آتش خشم مرد راننده، پيرمردی را قربانی کرد

متهم در صورتی که نتواند مبلغ دیه درخواستی را فراهم کند قصاص خواهد شد

Shargh - - حوادث -

شــرق:

پســر جوانی که در درگیری پس از تصادف مرتکب قتل شده بود، در صورت فراهمنشدن مبلغ درخواستی اولیای دم قصاص خواهد شد.

نهمین روز دی ماه سال ٩2 یکی از نگهبانان شهرک صنعتی خاوران با مرکز فوریتهای پلیس تماس گرفت و گفت دو راننده وانت جلوی در نگهبانی با هم درگیر شــدند. با حضور مأموران در محل و بررسی اولیه مشخص شد دو راننده وانت به نامهای مجید و کامران، پس از تصادف با هم درگیر شدهاند و با بالاگرفتن ماجرا مجید به پدر و برادر خود زنگ زده است، آن دو نیز آمدند و کامران محتویات ظرف بنزینی را که در ماشــینش داشت روی مجید و پدرش و خودش ریخت و ســپس خودش و آن دو نفر را آتش زد. پس از آن با کمک مردم و دو مأمور کیوســک نگهبانی آتش خاموش شد و مصدومان به وسیله اورژانس به بیمارستان منتقل شدند.

۱0 روز پس از حادثه یکی از مصدومان حادثه به نام علیرضا بر اثر سوختگی وســیع در بیمارستان شهدای یافتآباد جان خود را از دست داد. بهاینترتیب کامران بهعنوان متهم به قتل عمد بازداشت شد. متهم در بازجوییهای اولیه گفت: پس از تصادف با راننده درگیر شــدیم کــه او زنگ زد، چند نفر آمدند و ســر من ریختند و من را زدند، من هم ظرف بنزینی را که در ماشــین داشــتم برداشــتم و روی خود ریختم تا آنها را بترسانم. مقداری هم بنزین روی دو نفر دیگر ریختم اما نمیدانم چه کســی کبریت را روشن کرد که یکدفعه هر سه نفر دچار حریق شدیم، من فوری روی زمین خوابیدم و لباسهایم را درآوردم، سپس ما را با اورژانس بیمارستان منتقل کردند.

اما روایت راننده دیگر درباره ماجرا جور دیگری بود؛ مجید درباره چگونگی شروع ماجرا گفت: سوار ماشــین جلو در نگهبانی شهرک بودم و مسیرم هم تهران بــود، یکدفعه نمیدانم چــه اتفاقی افتاد که راننده پیکان از پشــت به ماشــینم زد، پیاده شــدم که ببینم چه اتفاقی افتاده است که راننده پیکان فحاشــی کرد و درگیر شــدیم، من ســریع به پدرم زنگ زدم و کمک خواستم و پــدرم و بــرادرم آمدنــد. در آن هنگام راننــده وانت پیکان بــا یک چکش میخواست پدرم را بزند که مردم نگذاشتند؛ رفت و از ماشین خود یک ظرف چهارلیتــری بنزین آورد و به صورت من و پدرم ریخت؛ دیگر نفهمیدم که چه اتفاقی افتاد و اورژانس ما را به بیمارســتان منتقل کرد و دست چپ و صورت و پشتم دچار سوختگی شد.

علیرضا، پــدر مجید، نیز قبل از فوت در اظهاراتی روی تخت بیمارســتان به مأموران گفت: پســرم زنگ زد و گفت که تصادف کردهام. ســریعا با فرزند دیگرم به آنجا رفتیم. دیدم راننده وانت پیکان با فرزندم درگیر اســت. به قصد جداکردن جلو رفتم اما او با چکش میخواست مرا بزند که مردم کمک کردند و چکش را از او گرفتیم. بعد آن راننده از ماشــینش یک ظرف بنزین برداشت و روی صورت پســرم پاشید. خواســتم بنزین را بگیرم که روی صورت من هم پاشید و در نهایت روی خودش هم ریخت. سریعا دست به جیب شد و فندکی را روشن کرد که همه ما آتش گرفتیم.

در پی مرگ علیرضا، پزشــکی قانونی علت فوت را ســوختگی وســیع و عوارض ناشــی از آن اعلام کرد و در نهایت با توجه به تحقیقات انجامشــده قرار مجرمیت کامران به اتهام قتل عمد در دادگاه بخش خاوران صادر شد و دادسرای شهر ری نیز با صدور کیفرخواست پرونده را به دادگاه ارسال کرد.

