سپردهگذاران كاسپین دست به دامن مردم شدند

Shargh - - صفحه اول -

گروه اقتصاد، مهتاب قليزاده:

صدا از دور هم مهیب اســت؛ مردم شــعار ميدهند؛ محکــم و عصباني. شعارهایي براي اعتراض. وقتي پس از ترافیك سنگین میرداماد به نزدیکي بانك مرکزي ميرســم، انبوهيِ جمعیتي کــه جلوي بانك، روي پل عابــر پیاده و در پیادهروها تجمع کردهاند، شــوکهام ميکند. جمعیت بزرگي یكصدا شعار ميدهند: «الله اکبر...» به سختي راه خودم را بین جمعیت عصباني باز ميکنم و پیش ميروم؛ «یگان ویژه» ناچار به مداخله شــده است و این، مردم را عصبانيتر کرده اســت. شعار ميدهند و از نیروي انتظامي حمایت ميطلبند. فریادهاي مردم چاره نميکند؛ یگان کار خودش را ميکند.

برخــي از این مردم کفن پوشــیدهاند؛ دیگر چیزي براي از دســت دادن ندارند؛ دستشــان به جایي بند نیست؛ آمدهاند و شعارهایي علیه «سیف»، رئیس کل بانك مرکزي ميدهند. اینها، هماناني هستند که حالا روزهاست به خیابان ميآیند؛ جلوي مؤسسه کاسپین تجمع ميکنند؛ جلوي شــعبههاي مؤسسه ميروند؛ روبهروي وزارت کشــور و دادگستري تهران و... بست مينشینند؛ اما بيفایده.

ماجرا از چه قرار است؟

زني را که روسري آبي پوشیده است کنار ميکشم؛ ميپرسم: چه شده؟

دهانش از گرما و بيآبي، کف کرده اســت؛ آنقدر تقلا کرده، عرق از ســر و رویش روان است؛ ميگویم: ميخواهید برايتان آب پیدا کنم؟

با دست صورت سرخش را باد ميزند و ميگوید: نه؛ روزهام.

ناگهــان گویــي انــرژياش دوچندان ميشــود؛ فریادهایي ميزند که مرا ميترســاند؛ بــا داد و هوار ميگوید: بدبخت شدیم خانوم؛ تازه میگي چي شده؟ مگه تو از ما نیستي؟ -نه؛ من روزنامهنگارم. +بدبخت شــدیم خانوم؛ زندگي خودم و دختر و پســرمو فروختیم و گذاشتیم کاسپین. از آذر پارسال تا حالا سود که بهمون ندادن هیچ، اصل پولمون رو هم بلوکه کردن. حالا چه کار کنیم؟ -چقدر گذاشتین؟ +سر جمع یك و 200. -یعني... +یكمیلیاردو 200 میلیون تومن. به ســر و رویش نگاه ميکنم؛ لباسش کمي کهنه به نظر ميرسد؛ کیف و کفشــش هم تعریفي ندارد؛ باورش سخت اســت که این همه پول داشته است؛ عدد کمي نیست؛ یكمیلیاردو 200 میلیون تومان. در حال براندازکردنش هستم که دوباره داد ميزند: دیگه نميدونیم باید چه کنیم؛ گفتن ســود آنها که از سال 94 پول گذاشتن، صفر محاسبه ميشه؛ گفتیم باشه؛ ما از اولشم به امید بانك مرکزي پولمون را گذاشتیم؛ حالا بانك مرکزي براي ما چه کار ميکنه؟ پسرم پول پیــش خونش رو داد و براي تحصیــل از ایران رفت. حالا شیش کیلو هم لاغر شده؛ فکر ميکرد با سودي که از پولش ميگیره ميتونه اونجا زندگي کنه اما الان زندگي همهمون بههم ریخته.

تلاش يگان ويژه براي برقراري نظم

اوضاع کمي آرامتر شــده اســت؛ مــردم متفرق شــدهاند و حالا تعداد نیروهاي پلیس بیش از مردم است.

...باز هم تمام انتصابات ما در محدوده تنگ همان دانشگاه خودمان انجام میشود. - انحصار کار و آموزش پزشکی ایرانیان تنها به ایرانیان پیش از هر چیز با اصول عالیه فرهنگ اسلامی ما مغایر است. در یاد داریم که پیشــوای بــزرگ ملی و مذهبی ما میرزایشــیرازی نه با تنباکو که با انحصار مشکل داشــت. بــا ایــن واقعیت کــه انحصــار خدمات مســلمانان به یک گروه خاص هر که باشــد، هم باعث خســارت ملت است و هم با اصول اسلامی آزادی معاملات مسلمانان با خود و با غیرمسلمان در تناقض است. کشوری که ادعای اسلام ارتدکس دارد و اخیرا گامهای بلندی در دشــمنی با کشــور ما برداشــته، آکنده است از پزشــکان آمریکایی و اروپایی که در ســنتیترین و دشوارترین شرایط آن کشــور –به نظر غربیهــا- کار و زندگی میکنند و بهعلاوه بســیاری از ظرفیتهای فوقتخصص در کشورهای اروپایی و آمریکایی را هم برای پزشکان خود کــه درصد درخورتوجهی از آنان به کشــور خود باز خواهند گشت، از پیش رزرو کرده است. فراخوان استخدام هیئت علمی به شکلی محدود و ملــی نهتنها در اســتانداردهای روز دنیا رفتاری بدوی محسوب میشــود؛ بلکه با اصول اسلامی هم سازگار نیست.

- اصلاح ساختارهای اداری و برنامهریزیهای بهداشــتی-درمانی هم مثل یک جراحی، یک کار تخصصی اســت که نیازمند متخصصان با تجربه کار در شــرایط مشابه است. کشور ما هم مثل سایر کشورها از کارشناســان باتجربه سازمان بهداشت جهانی و سایر مؤسسات بینالمللی بینیاز نیست.

- طــب بینالملــل متعلــق بــه اروپاییها و آمریکاییها نیست. مبنای اصلی آن همان چیزی اســت که صلیبیها از ابنســینا و طب شــرق به اروپا بردند. همین حالا هم جوانان بااســتعداد و کوشای خارجی و در رأس آنها ایرانیان هستند که در پیشــرفتهترین بخشهای دنیا آســیاب سنگین کار و تحقیــق و آمــوزش پزشــکی را به حرکت درمیآورند، با این تفاوت که در مقایســه با ســایر کشــورها کمترین ارتباط را با سرزمین مادری خود دارنــد و بــاز هم برخلاف ســایر کشــورها تعداد ایشان بسیار بیشــتر از همکاران همسطحشان در داخل کشــور اســت. ارتباط ارگانیک و متعارف با دنیا حداقل فایــدهاش امکان اســتفاده از نیروی کار متخصصی اســت که اکنون باعث شــکوفایی بخشهای دنیاســت و در واقع این کشور ما بوده که چون ســرمایهای گرانبها به رایگان و به ثمن بخس و برای همیشه به دنیا عرضه کرده است و همچنان به این کار مشغول است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.