ایده درونماندگار

Shargh - - نقد - صمد چینیفروشان

همــه تئاترهای ماندگار جهان، محصــول ایدههای دراماتیکی هســتند که خالقانشــان، آنهــا را بر اســاس مشــاهدات و درک واقعیتهــای سرنوشتســاز دوران خــود و میل به آگاهســازی مخاطبان از حقایق پیرامونی، در ذهن پروراندهاند. بهعبارتدیگر، تئاتــر، عرصــه نقد کیفیتهای ســازنده یــا ویرانگــر تعاملات و کنشهای انسانی در گستره تاریخ، بر بستر جهان خیالی برساخته ذهن هنرمند است.

تئاتــر مــدرن، بیــش از هــر دوره دیگــری، عرصــه بازنمایی ایدههاست و این همان مقولهای است که درک ناقص و متناقض آن، در بیش از یک دهه گذشــته، تئاتــر معاصر ایران را، به عرصه بروز توهمات شــخصی، بــدون توجه به ضرورتهــای گفتمانی زمانه خود تبدیل کرده اســت؛ روند تأسفبار و دلهرهآوری که باید هرچهزودتــر «مدیر»ی از خویش برون آیــد و برای «اصلاح» آن کاری بکند.

امــا در تئاتر، فقط آن چیزی را میتوان «ایده» نامید که به قول آلــن بدیو «همزمان، هم درونماندگار» باشــد ؛ یعنی در بدنها و روی صحنههای تئاتر حلول کند و «هم اســتعلایی» باشد؛ یعنی «معیار آن چیزی باشــد که انســانیت توانایی انجام آن را دارد ». بهعبارتدیگر، تئاتر، باید «نمایشگر تنش میان امر استعلایی و ایده درونماندگار باشــد و این تنها معیار ارزشیابی درست تئاتر و به قول آلن بدیو، «تنها سوژه تئاتر است ».

بهعلاوه، یک ایده دراماتیک هم، خود، محصول غور و تفحص هنرمند در عمیقتریــن لایههای مناســبات، قراردادها، رفتارها و کنشهایــی فــردی و اجتماعی و حاصل تفســیر هنرمندانه او از ابعاد و تبعات آنها، بر سرنوشــت انســان، در گســترههای ملی و جهانی اســت. بهعبارتدیگر، تئاتر، در معنای درست و عمیق آن، عرصه بازنمایی تنش میان امر پذیرفته و عادتشده و امر محتمل اســت و نمایشنامه «روال عادی»، نوشته ژان کلود کریر، یکی از نمونههای قابــل توجه و تقدیر از این نوع تئاتر اســت که اجرای دوباره آن از سوی محمدرضا خاکی در سالن سمندریان مجموعه ایرانشــهر، نویدبخش احتمــال درک مدیران تئاتر کشــور از خطر بزرگ، اما درکنشدهای است که تئاتر یکدهه اخیر کشورمان با آن دستبهگریبان بوده است.

ژان کلود کریر در نمایشنامــه «روال عادی» از طریق گزینش و نقد هوشــمندانه ســاختارهای مدیریت قدرت در عصر مدرن و پیشبینی احتمال وقوع روندهای واژگونه در آنها، به معناباختگی روشهایــی از اعمال نظم و قــدرت در جهان امروز میپردازد که زمینه گســترش تدریجی و بیشازپیش شکاف و نفاق میان قدرت و جامعــه را فراهم میکند. نــوع رویکرد ژان کلــود کریر به این مسئله بهگونهای است که علاوه بر نظامهای توتالیتر، قابل تعمیم به کلیت پیکره سیاســی جهان معاصر نیز هســت؛ رویکردی که مخاطبان آن، نهفقط بردگان خواســته و ناخواسته حکومتهای بســته و توتالیتر که مردمان و نهادهای امنیتی و سیاســی جوامع مشهور به دموکراتیک نیز هستند و بهاینترتیب است که ژان کلود کریــر، از نمایشنامــه «روال عادی»، اثری فراملــی با مخاطبانی جهانی فراهــم میکند؛ تئاتــری آگاهیبخش کــه مخاطبان آن نهفقط تودههای مردم که سیاستپیشگان صادقِ ناآگاه! و آگاهانِ متوهمِ غرقه در قدرت، در سراسر جهان هستند!

ژان کلود کریر، به تبعیت از ساختار درام مدرن که خود حاصل درک ضرورتهــای بیانگــری و بازنمایــی واقعیتهای متناقض عصر مدرن بوده اســت و نیز، با تأســی به ســیاق تئاتر ابزورد که بازتابدهنده معناباختگی حاکم بر مناسبات پارادوکسیکال عصر مدرن است، درام را عرصه تقابل طنزآمیز و ابزورد دو نفر از عوامل تضمینکننده نظم موجود درناکجاآبادی کرده اســت که براساس سیســتم مبتنیبر بیاعتمادی و مراقبت بالادســت از پاییندست طراحی شــده اســت؛ سیســتمی که به دلیــل تلقــی واژگونه و اشتباهآمیز از مدیریت مبتنیبر خرد جمعی و جایگزینکردن آن با سیستم از اساس متزلزلِ مراقبه دائمی و جاسوسی از پاییندست، ضمــن تعبیــه و تعریض ترکها و شــکافهای موجــود در افق مهآلوده و تاریک پیشروی خود، شــرایط معناباختگی بنیادین و فروپاشی خود را بهسرعت فراهم میکند.

معناباختگی طنزآمیز جاری در مناســبات میان مدیر دستگاه امنیتی این ســرزمین خیالی با یک خبرچیــن قدیمی که بههمراه جمع 60 هزارنفره خبرچینان ناشــناس، ســتونهای انســانی به ظاهر مستحکم، اما در واقع متزلزل امنیتی آن را فراهم میکنند، هرگونــه توهم ثبات و امنیت مبتنیبر بیاعتمادی و بدبینی میان قدرت و مردمان تحتســیطره را بــا اســتدلالی غیرقابلانکار و بیهیــچ ترفند و تظاهری برای جلب توجــه و تأیید مخاطب، به چالش میکشد.

ادامه در صفحه 11

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.