کريخواني بازندهها

Shargh - - جامعه -

معصومه اصغري:

شــوراي شهر تهران چند هفته پس از انتخابات، روزي پرتنش و حاشــيه را پشت سر گذاشت. در ابتداي جلسه نطق پيش از دستور محمد سالاري درباره عملکرد پرسؤال شهردار تهران و بيان عبارت «سراسيمگي برخي از افراد» بعد از انتخابات، اصولگرايان را از جايشــان بلند کرد و باعث فريادزدن آنهــا ميان شــورا شــد و در ادامه دو عضو باســابقه اصلاحطلب که گويا دلشــان از جــاي ديگري پر بود، دلخوريها را به صحن شــورا آوردند و ســوابق پيدا و پنهانشــان را در صحن علني براي همه شــمردند. محمد ســالاري در نطقي طولانــي برخي از تحولات چنــد هفته اخير در شــهرداري تهران را برشــمرد و در ميانــه اظهاراتش گفت: بعد از انتخابات شــوراها نوعي سراســيمگي بين برخي افراد ايجاد شده است. اين اظهــارات با واکنش مهدي چمران روبهرو شــد. مجتبي شــاکري که در ميانه نطق هــم بدون بلندگو صحبتهايــي داشــت و گفتههاي ســالاري را قطع ميکرد، چند بار گفت: اگر راست ميگوييد آن ۱0 درصد آرا را بشــماريد. اگر جرئت داشــتيد و عرضه داشتيد، چرا ايــن حرفها را الان ميزنيد و زبانتان دراز شــده اســت؟ چرا همان موقع که وقت داشــتيد استيضاح نکرديد؟رضا تقيپور گفت: ســال 88 همينها بودند که مســجد آتش زدند و مردم را کشتند، ولي ما مثل شــما نيســتيم و حقمان را با متانت ميگيريم و هيچ سراســيمگي هم نداريم.اما دستور جلسه مهم ديروز که از هفته گذشــته باقــي مانده بود و با بررســي ۹ بند مجددا به هفته بعد موکول شــد، بررســي طرح صيانت از باغات شهر تهران بود. دراينميان اسماعيل دوســتي، عضو اصلاحطلب و مخالف اين مصوبه با لحنــي کنايهدار گفت: مردم خودشــان بلدند درخت بکارند و از درختان مراقبت کنند، طرح شــما به ضرر درختان اســت. او به کنايه گفت: فــردي که در زمان معاون خدمات شــهري بودنش حکم قطع درختان و باغات را ميداد، حالا طرفدار درختان شــده است. کنايــه او به محمــد حقاني بود که او هــم در نوبت صحبت خود گفت: يک ســند بياوريــد که من چنين کاري کردهام! خوب شــد شــما دوباره استاندار جايي نشديد؛ وگرنه فاتحه درختان خوانده بود.اين اظهارات ادامه داشــت تا اينکه دو طرف عصبانيتر شــدند و دوستي خطاب به حقاني گفت: برادر من، شما با نياز بــه آينده حرف ميزني، ولي من نيازي به آينده ندارم، شما ميخواهي قائممقام شوي، امکان ندارد! همين خود شــما پدر باغات تهران را درآوردهاي و حالا دفاع ميکني! حداقل صد مورد سند ميآورم که پدر باغات را درآوردهاي.حقانــي هم در پاســخ بــه او گفت اگر سندي بياورد او از دنيا خداحافظي ميکند. دراينميان مهدي چمران که با خنده و شوخي ابتدا ميخواست ماجــرا را تمام کند.اما حقاني ادامه داد: لابد آن پروژه «آسمان آبي- زمين پاک» هم که شما دنبالش بوديد، براي نجات درختان بود! فقط براي يک بانک پاسارگاد شــما اين همه باغات از بين رفــت. چمران باز هم به ميانه آمد و به شوخي گفت: بسه ديگه حالا همديگر را لو ندهيد. بعد هم به محســن پيرهادي که کنارش بود زد و با خنده گفت: از خبرنگاران فيلم بگيريد، چه فيلمي ميگيرند!دوســتي هم خطاب به رحمتالله حافظي که قصد دفاع از طرح را داشــت و گفت بهتر اســت درباره چهار هزار هکتار باغ ازدسترفته تهران هم توضيــح بدهند، با لحن تندي گفت: شــما ديگه بس کن؛ همش توهم داري! بعد هم گفت دروغگو! چمران هم حافظي را بــا لحن تندي خطاب قرار داد و گفت: دروغ نگو؛ دروغگو. بشــين آقا، ســاکت باش، ساکت باش. بين اين دو عضو ديگر را هم شما به هم زديد.حافظي گفت: اگر توضيــح ميدهيد، درباره ۱۵ طبقهاي که در مصوبه برج- بــاغ داديد هم توضيح دهيد! که چمــران با عصبانيت گفــت: آن ۱۵ طبقه را فراموش کنيد ديگر! حافظي گفت: نميشــود و با همان مصوبه پدر باغات تهران را درآورديد. چمران در ادامه اين بگومگو گفت: شعار بيجا ندهيد، خبرنگاران اينجا هســتند و عقل دارند و رفتار پوپوليستي شما را ميبيننــد. اينقدر عوامفريبي نکنيــد. مجوز برجهاي ۱۵طبقه را دوســتان شــما در شــهرداري با مصوبه بلندمرتبهســازي دادند. او در ادامه به حافظي گفت: چقدر ميخواهيد من را بکوبيد و توي ســر من بزنيد، با اين کارها مشــکلي حل نميشود، من ديگر به شورا نميآيم، ديگر تمام شــد؛ مأموريت انجام شــد، ديگر نميخواهد من را بکوبيد. اين حرفهاي زائد و بچگانه از يک دکتر بعيد است.به گزارش «شرق»؛ پس از اين درگيري لفظي موضوع تمام نشــده و چمران در پايان جلســه درحاليکه حبيب کاشــاني در کنارش بود به سراغ حافظي رفت. چمران: با من چه پدرکشتگيای داريد؟ حافظي: ندارم. چمــران: پس اين چه رفتاري اســت؟ حافظي: انتظــار دارم با فســاد مقابله کنيد! چمران: يعني من فاســد هســتم؟ حافظــي: نهخير؛ فاســد نيســتيد اما انتظار اين بود که با فساد در درون شــهرداري مقابله کنيد! چمران )کاشاني هم همراه شــد(: خودتان چه کار کرديد؟ حافظي: آب شربي که فاضلاب داشت و نميدانستيد و ميخورديد را اصلاح کرديم، معاون شن و ماسه را تعطيل کرديم، کارخانه ايرفــور را به بيرون تهــران برديم! کاشــاني به ميان صحبت حافظي آمد: شما ســوپرمن شدي و ديگران کاري نکردنــد! چمــران: ما هم کار کرديــم، اما براي رضاي خــدا بود نه براي مردم و رســانهها! حافظي: اگر براي مردم و رســانهها بود که بايد دوباره کانديدا ميشدم. چمران: کانديدا نشديد چون ميدانستيد رأي نداريد! حافظي: با ســند برايتان ميگويم اگر ميآمدم نفر اول تهران بودم!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.