بدون فعالسازي جامعه مدنی، انتظار بهبود وضع زنان خطاست

Shargh - - جامعه -

غنچه قوامی: سعید مدنیقهفرخی، متولد ۱۳۴۱، جامعهشناس، نویسنده و فعال مدنی اســت. دکتر مدنی نویســنده کتابهایی در زمینه مسائل و آســیبهای اجتماعی ازجمله کودکآزاری در ایران )نشــر اکنون(، خشــونت علیه کودکان در ایران )نشر آشــیان(، اعتیاد در ایران، )نشر ثالث(، آسیبشناسی حقوق کودکان در ایران )با تأکید بر کودکآزاری، نشــر میزان(، جامعهشناسی روسپیگری )نشــر کتاب پارسه(، ضرورت مبارزه با پدیده فقر و نابرابری در ایران )نشــر آگه( است. وی همچنین در حوزه تغییرات اجتماعی نیز کتابهایی را به تألیف درآورده یا ترجمه کرده اســت؛ ازجمله جماعتگرایی و برنامههای جماعتمحور )نشــر یادآوران(، روانشناســی و تغییرات اجتماعی )نشر دانژه(، جنبشهای اجتماعی و دموکراتیزاســیون و زنان در جهان و ایران )نشــر روزنه(. به دلیل تحقیقات و نوشــتار ایشان در زمینه آســیبها و مسائل اجتماعی از یک ســو و کنشــگری و تغییر اجتماعی از ســوی دیگر، با وی درباره استراتژیهای مقابله با خشونت خانوادگی، نقش قانون و وظیفه دولت و جامعه مدنی برای کاهش خشونت به گفتوگو نشستهایم.

شما در تحقیقاتی که در زمینه آســیبهای اجتماعی داشتهاید، سهم خشــونت خانگی را در پیدایش مســائلی مانند اعتیاد زنان یا تنفروشــی چگونه میبینیــد؟ و بالعکس، اینگونه آســیبها چه تأثیری بر خشونت خانگی بهویژه علیه زنان دارد؟

ببینید وقتی درباره خشــونت خانگی صحبــت میکنیم، باید بدانیم راجع به پدیدهای بحث میکنیم که ابعاد بســیار گستردهای در جامعه ایران دارد و شــیوع آن نسبتا بالاست. در پژوهشهای متعدد، خشونت شــوهر نسبت به همسر در هر سه بُعد جسمی، روانی و جنسی گزارش شده اســت. این خشونت وقتی موجب شرمندگی بیشتر آقایان میشود که نســبت به گروههای خاصی از زنان در دورههای بحرانی مثل دوران بارداری اعمال شــود. برای مثال، در تهران دامنه خشونت خانگی بسته به نوع خشونت، در حد فاصل 35.7 درصد تا 81.7 درصد زنان گزارش شــده است. در تنها مطالعه کشوری که در ســال 1383 از سوی آقای دکتر قاضیطباطبایی در مراکز 28 اســتان انجام شد، شیوع حداقل یک بار تجربه خشــونت در عمر زنان، 66 درصد برآورد شــد. شــاید همین نتیجه و شرمندگی ناشی از آن بود که موجب شد در دولت احمدینژاد، کل 28 جلد گزارش خمیر شــود تا کمتر در دسترس همگان قرار گیرد. بنابراین خشونت علیه زنان، بهویژه خشونت خانگی، منحصر به منطقه خاصی از کشور نیست. در اغلب مطالعات شیوع خشونت روانی نسبت به دیگر گروه خشــونتها، بیشتر است. شیوع آزار جنسی زنان باردار از 13.8 درصد در شــهرکرد تا 44.6 درصد در مریوان و آزار جسمی از 8.5 درصد در ســنندج تا 34.5 درصد در شــهرکرد برآورد شــده است. این اطلاعات را به تفصیل در کتاب زنان در ایران و جهان آوردهام.

