بررسي رابطه مردم و پزشکان از منظر حقوقي

سایه بیاعتمادی

Shargh - - ويژه سالگرد درگذش - نعمت احمدی حقوقدان

جایگاه پزشکان در جامعه ایران، جایگاهی متفاوت با بسیاری از شغلها و حرفههاست. از نظر احترام، آنها عقبهای حکیموار دارنــد و بهخاطر باور مردم به مســئله «شــفا»، احترام خاصی بــرای شــفادهندههای خود؛ یعنــی حکیمان دیروز و پزشــکان امــروز قائل بوده و هســتند. از نظر روانی نیز، جایگاه پزشــکان امــروز و حکیمان دیروز، جایــگاه مهمی اســت؛ چراکه حالتِ شفابخشــی میتواند روی بســیاری از جنبههای روحی و روانی بیمار اثرگذار باشد.

اگر به تاریخ نگاه کنید؛ چه در ایران باســتان و چه در مذهب اســلام، بزرگانی بودهاند کــه با درمان بیمــاران، جایگاه ویژهای بــرای خود به وجود آورده و احترام ویژهای برای شــفادهندگان پس از خود فراهم کردهاند. دســتِ شفابخش امامان معصومی چون امام جعفرصادق و امام رضا)ع( گویای این واقعیت است که پزشــکی برای ما ایرانیها، ریشــه نوســتالژیک مذهبی دارد و بنابراین، شفابخشــان، از حرمت و قداســت بالایــی برخوردار بودهاند.

این حرمت و قداســت، امروز وارد علم پزشــکی روز کشــور نیز شــده اســت. حتــی ورود تکنولوژی و درمان شــیمیایی هم نتوانســته، این گذشــته توأم بــا احترام را از خاطــر جامعه پاک کند و شــاید بهخاطر همیــن حرمتها بوده که ما به پزشــکان عنــوان «دکتــر» دادهایــم و آنهــا را در طــول صد ســال اخیر روی سرمان گذاشتهایم.

حالا چه اتفاقی افتاده اســت که مســئله پزشک، پزشکان و موضوع درمــان به یکی از دغدغههای مهم جامعه بدل شــده و ســایه بیاعتمادی میان بیمار و پزشــک، در حال گستردهشدن است؟

ویژگیهای مطرحشــده در رابطه میان پزشک و بیمار را یک ســو بگذارید و به آن کمبود پزشک در سالهای پیش از انقلاب را هم اضافه کنید. فرد و افرادی که منش و رفتارشــان براساس حسِ شــفادهی، برای مردم حرمت داشــته، کم هــم بودهاند! عجیب نیست که ما در طول تاریخ معاصر، حتی میزبان پزشکانِ هندی، پاکســتانی، فیلیپینی و بنگلادشی هم بودهایم تا به کمک درمانگری در ایران بشتابند.

در چنین شــرایطی، آیا نمیتوان گفت شرایط امروز ماحصل حاشیه امنی است که جامعه پزشکان بهخاطر احترام و حرمت و قداســت مردم از یک سو و سرانه کم پزشکان در برابر بیماران به دســت آوردهاند؟ دنیای پزشکی امروز تغییرات شگرفی کرده اســت؛ داروهای شــیمیایی جای تجویزهای گیاهی را گرفتهاند، تکنولوژی و روبات، ســختترین عملها را بــا کمترین عوارض مقدور کردهاند، طبعا یک تشــخیص و تجویز نادرست، میتواند عوارضی بهمراتب تلختر از خوردن فلان ریشــه درخت داشــته باشــد، اما آن جایگاه چطور؟ جایگاه پزشــکانی که تا دیروز و تا پیش از بروز پرونده پزشکی مرحوم عباس کیارستمی، بخشی از روح اعتماد جامعه را شکل میدادند؟

باید اعتراف کرد که در ایران، علم پزشــکی دستخوش تغییر تکنولوژیکال شــده، اما هنوز به خود نگاهی ســنتی دارد. نمونه این نگاه را میتوان در پرونده آقای کیارســتمی مشاهده کرد. در رونــد این پرونده یکی از معروفترین چهرههای ســینمای ایران جانش را از دست داد.

خانواده او که آنها نیز همگی شهرتی در هنر و فرهنگ دارند، مدتزمان طولانی را صرف پیگیری پرونده کردند، هنرمندانی به حمایت از این پرونده برخاستند، مردم با شرکت در مراسم تشییع پیکر ایشــان، حماسه آفریدند، در جهان چندین فستیوال و کنگره بهخاطر ایشان برگزار شد، اما ما در کشور چه کردیم؟ حتی موفق نشــدیم محتویات این پرونده را در معرض قضاوت دانشجویان پزشکی یا دیگر پزشکان کشور قرار دهیم. چرا؟ چون فضای کلی کشور بهنفع جامعه پزشکان بود.

در غرب اینگونه نیســت. غرب برخوردی تندوتیز و بیترحم و چشمپوشــی با پزشکان دارد و شــاید به همین خاطر است که بیمه مســئولیت حوزه پزشــکی در غرب چندینبرابر مبلغ آن در ایران است. فقط اینها نیست؛ جامعه پزشکی و فضای درمان در کشــور تفاوتهای مهم دیگری هم بــا دنیای غرب و مدل غربی آن دارد. تجهیزات پزشــکی ما در دست قاچاقچیان است، دارو را از ناصرخسرو باید بخریم، سیستم خوددرمانی به علت گرانی ویزیتها جریان جــدی دارد، عفونت پس از جراحی، یک پدیده قابل تأمل اســت و درعوض نگاه ما به پزشک، هنوز همان نگاه حکیمباشی است.

به همین خاطر اســت که جامعه، پرونده کیارســتمی را تنها مربوط بــه این کارگــردان مرحوم نمیداند. بحث کیارســتمی، بحث یک فرد نیســت؛ بحث جامعهای است که اعتمادش را به شــفاگران خود از دســت داده یا دارد از دســت میدهد. دادگاه حوزه پزشکی که میتوانســت در این زمینه، اعتمادها را بازیابی کند، موفق به این کار نشــد و بهجای آن به عنوان حامی پزشکی و پزشکان عمل کرد. در همان اثنی قوه قضائیه هم بخشنامهای داد که برای پزشــکان بســیار مهم بود، اما مــردم را به واکنش واداشت. براســاس این بخشنامه، مجازاتهایی جایگزین حبس در جرائم پزشکی شدند.

کاش دســتگاههای نظارتــی، از ایــن فرصت بــرای پالایش خــود و زدودن این بیاعتمادی بهره میبردنــد و در بازبینیها، حمایــت از آن پزشــك و آن بیمارســتان را کنار میگذاشــتند و حقیقــت را با مردم مطــرح میکردند. اگر این اتفــاق میافتاد؛ اگر بهجای پردهپوشــی، واقعیت را به مــردم میگفتند؛ مردم ما بزرگواری خود را در مورد چشمپوشــی از اشتباه و خطا به اثبات رســاندهاند. همه اشتباه میکنیم، اما اصرار بر بري از خطا بودن، هیچگاه نتیجه مثبت نــداده و درعوض، بیاعتمادی را جایگزین اعتماد میکند.

درســت اســت که میگویند حافظه تاریخی مــا ایرانیها بد اســت، اما وقتی که پای ترمیم زخمها در میان باشد، ما مردمی هستیم که بهشــدت با واقعیتها کنار میآییم، بازگشت اعتماد به پزشکان از طرف مردم هم نیازمند چنین مقدمهای است؛ آغاز شفافیت، راستگویی و بیطرفی.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.