یک عقبگرد برای کارگردان ارمغان تاریکی

Shargh - - هنر -

علی رزاقیبهار، منتقد سينما و تلويزيون:

با وجود عاقه رسانه ملی برای ساخت سریالهایی با مضمون سیاسیتاریخــی به جز تعــداد انگشتشــماری ازجمله«کیف انگلیســی»، «مدار صفردرجه»، «یک مشت پر عقاب» و با اغماض «مرگ تدریجی یک رویا» شاید هیچ مجموعه تلویزیونیای با کیفیتی در این ژانر تولید نشــده اســت. ســریالهایی مثل: «راســتش را بگو»، «چک برگشتی»، «سراب»، «جستجوگران» و «خواب بلند» مجموعههایی بودند که هرگز کیفیت بالایی نداشتند و اصا مورد توجه منتقدان و مخاطبان سیما قرار نگرفتند.

جلیل ســامان کارگردان تاریخیســازی اســت که ســهگانه «پروانــه»، «ارمغــان تاریکــی» و «نفس» را کارگردانی کرده اســت. هر ســه مجموعــه برههای از تاریخ ایران معاصر ایران را نشان میدهد که گروهکها و سازمانهای سیاسی فعالیت گستردهای دارند. در این بین نقش سازمان منافقین پررنگتر است و قصهپردازی کارگردان در چارچوب درام عاشقانه در بستری سیاسی بــرای معرفی ایــن گروهک سیاســی شــکل میگیرد. درام و کشش عاشــقانهای که هم در ارمغان تاریکی و هم در ســریال نفس بر بســتر تاریخی و روایت سیاسی آن احاطــه دارد و بیــش از معرفــی ســریال بهعنوان مجموعهای سیاسی- تاریخی خود را سریالی درامگونه معرفی میکند؛ عاشــقانههایی که جدال بر ســر عشق و ایدئولوژیهای سازمانی اســت و در این بین بهخوبی نشــان میدهد که چگونه ســازمان مدعــی حمایت از خلق، تکتک افراد خلق را به شکل بیرحمانهای نابود میکند و از آنهــا افرادی بیاختیــار در مقابل مرکزیت سازمان میخواهد.

ســریال نفس، یک درام عاشــقانه، تاریخی در تریلر سیاسی است که از شبکه ســوم سیما و در ماه رمضان پخش شد. نفس، روایتگر ماجرای دختر جوانی بود که در سالهای اولیه شکلگیری انقاب به پسری عاقهمند میشــود که با سازمان منافقین در ارتباط و به اصطاح سازمانی سمپات است و همین اتفاق بهعنوان نخ اصلی داســتان، آغازگر ماجراهای پیچیــدهای در زندگی آنها میشــود که در حقیقت میخواهد تاریخ پرفرازونشیب دورهای خــاص از تاریخ را روایت کنــد. البته این روایت بیشتر در کشش عاشقانهای ترسیم میشود که شاید به پررنگشــدن آن تا این حد نیاز نباشد؛ مقطع تاریخیای که خود به تنهایی و منهای عاشقانههای ساختگیاش قابلیــت صدها فیلــم و مجموعه تلویزیونــی را دارد. در همیــن برهه تاریخــی فیلم «ســیانور» منهای درام آشــفتهاش فیلم بســیار خوبی بود. «ماجرای نیمروز» هم منهــای درام نصفهونیمهاش اثری قابل تحســین بود که نشــان میدهد درام عاشــقانه نچسب در میان کشــاکشهای ایدئولوژیک و سیاسی دهههای 5۰ و 6۰ خیلی جذاب نیست.

نفــس در طراحی صحنــه و لباس و شبیهســازی میزانســنهای دهه 5۰ )حضور بازیگــران ارمنی بدون حجاب برای نشــاندادن هرچه نزدیکشدن فضاها به دهه 5۰( بســیار موفق عمل کرده اســت و از گافهای رایج در ســریالهای تاریخی دور است همین امر باعث شده است که اتفاقات سریال به شکل طبیعی قابل باور باشد. در تحلیل تاریخی هم خیلی خوب روایت اعضای ســازمان و مناســبات پیچیده آن را نشــان میدهد. اما روند روایی داســتان در نفس بهشدت کند است. با همه غافلگیریهــا، پیچیدگیها و چالشهای داســتانیاش در رونــد قصهگویی جذابیت قصهها کم اســت. نماها تکراری، دیالوگها کم و فضاها خشن است. روند داستان از دهه 5۰ تا انقاب اسامی و بعد از آن از پختگی کامل و ربط روایی برخوردار نیســت. همه اینها باعث شــده فضای داستانی ســریال «نفس» سرد و بیروح باشد و نسبت به مجموعه تلویزیونی «ارمغان تاریکی» به نظر نگارنده یک عقبگرد کامل باشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.