رگخواب آمريکايیها ...

رگخواب آمریکاییها را داشتیم

Shargh - - صفحه اول - يادماندههای يزدی از مذاکره با برژينسکی

هر ماجرايی میتواند دو روايت داشتهباشد، بالطبع، حضور افراد مختلف میتواند اين روايتها را متعدد کند. تقريبا هر مذاکرهای چنين سرنوشتی پيدا میکند. مذاکره انقلابيون ايران با برژينسکی مشاور کارتر از اين دست ماجراهاست که ايرانیها و آمريکايیهــا دو روايت متفاوت از آن ارائه میکنند. اين مذاکره اولين ديدار مقامات ارشد ايران بعد از انقلاب با يک مقام آمريکايی بود؛ روز اول نوامبر ١٩٧٩ . رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا سال ٨٧، در دانشگاه ملی امور دفاعی آمريکا درباره برخی جزئيات اين ديدار که ٣٧ سال پيش انجام شده، توضيح داده و میگويد : ديدار ميان « زبيگنيو برژينسکی، مشاور امنيت ملی کاخ سفيد در دوران رياســتجمهوری جيمی کارتر و مهدی بازرگان در شــهر الجزيره خشم گروههايی در تهران و گروگانگيری اعضای سفارت آمريکا را به دنبال داشت. نخستوزير )مهندس بــازرگان(، وزير دفاع )مصطفی چمــران( و وزير خارجه )ابراهيم يزدی( ايران خواستار ملاقات با برژينسکی شدند که برای مراسم بيستوپنجمين ســالگرد انقلاب الجزاير در الجزيره به ســر میبرد و من هم با او بودم. برژينسکی از من خواست برای يادداشتبرداشتن همراهش بروم . » مرگ برژينسکی، مشاور کارتر در يکی از مهمترين سالهای رابطه ايران و آمريکا، يعنی وقوع انقلاب و تسخير سفارت موجب شد ماجرای مذاکره الجزاير را با دکتر ابراهيم يزدی وزير خارجه دولت موقت و عضو تيم مذاکرهکننده به گپ و گفت بگذاريم. اگرچه بيماری و گذر زمان موجب شــده دکتر يزدی برخی موضوعات را به ياد نياورد، اما همراهی مهندس توسلی در مصاحبه برخی خاطرات را زنده کرد. گفتوگو با دکتر ابراهيم يزدی عضو اولين و تنها بازمانده تيم مذاکرهکننده ايرانی با آمريکا بعد از پيروزی انقلاب را در ادامه بخوانيد.

آقــای دکتر يــزدی میخواهــم از ملاقات تيم ↙ مذاکرهکننده ايرانی با برژينســکی، مشــاور کارتر در الجزاير بگوييد؛ ملاقاتی بين شــما، مهندس بازرگان، دکتر چمران و برژينســکی. چه اتفاقــی رخ داد، چه مذاکرهای در آنجا انجام شد؟ آن چيزی که از شخصيت برژينسکی دريافت کرديد، چه بود؟

ببینید! اگر ما با آمریکاییها اختلافی داریم باید بنشینیم با آنها گفتوگو کنیم. برژینسکی طرف خوبی برای مذاکره بود؛ در مذاکرات سیاســی خیلی مهم اســت که طرف ما چه کســی اســت. یک وقتی طرف صحبت میکند اما به قول قدیمیها شــوت اســت؛ بله، در مذاکــره با او کاری نمیتوانیم بکنیم. ولی برژینسکی یک مذاکرهکننده بسیار زیــرک و باهوش بــود و به مطالبی که میگفت اشــراف داشــت، این، کار آدم را راحتتر میکند. برژینسکی به کار خودش وارد بود. برژينسکی در مذاکره از طرف دولت آمريکا اختيار ↙ عمل داشت؟

بله، ما میخواستیم توافق کنیم.

خب او قــدرت توافق داشــت؟ در چه زمينهای ↙ میخواستيد توافق کنيد؟

در زمینه روابط دو کشور؛ بالاخره برژینسکی شخصیت برجســتهای در سیاســت خارجی دولت آمریکا بود و ما هم اگر میخواستیم با آمریکا بر سر مسائل مورد اختلاف طرفین به توافق برسیم، او بهترین فرد برای مذاکره بود. اســتارت مذاکره چطور زده شد؟ آنها ابراز تمايل ↙ کردند به مذاکره يا تيم ايرانی؟

یادم نیســت؛ اما طرفین هر دو احساس کردند که باید بنشــینند و گفت و گو کنند. در آن شرایط این یک ضرورت بود.

