آسیبشناسی جریان روشنفکری و موانع آن

Shargh - - سينما-تئاتر - کورش جاهد

«آشــوب» فیلمی متفاوت از کاظم راســتگفتار، در بررســی آســیبهای مبتلابه قشر تحصیلکرده و روشــنفکر در بستری از فرایندهای تاریخی اســت که تعمدا از سوی سازنده فیلم، اشاره دقیق و مســتقیمی به تاریخ وقوع حــوادث تاریخی و مقاطع آن نشــده، بلکه تنها با پرداختن به شــکل کلی سیر حوادث تاریخی از انقلاب مشــروطه بهبعد، به روایت داســتان شخصیت اصلی خود میپردازد؛ شخصیت جوان تحصیلکرده و نسبتا روشنفکری به نام آقــای معنوی )کورش تهامی( و نام هنری «آشــوب» که در جریــان تلاشهــای اجتماعی و فرهنگی خود برای تأســیس یک روزنامــه و انجام فعالیتهای فرهنگــی و هنری خود دچار مشکلات متعددی میشود و مانند بسیاری از افراد تحصیلکرده و صاحــب هنر کــه بهناچــار مجبور به گــذران زندگیشــان از راههــای غیرفرهنگی و پیشپاافتادهای بوده و هســتند؛ از جمله مثــلا آوازخوانی آقای معنوی در مراکــزی که صاحبان این مراکز بهاصطلاح فرهنگی، اشــخاصی با ظاهر «جاهلی» هستند که به بهانه فروش هرچهبیشــتر کالای فرهنگی )شعر و موسیقی( به عامه مردم، نازلترین شــکل ارائه موســیقی و آواز را از خواننده مطالبه میکنند.

درحالیکه شــخصیت آقای معنوی اشــعاری از ایرجمیرزا یا فرخییزدی را به میان میآورد که اصولا برای اینگونه از صاحبان فرهنگ، اشــعاری مردود و فاقد اعتبار بهشمار میآیند. درنهایت همیــن شــخصیت فرهنگی و روشــنفکر هم با همــان تعاریف مشخصی که از روشنفکر و روشنفکری در قامت «راهنمای توده مــردم» ارائه داده، نهایتا مجبور به تعظیمکــردن در برابر قدرت میشــود که به نظر میرســد خود گویای حقیقــت تلخ جریان روشنفکری و جامعه تحصیلکرده این سرزمین است.

مهمترین چالشهای شــخصیت آقای معنوی این اســت که نهادهای قدرت و اشــخاص صاحب نفوذ با تطمیع این جوان، به جهتدهی این عنصر فرهنگی به نفع جریان مختص به خودشان میپردازند. چهبســا با فراهمآوردن عوامل وسوسهانگیزی چون پــول و قدرت و اســتفاده از مــواد مخدر )اســتفاده از وافور!( و همچنین آشــناکردن این شــخص با زنان بهاصطــلاح دلفریب، نهایت کوشش خود را برای انحراف فعالیتهای این فرد به نفع جبهه خودشان دارند؛ از جمله زن به ظاهر دلفریبی )یکتا ناصر( که از ابتدا در حیطه قدرت درباریان و خوانین بوده و «آشوب» به دلیــل هیجانات دوره جوانیاش در اولین نگاه شــیفته این دختر جوان میشــود، هرچنــد بلافاصله به دلیل توجه بــه این دختر دلفریب مورد عتاب و خشــم خان مجلــس )داریوش فرهنگ( قرار میگیرد.

