حاشیه نشیني « دولت توزیعگر»

Shargh - - اقتصاد -

ادامه از صفحه5 هفت مــورد در جریــان ایجاد اشــتغال ســهم مهمی دارند؛ «جریانهای آموزشــی، مهــارت، تخصــص و دانایی»، «ســرمایهگذاری، رشــد، تولیــد»، «محیــط مناســب کسبوکار»، «زیرســاختهای مناسب فیزیکی»، «وجود تقاضا و بازار مناســب، فرهنگ مناسب بهرهوری نیروی کار»، «ریســکپذیری، تحولطلبی، کارآفرینی» و «نظام اداری تســهیلگر و کارآمــد». هرکــدام از اینها در جای خودش میتواند اثر شــتابدهنده یا بازدارنده بر مسئله اشــتغال داشته باشــد. در این بین، شش موضوع قبلی اگر ایراد و اشــکالی داشته باشد، نظام اداری تسهیلگر و کارآمد میتواند آنها را تا حدی بهبود ببخشــد و بهطور نســبی آن نقیصه را رفع کند اما اگر همه آن شش مورد مساعد باشد و مورد هفتم خدشــه داشته باشد، قطعا جریان اشتغالزایی را با مشکل مواجه میکند. همیشه به محض اینکه بحث اشتغال عنوان میشود موضوع تولید، نرخ رشد و سرمایهگذاری مطرح میشود و غیرقابل انکار است. بهطور مشخص براساس مطالعات صورتگرفته و براساس قیمتهای سال ٩6، اگر جریان میلیونی عرضه را با یک میلیون فرصت شغلی پاسخ دهیم، حدود 400 هزار میلیارد تومان )برآوردها کمی متفاوت شــده( پول نیاز داریم. برخی برآوردها تا 300 هزار میلیارد تومان هم گفتهاند اما برآوردی کمتر از این ندیدهام. اصلاح ساختار نظام بانکی، تأمین مالی، پروژههای خرد و کوچک و بزرگ به جای خود، اما هرکدام وزنی دارد که ســایهاش در بند هفت مشخص میشود؛ نظام اداری تسهیلگر و کارآمد و شفاف، پاسخگو و... .

جریان هفتگانهای که گفتم به هم وابسته هستند. میخواهیــم آخرالامــر اشــتغال در بنگاههــا صورت بگیرد. از مشــاغل خانگــی، بنگاههای خــرد و کوچک گرفته تا بنگاههای متوســط و بــزرگ. تأکید بر کدامیک از بنگاههاســت؟ اگر به سمت بنگاههای خرد و خانگی برویم ممکن اســت اشتغال زیادی ایجاد کنیم اما ارزش افزوده زیادی نخواهیم داشت اما اگر به سمت بنگاههای متوســط و بزرگ برویم تولید، نرخ رشــد و ارزش افزوده خیلی بالاســت اما اشــتغال پایین اســت. یکســری از بنگاهها ارزش افزوده زیادی ایجاد میکنند و یکســری بنگاهها اشــتغال بالایی. معمولا شــکل و سایز بنگاهها ممکن اســت از کشــوری به کشــور دیگر متفاوت باشد اما پنج رده میشناســیم؛ مشاغل خانگی، خرد، کوچک، متوسط و بزرگ. هرچقدر از این مشاغل خانگی به سمت بنگاههای بزرگ برویم طول عمر بنگاهها بیشتر میشود و آسیبپذیریشان از فضای کســبوکار و محیط کلان کشور کمتر. به موازات اینکه روی این بنگاهها با مقیاس کوچک و خرد و خانگی ســرمایهگذاری کنیم طول عمر این بنگاهها کم میشود. طول عمر بسیاری از بنگاههای خرد و کوچک در ایران حدود ســه ســال اســت. اینها بهشدت از فضای کسبوکار آســیبپذیر هستند. بحث کســبوکارهای نوپا که از سوی دانشآموختگان جوان ایجاد شــود در این دســته میگنجد. هرچه بســترهای نهادی مســاعدت کند کســبوکارهای نوپا و مشــاغل جدید که به وســیله دانشــجویان انجام میشود در این ردهها بهتر خواهد بود. اگر بسترها فراهم باشد از شدت آسیبپذیری میکاهد.

