عربستان سعودی و مسئله جانشینی

Shargh - - جهان -

کاوه حســینزاده: عربستان سعودی ســاختار سیاســی یگانــهای دارد؛ نظامــی که نام رســمیاش پســوند خاندان حاکم بر آن را یدک میکشــد تا همواره به همگان یادآور باشــد که کشور ملک طلق چه کسی است. راز بقای عربستان ســعودی را از ابتدای تشــکیل آن در 1932 تاکنون، باید در از ســر گذراندن بحرانهای جانشینی دانســت. در نبود سازوکار انتخابات و ضعف مفرط نخبگان غیرســلطنتی، فقط تحولات و تصمیمــات خاندان سلطنتی و در رأس آن پادشاه است که آینده این نظام سیاسی منحصربهفرد را رقم میزند. پادشــاه با قرارگرفتن در رأس نظام سیاسی تمامی مقامات مهم ازجمله ولیعهد، وزیران، اعضای مجلس مشــورتی و نیمی از اعضای شورای شــهر را عزل و نصب میکند و انتصــاب قضات دادگاههای شــرع بــه توصیــه شــورایعالی قضائی و از ســوی او صورت میگیرد. شــاخه عبدالعزیــز )فرزنــدان ابنســعود( بزرگتریــن و پرنفوذتریــن شــاخه خانواده ســلطنتی اســت و شــاخه فرزندان «حصه سدیری»، همسر مورد علاقه عبدالعزیز، معروف به شــاخه هفت ســدیری )آلفهــد( مهمترین زیرشــاخه آن به شــمار میرود. در چنیــن حکومتهــای خانوادگیای عمدهتریــن چالش بــرای ثبات نظام سیاسی چالش جانشــینی است. در عربســتان، خلاف سنت اروپایی قرون وســطا، قدرت و ثروت به پســر بزرگ نمیرســد. عــرف قبیلــهای پیش از اسلام معتقد بود قدرت نمیتواند تنها از پدر به پسر منتقل شود؛ بلکه برادر، عمو یا پسرعموی حاکم نیز ذینفع به شمار میروند. نتیجه آنکه قدرت باید به بستگان ارشد حاکم متوفی واگذار شود. ثبات داخلی عربستان سعودی در نیم قرن اخیر تا حد زیادی مرهون ملکفیصل )19۰۶–19۷۵( و نظمی اســت که او در دوران حکومت خود پیریــزی کرد. او بــا کنــارزدن برادر ناتنــی خود ملکســعود بــه قدرت رســید و توانســت خاندان سلطنتی را متحد کرده و جایگاه پادشــاهی را تثبیت کند. گرچه فیصل در 19۷۵ به دست برادرزادهاش به قتل رسید، اما «نظم فیصلی» بهجامانده از او اصول کلی جانشینی را ترســیم و از تبدیل مسئله جانشینی به بحران جلوگیری میکرد. نظم فیصلی بر چندین اصل اســتوار بود: پادشــاه باید از فرزندان ابنسعود باشــد، نتیجه آنکه تمامی شــاخههای دیگر بهجز عبدالعزیز از چرخه جانشینی خارج شدند. قدرت باید افقی اعطا شــود، به این معنا که پادشــاه باید از میان فرزنــدان در قید حیات مؤسس پادشاهی انتخاب شود و بزرگترین گناه برای پادشاه این است پســران خود را نســبت به برادرانش ارجــح بداند. مســنترین و قابلترین شــخص باید پادشاه باشد. قدرت باید میان زیرشاخههای مختلف عبدالعزیز به تعادل تقسیم شود.

جانشــینان بعدی نیز همین روند را ادامــه دادنــد. بعدهــا ملکفهد بهقدرترســیدن پســران پادشــاه مؤســس را به صورت قانــون ابلاغ کرد کــه در آن پادشــاه وارث خود را انتخاب میکند. گرچه این امر در تاریخ عربستان سعودی بیسابقه نیست و در 1933 ابنســعود بزرگترین پســر در قیــد حیات خود، ســعود را وارث برحــق معرفی کرد، اما سالهاســت که در این کشــور پادشاه فرزند خود را بهعنوان ولیعهد معرفی نکرده است. اکنون که ملکســلمان فرزند خود را به ولایتعهدی منصــوب کرده، این سؤالات پیش میآید که آیا این انتقال قدرت از نسل دوم به سوم شاهزادگان میتوانــد بــدون تنش طی شــود؟ نــوادگان ابنســعود میتوانند روند جانشــینی را بهطور منظــم به پیش ببرند و همگرایی خود را حفظ کنند؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.