مطالعات نشــان میدهند ســن زنان، تحصیلات، وضعیت شغلی و وضعیت اقتصادی از عوامل مهم و زمینهساز خشونت خانگی هستند. پیامدها و آثار جبراننشدنی خشونت خانگی، بسیار وسیع است و شامل عوارض جســمی و روحی ماننــد جراحت )از بریدگی تا شکســتگی و آسیب ارگانهای داخلی(، حاملگی ناخواســته، بیماریهای مقاربتی، نشــانگان روده تحریکپذیر، سقطجنین غیرعمدی، بیماریهای التهاب لگــن، دردهای مزمن لگن و ســردرد و تمایل به مصرف مواد، ســیگار و الکل، خودکشــی، افســردگی، ترس، اضطراب، مشــکلات تغذیهای، اختلالات جنســی، وســواس و اختلال ســندرم پس از ضربه )PTSD( میشــود. در واقع دوران چرخه خشــونت و آسیب آغاز میشود؛ تقدم و تأخرشــان هم تغییر میکند. بیکاری، فقر، نابرابری، تبعیض و اعتیاد زمینهســاز خشونت مردان علیه زنان میشود و پس از اعمال خشونت، زنان دچار دهها مشکل و آسیب میشوند. ↙

مؤثرترین راهکارها برای ریشــهکنکردن این مســئله اجتماعی چیست؟ نقش جامعه مدنی و افکار عمومی چه میتواند باشد؟

همانطــور که خشــونت علیــه زنان ابعــاد فرهنگــی، اقتصادی، اجتماعــی، حقوقی و قضائــی دارد، راههــای مداخله بــرای کاهش خشــونت علیه زنان هم تمام این ابعاد را شــامل میشود. در واقع یک برنامه جامع خشــونت علیه زنان باید همه وجوه تبعیض و نابرابری و علل و عوامل پدیدآمدن آن را مدنظر قرار دهد. به بخشــی از مهمترین اســتراتژیها در این زمینه که در تجربه جهانی آثار مثبتی داشته است، اشاره میکنم:

آگاهیبخشــی درباره وجود مشــکلات زنان استراتژی مهمی است. معمولا کلیشــههای جنســیتی باعث میشــوند تصور شود وضعیت تبعیضآمیز علیه زنان امری طبیعی و عادی است. استراتژی آگاهسازی این ذهنیت را در هم میریزد. در بســیاری از کشــورها، تجاوز شوهر به همسرش کاملا بیمعنا است؛ یعنی تصور میشود شوهر در هر شرایطی با رضایتداشتن یا رضایتنداشتن زن میتواند با او همخوابگی داشته باشد؛ درحالیکه این رفتار بدون رضایت زن تجاوز محسوب میشود.

اســتراتژی بعدی، بهبود دسترســی زنان به حمایتهای اجتماعی اســت. زنان وقتی مورد خشــونت قرار میگیرند، باید بتوانند بهراحتی به مراجع قضائی، وکیل، خدمات بهداشــتی و مراقبتی و دیگر خدمات حمایتی دسترســی داشــته باشــند. در کشــورهایی مثل کوبا، اوگاندا، بنگلادش و ســریلانکا در ایــن زمینه تلاشهای زیادی شــده و نتایج و دستاوردهای مؤثری داشته است.

اســتراتژی سوم، پاسخگوکردن نظام حقوقی و سلامت در برابر زنان قربانی خشونت است. مشخصکردن اینکه اگر زنی تحت خشونت قرار گرفت، چه کسی مسئول چه کاری است؟ این استراتژی موجب میشود زنان دربــاره خدمات در صورت مواجهه با خشــونت، اطلاعات لازم را کسب کنند.