شــبکهها بیــن بنگاهها در بــاب میــزان دوام و بقا تعیینکننــده هســتند. در دنیایی که رقابت ســر برندها وجود دارد، شرکتهای بزرگی هستند که از سطح تولید ناخالص داخلی برخی کشــورها بیشــتر فــروش دارند، اما یکی از آســیبهای اقتصاد ایران، پایینبودن مقیاس تولید است. بنگاههایمان عمدتا کوچک هستند، شبکهها میتواننــد نقیصه را رفــع کنند. از طریق شبکهســازی میتوانیم بــر نقطهضعــف پایینبودن مقیــاس تولید غلبه کنیم. ممکن اســت کسبوکارهای خانگی، خرد و کوچک بهتنهایی نتوانند در بازار جهانی حاضر شوند، اما از طریق شــبکهها و پیوندهای عرضی و طولی میتواند وارد فضای بینالمللی شود. منظور از شبکهسازی یعنی پیوندهایی که باید بین هم برقرار کنند. مثلا 10 مشــاغل خانگی زیر نظر یک عامل پشتیبان یا یک بنگاه خرد باشد، در هم حل نشــوند و ارتباط داشــته باشــند. یک شغل خانگی اگر بخواهد محصول خود را در بازار بفروشد، به تنهایی قدرت چانهزنی ندارد، اما اگر اینها محصولشــان را به واحد خرد، بهعنوان عامل پشــتیبان بدهند، قدرت پیــدا میکند و میتوانــد وارد بحث و گفتوگو شــود. اتحادیههای تجاری، تعاونیهــا و... به عوامل انفرادی قدرت میدهند. وقتی یک تشکل صنفی مطرح میشود، آنها میتوانند وارد عمل شــوند و به افــرادی که تولید میکنند قدرت ببخشــند. اکوسیســتم مشــاغل خرد و خانگی تقریبا شــبیه هم است، اما کســبوکار کوچک گاهی مانند کســبوکار خرد و گاهی مانند کســبوکار متوسط و بزرگ اســت. بنابراین اکوسیســتم واحدی بر آنها حکمرانی نمیکند؛ در نتیجه در سیاستگذاری، یک سیاست برای حل مسئله اشتغال وجود ندارد.

وقتی قرار باشــد این کسبوکارها را ساماندهی کنیم ســه بخش عرضه، تقاضــا و محیط پیرامونــی را باید در نظــر بگیریم. وقتــی درباره بخــش عرضه صحبت میکنیم یــک چارچــوب مفهومی در ذهنمان اســت؛ منابع مالی، منابع انســانی، تشــکیلات و هماهنگی. به هیچوجه نمیتوانیم به سادگی درباره گسترش مشاغل خانگی، خرد و کوچک بحث کنیم. در اینجا عموما افراد تازهوارد هستند و از فضای کسبوکار آسیب میپذیرند. این کسبوکارها نرخ بازدهی بسیار کمی دارند. تعجب نکنید که تســهیلات اعطایی به مشــاغل خانگی و خرد چهار، پنج درصد اســت چون نرخ بازدهیشــان خیلی بالا نیست که بتوانند از عهده نرخهای بهره در بازارهای رســمی و عمومی کشور برخوردار شوند. اصولا موضوع روابط کار برای بنگاههایی که در این ســطوح هســتند با یکدیگر متفاوت اســت. درحالحاضر، روابط کار بیشــتر برای بنگاههای متوســط و بزرگ تعریف شده است، اما روابــط کار مربوط به بنگاههای کوچــک کاملا متفاوت است و کاملا دو موضوع مجزاست.

