای مجازی با سياســت ايرانی چه میکند؟ اين نشســت تخصصی در دانشــکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران آغاز میشود؛ با اين پرسش محوری: «فضــای مجازی در کمپينهــای انتخاباتی چه نقشی دارد؟». دبير فضای مجازی انجمن ايرانی مطالعات فرهنگــی و ارتباطات از اهميت اين فضا و شبکههای اجتماعی میگويد و اينکه حسن روحانی، پيروز قطعی دوازدهمين دوره رياستجمهوری ايران در پيام تبريک خود، اين فضا را به رســميت شناخته و از فعالان شــبکههای اجتماعی قدردانی کرده است. بعــد از مقدمهای درباره اهميت فضــای مجازی در سياســت ايران، فعالان رســانهای و کمپينی به بيان تجربههای خود در کارزار انتخابات دوازدهمين دوره رياستجمهوری میپردازند.

بهروز شــجاعی اولين کســی اســت که گزارشی مفصل از تجربــه کمپينهای مختلــف در دورههای متعــدد انتخاباتی میدهــد. او انتخابات دوازدهمين دوره رياســتجمهوری را سختترين، حساسترين و پيچيدهترين انتخابات تاريخ معاصر ايران میخواند که يک طرف دولت مستقر قرار گرفته بود که بايد دست برتری داشــت؛ اما اينگونه نبــود و طرف ديگر تلاش و اتحــاد گســترده عليه دولت بود. شــجاعی معتقد است: «در شــروع ايام تبليغات، ســه بر هيچ دولت از رقيب عقب بود و اين ضعف تيم رســانهای دولت مستقر بود که نتوانســته بود در سهسالونيم گذشته کارنامه دولت را به مــردم معرفی کند». او میگويد: «در اواخر سال 1393، گفته شد که 60 درصد مديران کل روابطعمومی ســازمانها و وزارتخانه، بازمانده از دولت گذشته هســتند و ما در آن زمان يکی از دلايل ضعف تيم رسانهای دولت را بيشتر متوجه شديم».

تبلیغات رسمی ترک خورد

او در ادامه آرای روســتاييان به روحانی را معنادار میخوانــد و تصريح میکنــد : «در تمامی دورهها اين آرا معنــادار بود؛ اما در اين دوره روســتاييان به دليل حضــور رســانهها و شــبکههای مجازی بــه غير از تبليغات رســمی با تبليغ ديگری هم مواجه شدند.» به گفته شجاعی بيستم اسفند 1395 بود که محمود واعظی، وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات، اعلام کرد که 277 هزار روستا به اينترنت پرسرعت متصل شده اســت؛ در 1392 هيچ روســتايی از اينترنت پرسرعت بهرهمند نبود و اين باعث ترکخوردن تبليغات رسمی شده است.

گلبهخودی اصولگرایان

اگر در انتخابات اخير تحريمیها و سرخوردگان از انتخابات گروه هــدف اصلاحطلبان بودند؛ اما در اين ميان کار تبليغ بســيار سخت بود و دشوار؛ برای اينکه گروه رســانهای رقيب هم از فضای مجازی اســتفاده میکرد و اين خلاف رويههای سابق بود. منسجمترين کمپينهــا متعلق بــه اصولگراها بــود و آنها اينبار بابرنامهتــر عمل کردنــد. آنها از کــمکاری دولت در فضای رســانهای اســتفاده کردند تا فضای مجازی را بــه فضای واقعی عليه روحانی تبديل کنند. هشــتگ روحانی برو يــا انجمن حمايت از طرفــداران مدرک دکترا که از طــرف اصولگرايان دنبال میشــد، همه فضــای مجازی را پر کــرده بود؛ اگرچه آنهــا با زبان فضای مجازی آشــنايی نداشــتند و گاه گلبهخودی میزدند و پخش ويدئوی ديدار اميرحسين مقصودلو «تتلو» با ابراهيم رئيسی يکی از اين گلبهخودیهاي اصولگرايان در فضای مجازی بــود؛ اما درنهايت کار اصلی در انتخابات اخير را توييتر، کانالهای تلگرامی و اينســتاگرام و اينســتالايو انجام داد، نه ســتادهای رسمی و رسانههای رسمی.

فضای مجازی تبدیل به فضای واقعی شد.

بعــد از آن نوبت بــه نويد رجايیپور، پژوهشــگر فضای مجازی، میرســد که درباره محتوای پيامهای فضــای مجازی میگويــد و از تأثيــر اينفوگرافیها و موشنگرفیها بر مردم. او مهمترين دستاورد اين دوره را اســتفاده از نتايج نظرســنجیها در فضای مجازی میدانــد . «در اين دوره کارگــزاران نزديک به روحانی از دادههای فضای مجازی استفاده رسمی میکردند. روی اينها کار مهندسی انجام شد. هوش مصنوعی و نظرسنجیها که نتايج ديتای تلگرام بود در تحليلها اســتفاده میشــد و دادههای تجزيه و تحليلشــده بهرهبرداری شد .»

