«نووشتكاستگيشعد» ن، دارانف س،لرصطتان»را فر بِرتُناهاميكرردان

Shargh - - اقتصاد -

شــرق:

یك هفته اعتصاب کارخانههــاي توليد مصالح ســاختماني بينتيجه ماند. آنها شــاکي بودند که چرا قيمت شن و ماسه و سيمان یکباره از هشــتهزارو 500 تومــان به 15 هــزار تومان افزایش یافت. البته آنها ميگویند قرار بود قيمت به 12 هزار تومان مصوب ســال 94 افزایش یابد؛ اما با ورود شــرکتي نوپا به نام شــرکت توسعه معــدن «نوتاش» بــه معاملات معــدنکاران و کارخانههــاي توليــد مصالح ســاختماني، حق دلالــي ســه هــزار توماني هــم به جيــب این شــرکت ميرود که قيمت 15 هزار توماني را به کارخانهداران تحميل کرده اســت. حالا انجمن توليدکننــدگان مصالح ســاختماني هم پس از یك هفته بيثمربودن تعطيلي کارخانهها، بر آن شــده تا قيمت مصالح را 20 هزار تومان افزایش یابد. افزایــش قيمتي که البته بــه گفته فعالان این عرصه ميتوانــد به افزایش قيمت 20 تا 30 درصــدي مصالح تمام شــود و ماحصل آن هم درنهایت به افزایش قيمت مســکن منتهي خواهد شــد. البته این فقط کارخانههاي مصالح نيستند که از این عملکرد شرکت نوتاش شاکياند. معدنداران هم از ســر بيچارگي، پيشــنهاد این شــرکت را پذیرفتهاند. ميگویند: «ســه هزار تومان خيلي زیاد است، حداقل هزار تا هزارو 500 تومــان براي ایاب و ذهاب از ما ميگرفتند». «حالا منتظریم ببينيم ســر برج پولهایمان را ميدهد یا نه»... . حالا چيزي نمانده که این شــرکت کــه انحصاري وارد دلالي شــده و این دو صنف را از معامله مســتقيم با هم بازداشــته، اگر برخورد نظارتي مسئولان را بهدنبال نداشته باشد، تبدیل به امپراتوري شود.

20 درصد قیمتها را افزایش خواهیم داد

یکي از مدیران کارخانه توليد مصالح ساختماني به «شرق» ميگوید: در فاصلــه یك هفته یکباره قيمتها 95 تــا 100 درصد افزایش یافت. با ایــن افزایش قيمــت و بينتيجهماندن مقاومت ما، چــارهاي نداریم جــز آنکه بــراي ادامه فعاليــت، قيمتها را 20 تــا 30 درصد افزایش دهيــم. اکنون بهعنوان نمونه هر تن بتــن را که پيشتر 115 هزار تومان ميفروختيــم، 140 هزار تومان خواهيم فروخــت و این افزایش قيمت را با اعمال نظر انجمن، از شــنبه )امــروز( اعمال خواهيم کرد. طبيعي اســت که این زنجيره ادامه داشته باشد و به افزایش قيمت مسکن هم منتهي شود.

او درباره شــرکت «نوتــاش» هم با گلایه ميگوید: این شــرکت نوپا، فــروش محصولات معــدنداران را بر عهــده گرفته و در ایــن ميان با واســطهگري ســودي هم عاید خود ميکند. الان معــدنکاران هم در فروش خــود هيچکارهاند و طرف حســاب کارخانهها، همين شــرکت خصوصي است که سه هزار تومان روي قيمت مصوب هم کشيده.

مبارزه ميكنیم

علي حمزهاي، رئيس اتحادیه بتن غرب هم در گفتوگو با «شــرق» ميگوید: گرانکردن شــن و ماســه، گرانفروشــي و تخلف نيست، زیرا ایــن قيمت، قيمت مصوب ســال 94 اســت؛ امــا بهدليل نبــود بازار تقاضا، معــدنداران، محصول خود را زیر قيمت بــه کارخانههاي بتن ميفروختند.

او ادامــه ميدهد: ازآنجاکــه این روند، ضرر مداوم بــراي آنها بود، مجبور به فروش روي قيمتهاي مصوب خود شــدند؛ بنابراین قيمت هر تن ماسه، 15 هزار تومان و هر تن شن نيز 10 هزار تومان شد.

حمزهاي در ادامه تأکيد ميکند ایــن هزینهها بدون هزینه حمل بار است و توضيح ميدهد: این هزینه، بدون قيمت حمل بار و صرفا قيمت داخل معادن است. بتنهایي که در شرق و شمال تهران هستند، هر تن حدود 10 هزار تومان هم هزینه حمل بار ميخورند. یعني هر تن ماســه 25 هزار تومان و هر تن شن، حدود 20 هزار تومان قيمت ميخورد.

رئيس اتحادیه بتن غرب مشکل اصلي را در واسطهگري یك شرکت خصوصي ميداند: کارخانههاي شــن و ماسه، شرکتي را به نام شرکت توسعه معدن «نوتاش» ثبت کردند. این شرکت، شن و ماسه کل معادن را خریــداري میکرد و به کارخانــهداران ميفروخــت. در واقع اکنون محصولات معادن، از طریق این شرکت به مردم به فروش ميرسد.