وقتــی میخواهیم درباره بنگاههــای کوچک، بزرگ و متوســط صحبت کنیم، باید از رویکرد اکوسیســتمی صحبت کنیــم. این رویکردی جدید بــرای تفکر و اقدام بــراي بهبود عملکرد این پدیده اســت. این رویکرد تمام عناصر و سیســتمهای مؤثر در حیات و تعادل آن پدیده را موردنظــر قــرار میدهد. وقتــی درباره اکوسیســتم فعالیتهــای اقتصادی صحبت میکنیم، در مورد همه نهادها و سازمانهایی صحبت میکنیم که مانند محرک یا مانعی در جهت بهبود عملکرد بنگاهها عمل میکنند. در این رابطه ســه لایه و هســته را بایــد در نظر بگیریم؛ هســته مرکزی، ذینفعان پیرامونــی و نهادهای محیط کلان. وقتی درباره هسته مرکزی صحبت میکنیم، یعنی عرضهکنندگان نهادهها، تقاضاکنندگان کالاها و خدمات و مجــاری توزیع. اما وقتی در لایــه ذینفعان پیرامونی صحبت میکنیــم، منظور مشــتریان مشتریهاســت. عرضهکننــدگان کالاهــای مکمل و جانشــین، موضوع معیارها و اســتانداردها در این بخش میگنجند. در این بخش باید انگیزهها، گرایشها، ســلیقهها و... را در نظر بگیریم. وقتی از اشــتغال صحبت میکنیم بســیار مهم اســت که افراد بهعنوان خانوار تصمیم بگیرند کالاهای ایرانی خریداری کنند. لایههای محیط کلان، بحث نهادها و دســتگاههای حکومتی، قوانین و مقررات، سهامداران، ســرمایهگذاران و... اســت. وقتی دربــاره «اساماي»ها حــرف میزنیم بلافاصله بازار ســهام بــه ذهن میآید. این بــازار تا چه اندازه میتواند بــه بنگاهها کمک کند؟ تشــکلها، انجمنهــا و اتحادیههای کارگــری چطور؟ یکی از مســائلی که به بهبود بازار کار و ایجاد اشــتغال در جامعه کمک میکند، موضوع سازمانپذیری صنعتی است. یعنی سطح فهم و نوع نگرش دانشآموختگان، کارگزاران اقتصادی و بازیگران اجتماعی به تولید بســیار مهم اســت. در نظر داشته باشــید که تولید موضوعی پیوســته اســت. اصلا تولید در جامعهای که گسسته و منقطع باشد، نه شــکل میگیرد و نه رشد میکند. البته در جامعه ما اینگونه نیســت و همین مســئله یکی از معضلهای فضای کسبوکار کشور محسوب میشود.

بازار کار وقتی دچار عدم تعادل شود و عرضه و تقاضا با هم تطبیق پیــدا نکند، انواع بیکاری در جامعه ایجاد میشــود. براساس اطلاعاتی که ما داریم، شش تا هفت نوع بیکاری شناســایی شده اســت. بیکاری ساختاری، تحولات تکنولوژیک، بیکاری ناشــی از کمبود تقاضاي مؤثر که فضای رکودی کشور آن را پدید آورده، بخشی از انواع بیکاری محسوب میشوند.

وقتی دربــاره بیکاری صحبــت میکنیم، بلافاصله اهمیــت «کار» در ذهــن متبادر میشــود. آمارتیاســن میگوید اشتغال ســه منظر دارد: «درآمدی»، «تولیدی» و «هویتی». میگوید اگر وجوه «درآمدی» و «تولیدی» را کنار بگذاریم، بحث «هویتی» که مربوط به شخص بیکار میشود، از دو وجه دیگر مهمتر است. در واقع بیکاری یک مسئله صرف اقتصادی نیست. مسئلهای است که به تمامی شأن آدمی مربوط میشود.