تــا زنی شاعرمســلک و هنرمنــد )لیلا اوتادی( کــه از جمله کارمندهــای نشــریه معنوی اســت و به شــیوهای پیشپاافتاده و مبتــذل آقای معنوی از ســوی همکاران و رؤســای اداریاش بهناچار از ارتباط با این زن شاعرپیشــه و هنرمند فاصله میگیرد. هرچند بعدها همین زن شاعرپیشــه به شکلی کاملا استعاری و نمادیــن در قالب نماینده جریان روشــنفکری در شــعر و ادبیات ظاهر میشــود و البته «معنوی» هم بعدهــا به دلیل قرارگرفتن در جریان موردنظر قدرت و ثروت از دســتیابی به عشق این دختر شاعرمســلک و هنرمند نــاکام مانده، بلکه به شــکلی بیانگیزه و تأســفبار، تا انتهای فیلم، درگیر احساســی نهچندان عمیق و غیرعاشــقانه با دختر متعلق به حیطه قدرت و ثروت میشــود. درواقع این شکل از قرارگیری شخصیتهای زنانه فیلم در ارتباط با شخصیت «آشوب» هم بهتبع مفهوم کلی اثر میتواند نمایانگر دو روی سکه قدرت و ثروت از یک سو و تقابل آن با حیطه هنر و اندیشه هم باشد که در مقابل دو شخصیت اصلی زن فیلم نمود پیدا کرده است.

فیلــم «آشــوب» به طور مــوازی و بــه شــیوهای نمادین به آسیبشناســی نوع فعالیت جریانهای سیاسی و احزاب وابسته به آن در ایران میپردازد.

از لحاظ شکلشناســی )فرم(، فیلم «آشــوب» از کلیشههای ناگزیر تصویری و فضاسازی فیلمهای تاریخی ایرانی مانند سریال «هزاردســتان» تا جلوههای تصویری فیلمهای مشهور آمریکایی نظیــر «ماتریکــس» بهــره میبرد که بــه نظر اتفاق مناســب و خلاقانهای در جهت ایجاد یک تنوع تصویری و جدید در سینمای ایران اســت که فیلم را از کلیشــه همیشــگی آرایههای تاریخی یکنواخــت و گاه تصنعی و روبنایی خارج کــرده و بهگونهای به جلوههای متنوع تصویری امروز ســینمای جهــان پیوند میزند؛ پیوندی که البته آنقدرها در راســتای بیان مفاهیم و فضاســازی کلــی فیلم، تصنعی و ناهمخوان به نظر نمیرســد، بلکه بیننده را درگیــر جلوههای تصویری متفاوت و نوگرایانهای در ســینمای ایران نیز میکند... .

بــه هر شــکل فیلم «آشــوب» با رویکــردی شــبهتاریخی و فضاسازی اثر در گستره تاریخ ایران پس از مشروطیت، به نمایش شــوربختی و رنج قشر روشنفکر و شــاید بتوان گفت شخصیتی نمونهوار از «طبقه متوســط خواهان فرهنــگ مترقی و آزادی و پیشــرفت اجتماعی» میپردازد که در انتها شــخصیت اصلی به معنای واقعی با فاصلهگرفتن مشــخص از اهداف و انگیزههای اولیــه انســانی و فرهنگــیاش، ناچار بــه تغییــری ماهوی در جهت منافع قدرت و ثروت شــده، چهبســا خود با گرفتن رشوه و جابهجاکردن حق و ناحق در مسندهای اداری و حرفهایاش، به شــیوهای دردناک، اما عبرتآموز، تبدیل به یکی از عوامل همین جبهه ثروت و قدرت اجتماعی میشود.

بهگونهای که حتی از ســوی یکی از شــاگردان و دانشجویان مریدش، وودی آلــنوار در فیلم «امتیاز نهایــی» ‪Match Point‬ گویــی در محکمــه وجدان، مورد ســرزنش و بازخواســت قرار میگیرد که چگونه با پشــتکردن به اهداف انســانی و فرهنگی ابتــدای فیلم، اکنــون و در انتهای فیلم دیگــر تبدیل به عنصری رشوهخوار و قدرتطلب شده است!

البته بهگونهای هم خود فیلم و کارگردان آن در جدال با نظام ناهماهنــگ و مافیایی پخش فیلم قرار میگیرند و متأســفانه در نــگاه اول جلوه بازاری و گیشــهای را پیدا کرده که از توجه جدی مخاطب سینما بازمانده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.