در ادامه روند رســیدگی، جلســه محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران برگزار شــد. در ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را با اتهام قتل عمد قرائت کرد و در ادامه مجید، پســر مقتول که او نیز در این حادثه مجروح شده بود و دیگر اولیای دم درخواســت قصاص و دیــه را مطرح کردند. پس از آن متهم ضمن اقرار به ارتکاب جرم گفت: قصد قتل نداشتم بلکه صرفا برای ترساندن آنهــا و دفاع از خود اقدام به ریختن بنزیــن روي خودم کردم. اما دیدم تأثیری نــدارد، بنزین را روی آنها هم ریختم و بعد فندک را درآوردم که بترســند ولی نترســیدند و خودم هم آتش گرفتم و دیگر نفهمیدم چه شــد. نمیدانم چه کســی آتش روشن کرد که منجر به سوختن من و مقتول و فرزندش شد. پس از آن وکیل مدافع متهم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از کامران گفت: متهم ناخواســته مرتکب عمل مجرمانه شده اســت و از آنجا که متهم قصد قتل نداشته، عملش مشمول مجازات قتل عمد نیست و درخواست برائت موکل خود را مطرح کرد.

همچنین نگهبانان مستقر در کیوسک نگهبانی شهرک صنعتی نیز شهادت دادند که کامران بنزین روی خودش و دو نفر دیگر از طرفین ریخت و با فندک آتش روشن کرد که هر سه نفر سوختند.

در پایان جلسه، قضات با توجه به اظهارات طرفین، ملاحظه صحنه فیلم حادثه و سایر قرائن موجود در پرونده با اکثریت اعضا اعلام کردند گرچه برای دادگاه محرز اســت که متهم قصد قتل نداشــته اما کاری که انجام داده نوعا کشنده بوده است و با رد دفاعیات متهم و وکیلش، بزهکاری را محرز تشخیص دادند و چون اولیای دم تقاضای قصاص را مطرح کرده بودند، کامران را به یک بار قصاص نفس به دلیل قتل عمدی علیرضا محکوم کردند. همچنین متهم بابــت ایراد صدمه بدنی به مجید به پرداخــت دیه و ارش مندرج در دادنامه محکوم شد. پس از ابلاغ حکم به طرفین پرونده، وکیل محکوم علیه با تقدیم لایحه به حکم اعتراض و درخواســت تجدیدنظــر را مطرح کرد؛ چون متهم بیان کرد بر اثر درگیری با مهاجمان کنترل خود را از دســت داده و ناخواســته دســت به این کار زده است؛ همچنین ممکن است فوت ناشی از بیماریهای جانبی یا قصور پزشــکی در درمان مقتول باشــد که در این مورد نقایصی در تحقیقات وجود دارد؛ بهاینترتیب پرونده به شعبه 2٩ دیوانعالی کشور ارجاع شد. قضات دیوان بعد از بررسی دقیق پرونده اعتراض را وارد ندانسته و حکم صادره را تأیید کردند.

ازاینرو پرونده برای اجرای حکم به دادسرای جنایی تهران فرستاده شــد؛ در این بین نیز جلسات متعددی برای صلح و سازش طرفین برگزار شد. در نهایت اولیای دم که سه پسر و یک دختر مقتول بودند، در جلسه فوقالعاده صلح و ســازش شــعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهــران موافقت کردند کامران قصاص نشــود به شــرطی که مبلغی را بهعنوان دیه به آنها بپردازد.

اولیای دم در پایان جلســه گفتند در صورتی که محکوم تا چهار ماه ٣00 میلیون تومان پرداخت کند، رضایت خود را اعلام میکنند و در غیر این صورت تقاضایشان همان قصاص است که قبلا هم مطرح کردهاند. بهاینترتیب مبلغ 2۱0 میلیون تومان در قالب یک فقره چک تحویل آنها داده شد. اما اولیای دم اعــلام کردند بابت ٩0 میلیون تومــان باقیمانده به محکوم مهلت میدهیم و چنانچــه پس از انقضای مهلت چهار ماه، مبلغ ٩0 میلیون تومان پرداخت نشد بدوا کلیه وجه دریافتی )2۱0 میلیون تومان( را به حساب دادگستری واریز خواهیم داد و ســپس خواهان اجرای حکم خواهیم بود. این در حالی بود که مجید )فرزند مقتول( که در درگیری حضور داشــت و او نیز دچار ســوختگی شــده اســت گفت من به دلیل جراحات وارده به میــزان 5٣ درصد دیه مرد مسلمان، همچنان از وی شاکی هستم و تا زمان پرداخت دیه گذشت نمیکنم.

خواهر کامران در گفتوگو با خبرنگار «شــرق» ضمن تقاضای کمک از خیران و افراد نوعدوست گفت: ما همه توان خود را برای فراهمکردن مبلغ درخواستی اولیای دم انجام دادهایم اما با همه تلاشی که داشتیم فقط توانســتیم 2۱0 میلیون از ٣00 میلیون تومان را فراهم کنیم. در این بین فوت پدرمان هم اتفاق افتاد و بر مشــکلات ما افزود، بههمینخاطر از هموطنــان عزیز میخواهم به خانواده ما کمک کنند و هر مبلغی که برایشان مقدور است به شماره کارت 6۱04٣٣7٨45٨6٩6٨2 نزد بانک ملت و به نــام مینا محمدیپویا )خواهر محکوم به قصاص( واریز کنند تا برادرم قصاص نشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.