ب اتهحاثمها دوربارهدا لامیساتئلین،شگان دا پهاآزادسهمچنخامدایمهرزرادده

Shargh - - جامعه -

ولایتی: علیمحمد نوریان که دبیرکل هیئت مؤسس هستند و از سوی مرحوم هاشمیرفسنجانی به سمت بازرسی منصوب شده بودند، موارد فساد را مطرح کرده بودند و بنا به شهادت برخی از اعضای هیئت مؤسس و امنا قرار بود آقای میرزاده عزل شود. اگر لازم شد نام بعضی از مدعیان امروز که خبر تصمیم مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی مبنیبر عزل میرزاده را حضورا به اینجانب گفتند خواهم گفت میرزاده: برخی ایادی ذینفع با تحریک بعضی ساکنین و مردم اسلامشهر و جمعآوری امضا بهعنوان رئیس فقید هیئت امنا و هیئت مؤسس دانشگاه، مبنی بر اینکه خودروهای دانشجویان و کارکنان واحد اسلامشهر باعث اذیت و آزار مردم محل شده است، سعی در ایجاد فشار روی اینجانب برای خرید زمین مذکور به بهانه کسب رضایت مردم برای تأمین پارکینگ خودروها داشتند که بنده از طریق مرکز بازرسی دانشگاه در جریان این امر قرار گرفتم

وی همچنين در بخشی ديگر گفته اســت: «پس از انتصاب اينجانب از سوی مقام معظم رهبری بهعنوان رئيس هيئت مؤســس و انتخاب من بهعنوان رئيس هيئت امنا، در مســائل متعدد و پيچيده وارد شــدم که اين مسائل شامل فسادهای مالی نيز میشد.

ابتــدا تــلاش مــن بــر آن بــود که بــه صورت مســالمتآميز اين معضلات حل شــود. بنابراين به آقای ميرزاده، رئيس دانشــگاه آزاد اســلامی، بابت فســادهای مالی موجود در دانشــگاه آزاد تذکراتی داده شد».

ولايتی ادعــا کرد: «اين فســادهای مالی از زمان حيات مرحــوم آيتالله هاشمیرفســنجانی مطرح شده بود. آقای علیمحمد نوريان که دبيرکل هيئت مؤسس هستند و از سوی مرحوم هاشمیرفسنجانی به سمت بازرســی منصوب شده بودند، اين موارد را مطرح کرده بودند و بنا به شهادت برخی از اعضای هيئت مؤسس و امنا )که در صورت لزوم اسامی آنها را خواهــم گفت( قرار بود آقای ميرزاده عزل شــود. اگر لازم شــد نــام بعضی از مدعيان امــروز که خبر تصميم مرحوم آيتالله هاشمیرفســنجانی مبنیبر عزل ميرزاده را حضورا بــه اينجانب گفتند خواهم گفت. وقتی آيتالله هاشــمی گزارش اين مفسدهها را شــنيد، گفته بود که برخــورد با فرد موردنظر پس از انتخابات صورت گيرد. بخشــی از مشــکل اصلی در اين ميان دخالت فرزنــدان آقای ميرزاده در امور دانشــگاه آزاد و دخالت آنها در انعقاد قراردادهای مالی کلان اســت که اسناد همه اينها موجود است. حتی اظهارات بعضی از رؤسای واحدهای دانشگاه آزاد موجود اســت که با امضــای خط خود دراينباره نوشتهاند».

او در پاســخ به اين ســؤال کيهــان «میتوانيــد بــرای ما نمونــهای از ايــن مــوارد را بگوييــد؟» اينگونه توضيح داد: «مثلا فرزنــد آقای ميــرزاده از برخی رؤسای واحدها خواسته اســت که بــا شــرکت خاصی قــرارداد منعقد کننــد و آن فرد زير بار نرفتــه و مغضوب آقای ميــرزاده قرار گرفته اســت. گزارشهــای متعدد و مستدل مبنیبر اين فســادها موجود است. از تاريخ نصب اينجانب به ســمت رئيس هيئت مؤســس، بنده به طــور مکرر با آقای ميــرزاده مکاتبه کرده و به صورت حضــوری به او تذکر دادم که معاملات و قراردادهای کلان بدون اطلاع اينجانب و مشــورت با افراد صاحبنظر و مصلح منعقد نشود. از جمله اين قراردادها شــراکت در يک کارخانه داروسازی به مبلغ بيش از 200 ميليــارد تومان بود که به محض اطلاع گفتم که بايد متوقف شود».