چه مسائلی ســبب شده با این دشــواریها در بازار کار و جمعیــت میلیونی بیکار مواجه شــویم؟ یکی از غفلتهــای بلندمدت ما بــه آن برمیگــردد که وقتی براســاس دادهها و اطلاعات سرشماریهای سال 75 و 85 متوجه شــدیم جمعیت درخورتوجهی در بازار کار وجود دارد، توجه لازم را نکردیم. مهاجرت از روســتاها به شهرها و ســپس بزرگترشدن شــهرها و ازبینبردن شــهرهای کوچک مابین خود، پدیدهای در اقتصاد ایران به نام دوگانگی توزیع منابع طبیعی و منابع انسانی پدید آورده است. یعنی منابع طبیعی در پهنه سرزمین توزیع شده، اما منابع انســانی همینطور در حال متمرکزشدن اســت. به موازات اینکه منابع انســانی متمرکز شــود، بسیاری از منابع طبیعی ما بیکار میشود. این اتفاق، کار را دشــوار میکند. اگر فرد بیکار در شهر و روستای خود بماند، ایجاد اشتغال برای او بهمراتب سادهتر از شرایطی اســت که همان فرد به تهران بیاید. وقتی سال به سال میشــنویم که هزینههای عمرانی به نفــع هزینههای جاری لحاظ شده، آثار آن چنین رخدادهایی میشود.

مســئله حقوق و دستمزد هم روی عرضه نیروی کار اثرگذار اســت و هم روی تقاضای آن. یعنی برای بهبود بــازار کار در دهههای آینــده یکی از مســائل، موضوع سیاســتهای حقوق و دستمزد است. یکی از مشکلات بــازار کار و یکی از مشــکلات اجتماعی اقتصــاد ایران، پایینبودن سهم عامل کار در ارزشافزوده است. در ایران بسیار در این زمینه پایینتر از نرمهای جهانی هستیم که این یکی از مشکلات اساسی ماست. اینکه سهم حقوق و دســتمزد و سهم عامل انســانی در ارزشافزوده پایین است، یک مقوله اســت، اما بالابودن حداقل دستمزد و یکسانبودن آن در کل کشور، برای سطح ملی و شهرهای بزرگ و کوچک هم منطق رفتاری ندارد. مسئله دستمزد به همان اندازه که مسئله بیکاری و عرضه و تقاضا مهم بود، مهم است.

یک فرد وقتی وارد بازار کار میشــود، اگر شغل پیدا کند، منشــأ ایجاد چهــار نوع درآمد میشــود. حقوق و دستمزد برای خود، حق بیمه برای سازمانهای رفاهی و تأمینی، مالیات برای دولت و سود برای کارفرما. در مقابل ایــن فرد، چهار هزینــه دارد. هزینــه زندگی خصوصی، هزینههــای کلان اجتماعــی، هزینههای بیمــه و تأمین اجتماعی، هزینههای سرمایهگذاری در دنیای کسبوکار. دوام و بقای جامعه هم در آن است که این چهار محور به درستی و در تناسب قابل قبولی تقسیم شود.

