تفاوت برتر از تفاوط

Shargh - - تئاتر -

سحر ســلطانی: برخی در هنر امروز میخواهند متفاوط باشــند به گفته ژاک دریــدا، فیلســوف و منتقد ادبی فرانســوی و به ازای این دگرگونی در ســاختار بهای مســیر طیشده را نیز میپردازند. ریســک و خطــر بزرگی است که بشود واقعا به تفاوط دست یافــت و در آن دچار تفاوتی آشــکار نشد که همگان بهراحتی از پساش برخواهنــد آمــد. به هــر روی جلوه پساســاختارگرایانه دادن بــه متن و اجرا نیازمند درایتی ژرف و جســارتی دقیــق خواهد بود که متأســفانه در ایران ما هنوز فاصله بســیار هســت بــا آنچه باید چنین شــود. در اجرای محفل بیعاری، نوشته و کار سیاوش بهــادريراد در القای آنچه منجر به خواجگی خسرو، فرزند لطفعلیخان زند، در دستگاه آغامحمدخان قاجار و فتحعلیخــان قاجــار بــه وقوع میپیوندد بســیار نکته بارز و باریکی است که خود سوژهای بسیار زیباست اما در بازآفرینیاش احساس میشود که چندان مرکز ثقلی برای نوینشدن یک جریان یا شــکل اجرائی به وقوع نپیوسته اســت. خسرو از پنجاهوچند ســال خدمت بیوقفه در کاخهایی کــه هیــچگاه از ماجــرا و شــادی و جشن تهی نمیشــد، خسته و دلزده شــده بود. یــا فرمان بانــوان حرم را میبرد یــا به نظافت تالارها، غرفهها و دالانهــای کاخ میپرداخــت یــا زمانــی کــه فتحعلیشــاه، یکی از همســران صیغــهایاش را طــلاق مــیداد و بیدرنگ بــرای ازدواج با زن و دختری دیگــر برنامه میچید، او کمکحال حجلهآرایان میشــد. با عطرافشانی، شبســتان شاه قاجار را خوشــبو میکــرد یا با قــراردادن دســتهگلهایی در گلدانهــای خوشنقشونگار به شبســتان جلوه میداد. برای شــاه قاجار و همســر جدیدش سفره میگسترد و به همراه دیگر خواجهســرایان، انواع و اقسام خوراکیها را میچید.

آنچــه در بــالا از خســرو، فرزند لطفعلیخــان، میخوانیــم بســیار دردنــاک اســت و به تعبیر راســتین نوعی تراژدی در آن موج میزند اما زبان و بیان تازهای که بشود در استناد به آن تا اندازهای از آن درد را نمایان کــرد، زیباتر مینماید تــا اینکه هیچ نشــانهای از تراژدی در آن مشــهود نباشد که میخواهیم از آنچه تراژدی اســت در گذریم. اتفاقا در اینجا باید گلایه کــرد که ایــن ســاختارگریزی نمیتواند مانع از بروز فضای تراژدی یا در تلفیق با جهــان کمدی، پدیدار شــود. بلکه آنچه ســاختار را نوین و غیرقابــل پیشبینــی میکند جنس روایت و نــوع پردازش درام اســت وگرنه در کلیت اثر همچنان باید تئاتر را با همــان تعاریف دقیــق تراژدی یــا کمدی یــا در تلفیق ایــن دو باید ملاحظه کرد چهبســا جهــان امروز بــرای تلفیــق و آمیــزش گونهها و سبکها بهای بیشتری قائل میشود اما در آن تهیشدن ظاهری به معنای گریــز از همهچیــز نخواهد بــود. به هــر تقدیر کوزهگر باید کوزه بســازد با آنکه تلاشــش بر آن باشد که کوزهای بسازد که تاکنون ســاخته و پرداخته نشده باشــد و به همین دلیل هم یک تئاتری به دنبال بیان تئاتری اســت با آنکــه میخواهد الگوپذیر نباشــد و در ارائه الگو ســازنده و خلاق باشــد. این همان راهی اســت که بهادریراد بهسختی پیموده است و نتوانسته اما از آن سر راست بیرون بیاید. این روش حکم طرح معمای بیپاســخ را دارد اما شاید بهتر بود کمی در ارائه روش، ســادهبودن را برای این پیچیدگیهای گنگشونده ترجیح میداد. به هر تقدیر تئاتر سادهکردن اندیشه است حتی در پیچیدهترین شکل ممکنش... .

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.