گ ب افتعوگتوقابایتاف درهنیدارم که مدام دیده شوم

Shargh - - هنر -

بهناز شیربانی: برادرم خسرو ، نخستین تجربه کارگردان جوانی است که به « » گفته بسیاری از کارشناسان سینما یکی از درخشانترین فیلمهای سالهای اخیر را ساخته. این فیلم که اخیرا به نمایش عمومی درآمده، درباره ارتباط دو برادر است که شــخصیت اصلی از اختلال دوقطبی رنج میبرد. شاید « » این بیماری برای بسیاری ناشناخته باشد، اما قطعا مبتلایان از عوارض این بیماری رنج میبرند. بیتا فرهی که با نقش تحسینبرانگیز مهشید در فیلم « » درخشــان هامون به سینمای ایران معرفی شــد، در این فیلم هم حضور « » کوتاه و مؤثری دارد. بیتا فرهی که اغلب در سالهای اخیر نقشهای کوتاه و درعینحال تأثیرگذار را بازی کرده، در برادرم خسرو نیز به انتخاب درستی « » دست زده است. به همین بهانه با این بازیگر به گفتوگو نشستیم.

وقتی درباره حضورتان در ســینما صحبت میکنیم، بدون شک شمایل زنی مدرن و متفاوت در نخستین فیلمتان یعنی «هامون» فراموشنشدنی است. البته خوشبختانه همکاریتان با داریوش مهرجویی بعد از آن تداوم پیدا کرد. به نظرم بد نیست دراینباره صحبت کنیم. موافقید؟

تقریبا چگونگی ورود من به ســینما و همكاریام با داریوش مهرجویی در فیلم ماندگار «هامون»، قصهای است که در این سالها دربارهاش حرف زدهام. هنوز هم وقتی به آن زمان فكر میکنم، پیشــنهاد آقای چشــمآذر، دوســت صمیمی داییام و معرف من به داریوش مهرجویی باعث شد به ســمت سینما کشیده شوم. آن سالها از سینما فاصله داشتم. اما قطعا به دلیل اســم و اعتبار داریوش مهرجویی، حس کردم که دوست دارم تجربه کنم. خوشــبختانه برای بازی در این فیلم انتخاب شــدم. به هر حال اشاره شــما به گذشته و نقشــی که با آن وارد سینما شــدم درست است. نقش «مهشــید»، جلوتر از نقشهــای آن زمان بود. تا آن زمــان چنین زنی وارد ســینمای ایران نشده بود. بلافاصله بعد از «هامون»، آقای مهرجویی بازی در فیلم «بانو» را پیشــنهاد کرد. البته همان زمان تأکید کردند که این نقش شباهتهایي با شخصیت من دارد!

متأسفانه در مقطعی قرار داریم که شخصیتهایی در رده سنی من بسیار کم نوشته میشود.

واقعا؟ چه جالب.

بله. من فیلم «بانو» را دوست دارم و اتفاق خوبی در کارنامه من است. بعد از آن با وقفهای دوساله فیلم «کیمیا» را بازی کردم و همكاری با آقای درویش را تجربه کردم. فیلم با حالوهوای جنگی ســاخته شــد. اما هنوز هم یكی از فیلمهای محبوب من است.

تصور میکنم تنوع و کیفیــت فیلمنامهها در آن زمان، فرصت انتخاب بیشتری برای بازیگر در انتخاب نقشها فراهم میکرد. نظرتان چیست؟ دلیلش چیست؟

شاید به این دلیل که بازیگرانی در رده سنی من کمکارتر شدهاند و درنتیجه نقشها کوتاهتر میشود. البته مناسبات سینمای ایران در مقایسه با سالهای گذشته دســتخوش تغییراتی شده اســت. فكر میکنم خواستهها، مطالبات و ذهنیت مردم هم نســبت به گذشــته تغییر کرده اســت. مخاطب امروز در سینما بیشتر به دنبال سرگرمی است. شاید هم حق با اوست و ترجیح میدهد در میان فشــارها و اضطرابهــای زندگی، زمانی را به اســتراحت بگذراند و با دیدن فیلمی طنز یا مفرح ســرگرم شــود. اما قطعا میان فیلمهای کمدی نیــز تفاوتهایی وجود دارد، برخی از آنها اساســا فیلمهای کممایهایاند که بــه هیچوجه ذهن را پــرورش نمیدهند یا جایی بــرای تفكر مخاطب باقی نمیگذارند. سالها قبل سطح کیفی فیلمها نیز متفاوتتر بود. علل مختلفی ازجمله کیفیت فیلمنامهها یا حضور کارگردانهایی که با دقت و وســواس بیشــتری فیلم میساختند، بیتأثیر نبوده اســت. اما به جز فیلم، مردم زمان بیشــتری را به مطالعه و ســایر فعالیتهــای هنری مثل دیــدن نمایش و... اختصاص میدادند و خلاصه به نظرم همهچیز بهتر و عمیقتر از امروز بود.