سیاستگذاران باید بدانند اگر فردی در جامعه شغل پیدا نکرد، به این معنا نیست که فقط یک فرد شغل پیدا نکرده، بلکه این فرد که شــاغل نشــد و آن چهار درآمد را ایجــاد نکــرد، آثــاری در اقتصاد باقی میگــذارد که همچنان ادامه دارد. آنهــا باید به باقیماندن اثر پس از حذف عامل توجه کنند. در واقع اگر فرد، شــاغل نشــد، آن چهار هزینه تأمین نمیشــود. حال آن هزینه بر عهده چه کسی خواهد بود؟ این هزینه روی دوش افراد شاغل در خانوارهای دیگر، بنگاههای اقتصادی، ســازمانهای بیمهگر و دولت خواهد بود. در قالب نمونه، تا سال 1400 بسیاری از کسانی که در سال 1375 در زمره جمعیت در سنین فعالیت و جمعیت فعال بودند، از بازار کار خارج شــدهاند. اگر ســن کار افراد بگذرد، آفات بسیار زیادی بر جامعــه تحمیل خواهند کرد که جبران آنها کار بســیار دشــواری خواهد بود. بحــث آخر مربوط بــه قوانین و مقررات و نهادهای صنفی ناظر بر بازار کار است. مقوله جدیدی که در زمینه حقوق کار و روابط صنعتی اســت که در جامعه به روابط کار معروف است. وقتی میگوییم در عصر دانایی به ســر میبریم، یعنی شــکل نیروی کار تغییر کرده و ایجاد اشــتغال ســخت شده، چراکه علاوه بر کمیت، کیفیت نیروی کار هم تغییر کرده است. آنچه باید سیاستگذار به آن توجه کند، آن است که آن کسانی کــه در دهه 70 برای آنها تصمیم میگرفتند، ضرباهنگ زیستیشــان مکانیکی بود، اما ضرباهنگ زیستی افرادی که در دهــه ٩0 و پس از 1400 وارد بازار کار میشــوند، زیستی-دیجیتالی است. این دو شرایطشان بسیار متفاوت است. وقتی اکنون با دو گونه نیروی کار مواجهیم، قطعا روابط کار نیازمند بازنگری اساسی است.

عبور از دولت رفاه به دولت کار

بنابراین باید از دولت رفاه به ســوی دولت کار تغییر نگرش دهیم. تکیــه دولتها بر درآمدهای نفتی، اتخاذ تدابیر توزیعگرایانه و توزیع گسترده انواع یارانهها و... نباید دیگر باشــد. مشکلی که در ایران داریم آن است که قبل و بعد از انقلاب در بین گروهبندیهای سیاسی، جناحی، مذهبی و... همیشــه توزیع مقدم بر تولید بوده اســت. طوری زندگی میکردیم که شــاید بــه کنایه بتوان گفت «عصر اولویت همهچیز بر تولید».

این دولت کار اگر روی کار بیاید، میتوان امید داشت که تحولی در مدیریت بازار کار و حل مسئله اشتغال پدید آمده است. در واقع باید یک دگردیسی در سطوح بالایی جامعــه رخ دهد و حاکمیت طرفــدار بخشهای مولد باشــد و دولتها به دولتهای تســهیلگر و کاردوست، توانمندساز و اشتغالآفرین تغییر کنند.

این کار ســادهای نیســت. وقتی دربــاره جامعهای صحبت میکنیم که توزیع رانتی دارد، فساد در آن بیداد میکند و بسیاری از مسائل در مجرای اصلی خود نیست، حال اگر از دولــت بخواهیم طرفــدار بخشهای مولد باشد، کار دشواری است. تا این مسئله حل نشود، مسئله اشتغال بر سر جای خود باقی خواهد ماند. چنین تغییر دیدمانی نخست نیازمند حمایت در دیدمان نظام سیاسی و رسیدن به اجماع است.

اکنون در ایران در «مرحله مبتنی بر عوامل» زندگی میکنیم و حتما باید به «مرحله مبتنی بر کارایی» گذار کنیم. پس از آن هم باید گذاری بســیار مدیریتشــده از «مرحلــه مبتنی بــر کارایی» به «مرحلــه مبتنی بر نوآوری» داشــته باشــیم. برای ایجاد اشتغال، بهبود بازار کار و مقابله با پدیده بیکاری و گریز از پیامدهای روانستیزانه فردی و تخریبگرایانه نهادهای اقتصادی و اجتماعی، مسئله اشتغال باید در چارچوب مفهومی رشــد فراگیر بررسی شود، یعنی رشد همراه با اشتغال مولد، توزیع مناسب درآمد، بهرهوری بالا، توان رقابت بینالمللــی بالاتــر، تخریــب کمتر محیط زیســت و مشارکت همگانی.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.