قتل زوج جوان به خاطر عصبانیت

Shargh - - حوادث -

شرق: متهم مدعی شــد صاحبکارش درباره همسرش حرفهای زشــتی زده و همین انگیزهای برای قتل زوج شده است.

مردی کــه در پــی عصبانیت از صاحبــکارش او و همسرش را به قتل رسانده بود، در تهران دستگیر شد.

ســاعت 12:45 یکــی از روزهای گرم هفته گذشــته فردی در طبس با مرکــز فوریتهای پلیس 11۰ تماس گرفت و گفت چندروزی اســت از برادرم و همســرش خبری ندارم و با توجه به ایام تعطیلی عید فطر تصورم این بود که به مســافرت رفتند امــا وقتی با تلفن همراه آنهــا هم تماس گرفتم، جواب ندادند و همین مســئله مرا نگران کرد. برای مشخصشــدن این مسئله به خانه برادرم رفتم و از بالای در نگاهی به داخل خانه انداختم؛ وضعیت خانــه بههمریخته بود. روی دیوارها لکههای خون بود و فکر میکنم اتفاقی برای برادرم افتاده است. با توجه به تماســی که این مــرد گرفته بود، مأموران در محل حاضر شــدند. در خانه قفل بود بنابراین مأموران با کســب اجازه از بازپرس کشیک، قفل در را شکستند و وارد خانه شدند.

مأموران پس از ورود به خانه با جســد زن ۳2ساله مقابل ورودی آشــپزخانه مواجه شــدند و مراتب را به کارآگاهــان آگاهی شهرســتان و قاضی کشــیک اعلام کردند با حضور کارآگاهان و بررسی جسد مشخص شد خانم ۳2ساله به دلیل واردشدن ضربات متعدد چاقو و شکستگی جمجمه جان باخته است.

این در حالی بود که مرد جــوان که ابتدا با مأموران تماس گرفته بــود، اعلام کرد تلفن بــرادرش خاموش بوده اســت و نگران بــرادرش هم هســت. کارآگاهان آگاهــی برای روشنشــدن زوایههای پنهــان قتل خانم ۳2ســاله برای پیداکردن همســر وی وارد عمل شدند که بــا تحقیقات میدانی و محلــی دریافتند که نامبرده آخرینبــار در یکی از خیابانهای اصلی در ســاختمان نیمهســازی مشــغول به حفر چاه بوده اســت. پس از این عوامل انتظامی در محل ســاختمان حاضر شــدند درحالیکه بوی بدی فضا را پــر کرده بود. وقتی به این محل رسیدند با چاهی مواجه شدند که با بلوک سیمانی و خاک پر شده بود و محل انتشار بوی بد نیز همان چاه بود. در ادامه نیروهای آتشنشانی در محل حاضر شدند و اقدام به تخلیه چاه کردند که با جسد مردی ۳5ساله مواجه شدند.

پس از بررســی و تحقیقات از جســد کشفشده در اعماق چاه مشخص شد وی همسر خانم ۳2ساله است که در منزل مسکونیاش به قتل رسیده است.

فرمانده انتظامی اســتان خراسان جنوبی با تأیید این خبر گفت: با توجه به بیسابقهبودن اینگونه جرائم در استان خراسان جنوبی جلســهای به طور شبانه برگزار شــد و تیمــی از کارآگاهان اداره جرائــم جنایی آگاهی استان و شهرستان طبس مأمور رسیدگی به پرونده قتل زوج طبسی شدند.

فرمانده انتظامی اســتان خراسان جنوبی ادامه داد: در همان ابتدای رســیدگی و تحقیقــات کارآگاهان پنج نفر که در آخرین روزهــای زندگی با این زوج در تماس بودند، بازجویی شدند و کارآگاهان به شاگرد مقتول شک کردند؛ بنابراین با هماهنگی قضائی به محل ســکونت او مراجعه کردند، اما با در بسته منزلش مواجه شدند.

به گفته ســردار «شــجاع»، کارآگاهان در تحقیقات میدانی و با اســتفاده از شگردهای پلیسی دریافتند فرد تحت تعقیب بــا خودروی پرایدی که متعلق به مقتول بوده، از شهرستان طبس خارج شده است.