حمزهاي مشکل این کار را در انحصاريبودن این شرکت و ازبينرفتن رقابــت در کيفيت محصولات ميداند. به گفته او، رقابت در کيفيت بتن از این طریق از بين رفت و این شــرکت با انحصاري که به وجود آورده، هرچه بخواهد به مردم ميفروشد.

رئيس اتحادیه بتن غرب این مشکل را یکي از مشکلات بزرگ ميداند و ميافزاید: این مشکل بزرگي است که باید از آن جلوگيري شود. ما هم مبارزه ميکنيم و در این مدت، شــن و ماســه از آنها خریداري نکردهایم و فعلا از شــن و ماسههایي موجود خود استفاده کردهایم تا این مشکل را برطرف کنند.

دیگر بریده بودیم

«شــرق» بر آن شــد تا با یکي از معدنداران هــم گفتوگویي کوتاه داشــته باشد. مسئله این است که مشکلات به قدر کافي آنقدر پيچيده اســت که تنها صدایي که از معدنداران هم به گوش ميرسد، افزایش قيمت از روي ناچاري و براي جلوگيري از ورشکستگي اعلام ميشود.

این صاحب معــدن که با لهجهاي محلي هــم صحبت ميکند در گفتوگو با «شــرق» ميگوید: این قيمتها براي چهار سال پيش است؛ الان همه کارخانههاي بتن و شــن و ماســه، بریدهانــد.70 درصد آنها خوابيده بودند و کار نميکردند.

ميگوید: ما در این مدت زیر قيمت ميفروختيم، چون اوضاع خراب بود، اما آنقدر فشــار به ما آمد که مجبور شدیم محصولات را با همان قيمت چهار سال پيش بفروشيم.

او با گلایه ادامه ميدهد: رقابتي بين کارخانههاي مصالح شن و ماسه و بتن افتاده بــود که مجبور بودیم با قيمت پایين بفروشــيم. اما همين چند وقت پيــش، توافق کردیم که حداقل براي اینکه ورشکسته نشــویم، همان قيمت مصوب چهار سال پيش در اتحادیه را به اجرا بگذاریم. از او درباره شــرکت نوتاش ميپرسم. ميگوید: «شــرکت نوتاش واســطه فــروش محصولات شده است. به کارخانهداران گفته شما که همه نابود شــدید و نميخواهيــم کار کنيد، لااقل با این قيمت بفروشــيد. اگر با این قيمت از شــما نخریدند ما از شما ميخریم.»

یعني پیشخرید کرده؟

نه. اطمينان خاطر داده که ميخرد.

راضي هستید که این شرکت محصولات شما را بفروشد و ســه هزار تومان هم از روي هر تُن بردارد؟

راضــي که خب نــه. اما از قيمــت هفت تا هشــتهزارو 500 که ميفروختيم بهتر اســت. آنهــا ميگویند با قيمت 15هزار تومان محصول را بفروشــيد. ســههزار تومان را مــا برميداریم 12هزار تومان مال شما. هنوز اتفاقي نيفتاده. ما منتظریم که ببينيم ماسه و شنهايمان با این قيمتها بهفروش ميرسد یا نه. سر برج اگر پولش را بــه ما ندهند، یعني قرارداد و حرفوحدیثها همه باطل ميشــود و مــيرود. ولي اگــر پولمان را بدهد، ما به حرفش گــوش ميدهيم. این شــرکت ‪9 8،‬ ماهي است که برپا شده، اما یكهفتهاي ميشود قيمتها را به این شــيوه اعمال ميکند.ميپرسم شــما هم سهامدار این شرکت هســتيد؟ ميگوید: «من ســهامدار این شرکت نيســتم اما برخي معدنداران سهام این شرکت را هــم خریدهانــد.» کمي مکــث ميکند. بعد ميپرســد از کجا تماس گرفتهاي؟ پاسخش را ميدهم. آه ميکشــد و ميگوید: «چقدر خوبه، چقدر خوبه».

ادامه ميدهد: «ما هم با این شــرکت درگير شدهایم، اما معدنداران دیگر بریدهاند. «نوتاش» اگر قانونمند و درست عمل کند، اجحافي نکرده و محکمهپســند عمل کرده، اما اگر دوروبازي و پارتيبازي کند... به یکي از رفقا سهميه بيشتري بدهد که اوضاع بد ميشود. اما براي جلوگيري از ورشکســتگي معدنداران خوب بــود.» داغ دلش تازه ميشــود: «60 تا کارخانه در شــهریار همه بســته بودنــد. نميتوانســتند دیگر ادامه دهند. شــن و ماســهاي که 10هزار تومان تمام ميشود، معدنداران از روي بدبختي و بيچارگي هفت تا هشــت هزار تومــان ميفروختند. براي اینکه زندگيشــان بچرخد... گازوئيل را با قيمت آزاد، ليتــري 600 تومان ميخریم. ماشــينها را مجانــي بــار ميکردیم که بتوانيم هشــت هزار تومان بفروشــيم».باز هم ميگوید: «نوتاش کار خوبي کرده... اما اجحاف اســت. اینکه نوتاش سه هزار تومان برميدارد زیاد است. ظلم است در حــق کارخانهداران. لااقل اگــر هزار تا هزارو 500 تومــان برميداشــت، براي ایــاب و ذهاب خوب بود...».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.