تکراری قابل پيشبينی

Shargh - - هنر -

مجيد حسينیزاد، استاد جامعهشناســی سينما:

سریال «نفس» را اگر از دو منظر نگاه کنیم شــاید بهتر بتوان حــق مطلب را ادا کرد. از نظر محتوا باید گفت کمکم جلیل ســامان در ایــن مضمون به تکــراری قابل پیشبینی و خستهکننده رسیده است.

روایت عشــق دو جوان در چنبره ایدئولوژِی که زندگی را به اندازه چنبره خود میخواهند و الا هر لطافت ناشــی از عشــق به سرمستی و زندگی در این خودخواهی ایدئولوژی نابود میشــود. عشق کسی که با دل میخواهد و کســی که با شرایط تشکیاتی و... میاندیشد. شــاید استقبال از «ارمغان تاریکــی» باعث ادامه ایــن مضمون ممل، تکراری و بدون تغییر شــد. این ســریالها روایت عشــق گرفتار بین دو قطب اســت که در شرایط مخاطب ما نتیجه محتومــی دارد. نتایجی کاما قابل پیشبینی که مخاطب را زده میکند. این فرمول باعث میشــود که بهناچار فیلمســاز هم نتواند تحلیل درســتی از چرایی این دوگانگی بدهد. چون تحلیل مبارز منافق به صورت کلیشه در ذهن مخاطب هســت و تغییر آن فرایندی را میطلبد که در این سریالها نیست. حتی تحلیل دیو و دلبر که در آن دیو هم عشق و احساس دارد و شــاید برخی خشونتهایش ناشی از گســترش عطشش باشد ولی چنان در سرنوشتی محتوم و تراژدی که خود انتخاب کرده است گرفتار شده که از دایره عشــق خارج و ایدئولوژی بیرحمی را برگزیده، برخاف عشق و ایدئولوژی در «ارمغان تاریکی» شاهد چریک مبارزی هستیم که طبع لطیف و انســانیتش او را به این راه کشیده اســت و بههمیندلیل به قول معروف گل کــرد ولی ادامه این مضمون با توجه به شــرایط پیرامونی مخاطب در نتیجهگیري نهایی او، چنان درخشان نخواهد بود.

از نظــر فنی نمیتوان زیاد صحبت کرد. جلیل ســامان به هوشــمندی خاصی رســیده اســت که بســیاری از کمبودها را میپوشــاند؛ استفاده از نماهای اکسپرسیونیســتی و شکافتن ســطح و رساندن مخاطب به معنای عمیقتر، بازیهای درخشــان که عاوه بر تبحــر بازیگر، مهارت بازیگری را میرســاند و آشنایی بازیگر با شــخصیت و تصویربرداری مناسب، استفاده بجا از نشانهشناســی و زبان فیلم و... ولی ای کاش این همه خوبی، با تمام موانعی که میدانیم، میتوانســت تحلیلی از نوع عشق را بدهد و نه عشق در جهان ایدئولوژیزده و انسانیتزدا.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.