رأی مردم سهام شرکتهای سهامی نیست

Shargh - - سیاست - بهمن کشاورز

بــه موجب اصــل 56 قانون اساســی حاکمیت مطلق بر جهان و انســان از آن خداســت و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم کرده اســت. هیچ کس نمیتواند این حق الهی را از آنان ســلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهــد و ملت این حق خــداداد را از طرقی که در اصــول بعد میآید اعمــال میکند. در اصل 59 قانون اساســی آمده است: در مســائل بسیار مهمِ اقتصــادی، سیاســی، اجتماعــی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همهپرسی و مراجعه مســتقیم به آرای مردم صورت گیرد. درخواســت مراجعــه به آرای عمومی باید به تصویب دوســوم مجمــوع نماینــدگان مجلس برســد و بالاخره در اصل 58 قانون اساســی اعلام شده که اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل میشود و مصوبات آن پــس از طی مراحلی که در اصــول بعد میآید برای اجرا به قوهمجریه و قضائیه ابلاغ میشود.

از این مجموعــه میتوان نتیجــه گرفت که در نظام قضائی حاکم بر ایران چیزی بالاتر از نظر مردم نداریم. ایــن معنا را میتوان از اصل ششــم قانون اساســی دریافت که در آن اعلام شده در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود؛ همچنین از اصل هشتم همان قانون که برای مردم حقِ امر به معروف و نهی از منکرِ دولت را پیشبینــی کــرده؛ بنابرایــن آزادی در انتخاب و شرکت در اداره کشور از این طریق همان حقی است که به موجب اصل نهم قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتــی به نام حفظ اســتقلال و تمامیت ارضي کشور و حتی با وضع قوانین و مقررات آن را از مردم سلب کند.

در مقدمه قانون اساســی نیز آنجا که از شــیوه حکومــت در اســلام صحبت میشــود، قانونگذار اعــلام میکند که قانون اساســی زمینه مشــارکت در تمــام مراحــل تصمیمگیریهــای سیاســی و سرنوشتســاز را برای همه افــراد اجتماع فراهم کرده اســت تــا در مســیر تکامل انســان هر فردی دستاندرکار و مسئول رشد و ارتقا و مدیریت شود.

آنچه گاهی مورد بحث و مناقشــه قرار میگیرد روش و کیفیت اعمال این حق اســت. دراینباره از دیرباز بحثهای فراوانی مطرح شــده و در نهایت متفکران به این نتیجه رســیدهاند که تا زمان حاضر آنچه بــه اصطلاح «به عقل بشــر رســیده» همانا حاکمیت اکثریت مردم بوده است. این چیزی است که در اصول اســتنباط نیز مــا از آن بهعنوان «بنای عقــلای عالم» یاد میکنیم. گفته شــده اســت اگر روزی روش دیگری ابداع یا کشــف شــد که تاکنون شــناخته نشــده بود، عقلا همان را اجــرا و اعمال خواهند کرد.

بنابرایــن همانگونه کــه فرمودهاند «میزان رأی ملت اســت» باید همــگان بپذیرنــد و بپذیریم که وقتی با اعمالِ روشهای متداول و پیشبینیشــده در قانون مشــخص شد که خواســت و رأی اکثریت چیســت، آنگاه باید همه بر آن گــردن نهند؛ حتی اگر ســلیقه شخصی و منافع فردی یا گروهی برخی رعایت و تأمین نشده باشد.

قائلشــدن صفت برای آرای افــراد یا گروههای گوناگــون در جامعه ما و با توجــه به اصول قانون اساسی که اصل تســاوی را مقرر اعلام کرده است، پذیرفتنی نیســت. رأی مردم ســهام شــرکتهای سهامی نیســت که احیانا «ســهام ممتازه» داشته باشــیم. همچنین بحث از «آرای کیفی» که تلویحا مردم را از نظر حق رأی به طبقاتی تقســیم میکند در شــأن ایرانیــان نبــوده و آن بیان مشــهور را به یاد مــیآورد که «همه مــردم برابرنــد اما بعضی برابرترند». سازمانها و نهادها و مؤسسات نظارتی، بههرحال و بر حســب مقتضیات کار خود را انجام میدهند و در نهایت باید نتیجه را حتي اگر مطلوب ما نباشد، بپذیریم؛ اما اینکه در موضوع واحد در دو زمان از دو فرد یا دو شــخص مطلب واحدی شنیده شــود اما حکم یک مورد گرفتاری و رد انتقاد شدید و حکم مورد دیگر، تأیید یا ســکوت باشــد بهشدت محل تأمل است.

خلاصــه اینکــه اگر مــردم صاحــب مملکت هستند-که هســتند-باید ولینعمتبودن و سروری آنها را پذیرفت. والله اعلم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.