تخصص اعضایگ « شوگوویراشربقر»با والاهابمسارتی،گمنتخیتهرا سراییاشهرسینشان غالب است

Shargh - - جامعه - صدرا محقق

مدتی پیش عکسهایی از شــما منتشر شد که در آن گربهای را بغل کردهاید، شما در خانه گربه نگهداری میکنید؟

بله، من برای پسرم که خیلی حیوانات را دوست دارد ایــن را گرفتهام. یک دوره ماهی داشــت. یک دوره پرنده داشت و خودش به این نتیجه رسیده بود که پرندهها آزاد باشند. خوشــحال هستم که پسرم فلسفه زندگی در کنار حیوانات را یاد گرفته.

پسرتان چندساله است؟

الان 12ســاله اســت. برای اینکه بچهها فرایند رشــد از تولد تا مرگ را بهتر بپذیرند، یکی از روشها و راههــای پذیرفتهشــده آن در دنیا داشــتن حیوان خانگی و نگهداری موجود زنده برای بچههاســت که میتواند فلســفه زندگی را بهخوبی درس دهد. با آموزههای دینی ما هم ســازگار است. این شد که برایش یک گربــه دوماهه آوردیــم و نگهداریاش میکنیم. ایــن تصوراتی هم که نگهــداری حیوان، خیلی گرانقیمت اســت و حتما باید یک بچه مرفه پولدار باشــی که حیوان گرانقیمت داشته باشی، صحیح نیســت. یکی از دلایلی که من ابا نداشتم و با آگاهی عکس از این حیوان خانگی میگذاشــتم، این اســت که حیوان خانگی فقط برای میلیاردرها نیســت. در الگوهای قدیمی ما مثلا مادربزرگهای قدیم دوســتدار حیوانات بودند. یا مثلا در ســنگ گورســتانهای قدیمــی ما جای آب بــرای پرندهها هست.

خودتان بر حسب علاقه خودتان عکسها را گذاشتید؟

بله، این عکس برای چهار مــاه پیش بود. برای اسفندماه.

هدفتان تبلیغاتی نبود؟

نه، بــه هیچوجه. نه پوســتر تبلیغاتــی بود، نه عکس تبلیغاتی بود. عکاسش پسرم بود. من وقتی بــرای خــودم در اینســتاگرام آیدی تعریف کردم، ترجیــح دادم اکانتم عمومی باشــد. ترجیح من این بود که این اکانت مثل پنجرهای به بیرون باشد، فکر کنم اینستاگرام میتواند چنین کارکردی داشته باشد که نشان دهد نگاه هر فرد، به پدیدهها چطور است. مثلا یک حادثه اتفاق افتاده، فرض کنید یک تصادف، یا اصلا یک اتفاق خــوب. از پنجرههای مختلف به این موضوع، هرکسی از یک زاویه دید خود به قضیه نگاه ميکند، این تنوع و تکثر میتواند جالب باشــد. من با این رویکرد این صفحه را باز کردم.

در شــبکههای اجتماعی غیر از اینستاگرام در کجاها هستید؟

توییتر هستم.

خودتان مینویسید؟

هــم خودم مینویســم و هم یکی از دوســتانم گاهی مطالب را میگذارد.

یعنــی هرچه آنجا میگذاریــد خودتان تأیید میکنید ولی لزوما خودتان نمیگذارید؟

در توییتــر، خیلــی موقعها خــودم میگذارم. اینســتاگرام را کاملا خــودم میگــذارم. بهجز ایام تبلیغــات انتخابات که دوســتان در فرمت تبلیغات میرفتند. ســعی کــردم اتفاقا یــک آدم معمولی بمانم. یعنی اینکه من در حوزه سیاســت کار کردم و فعال هســتم. نقش فعالم را بازی میکنم. حوزه تخصصی خودم را دوســت دارم و ســعی میکنم کارم را خــوب انجام دهم اما لزوما قرار نیســت در اینستاگرام هم همین باشم همیشه.

مثلا بهعنوان یک مادر؟

بهعنــوان یک مادر ســعی میکنــم ارتباطم با بچهها را از این پنجره نشان دهم.

این کاراکتر مادر را در اینستاگرام دارید؟

بلــه، مثلا بــا اینکه به هــر حال با اجــازه مانی )پسرم(، عکسهای مشترکمان را میگذارم، سعی میکنم عکسهایی نباشد که بههرحال حقوق بچه را نقض کند. بهخاطر دل خودم نمیگذارم. ولی آن بخش مهمی از زندگی من اســت و در عکسهایم هست.