وی ادامــه داد: کارآگاهان با گرفتن نیابت قضائی به یکی از استانهای شمالی مراجعه کردند که تحقیقات میدانی و استفاده از شگردهای خاص پلیسی نشان داد متهم به اســتان تهران متواری شــده است بنابراین تیم عملیاتی استان به تهران عزیمت کرد که حوالی غروب در عملیات ضربتی متهم به همراه همسرش در قلهک تهران دستگیر و به استان منتقل شد.

وی عنــوان کــرد: متهم )ر( در مقابــل کارآگاهان و دوربیــن انتظامی اعترافهــای هولناکــی از قتل زوج طبسی بیان و اظهار کرد: مدتی با مقتول کار میکردم و او دســتمزدم را به طور هفتگی به همسرم میداد، ولی آخرینبار و قبل از جنایت به پیشــنهاد خودم دســتمزد هفتگــیام را به حســابم واریز کرد تا اینکه همســرم با مقتــول تماس گرفــت که چرا پول را مثل همیشــه به خودم ندادی کــه همین موضوع به درگیری لفظی بین آنها منجر شد.

متهم اظهار کــرد که پس از آن مقتول با من تماس گرفت و حرفهای رکیکی درباره همسرم زد و گفت اگر جای تو بــودم، این زن را طلاق مــیدادم. آن روز تمام شد درحالیکه به خاطر صحبتهای مقتول اعصابم به هم ریخته بود.

متهم به قتل زوج طبسی در ادامه اعترافاتش گفت که ســاعت 15 روز بعد آماده شدم تا سر کار بروم، چون به علت گرمای شــدید هوا در طبس کار من بعدازظهر شــروع میشد. وقتی به محل ساختمان رسیدم، مقتول پاییــن چاه بود که همان ابتدا بــه خاطر حرفهایی که درباره همســرم گفته بود، درگیری لفظی بین ما شروع شــد و من هم از بالا چند بلوک ســیمانی به داخل چاه انداختم و بعد از آن پاکت سیمان و گچ و مقداری خاک داخل چاه ریختم و او را زنده در چاه دفن کردم.

متهم به قتل عنــوان کرد: پس از ایــن کار به خانه خودم برگشــتم و حوالی ســاعت 22:۳۰ به بهانهای از خانــه بیرون رفتم و پیکوری را که متعلق به مقتول بود برداشتم و به منزل وی بردم.

گوشــی مقتول در دستم بود و خانمش مدام تماس میگرفت و من هم مثل همیشه که بعد از کار، پیکور را بــه منزل مقتول میبردم، ایــن کار را انجام دادم و زنگ خانه او را زدم که همســرش در را باز کرد. وارد شدم و شــروع به روغنکاری پیکور کردم که هنگام کار همسر مقتول پرسید از )ح( خبری نداری که پاسخ دادم نه، اما او بلافاصله در جوابم گفت: نکند بلایی سرش آوردهای که با این حرف نیمنگاهی با خشــم به او کردم و شستم خبردار شــد که مقتول موضــوع درگیری لفظی خود با همسر من را به همسرش گفته است.

متهم ادامه داد: اعصابم به هم ریخت و با مته پیکور ضربهای به صورت او زدم که خون کف حیاط را پر کرد. هنوز هوشیاری داشــت که خود را به سختی به داخل هال کشاند و قصد داشــت تماس تلفنی برقرار کند که با او درگیر شدم و با مته پیکور ضربهای به پشت سرش زدم که خون زیادی ریخت و ســپس چاقو را برداشتم و چند ضربه پیدرپی به نقاط مختلف بدنش وارد کردم.

متهم عنوان کرد: تمام لباسهای من خونآلود شده بــود، آنها را بیرون آوردم و چاقــو و مته را بین لباسها پیچاندم و سپس با خودروی مقتول به منزل خودم رفتم و همســر و بچهام را برداشــتم و به یکی از استانهای شمالی فرار و در آنجا خودرو را پارک کردم و با استفاده از اتوبوس به تهران رفتم و هنوز کابوس کشــتن آن دو نفر مقابل چشــمانم بود که حوالی غروب در تهران در محاصره مأموران گرفتار شدم.

سردار «شــجاع» پس از تشریح چگونگی قتلها از زبان متهم، خاطرنشــان کرد: بازسازی صحنههای جــرم با حضــور متهم انجــام و پرونده بــه مراجع قضائی ارسال شد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.