استراتژی چهارم تغییر کلیشههای جنسیتی است. بسیاری از هنجارها در روابــط خانوادگــی و اجتماعــی مبتنی بر تبعیض اســت. الگوهای رفتاری شایع در بســیاری موارد علیه زنان و مشوق خشونت علیه آنان است. برهمزدن این کلیشهها و تلاش برای تغییر آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. مطالعات نشان دادهاند دختران نمرات ریاضی خود را بســیار کمتر از نمره واقعی برآورد میکنند؛ زیرا آنها تحت تأثیر کلیشه مردانهبودن دروس و رشــته ریاضی هستند. مطالعهای در کرمان نشان داده بیشــتر زنــان عقاید قالبی دربــاره ضعیف، ناتــوان، بیصلاحیت، احساســاتی و غیرمنطقی بودن زنان دارند. اینها کلیشــههایی هســتند که در میان خود زنان رایجاند و باید اصلاح شــوند. کتابهای درســی ابتدایی و متوسطه بهشدت این کلیشهها را تبلیغ و تأیید میکنند. همین کلیشــهها خشــنبودن مرد در برابر تابعبــودن زن را ترویج میکنند. با توجه به وجود اقوام و فرهنگهای مختلف در ایران، گاه از نظر فرهنگی و مطابق با ســنن و آداب و رسوم محلی، اجازه خشونت نسبت به زنان داده میشــود؛ ازاینرو موارد قابلتوجهی از قتلهای ناموســی نیز هر ساله گزارش میشود. ناموس به معنای احترام، عزت، افتخار، شرافت، ســربلندی، نیکنامی و برای زنان، به معنای پاکدامنی، عفت و نجابت اســت. زنانی که براساس آداب، رســوم و ارزشهای قومی، قبیلهای و محلی رفتاری انجام دهند که مؤید ســوءظن دربــاره پاکدامنی، عفت و نجابتشــان باشد، مستحق خشــونت و گاه مرگ میشوند. در برخی استانهای کشور ازجمله خوزستان، کرمانشاه، کردستان و لرستان آداب و رسوم محلی، اجازه خشــونت نسبت به زنان و در نتیجه همسرکشی به شــوهران داده میشــود. این جوامع گرایش دارند به جای مراجعه به دســتگاه قضائی و قانون رســمی، خودشان کســانی را که از قواعد اخلاقی و عرفی اجتماع قبیلهای تخطی و سرپیچی میکنند مورد تنبیه و مجازات اعضای طایفه قرار دهند. در واقع، واکنش شــدید احساسی در قبال تخطی از اصول اخلاقــی در درون وجدان جمعی و اعتقادات و ارزشها و احساســات مشترک گنجانده شــده و قانون سرکوبگری در کانون این وجدان قرار دارد.

اســتراتژی بعدی تغییر قوانین اســت. در این زمینه زیاد بحث شده و قوانین تبعیضآمیز و مروج خشــونت علیه زنان، بهخوبی شناســایی شــدهاند. جنبش زنان در این زمینه، اغلب فعال بوده اســت. اما تغییر قوانین باید همزمان باشد با تصویب قوانین جدید. در نپال، سنتی وجود داشــت که به موجب آن زنان در زمان قاعدگی و زایمان باید در طویله و محل نگهداری حیوانات، دور از دید مردم زندگی میکردند؛ زیرا تصور میشــد از نظر مذهبی آلودهکننده و خطرناک هستند. دادگاه عالی نپال در سال 2005 حکمی علیه این سنت داد و آن را ممنوع کرد.

به نظر من، هر پنج اســتراتژی مورد اشاره مهم هستند و باید تا رفع کامل خشونت همه آنها مورد نظر قرار گیرند.

از اوایل دهه 1370 و با پایانیافتن جنگ عراق علیه ایران، زمینههای مســاعدی برای رشــد و برآمدن جنبش زنان فراهم شد. بهترین عامل یــا زمینه، عبــارت بود از فرایند نوســازی در قالب برنامههای توســعه که به افزایش ســطح ســواد، تحصیلات عالی، بهداشت و درمان زنان و دسترســی بیشــتر به وســایل ارتباط جمعی مربوط بود؛ درعینحال ایــن دوره همزمان بود با شــکوفایی جنبش زنان در ســطح جهانی و تشــویق دولتها و ملتها، بــرای تلاش به منظور بهبــود وضع زنان که مجموعه شــرایط، بســتر مناسبی را برای فعالشــدن جنبش زنان در دهههــای 1370 و 1380 فراهم آورد. افزایش تعداد ســازمانهای غیردولتی فعــال در حوزه زنان، افزایش تعداد نشــریات مرتبط با زنان و مسائلشــان؛ گســترش ارتباطات داخلی و بینالمللی زنان، تســهیل شــرایط برای افزایش مشارکت اجتماعی زنان در هر دو بخش دولتی و غیردولتی و تغییر برخی قوانین، همه، زمینه مســتعدی را برای تقویت و گسترش جنبش زنان فراهم آورد. در این دوران بهتدریج جنبش زنان دریافت کــه آزادی و عدالت اجتماعی با دموکراســی پیوند وثیق دارد و در صورت دموکراتیكشــدن ساختار سیاســی، پیگیری و تحقق سایر مطالبات همچون دیه و ارث برابر سهلالوصولتر خواهد بود. بههرحال برخــلاف دهههــای پیش که زنان از رضایت نســبی از وضعیتشــان برخوردار بودند و تحت تأثیر کلیشههای جنسیتی رایج بین خواستها و مطالباتشان و ساخت اجتماعی تعارضی نمیدیدند، بهتدریج و با وقوع تغییرات اجتماعی عمیق، رشد فرهنگ سیاسی و اجتماعی و شکوفایی اندیشــههای جدید، بهویژه بــه دنبال تبادلات اجتماعــی – فرهنگی با دنیای خــارج، گرایش به تغییر در میان زنان قــوت گرفت که امروز در زوایای مختلف جامعه ایران، بهویژه جامعه زنان نمود یافته اســت. به نظــرم جنبش زنان به طور خاص و جامعه مدنی به طور عام، میتواند نقش مؤثری در پیشبرد استراتژیهای مورد اشاره داشته باشد. ↙