فضای مجازی رسمی شد

علی پيرحسينلو، فعال ديگر کمپينهای انتخاباتی، از تفاوت فضای مجازی با فضای رســمی میگويد. او معتقد اســت در اين دوره اســتفاده از فضای مجازی، رسمی شــد؛ تا چندوقت پيش اصلا در فضای رسمی، کانالهای خبری را به رسميت نمیشناختند، اما در اين دوره، فضای مجازی برنامهريزیشــدهتر عمل کرد». او معتقد اســت: «در انتخابات اخير، برای فضای مجازی پــول جدی خرج شــد؛ فضای مجازی بــرای اولينبار برگرفته از دو اتفاق؛ يعنی وجه تعاملی و زيرســاخت دسترسی به آن، باعث شد واکنش سريعی دربر داشته و پرمخاطب باشــد». او مزيــت ديگر فضای مجازی را کارکرد ارتباطی آن میداند، نه اطلاعرســانی و معتقد اســت بعد از ايــن احزاب سياســی میتواننــد از اين امکانات برای ارتباط با مناطق مختلف بهره بگيرند.

چرا اصولگرایان نتوانســتند اعتماد مردم را داشته باشند؟

حميدرضا جلايیپور، جامعهشــناس، ســخنران بعدی اين مراســم بود. او از نقش فضای مجازی در پيروزی قطعی حســن روحانی گفــت: «اصولگرايان و اصلاحطلبــان هــر دو از فضای مجازی اســتفاده میکردند، ولی چــرا اصولگرايان نتوانســتند اعتماد عمومی را داشــته باشــند، ولی روحانی پيروز قطعی انتخابات شــد؟» جلايیپور برای روشنترشدن بحث به چند پيشفرض اشــاره میکند: اول اينکه روحانی پيروز قاطع انتخابات شد، نه پيروز انتخابات؟ از طرف ديگــر اصولگرايان میخواســتند انتخابــات به دور دوم کشيده شــود که در همه دنيا اين دوره پرريسک اســت، ولی درنهايت اينگونه نشد. رقبای روحانی او را برای يک دوره میخواســتند و حتی در صداوسيما هم من اين را شــنيدهام؛ اما خلاف ايــن اتفاق افتاد. البته در ســال 1392 هــم قرار نبود حســن روحانی رئيسجمهور شــود، آنها هزينه ردصلاحيت آيتالله هاشمیرفســنجانی را پذيرفته بودند و میخواستند خودشــان قدرت را در دســت بگيرند، امــا اينگونه نشــد؛ در دوره اخير هم در شکســت روحانی اجماع داشتند. آنها برای رســيدن به اين هدف میخواستند هر کاری را با چک ســفيد و با حمايت رســمی انجام دهنــد. البته اين تلاش آنها به دليــل نگرانی بزرگتر اينها در آينده است؛ ايده تشکيل جمنا و آمدن رئيسی هــم برگرفته از اين نگرانی اســت. البتــه آنها پايگاه اجتماعــی هفتميليونــی هم دارند کــه برای دادن وعدههای پوپوليســتی مورد حمايت بودند و از هيچ وعــده ساختارشــکنانهای نمیترســيدند. آنها حتی به تخريب عليه دولت با ســند 2030 توسل جستند. وقتی مسئله تتلو مطرح شد و بعد موج سنگين توبه، همه نشــان از عزم جدی آنها برای پيروزی بود، ولی شکست خوردند.

اصولگرایان و جامعه متکثر ایرانی

جلايیپور علت شکســت اصولگرايــان را در يک نکته جســتوجو میکند: «علت بنيادی اين شکست نداشــتن پاســخ درخور به جامعه متکثر ايرانی است که مطالبات متعدد سياســی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند؛ اصولگرايان در اقتصاد جا زدهاند، اما اصلاحطلبان برای جامعــه متکثر حرفهای بهتری دارند». او معتقد اســت: «مســئله ديگر يکصدايی اصلاحطلبان در دورههای اخير اســت که با هم يک هدف را پيگيری میکننــد و از طرفی نهادهای مدنی در اين پيروزی نقش جــدی دارند. با همافزايی همه اينها پوپوليسم در اين انتخابات شکست خورد.»

