به عقل جن هم نمیرسد

Shargh - - سينما-تئاتر - رضا آشفته

«اعتراف» یک نمایش اســت که در آن به شــیوهای شــبیه به جریان ســیال ذهن و با بهرهمنــدی از آیین اعتراف در کلیسای کاتولیک، رابطه یک پدر و پسر مرور میشود و در آن پسر انتقاد وارد خود بر جامعه ریاکار کلیسا را مطرح میکند.

بنابراین در این نمایش، ســاختار بهگونهای اســت که میشود در آن ظرایــف دینی را بــه خدمت گرفت تــا از همــان جنس و برخــورداری از ریشــهها و آیینهــای دینی با آن مواجهه داشت.

کســی فکرش را هم نمیکرد و حتی به عقل جن هم نمیرسید که روزی روزگاری پســری که از کودکی پــدرش را گم کــرده، او را در لباس کشیشــی ببینــد، یکبار شــک کند، اما بعد خیــره شــود در اعماق آن چشــمها و خیلی مطمئن شــود از این برخــورد و حالا به دنبالش بیاید در کلیســای متروکــهای که پدرش بهگفته پسرش، یک کشیش درجهدو اســت. او میخواهد انتقام مادرش را بگیــرد از مــردی کــه روزگاری دائمالخمــر بــوده و با بدمســتی و حال خراب بــه خانهاش میرفته و اســباب زحمت و آزار و اذیت پســر خردســال و همســرش بوده است. شــبی از شــبها، پســر را به دلیل شــوخیاش تنبیه میکند و دستش را در آشــپزخانه بــا داغــی کتــری میسوزاند و بعد مادرش میآید که پولی بردارد برای درمان پسرش، اما از پولها هم خبری نیســت بنابراین ســر مردش دادوهوار میکند و مرد او را بــه بــاد کتک میگیــرد. زن از دست اینهمه آزار میگریزد و خود را از بالکن به خیابان پرت میکند و میمیرد؟! گریز مرد از خانه و عذاب وجدان شــدید او را به کلیسا و توبه میکشــاند و حالا در لباس قدیسان و کشیشــان پدرانــه بــه خلق خدا خدمــت میکند...، بیخبــر از آنکه تنها پســرش قربانی پرورشــگاهها و بعــد از آنهم تبهــکاران خیابانی خواهد شد. این پسر به دنبال انتقام از هــر چیــزی اســت و عقدهمند از همه گناهکاران و ناعــادلان انتقام میگیرد.

قصــه بهطــور خطــی روایــت نمیشــود. ابتدا رویارویــی دو مرد را داریــم؛ یکی میانســال و دومی پیر. یکی در لبــاس جرم و جنایت و با اســلحه و تهدید به قتل و دومی در ردای کشیشــان و آرام و باوقــار. در اینجا ســلطه زور و ارعاب مسیر واژگونی را برای شناســایی گزارهها برایمان معلوم میکند. اگر به رسم و آیین اعتراف، فرد مؤمن، اما گناهکار برای بخشش گناهان به اتاق اعتراف مــیرود و در محضر انســان مؤمن و بیگناه و مرجــع دینی اعتراف به گناه میکند، این حالت معمول این آیین اســت، اما در نمایش اعتراف، ایــن مرد تبهــکار و گانگســتر برای انجام اعتــراف نیامــده، بلکه آمده که پدر روحانی را بــه اعترافکردن وادارد، هــر چند بازی زیرکانه همان روال عــادی را طی میکند. در ابتدا تبهکار به پرسشهای مرد روحانی پاسخ میدهد و سرگذشت قتلها و گناهانــش را میگوید و در نهایت او پدر را وامــیدارد که اعتراف به گناه کند وگرنه کشته خواهد شد؛ نبردی بیســرانجام کــه فقط بیانگــر گناه پدران اســت که بــر دوش فرزندان گذاشته خواهد شد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.