خب آنموقع که هنوز ماجرای تسخير سفارت رخ ↙ نداده بود، موضوع اصلی مذاکره چه بود؟

در واقع آنچه ما میخواستیم و دنبالش بودیم، تفاهم درباره انقلاب ایران بود چون این ســابقه نداشت. بنابراین برای ما خیلی مهم بود که مواضع انقلاب اسلامی و ایران را به آمریکاییها حالی کنیم.

يعنی آنها انقلاب را بپذيرند؟ ↙

بلــه، بپذیرنــد. چون آنهــا از انقلاب تــرس و واهمه داشتند.

خود شــخص برژينسکی هم که خيلی ضدانقلاب ↙ بود.

بلــه، نهتنها با انقلاب ما، بلکه کلا بــا هر نوع انقلابی

مخالف بــود. او مخالف بود، بــرای اینکه مواضع انقلاب چیزی نبود که آنها بتوانند بپذیرند. ↙ يادتان هست که برژينسکی، لهستانی بود.

بله. یهودی بود.

روسهــا در طــول تاريخ و حتی پــس از انقلاب ↙ اکتبر به لهستانیها خيلی ظلم کرده بودند و برژينسکی خاطرات بسيار بدی داشــت. بنابراين فکر میکرد که انقلاب ايران هم ممکن است چنين پيامدهايی داشته باشد. آنهــا اصــولا از انقلاب ناراحــت بودند و بــه انقلاب خوشبین نبودند.

کلا ديدگاههای برژينسکی ↙ به شکلی بود که به نقش اتحاد جماهير شــوروی خيلی بدبين بود، شايد به خاطر همين سابقه لهستانیاش. شــايد او انقلاب ايران را يک پاشــنه آشيل برای نفــوذ بيشــتر اتحــاد جماهير شــوروی در منطقــه میديد. نگرانی از اينکــه انقلاب منجر به اين شــود که ايران بهعنوان دوســت قابل اعتماد آمريکا به سمت نزديکی با اتحاد جماهير شوروی برود.

بلــه، ایــن نگرانــی را آمریکاییهــا داشــتند؛ یعنی آمریکاییها نگران چرخش مواضع انقلاب ایران بودند. اما کلا فکر میکردند با انقلاب اسلامی ایران نزدیکتر هستند و میتوانند با آنها کنار بیایند.

مذاکره در الجزاير چقدر طول کشيد؟ ↙

مذاکرات چند جلســه کوتاه بود. شاید دو یا سه جلسه بود. چند روز پشت هم؟ ↙

بله، چند روز پشت هم.

الجزاير چطور انتخاب شده بود؟ چه کسی الجزاير ↙ را انتخاب کرده بود؟

جشن سالگرد انقلاب الجزایر بود و به مناسبت جشن به آنجا رفته بودیم. آمریکاییها هم آنجا بودند. الجزایریها وساطت کردند که بنشینیم و با هم مذاکره کنیم.

يعنی شما )ســه نفر( از ايران برای آن جشن رفته ↙ بوديد؟

بله.

موضع شما، آقای مهندس بازرگان و دکتر چمران ↙ مشابه هم بود يا با هم اختلاف نظر داشتيد؟

بلــه، با هم هماهنــگ بودیم؛ با هم نشســته بودیم و صحبت کرده بودیم که با آمریکاییها چگونه برخورد کنیم و چه بگوییم و چه کار کنیم.

روايتی که گری ســيک، دســتيار برژينسکی از آن ↙ جلسه مذاکره گفته، اين است که تمرکز مذاکرهکنندگان ايرانی روی اين موضوع بود که شاه را به انقلابيون پس بدهيد ولی آمريکايیهــا نپذيرفتهاند و گفتهاند که اين اصلا در فرهنگ سياســی ما معنی ندارد. شما روی اين موضوع در مذاکره خيلی تمرکز کرده بوديد؟

بله، از آنجا که بودن شــاه در آمریکا میتوانست برای ما اسباب دردسر شــود، روی آن تأکید داشتیم؛ برای اینکه هر آن آمریکاییها میتوانستند او را تقویت کنند؛ چون در

اختیار آنهــا بود. او از انقلاب لطمه دیــده بود. نگرانی ما این بود که شاه با آمریکاییها کنار بیاید و به انقلاب لطمه بخورد. ↙ يعنــی اتفاقی مثل کودتای 2٨ مرداد يک بار ديگر تکرار شود؟

بلــه، ما از این نگران بودیم چــون آنموقع هنوز خود انقلاب تثبیت نشــده بود و ما مشــکلات زیادی داشــتیم؛ بنابراین ما حق داشتیم نگرانی داشته باشیم.