جامعه پیشبینیپذیر ایران

هــادی خانيکی، رئيس انجمــن ايرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ايران، آخرين ســخنرانی اســت که از اهميت فضای مجازی در انتخابات میگويد. او معتقد اســت: «در اين انتخابات و با حضور گســترده مردم و حجم زيادی از رسانههای جديد و شبکههای اجتماعی اتفاق شــگفتانگيزی رخ داده اســت که نشــان از پيشبينیپذيری جامعه ايران است؛ باوجود اينکه عوامــل پيشبينیناپذيری هــم در آن دخالت دارد. مثلا اين حجم از رســانههای مجــازی يا اخبار جعلــی در انتخاب مردم ايــران تأثيرگــذار نبود». او خطاب به مخاطبان اين نشست ميگويد: «چه اتفاقی در جامعــه رخ داده اســت؟ آيا ايــن توفيق مدنيت اســت و معياری در جامعه وجود دارد که آن معيار در ناخــودآگاه جامعه ايرانی ســبب میشــود مردم رفتارهای مدنی از خود بروز دهند؟ در برخورد مدنی جامعــه، ســنجيدگی، عقلانيت، شــکيبايی و حرکت گامبهگام از مؤلفههای ورود به مدنيت اســت که در جامعه ديده میشود». او اين نکته را با ارجاع به چند انتخابات پشتســرهم میگويد: «دانيل لنر در فرايند مدرنشــدن، يکی از شــاخصهای ارزيابی جامعه را درنظرگرفتن سه انتخابات متوالی میداند؛ وقتی روند ســه انتخابات با هم همخوانــی دارد، معياری برای سنجش تغييرات جامعه اســت. در انتخابات خرداد 1392، اســفند 1394 و ارديبهشت 1396 میتوان اين روندها را در ايران نشــان داد». به گفته خانيکی، اين پيشبينیپذيــری در فضای مجــازی هم قابلارزيابی بود. همــه انتخابات را يکمرحلهای و برنده نهايی را روحانی اعلام میکردند که خوشــبختانه در حافظه ارتباطی مردم ثبت و ضبط اســت که میشود بعدها مورد ارجاع قرار داد. اگر مدنيت و پيشبينیپذيری را جزء ويژگی جامعــه امروز بدانيم، میتوانيم تئوریها را بازخوانی کنيم. اينها همان راه رســيدن به توسعه سياســی اســت که در اين ميانه پيروزی رســانههای کوچک در برابر رسانههای بزرگ است.

رسانههای کوچک و توسعه در ایران

بعــد از آن خانيکــی میگويــد: «در رســانههای کوچــک، عامليــت انســان و ايســتادگی در برابــر ادارهشــوندگی ديده میشــود. رســانههای کوچک نمیتواننــد بهصــورت متمرکز اداره شــوند. متمرکز ادارهشــدن میتواند به وســيله پول يــا محدوديت فرهنگی باشد. رسانههای کوچک بهنحوی شالودهها را مورد چالش قرار میدهند. اين رســانههای کوچک هرچه باشند، هم عامليت انسانی در آن دخيل است و هم اعتماد به آنها. به نظر با اين موارد، بايد به چند عامل توجه کــرد که فهميد اينها جــزء ظرفيتهای جديدی اســت که در ايران وجود دارد و میتواند در خدمت توســعه سياسی کشور باشــد». او به تقويت زيرســاختهای ارتباطی کــه از موفقيتهای دولت روحانی بود اشــاره میکند: «زيرساختهای ارتباطی در ارتباطات توســعه مهم است. يکی از دغدغههای افرادی مثــل دکتر مجيد تهرانيان ايــن بود که نقض را در ايران، فقدان زيرســاخت ارتباطی برای عبور به جامعه اطلاعاتی و عبور از جامعه فردی- شفاهی به ارتباط جمعی میدانست .»

مردم و دولت مخالف فیلترینگ

بــه گفتــه خانيکــی، دوميــن عامل مهــم عامل فرهنگی و سياســی است. مقاومت در برابر فيلترينگ خواست عمومی بود که به خواسته دولت هم تبديل شــد. دولت در کنار جامعه بود و فيلترينگ را به سود جامعه نمیدانســت. نکته ســوم توجه به تحول در ساختار روابط عمومی بود؛ خانيکی میگويد : «در دوره انتخابــات روابط عمومی منفعل بــه روابط عمومی فعال تبديل شــد. اگر اينها در سهســالونيم اينگونه فعال بودند همزبانی دولت و مردم بيشــتر میشد.» خانيکی به همســويی رأی روستاها و شهرهای بزرگ هم اشاره میکند و میگويد: «روستاها به جای اينکه از تبليغــات رســمی پيامها را بشــنوند، اينبار هم از طريق رســانههای مجازی و هم از طريــق درک آثار تغيير، بهتر توانســتند عملکرد دولت را تحليل کنند و انتخاب متفاوتی داشــته باشند؛ اين يك پيام ارتباطی دارد و آن اين است که روستاهای ايران در راه توسعه سياسی-اجتماعی با شهرهای مدرن همقدم شدهاند. او چهارمين نکته را کنشــگری جامعه میداند.«اوج ارتباطات و کنشــگری جامعه وقتی است که فعالان ارتباطی و کنشــگران، شــهروندان جامعه هســتند. ابتــکار عمل با ســرمايهگذاری و پول نبــود. از طرف ديگر کنشــگران خود را در فضــای مجازی محبوس نکردهانــد و جامعه تازه شــد. البته مانوئل کاســتلز فضای مجــازی را نقد میکند کــه از فضای مجازی، کنشــگران سستکوشــی بيرون میآيد، اما اينبار در ايران کنشگران مجازی، سستکوش نبودند و شکاف فضای مجازی با فضای واقعی کمتر شد.»

ادامه در صفحه 19

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.