یک بچه دارید؟

بله، زندگی من دقیقا همان روندی اســت که اگر در اینستاگرامم کســی دنبال کند، میبیند. در شهر میروم، ســر کار میروم، با مترو مــیروم. جاهای مختلف شهر هم عکسهای مختلف... .

خانم فخاری، شما متولد چه سالی هستید؟

من متولد 54 هستم.

خیلیها از شــما با عنوان کاندیدای ناشناخته یا کمتر شناختهشده اسم میبرند. خودتان با این قضیه موافقید؟

بلــه، دیــدهام بعضیهــا میگوینــد فلانی در سیاســت چهره کمتر شناختهشدهای است. من 20 سال سابقه فعالیت سیاســی دارم. 20 سال سابقه فعالیــت حزبــی دارم؛ از انجمنهــای اســلامی دانشجویی تا احزاب ملی.

چه احزابی؟

انجمن اسلامی دانشــجویان دانشگاه اصفهان، علوم پزشــکی و عضو شــورای مرکزی بودم. عضو شــورای عمومــی تحکیم بــودم؛ در دهــه 70. در احزاب مجوزدار و شناســنامهدار آن زمان هم عضو مشــارکت بــودم. از ســالهای ‪-85، 84‬دوســتان قدیمی من در اصفهان یک حزب ملی را ثبت کرده بودند که بعد نامش تغییر کرد به ســازمان عدالت و آزادی ایران اســلامی که عضو آن هســتم. بنا بر شرایط و طرز فکر مشترکی که داشتیم، از همان سال 85 و انتخابات شــورای سوم، کاندیدای اختصاصی سازمان عدالت و آزادی بودم.

از کدام شهر؟

پایتخت ســازمان در اصفهان است. مرکزیت این

حزب در اصفهان مســتقر است. دفتر منطقه تهران از دهــه 90 راه افتاد و مســئولیت منطقه تهران را هم دوســتان بر عهده بنده گذاشتند. مشاور دبیرکل و نماینده دبیرکل در شــورای عالی سیاستگذاری و شورای هماهنگی شدم. البته من دور دوم شوراها، کاندیدا بودم. آنموقع جوانترین کاندیدای اصفهان بودم و بهعنوان علیالبدل انتخاب شــدم. در لیست اصلاحطلبان، بالاترین رأی را آوردم. شورای چهارم کاندیدا نبودم در هیچ جایی، شورای پنجم کاندیدای تهران بودم.

برای ثبتنام از حوزه انتخابیه تهران، خودتان خواستید؟

شــاید ترجیح خــودم این بود که یک گوشــهای کارم را بکنم اما هم مصوبه شورای حزب بود و هم پیشنهاد و مشورت خیلی از دوستانم که هم از دیگر احزاب بودند و هم افراد غیرحزبی. معتقد بودند به هر حال حضور یک روانشناس در فهرست میتواند نگاه متفاوتی ایجاد کنــد و میتواند زمینه فعالیت مؤثرتر روانشناسان و روانپزشکان را فراهم کند.

بیشــتر فعالیتهای سیاســی و مدنی شــما با محوریــت اصفهان بــوده. شــاید بعضی از شــهروندان بپرسند چرا شــما که همیشه محور فعالیتتان اصفهان بوده در تهران نامزد شدید؟

من از 86 ســاکن تهران بودم. کارشناسی ارشد که قبول شــدم آمدم و تهران ســاکن شدم و بعد دکترا پیش آمد و در تهران ماندم. به لحاظ قانونی هم این کار من مشــکلی ندارد. قبلا قانون شوراها به گونهای بود که گفته بود فرد باید تعداد ســالی را ســاکن آن شهر باشد. آن میانگین هم درباره من رعایت شــده. هرچند آن بند قانون اصلا برداشته شــد و درعینحــال موضوع این اســت که من در تهران زندگی میکنم، کار میکنم و شهروند اینجا هستم، هم در ســطح ملی کار سیاسی میکردم و میکنم. از 92 هم بهطور مشخص در سطح ملی فعالیت اجتماعی- سیاســی انجام میدهم. دوم اینکه من و همه کســانی که زادگاهشــان اصفهان و جاهــای دیگــر بوده، بخشــی از هویــت تهران هســتیم و تهران هم بخشــی از هویت ماست. 10 ســال زندگی در تهران برای ما هویت و مسئولیت مشترک ایجاد میکند.