خــب چند روز بعــد از اينکه به تهران برگشــتيد ↙ ماجرای تسخير سفارت رخ داد. تصورش را میکرديد که وقتی برگرديد چنين اتفاقی رخ دهد؟ يا فکر میکنيد بهانه شد؟

در ایــران بــه همان انــدازه که گروهی میخواستند با آمریکاییها به توافق برسیم، کسانی هم بودند که نمیخواســتند. میخواســتند همچنان روابط ما بــا آمریکاییها خصمانه باشد. طیف گروههای چپ این موضع را داشــتند و این واکنش را نشان دادند که مبادا روابط عادی شــود، چون بالاخره انقــلاب پیروز شده بود. منافع ملی ایجاب میکرد که بــا آمریکاییها کنــار بیاییم، اما البته چپیها نمیخواســتند. طیف گسترده چپها -چه مسلمانشان چه غیرمسلمانشانهمه نســبت به اینکه ما با آمریکاییها به تفاهم برسیم، ناراحت بودند و واکنش نشان دادند. پس پيشبينی میکرديد که در ايران گروهی با اين ↙ مذاکره مخالف باشند.

مخالفت را پیشبینی میکردیم.

ولی چنين دامنه مخالفتی را پيشبينی نمیکرديد؟ ↙ بله، فکر نمیکردیم به آنجاها کشیده شود.

فکر میکنيد فقط مذاکره شما باعث تسخير سفارت ↙ شــد؟ يا يک بهانه بود و چيزهای ديگــری ماجرا را به سمت تسخير سفارت هل داد؟

ببینید! آنها که علیالاطلاق مخالف بهبود روابطمان با آمریکا بودند، از اینکه ما داشــتیم مذاکره میکردیم نگران بودنــد خصوصا که تیم مذاکرهکننده ایــران که ما بودیم، نسبت به قضایا اشراف داشتیم و فقط شعار نمیدادیم. به اصطلاح رگ خواب آمریکاییها را داشــتیم و میدانستیم چطور بــا آنها رفتار کنیم؛ ولی عــدهای بودند که مخالف بهبــود روابط ایران با آمریکاییها بودنــد؛ بنابراین آنها به چنین واکنشهایی دست زدند.

برنامه شــما ســه نفر از تيم مذاکرهکننده اين بود ↙ که مذاکرات را ادامه بدهيد؟ به نظرتان میرســيد که میتوانيد با آمريکايیها به تفاهم برسيد؟

بله، بهنظر من میشد.

نظر هر سهنفرتان چه بود؟ ↙

هر سه همین نظر را داشتیم. برای اینکه آمریکاییها، کار دیگــری نمیتوانســتند بکنند، چه کار میخواســتند بکننــد! درعینحال بــه نفع ما هم بود کــه }آن زمان{ با آمریکاییها توافق کنیم.

در خاطــرات مهندس بازرگان هســت که درباره ↙ موضــوع قراردادهــای ســلاح و پولهايــی که در حســابهای آمريکايی هست، صحبت کردند. درباره

آنها که علیالاطلاق مخالف بهبود روابطمان با آمريکا بودند، از اينکه ما داشتيم مذاکره میکرديم نگران بودند خصوصا که تيم مذاکرهکننده ايران که ما بوديم، نسبت به قضايا اشراف داشتيم و فقط شعار نمیداديم. به اصطلاح رگ خواب آمريکايیها را داشتيم و میدانستيم چطور با آنها رفتار کنيم؛ ولی عدهای بودند که مخالف بهبود روابط ايران با آمريکايیها بودند؛ بنابراين آنها به چنين واکنشهايی دست زدند

اين موضوعها، يادتان هســت که آنها قول دادند که آيا ايــن مطالبات را پس میدهند، قــرارداد را ادامه میدهند يا نه؟ بله، اگــر مذاکــرات ادامه پیدا میکرد، مشــکلات ما برطرف میشد.