در حوزه بازیگری این تغییرات را چگونه ارزیابی میکنید؟

بازیگران جوان را دوســت دارم. اما متأســفم گاهی منزلــت خود را قدر نمیدانند و برخیها برای بازیگرانی که ســالها پیشتر از آنها، فعالیت خود را شــروع کرده و ســابقهای طولانی دارند، ارزشی قائل نمیشوند! خصوصا بازیگرانی که در سابقه فعالیت حرفهای، کارهای شاخصی انجام داده و سعی کردهاند همیشه استانداردی را در کارهایشان رعایت کنند.

بهانه این گفتوگو پرداختن به فیلم ســینمایی «برادرم خسرو» است که میتوان بازی موجز و مؤثر شــما را یکی از نقاط قوت این فیلم دانست. معمولا چطور به نقش نزدیک میشوید؟

درباره شــیوه بازی میتوان به این مورد اشــاره کنم که خیلی سخت و با وســواس فیلمنامهای را انتخاب میکنم. قبل از اینكــه جلوی دوربین بروم فیلمنامه را بارها میخوانم و در باره نقش فكر میکنم. اما نوع بازی من بسیار غریزی اســت و در صحنه با تمرینهــای متعدد، گریم و لباس مختص نقش شــكل میگیرد. به دورخوانی اعتقاد زیادی نــدارم و آن را ضروری نمیدانم، فقط در فیلم «خونبازی» دورخوانیهــای زیادی را تجربه کردم. چون فیلم ســختی بود. اما به طور کلی از «تكنیک» ســر درنمیآورم. اما از آنجایی که احساساتی هستم، به قول معروف احساساتم همیشه دمدستم هستند.

در «برادرم خســرو» هم نقش کوتاهــی را ایفا کردیــد؛ خواهری که نزدیکترین فرد به برادری است که از اختلال دوقطبی رنج میبرد و درک درستی از علائم بیماری دارد. این شخصیت از نظر شما چطور زنی است؟

بــرای من ایــن نقش جذابیتهــای لازم را داشــت؛ زنی کــه در زندگی شخصی خود دچار مشكل است. دخترش در خارج از کشور به سر میبرد. اما درعینحال از برادر بیمارش هم مراقبت میکند. در کل زن رنجدیدهای است که در بسیاری از مواقع به او حق میدهم و از صمیم قلب دوستش دارم. به گفته بسیاری از صاحبنظران، خوشبختانه از پس نقش برآمدم و خدا را شكر که نتیجه مطلوب هم حاصل شد.

تا قبل از این فیلم، با اختلال دوقطبی آشنا بودید؟

بله. بیماری دوقطبی کموبیش متداول اســت. این بیماران یا سرخوشــی بیش از حد دارند یا از افســردگی شــدید رنج میبرند. خوشــبختانه احسان بیگلری اطلاعات جامع و کاملی از این بیماری داشت و همراه پریسا هاشمپور، فیلمنامه درخشانی نوشته بودند. البته برخی از روانپزشكان و متخصصان نیز مشاورههای مفیدی منتقل کردند.

فیلمنامه فیلم نقاط قوت زیادی داشــت. بااینحال ســویه قضاوت شــما درباره این دو برادر، ناصر و خسرو، به کدامیک گرایش داشت. اصلا تحلیلتان چه بود؟

خودم شخصیت خسرو را خیلی دوست دارم. به نظرم به دل مینشیند و شهاب حسینی هم بهزیبایی این نقش را ایفا کرد.

«برادرم خســرو» نخستین تجربه احســان بیگلری در مقام کارگردان اســت که با وجود جوانبودن، توانست توجه منتقدان را جلب کند. چرا با یک کارگردان جوان همکاری کردید؟

کارکردن با کارگردانان جوان را دوست دارم. ویژگی اغلب آنها، انرژی زیاد و خوشفكربودنشــان اســت و خلاقیتهایی که در ســاخت فیلم به خرج میدهند. احســان بیگلری، محمد حمزهای یا زندهیاد نیما طباطبایی ازجمله جوانهای خوشفكری هســتند که با آنها همكاری داشــتم و لذت بردم. اما قطعا احســان بیگلری از آن دســت کارگردانهایی است که آینده درخشانی پیشرو خواهد داشــت. او هنگام کار سختگیر، مســلط و کاربلد بود. دقیقا میدانست چه میخواهد. بازیگران و عوامل را هم درست هدایت میکرد.