ولايتی در بخش ديگری از مصاحبه گفته اســت: «قرار بر اين شد که بنده نمايندهای معرفی کنم. بنده آقای دکتر رهايی، رئيس ســابق دانشــگاه اميرکبير، را معرفــی کردم که در جلســات تصميمگيری برای انعقاد قراردادها حضور داشته باشد و هر معاملهای که ايشان بهصلاح نديدند متوقف شود تا رسيدگی در مورد آن صورت گيرد. پس از اين بود که آقای ميرزاده نامهای برای من نوشتند و در آن نامه اين رسيدگیها را که برای جلوگيری از بروز مفاسد بود دخالتهای غيرقانونی ناميدند. ايشان در آن نامه گفته بودند که هيئت مؤســس و هيئت امنا اجازه ورود در کارهای اجرائی دانشگاه را ندارند. در اين ميان شواهد متعدد مبنیبر فســادهای موجود در معاملات به اينجانب میرســيد. رئيس دانشگاه اسلامشهر شرحی نوشت و همچنين حضورا برای اينجانب بيان کرد. او گفت کــه هيئت تصميمگير در دانشــگاه آزاد به وی ابلاغ کردهاند کــه زمينی را به مبلغ بيــش از ۵0 ميليارد تومان برای پارکينگ دانشــگاه از يک خانواده خاص و مقيم خارج کشــور خريداری کنــد. او با آنها وارد معامله میشــود و پس از چانهزنی بسيار، اين مبلغ را به ۳۶ ميليارد تومان کاهش میدهد. در اين ميان از ســوی وکيل آن خانواده به او پيشنهاد میشود که ۱0 درصد معامله را بهعنوان رشوه بگيرد و به همان مبلغ بيش از ۵0 ميليارد رضايت بدهد که وی زير بار نمیرود و معامله را لغو میکند».

در ادامه ولايتــی میگويــد: «اينجانب چارهای نديدم جز اينکه به مسئوليت خود عمل کنم. بنابراين طبق ماده ۱۱ اساسنامه براســاس درخواست چهار نفــر از هيئت امنا )درحالیکه ســه نفــر کافی بود( جلسه فوقالعاده تشکيل داديم. در اين جلسه تمام ۹ نفر اعضای هيئت امنا حاضر بودند. دستور جلسه رسيدگی به همين مفاســد مالی بود. در اين جلسه آقــای علیمحمــد نوريان، دبيرکل هيئت مؤســس کــه منصوب آيتالله هاشــمی بود، چنــد نمونه از فسادهای مالی ثابتشــده مديريت دانشگاه آزاد را با اســلايد مدارک )که شامل شش زونکن بود( نشان داد. دو وزير بهداشــت و علوم مطالب خودشــان را بيان و برای شــرکت در جلســه هيئت دولت جلسه را ترک کردند. تعداد هيئت امنا به هفت نفر رســيد. برپايه اساســنامه، اکثريت برای تشکيل جلسه کافی است. بنابراين جلسه ادامه يافت. با توجه به گزارش دبيرکل هيئت مؤســس، اينجانــب بهعنوان رئيس هيئت امنا تصميم گرفتم که درباره عزل يا ادامه کار آقای ميرزاده رأیگيری انجام شود. پنج نفر از هفت نفر اعضای حاضر در جلسه ابتدا به استعفای ايشان در مدت يک هفته و ســپس عزل وی در صورتی که استعفا ندهد رأی دادند».

طبق گفته او: «آقای ميرزاده اعلام کرد از فردا به دانشگاه نخواهد رفت. پس از آن آقای ميرزاده و يک نفر ديگر از اعضا، جلسه را ترک کردند. با وجود رفتن آنها هنــوز اکثر افراد حاضر بودند و اساســنامه هم میگويد که اگر اکثريت حاضــر رأی دهند، رأی آنها قانونی است. بنابراين اگر از پنج نفر باقیمانده حتی ســه نفر هم به سرپرستی آقای نوريان رأی میدادند کافی بود، درحالیکه هر پنج نفر به ايشان رأی دادند و امضا کردند که برای نخستينبار در تاريخ دانشگاه آزاد رأی و امضای حاضران ثبت شــد و اگر لازم شد در همين روزنامه منتشر میکنيم».