↙ يعنی اگر آن مذاکرات ادامه پيدا میکرد ما الان با ماجرای پولهای بلوکهشده در آمريکا مواجه نبوديم. يا مسئله حسابهای بلوکهشده، قرارداد سلاحی که با آمريکا داشتيم انجام میشد و مثلا ما در جنگ مشکل خريد سلاح نداشتيم؟ بلــه، بــه همیــن ترتیب اســت. میتوانســت چنین پیامدهایی داشته باشد.

بعــد از مذاکــره الجزاير که به تهران برگشــتيد، ↙ ماجرای تسخير ســفارت پيش آمد و ديگر کانالهای ارتباطیتان با آمريکا قطع شد.

بله.

و ديگر شما هيچ مراودهای با برژينسکی نداشتيد؟ ↙ خیر، دیگر معنا نداشت.

در مطالبی که درباره برژينســکی هست اين آمده ↙ که او پيش از پيروزی انقلاب معتقد بوده که بايد آمريکا از شــاه حمايت نظامی کند تا انقلاب پيروز نشود. در نشست گوادلوپ هم چنين اعتقادی را دارد ولی کارتر خلاف اين فکر میکند. بعد ماجــرای حمله طبس را طراحی میکند و ناکام میشود. حتی در اسنادی آمده که برای بهشکستکشــاندن حکومت انقلابی تلاش کرده تا صدام را برای حمله به جزاير ســهگانه متقاعد کند؛ اما اين آدم ســالهای اخير و در جريان مذاکرات هستهای میگويد با ايران توافق کنيد. چقدر اين آدم تغيير کرده؟ بهنظرتان گذر زمان باعث شــد او آنقدر تغيير کند؟ يا انقلاب تغيير کرد؟ نه، انقلاب تغییر نکرد.

انقلابيون چطور؟ ↙

انقلابیون هم تغییــر نکردند؛ اما آمریکاییها بهنوعی واقعگرایی دســت پیدا کردند. خب چــه کار میخواهند بکننــد؟! در ایــران انقلاب پیروز شــده و از موضع قدرت حرف میزند. در الجزاير هم آنها اين واقعگرايی را داشتند؟ ↙

شرایط الجزایر متفاوت بود با شرایط بعدها.

شــرايط مذاکره آن زمان شــما، با شــرايط تيم ↙ مذاکرهکننده هســتهای درحالحاضر چقدر شباهت دارد؟ منظورم از جنبه فشــارهای داخلی است که به ديپلماتها وارد میشود.

شرایط مشابه اســت؛ اما شــرایط بیرونی تغییر کرده و آنهایــی که میخواســتند بــه کلی رابطه قطع شــود، نتوانستند.

شــما گفتيد زمان مذاکرات الجزاير، آمريکايیها ↙ واقعگرا شــده بودند و به اين نتيجه رسيده بودند که میشــود با ايران توافق کرد. باز میخواهم برگردم به شخصيت برژينسکی. در گفتوگوی رسانهای که چند سال پيش به صورت مشــترک با «نيوزويک» داشتيد، برژينسکی را چگونه ديديد؟ خيلی تغيير کرده بود يا باز همان آدم بود؟

همان آدم بود؛ منتها این درایت را داشت که خودش را با شــرایط تطبیق بدهد. شرایطی که شما از آن صحبت میکنید و مذاکرات هستهای اخیر، مثل روزهای قبل نبود و فرق کرده بود.

يعنی از الجزاير تا الان؟ ↙

بله. خودتان چه؟ خودتان چقدر تغيير کردهايد؟ ↙

البته مدیران ما هم تغییر کردهاند؛ اما عملا میدانستیم که نمیشود سرمان را بکوبیم به دیوار و بگوییم دیوار به عقب برود. واقعگرایی پیدا کردهایم.

حتــی برژينســکی در دوره مذاکرات هســتهای ↙ حامی مذاکرات هســتهای شده بود و توييت کرده بود که در اين شــرايط بايد با ايران به توافق رسيد. او يک بار خواســته بود با ايران توافق کند ولی نشــد و يک مذاکرهکننده شکستخورده بود. فکر میکنيد آن سابقه در نگاهش تأثير داشت؟

بالاخره همه ما از رویدادها یاد میگیریم. آمریکاییها هم از آن شکســت مذاکرات اولیه و ناکامی یاد گرفتند که موضعشان را تعدیل کنند و تعدیل کردند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.