شما یکی از اســتراتژیهای مقابله با خشــونت خانگی را تغییر قانون عنــوان کردهاید، جرمانــگاری و تصویب قانونــی برای منع خشونت خانگی در ایران چقدر مؤثر است و اهمیت دارد؟

به نظر من هر اقدامی، از جمله تصویب قوانین علیه خشــونت مؤثر اســت، اما نباید فقط منتظر تصویــب قوانین بود. جامعه مدنی نقش و تأثیری به مراتب بیشــتر از دولت دارد. به سرنوشــت همین قانون منع اســتفاده از ماهواره نگاه کنید. درست اســت که قانون وجود دارد؛ اما هر بار تلاش برای اجرای آن با ناکامي مواجه شــد. پس جنبش زنان و فعالان حامی توقف خشونت علیه زنان باید فراتر از تغییر قوانین دیگر، استراتژیها را نیز دنبال کنند.

به تجربه تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال 1381 نگاه کنید. با وجود اینکه این قانون بنا داشــت خشونت علیه کودکان را کاهش دهد اما با وجود تصویب، حتی برخی قضات از وجود آن اطلاع هم نداشــته و ندارند. منظورم این است که تصویب قانون فقط گام اول و دوم اســت اما ترویج و تشــویق و فشــار برای اجرای قانون به همان میزان و حتی بیشــتر اهمیت دارد. بازهم تکرار میکنم تصویب و تغییر قوانین بدون تردید مهم اســت اما مشروط به آنکه سایر استراتژیها نیز در فرایند مبارزه با خشونت علیه زنان مورد توجه قرار گیرد. ↙

در ایــران که قانونی برای مقابله با خشــونت خانگی به تصویب نرسیده است، قربانیان خشــونت خانگی تمایل چندانی به گزارش خشونت و شــکایت و پیگیری حقوقی نشــان نمیدهند. با توجه به اینکه این مسئله در کشــورهایی که قانونی برای منع خشونت علیه زنان دارند نیز صادق اســت )البته با شدت کمتر( فکر میکنید قانون چگونــه میتواند متضمن حمایت از زنان خشــونتدیده باشــد و اعتمــاد آنها را برای مراجعه به مراجــع قضائي جلب کند؟ به لحاظ جامعهشــناختی چگونه میتوان این مسئله را تشریح کرد و راهحلی برای آن برگزید؟

اشــتباه نکنید زنان قربانی خشونت فقط به دلیل خلأ قانونی نیست که پیگیــری حقوقی نمیکنند. بلکه دلیل مهمتر شــاید این باشــد که اعمال خشــونت از ســوی مردان علیه خود را امری خصوصی قلمداد میکنند، به این ترتیب علاوه بر مــردان، زنان نیز کمتر مایلاند موضوع در محاکم قضائي مطرح یا ازســوي مراجع ذیربط بررسی شود و برای کنترل و کاهش آن مداخله صورت گیرد.

ادامه در صفحه ۱7

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.