در واکنــش به اين گفتههــای علیاکبر ولايتی، حميد ميرزاده رئيس ســابق دانشگاه آزاد اسلامی درباره اتهامات فســاد مالی مطرحشده به او پاسخ داد.

ميــرزاده در نامــه خــود در اين رابطــه اينطور توضيح داده اســت: «علیرغم اينکه در پاســخ به اتهامات مشــابه که در جلسه موسوم به هيئت امنا مــورخ ۳/2/۱۳۹۶ دانشــگاه مطــرح شــد، پيشتــر طی دو فقره نامه جداگانه در تاريخهای ۳/2/۱۳۹۶ و ۳/۶/۱۳۹۶ عنوان آقای دکتر ولايتی و برای اجتناب از رســانهای شــدن موضوعات مطروحه، با ارسال توضيحات و مستندات اقدام کردهام. معهذا چــون ايشــان بــدون توجه به توضيحات و مســتندات ارسالی نسبت به تکرار اتهامات مذکور، اما اينبار از طريق رسانهها اقدام کردهانــد، لاجرم مجبور شــدم مراتــب زير را برای تنوير افــکار عمومی اعلام دارم: در مورد گزارش رئيس واحد اسلامشــهر که از قول ايشان اعلام شــده از نامبرده به اجبار خواسته شده زمينی را به مبلغ ۵۳ ميليارد تومان برای حل مشکل پارکينگ آن واحد خريــداری کند، اين موضوع کاملا دروغ و کذب و قلب حقيقت اســت. ســابقه اوليه خريد زمين مذکور به پيشنهاد و نامه شماره ۱0۴۵۴۵ مورخ 8/27/۹۱ خود رئيس واحد اسلامشــهر يعنی قبــل از تصدی اينجانــب در دانشــگاه بازمیگردد که مســئله مذکور پــس از چندين نوبــت طرح در کميســيون معاملات و در نهايــت به دلايل مختلف منجر بــه صدور مجوز برای خريــد ملک فوقالذکر نشده اســت. در اين فرايند و در ســال ۹۴ اينجانب طی يــک نوبت و در هامش مکاتبــات مرتبط اعلام نمودهام «ضرورت خريد اين زمين با اين مبلغ بســيار بالا که به قرار اطلاع بالغ بر ۳۶ ميليارد تومان است چيســت؟» و در نوبت ديگر در همين سال و پس از بررســی مســئله علیرغم تأييد معاونت عمرانی و کميسيون معاملات دانشگاه، اجازه خريد زمين مورد تقاضــا را ندادم و کتبا مخالفــت نموده و خطاب به معاون اداری و مالی دانشــگاه نوشتم: «خريد زمين واحد اسلامشــهر پيشــنهادی رئيس واحد به مبلغ بسيار زيادی اســت که صلاح نمیدانم اين مبلغ بار مالی به دانشگاه تحميل شــود. از دستور کميسيون معامــلات خارج کنيد». در ادامــه و علیرغم اعلام عــدم موافقــت اينجانــب بــا مصوبه کميســيون معامــلات، رئيس واحد اسلامشــهر مجــددا و طی نامه شماره ۹7۹7/۹۵/اس مورخ ۳/۱۳/۱۳۹۵ رأسا بهعنوان معــاون عمرانی دانشــگاه تقاضای خريد زميــن را داده و طــی چندين فقــره مکاتبه اصرار و تأکيد به خريد آن داشــت. حتــی در اين روند اعلام نمود که فروشــنده را راضی نموده است که قيمت ثمــن معامله را بــه نحو قابل ملاحظــهای کاهش دهــد، که اينجانب عدم موافقــت خود را مجددا و کتبا اعلام و به شــرح زير به معاون عمرانی دانشگاه ابلاغ کردم: «تاريخچه دانشــگاه آزاد اسلامی تأمين زمين توســط مردم و اغلب به صــورت هبه بوده يا نهادها به قيمت ارزان واگذار کردهاند. پرداخت مبلغ ۵۳ ميليارد تومان يا حتی کمتر برای اين کار را قبول ندارم. رئيس واحد راهحل مناسبتری پيدا کند».