نگران نیســتید که بعد سیاسی شما و بقیه 20 نفر دیگر در شــورای شــهر بر فعالیت و جایگاه مدنی شورا غلبه کند؟

قبــول دارم آدمهایي که به قول شــما ســرمایه سیاسی آنها خیلی در چشم میآید عضو شورا شدند و وجه سیاسی آنها خیلی پررنگ است، اما تخصص آنهــا تقریبــا پایاپای اســت یا حتی میتــوان گفت غالب اســت. من نگرانی هم مردم و هم دوستان و رسانهها ازجمله شما را میفهمم که مثلا تجربهای مثل تجربه شــورای اول ایجاد نگرانی میکند که به جای اینکه حواسشان به شــهر باشد، حواسشان به این نرود که بخواهند سهمکشی سیاسی کنند. اما واقعیت این است که ما اصطلاحی در روانشناسی رشــد بزرگســالی داریم که میگویــد چالشهای بــزرگ زندگی از افراد ممکن اســت یا آنها را درهم بشــکند و آسیب روانی شدید به جا بگذارد یا از آنها آلیاژ متفاوت بســازد. آن چالشها هم مثل حوادث طبیعی، مثل جنگ، مثل مرگ عزیزان، جدایی و اینها میتواند یک آلیاژ متفاوت بســازد. من فکر میکنم این اتفاق برای ما هم به نوعی افتاده اســت. زیست اجتماعی، امر اجتماعی و تداوم زندگی سالم مردم، الان اولویت اســت این را میتوانــم بگویم در همه 21 نفر عضو شــورا این را حس میکنم و به آن باور داریم و بــه آن پایبند هســتیم. میتوانم بگویم در همه 21 نفر هم پررنگ اســت. نمیتوانم بگویم در همه بیشــترین حد اســت ولی آنقدر پررنگ هست که میانگینش به نفع جامعه شهری باشد نه به نفع سیاست. دوستان عضو شورا به نفع جامعه شهری نگاه میکنند.

تحصیلات شــما از کارشناسی تا دکترا در چه رشتههایی بوده؟

من کارشناس زیستشناسی علوم جانوری را در اصفهان خواندم. این شــاید مقداری مرتبط با بحث گربه باشــد )با خنده( البته دیپلم دبیرستانم ریاضی بود. ســال 86 هم ارشــد روانشناســی تربیتی در دانشگاه الزهرا قبول شدم. بعد از دوره ارشد، دکترا را هــم در الزهرا خواندم و 95 دفــاع کردم و پایان دوره دکترای من بود.

پایاننامه شما در چه موردی بود؟

در پایاننامــه ارشــد روی مفهــوم و موضــوع فرســودگی آموزشــی کار کردم. اینکــه فرایندهای آموزشــی، روش آموزشی و اتمســفر یک دانشگاه یا یک فضای آموزشــی ممکن اســت بهجای اینکه از شــما یک موجود بامهارتتر، پــر از دانش و پر از انگیزه بســازد، همانهایی را هم که داشتید تحلیل میبرد و نهایتا بعد دانشــی شــما را تقویت میکند و آدمهــای خوشــحال به جامعــه وارد نمیکند و ارتباطش را هم با جهان قطع میکند.

پایاننامه دکترا چطور؟

روی الگوی ارزشــیابی کار کــردم و تز دکترای من عنوانش هســت: ارزشیابی آموزش دانشگاهی از نظــر زمینهســازی بــرای کارآفرینــی. مطالعه موردی دانشــگاه الزهراســت که ارزیابی وضعیت کــردم. مأموریــت دانشــگاه ایــن نیســت که یک مدرک دســت فارغالتحصیلش بدهــد و بیرونش بینــدازد. دانشآموختــه محصول من اســت. من باید سیســتمی طراحی کنم که بهشوخی میگویم اصفهانی فکــر کنیم که این محصــول باید برایت سودآوری داشته باشد.

الهام فخاری، یکی از 21 منتخب شورای شهر تهران در دوره پنجم است که از لیست امید رأی آورده. برخی از او با عنوان یکی از چهرههای کمتر شناختهشده این لیست یاد میکنند. خانم فخاری متولد اصفهان است و دکترای روانشناسی تربیتی دارد. چندی پیش عکسهایی از او منتشر شد که گربه خانگی را در بغل گرفته است که بازتابهای متفاوتی را در افکار عمومی و شــبکههای اجتماعی داشت. در این گفتوگو با او هم درباره تحصیلات و زندگی شــخصیاش و هم درباره آن عکسها و همچنین دیدگاههایش پیرامون مسائل شهری و اجتماعی صحبت کردهایم. مشروح آن در ادامه آمده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.