همراهی با فلامینگوها

Shargh - - سينما - رسول یونان

مــن از اینکــه بــا فلامینگوهــا همراهی کردم خوشحالم.

البتــه فیلمنامــه فلامینگــوی شــماره 13 اولیــن تجربــه من در فیلمنامهنویســی نیســت. من قبلا هم فیلمنامه نوشــته بــودم، حتی چند ســال پیش میخواستم کتابی از مجموعه فیلمنامههایم منتشــر کنم کــه بنا بــر دلایلــی از این کار صرفنظــر کــردم. مــن مجموعه داســتانی داشــتم به نام «کلبهای در مزرعــه برفی» که اســم یکی از داســتانهایش «فلامینگوی شماره ســیزده آبهای دریای خــزر» بود. یکبــار در جریان صحبــت با آقای علیقلیــان و تهیهکننــده پــای این قصه وســط کشیده شــد و تصمیم گرفتیم بر پایه این داستان، فیلمنامه بنویســیم. حدود چهار ماه بعد من به کارگردان خبر دادم که فیلمنامه آماده شــده، او هم متــن را خواند و بــه صرافــت افتاد ایــن قصه را کارگردانی کند.

من پرنده فلامینگو را چند سال پیش در اطــراف ارومیه دیدم. یک شــکارچی آن را شــکار کرده بود و حلقهای دور یکی از پاهای فلامینگو بود که رویش عدد 13 نوشــته شده بود. تصویر زیبــای آن فلامینگو در ذهن من ماند تا چند سال بعد وقتی ســفری به میانکاله داشتم با دیدن دستهجمعی فلامینگوهای مهاجر تصمیــم گرفتم که این داســتان را بنویسم. درواقع فلامینگوها در فیلم به پرواز درآمدند.

وقتــی فیلمنامه را مینوشــتم هیــچ نیتی بــرای بازی خــودم در نقش ســلیمان نداشتم چون اصلا معلوم نبــود که قرار اســت چنین فیلمی ســاخته بشود یا نه، راستش اتفاقات و شــرایط دســت به دست هم داد تا من بازیگر نقش سلیمان در فلامینگوی شماره 13 باشم. حالا ممکن اســت خیلیها از خودشان بپرســند بیــن این همه پرنــده چرا فلامینگــو؟ خــب، مــن همیشــه وقتی پرندههــا را میبینم از نزدیک به آنهــا نــگاه میکنــم. فقط هم فلامینگو نیست، شما اگر شعرهای مــن را بخوانیــد، میبینیــد چقدر گنجشــکها، کلاغهــا و کبوترها را دوست دارم چون معتقدم هرکس میتواند پرندهای در پیراهن داشته باشد. پیراهن بعضیها بدون دلیل تکان نمیخــورد، حتما پرندهای در آن زندگی میکند.

بگذریــم؛ بعد از این همه ســال که از ساختهشــدن فیلــم میگذرد وقتــی آن را روی پرده میبینم دلم بــرای ســلیمان و فلامینگو میتپد. اینکه او و پرنــده در قصهای با هم گره میخورند اتفاق شگفتانگیزی اســت، اما اینکه فلامینگو سلیمان را از این جهان خاکــی دور میکند شگفتانگیزتر.

در ایــن دنیــا آدمهــا همــه به روزمرگیهــا تبعیــد شــدهاند، خوشبهحــال آنهایــی کــه بــا فلامینگوها همراهــی کرده و پرواز را تجربه میکنند چون هیچ اتفاقی در دنیا لذتبخشتر از همراهشدن با پرندههای مهاجر نیست. ↙ ↙ ↙ ↙ ↙

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.