جالب توجه اينکه برخی ايادی ذینفع با تحريک بعضی ساکنين و مردم اسلامشهر و جمعآوری امضا بهعنــوان رئيس فقيد هيئت امنا و هيئت مؤســس دانشــگاه، مبنی بــر اينکه خودروهای دانشــجويان و کارکنــان واحــد اسلامشــهر باعث اذيــت و آزار مردم محل شــده است، ســعی در ايجاد فشار روی اينجانب بــرای خريد زمين مذکور به بهانه کســب رضايت مردم برای تأمين پارکينگ خودروها داشتند که بنده از طريق مرکز بازرســی دانشــگاه در جريان اين امر قرار گرفتم که به من گفتند پيگيری مســتمر خريد اين زمين توســط رئيس واحد اسلامشهر بوده اســت، که خوشــبختانه از ايراد خسارت به دانشگاه جلوگيــری کــردم و اصولا برای خريــد زمين مذکور مجــوزی از طــرف اينجانــب نهتنها صادر نشــد، بلکه با مخالفت بنده از دســتور جلســه کميسيون معاملات دانشــگاه خارج و مراتب کتبا توســط دبير کميسيون مذکور به رئيس واحد ابلاغ شد. حالا بايد معلوم شــود که پشــت پرده پنهان اصرار به خريد ايــن زمين چه منافعی برای چه کســانی بوده که از تصميــم اينجانب ناراحت و ناراضی و خشــمگين هســتند.؟! مســتندات مراتــب مذکــور را طی نامه مورخ ۳/2/۱۳۹۶ بــرای آقای دکتر ولايتی و بعضی از اعضای هيئت امنا دانشگاه فرستادم و رسانههای محترم میتوانند آن مدارک را مطالبه کنند.

آقــای دکتــر ولايتی در مــورد دخالــت فرزندان اينجانــب در امور دانشــگاه و اعلام دخالت آنها در قراردادهای کلان دانشــگاه اعلام کردهاند که اسناد آن موجود است و فسادهای مديريت دانشگاه ثابت شده است. اولا از آقای دکتر ولايتی میخواهم اسناد اين فسادهای ادعايی را به اطلاع عموم برسانند ثانيا بنده پيشــنهاد میدهم ايشان و اينجانب در حضور مديران دانشگاه و مدعيان و ارباب جرايد و اصحاب رســانههای جمعی مناظرهای در سالن فرهيختگان دانشگاه در ســازمان مرکزی داشته باشيم تا معلوم شــود آيا اين مــواردی که مطــرح کردهاند واقعيت دارد يــا ســاخته و پرداختــه آن دســته از رؤســا و مديــران واحدهايی است که يا به خاطر فســاد مالی و تخلفــات اداری و آموزشــی برکنار شــدهاند و همانها با تحريک و تمشــيت بعضی اشــخاص کــه تحمل موفقيتهــای دانشــگاه در ۴۳ مــاه مديريــت اينجانب را نداشتند، مرجعدادن اطلاعات دروغ و قلــب واقعيتهــا به ايشان بودهاند؟

ثالثا فرزندان بنده هيچگونه دخالتــی در امــور دانشــگاه و قراردادهای کلان آن نداشــتند و اصولا کليه امور مالی و اداری و خدماتی و اقتصــادی و معاملاتــی دانشــگاه در چارچــوب آييننامههــای مالی و معاملاتــی و مصوبات هيئت امنا و کاملا شفاف بوده و هيچکس نمیتواند خلاف آن عمل کند.

ايــن کلیگويــی و توهيــن و تهمــت و نقلقول از افرادی اســت که بــه خواســتههای ناحق خود در دانشــگاه نرســيدند و از ســوی همان اشخاص ساختهوپرداخته شده اســت و متأسفانه آقای دکتر ولايتی مرتبا آنها را تکرار میکنند. متأســفانه ايشان با معزولان ما بيشتر از خود بنده که مسئول دانشگاه بودم جلســه و وقــت میگذاشــتند. البتــه بنده و فرزندانم حق دفاع درخصوص اين تهمتها را برای خود محفــوظ میداريم و گفتنیهايــی دراينباره و چرايی طرح اينگونه موارد دارم که در اطلاعرسانی بعدی اعــلان خواهم کرد که چه اشــخاصی حتی در حيات مرحوم آيتالله هاشــمی در تحولات اخير دانشــگاه و قبــل از آن هيزمکشــی و فتنهانگيزی و جعل واقعيت و ذهن آقای دکتر ولايتی را نسبت به اينجانب بدبين کردند.