به یاد میآورم روزی که برای اولین بار با پیشــنهاد احســان بیگلری برای بازی در این نقش روبهرو شــدم، پاســخم منفی بود. خب نقش کوتاه بود و حس میکردم آنگونه که باید به این نقش پرداخته نشده! اما احسان بیگلری من را مجاب کرد قطعا نقش تأثیرگذاری در روند قصه است که در اجرا دقیقا همینطور شد. خوشبختانه همكاری بسیار خوبی در این فیلم صورت گرفت. شهاب حسینی، ناصر هاشمی و هنگامه قاضیانی به عنوان سه بازیگر اصلی این فیلم بسیار حرفهای و درخشان ظاهر شدند و دوست دارم اینجا به سعید ملكان به عنوان تهیهکننده فیلم اشاره کنم که بسیار کاربلد و حرفهای هستند.

تابهحال با کارگردانهای مطرح سینما کار کردهاید. در جایی خواندم که همکاری با رخشان بنیاعتماد برای شما دلپذیر بود؟

بله. یكی از آرزوهای من در عرصه بازیگری این است که بار دیگر با رخشان بنیاعتماد همكاری کنم، کار با او فوقالعاده اســت. یادم میآید صحنهای از فیلــم «خون بازی»، مادر از فرط ناچاری بــه دخترش )باران کوثری( هروئین میدهد؛ جایی که مادر از همهچیز بریده است. از این سكانس ١4،١٣ برداشت گرفته شــد تا اینكه به جایی رسیده بودم که حس کردم الان سكته میکنم و در نهایت رخشــان بنیاعتماد رضایت داد. کار با او بسیار سخت اما حاصلش شیرین و دوستداشتنی است.

همیشــه علاقهمند به همكاری بــا او بودم. اما اتفاق نیفتاد. شــاید زنان قصههای او با من تفاوت داشتهاند. امیدوارم دوباره این همكاری حاصل شود.

اساســا در فیلمهای «دوران عاشــقی»، «بشــارت به یک شــهروند هزاره ســوم» و برخی دیگر از فیلمها در نقشهای کوتاهی به ایفای نقش پرداختید. به چه دلیل؟

اعتقاد ندارم مدام دیده شوم و حضورم حتی شبیه این باشد که پیشبرنده هیچ اتفاقی در داســتان نباشــم. اما قطعا نقشهای کوتاه و مؤثر در پیشبرد قصه را دوســت دارم. حتی اگر سه سكانس بازی کنم ولی دیده شوم. مثلا در «خانهای روی آب» که این اتفاق افتاد.

با کوتاهی نقش مشکلی نداشتید؟ چرا در سالهای اخیر مجددا با داریوش مهرجویی همکاری نکردید؟ شما در این سالها در تلویزیون هم حضور داشتید و در سریال «سرزمین کهن» بازی کردید و بهزودی مقابل دوربیــن بهرام بهرامیان هم خواهید رفت. برای شما میان تلویزیون و سینما مرزبندی خاصی وجود ندارد؟

خیر. اگر قصه جذاب باشــد و کارگردان کاربلد، قطعا مدیوم برایم تفاوتی ندارد. «ســرزمین کهن» قصه بســیار جذابی داشــت و خوشــحالم با کمال تبریزی همكاری کردم. البته متأسفانه این سریال دچار وقفههایی شد و بهرام بهرامیان هم نام شناختهشده و قابل اعتنا در سینما و تلویزیون ماست. اعتقاد اصلیام به مردم اســت. من همیشه برای مردم احترام قائل هستم و دوست دارم برای آنها کار کنم.

بازیگران جوان را دوست دارم. اما متأسفم گاهی منزلت خود را قدر نمیدانند و برخیها برای بازیگرانی که سالها پیشتر از آنها، فعالیت خود را شروع کرده و سابقهای طولانی دارند، ارزشی قائل نمیشوند! خصوصا بازیگرانی که در سابقه فعالیت حرفهای کارهای شاخصی انجام داده و سعی کردهاند همیشه استانداردی را در کارهایشان رعایت کنند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.