ویلچر دليلي براي حبس معلولان نيست

Shargh - - دیپلماسی -

شــرق:

ديروز مطلبي درباره عدم امكان ورود يكي از متقاضيان كلاس ترانهسرايي به محل آموزش منتشر شــد. سعي شد ســخنان هر دو طرف منعكس شود، اما با هدفي مهمتر. اين ماجرا تنها نمونهاي اســت از خيل مشكلاتي كه بر سر راه معلولان براي حضور در جامعه است. اين مطلب با هدف مطرحشدن برخي از مشكلات افراد كمتوان در جامعه و با ياري خانواده محسن )فرد علاقهمند( و با بهرهگيري از تجربياتشان تهيه شده است.

پــس از طرح اعتــراض و رسانهايشــدن ماجرا، معلمي كه اين اتفاق در دفتر ايشان رخ داده، مطالب و راهكارهايــي ارائه كرد كه از منظر بيروني، ميتواند در ادامــه رفتــار كليشــهاي و مرســوم در برخورد با معلولان باشد.

١- معمولا خانوادههايي كــه فرد كمتواني دارند با تمام محدوديتها آشــنا هستند. همانطور كه در مطلب هم منتشر شده بود، ماجراي داشتن آسانسور قبلا پرسيده شده و با منشي دفتر هماهنگ شده بود، چراكه به قول خواهر محسن: «ما هرجا ميخواهيم برادرم را بفرســتيم اول مســئله آسانســور را مطرح ميكنيــم، مخصوصا موضــوع ويلچر چــون انتظار معجزه نداريم، خيلي از ســاختمانها فاقد آسانسور هستند».

٢- ايشــان اعلام كرد كه متأســفانه ويلچر ايشان )معلول( در آسانســور ســاختمان جا نشــده است. طبق اطلاعات بررسيشــده، آسانســور استفادهشده در ســاختمان براســاس اســتاندارد، ورودياش ٨٠ ســانتيمتر اســت و ويلچر ۶۵ ســانتيمتر، اما كاش اجازه داده ميشد كه ورود ويلچر به آسانسور امتحان شود و فقط دم در منتظر اعلام نتيجه نمانند يا ميشد پيشنهاد شود بايد ويلچر كوچک تهيه شود. شايد اگر اين تلاش انجام شــده بود، خانــواده ديگر اعتراضي نميكردند و ميگشتند و راهحلي ديگر پيدا ميكردند.

٣- از طــرف معلم آموزش ترانه طرح شــده كه فردي همراه معلول بايد باشــد، اين درخواست، هم ميتواند نقض اســتقلال رفتاري معلولان باشد و هم اين ســؤال را مطرح ميكند، آيا بــا آمدن فرد همراه، مشكل آسانسور حل ميشود؟

۴- ايشــان پيشنهاد كرده است كه تلفني و رايگان با معلول تماس بگيرد. شــايد از نظر ايشان پيشنهاد خوبــي باشــد، اما از منظــري ديگر اين پيشــنهاد به معنــاي حبس معلولان در خانــه و عدم اجازه ورود آنها به فعاليتهاي اجتماعي است. حبس و نديدن آنهــا به مكانهاي عمومي احتمالا خيال بخشــي از مسئولان را هم آسوده ميكند كه چنين افرادي وجود ندارند و نيازي نيست تا ما تلاشي براي راحتتركردن شــرايط حضور آنها در جامعه بكنيــم. اين در حالي اســت كه معلولان آســيبديده ما كه بخشي از آنها در جنگ آسيب ديدهاند، بايد در خانه يا در آسايشگاه منزوي باقي بمانند.

۵- در بخــش ديگر از ســخنان، معلــم با رأفت يــا رقت پيشــنهاد برگزاري يــک دوره رايــگان براي علاقهمنــدان معلــول و كمتــوان را داده اســت. به صحبت ايشــان در دو بُعد بايد توجــه كرد. اولا چرا كلاس رايگان اســت؟ مگر معلــولان بينوا و درمانده مالي هســتند؟ از طرفي درخصــوص مورد به وجود آمده مگر معلول اعلام كــرده بود كه قصد پرداختن هزينــه كلاس را ندارد كه ايشــان پيشــنهاد برگزاري كلاس رايــگان و تلفني را ميدهــد؟ معلول حاضر به دليل علاقه حتي بايد هزينــه رفتوآمد با آژانس را هم متقبل ميشد. متأســفانه پيشنهاد ديگر ايشان برگــزاري كلاس جداگانه براي معلولان اســت. اين سؤال مطرح است تا كي بايد معلولاني را كه توانايي حضور و مشــاركت در برنامههاي عادي و در شرايط مساوي را دارند، از حضور در كنار افراد عادي جامعه محروم كرد؟

و در انتها پيشنهاد ميشود گاهي لازم است براي بهبود حال افراد كمتــوان حركتهايي انجام دهيم؛ مثلا شــايد در مقام يک معلم ميتوانســتند پيشنهاد تغييــر قوانين يک شــركت تجاري را كــه مانع ورود معلولان است مطرح كنند.

فراموش نكنيم افراد كمتوان شــهروند درجه دو نيســتند؛ براي مشــاركت و داشــتن زندگي بهتر آنان اقدامي كنيم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.