در جلســه موســوم به هيئــت امنــا در تاريخ ۳/2/۱۳۹۶ گفتم و برای آقای دکتر ولايتی نوشــتم اگــر بنده خدایناکرده اهل سوءاســتفاده و فســاد بــودم، بايد رفتارم با شــما کاملا متفــاوت میبود. برخلاف وظيفهام عمل میکردم و به شــما دروغ میگفتم و با تملق و چاپلوسی که متأسفانه سکه رايج اين روزها شده، پست خودم را حفظ میکردم تــا فارغ از منافع دانشــگاه به سوءاســتفاده ادامه دهم زيرا آدم سوءاســتفادهگر به هر قيمتی سعی در ماندن دارد!

کمااينکــه درخصوص نصب آقــای کلانتری به جای آقای طاها هاشــمی در جلسه با حضور آقای محمديان مطرح شــد که اگر نصب ايشان را بپذيرم در شــورایعالی انقلاب فرهنگی برای چهار ســال ديگر و برای تداوم مديريت بنده نظر اعضای شــورا را جلب خواهند کرد.، اما بهخاطر اينکه اين موضوع خلاف اساســنامه دانشگاه بود اين پيشنهاد شيرين را نپذيرفتم! حالا سؤال اينجاست چطور اگر بنده فاسد بودم شــما میخواســتيد برای مديريت چهار سال ديگر اينجانب از شــورایعالی انقلاب فرهنگی رأی بگيريد؟!

وقتی شــما در جلســات مکــرر و مخصوصا در جلســه ۳/2/۱۳۹۶ پاسخهای مستند و مقاومت مرا ديديد گفتيد اين اتهامات هنوز ثابت نشده، همه آنها بــه کنار، اصلا من با تو نمیتوانم کار کنم! و افزوديد در صورتی میتوانيد رئيس دانشــگاه بمانيد که من هرچه گفتــم بپذيريــد، هر که را گفتــم عزل کنيــد و هر که را گفتــم نصب کنيــد و هر کاری گفتــم انجام دهيــد و اختياری نداشته باشيد.

بنده هم عــرض کردم پس تکليــف اختيــارات و وظايــف رئيس دانشگاه که در مواد ۱۳ و ۱۴ اساســنامه به آن تصريح شــده و اداره امور دانشــگاه و عزلونصب مديــران به رئيس دانشــگاه محــول شــده چــه میشود؟ که آقای دکتر ولايتی گفتند من کاری به اساســنامه نــدارم. درحالیکه در حکم مقام معظــم رهبری عنوان هيئت مؤســس دانشگاه برای انتصاب ايشان به سمت رئيس هيئت مؤســس، معظمله بــر تکميل هيئــت امنا و هيئت مؤســس دانشــگاه از طريــق هيئتهــای مذکور و شــورایعالی انقلاب فرهنگی تصريح شده که خود نشــانگر پذيرش اساسنامه دانشــگاه است که خود مصوب شــورایعالی انقلاب فرهنگی است. قبل از رســانهایکردن اين موضوعات از ســوی آقای دکتر ولايتی، بنــده برای اجتناب از رسانهایشــدن آنها و درخصوص تحولات اخير در دانشــگاه گزارشــی و اقدامات خلاف اساســنامه و مصوبات هيئت امنای مرکزی، از سوی ايشان و صدور احکام برای اشخاص مختلف و دخالت در امور اجرائی دانشگاه در تاريخ ۳/۶/۱۳۹۶ خدمت دفتر مقــام معظم رهبری و دو گــزارش در تاريخهــای 2/۱۹/۱۳۹۶ و ۱۳۹۶/۳/2 خدمت دفتر مقام محترم رياستجمهوری و رئيس شورایعالی انقلاب فرهنگی تقديم کردهام که اميد است مطمح نظر و رسيدگی قرار گيرد».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.