نگاهسيا ديلبهوزنادپگيسسيبعرليرجضاازاكانمي

Shargh - - سياست -

فرزانه آئیني:

او براي رســيدن به اهدافش گعده و شورا ميگذارد، مؤســس جريانهاي سياسي ميشود و شعار ميســازد. اگر هم رويه کســي يا جرياني خوشــايندش نباشد، آرام نميماند و از پشت تريبونها به آنها ميتازد.

طرحهاي تحقيق و تفحصي که در 12 سال حضورش در بهارستان عليه برخي مسئولان به راه ميانداخت، از جمله اقدامات او در اين وادي اســت؛ عبدالله جاسبي، ســعيد مرتضوي و ســپس تيم مذاکرهکننده هســتهاي دولت روحاني از جمله افرادي هستند که عليرضا زاکاني بيوقفه عليهشــان نقد داشته و دارد. در زندگي سياسي زاکانــي دو فاکتور پايدار اســت؛ هــم انتقاداتش و هم عزمش براي رياستجمهوري. سوداي رياستجمهوري همواره در ســر او بوده و هســت به همين دليل هم دو دوره پياپي- انتخابات 92 و 96- اعام کانديداتوري کرد اما هر دو بار از سوي شوراي نگهبان رد صاحيت شد.

بهانه: از آتشبس تا اعلام آتشبهاختیار

شنبه گذشــته با اشــاره به رخدادهاي سياسي اخير پيشنهاد آتشبس ميان جناحها را داد و گفت نياز است اصولگرايان و منتقــدان دولت بهخاطر مصالح و منافع ملي، حتي اگر شــده «بهصــورت يکطرفه» آتشبس اعام کننــد؛ اين پيشــنهاد بازتاب گســتردهاي در عالم سياســت يافت اما کمتر از 72 ســاعت پس از پيشنهاد آتشبــس، دوباره به ميــدان آمد و در نقض پيشــنهاد آتشبســش موضع گرفــت. او در کانــال تلگرامياش در انتقــاد به قراردادهاي نفتي جديد IPC() با شــرکت توتال نوشــت: «...وقت آتشبهاختيار، فريادکشــيدن و اقدام مناسب اســت و آتشبس، هرچند يکطرفه جايز نيســت...». به همين بهانــه کارنامه سياســي- خبري عليرضا زاکاني را مرور کردهايم.

شناسنامه: صادره از تهران

52 ســال پيش در تهران به دنيا آمد. 13ســاله بود که انقاب شــد و دو ســال بعد در بحبوحه جنگ ايران و عراق به جبهــه رفت و آنطور کــه در زندگينامهاش آمــده در 15 عمليات حضور داشــته و جانباز 50 درصد اســت. حضور در جبهه روند تحصيات او را با مشــکل مواجه کرد و برخي ســطوح را ناپلئوني گذراند و برخي سالها را با تجديد و قبوليهاي شهريور. جنگ که تمام شــد درسخواندن را از سر گرفت و ســال 83 با مدرک پزشکي هستهاي از دانشگاه تهران فارغالتحصيل شد. او عضو هيئتعلمي دانشگاه علوم پزشکي تهران و عضو هيئتمديره انجمن علمي پزشکي هستهاي ايران است. فراز و فرودهاي تحصيلي زاکاني به شــدت مورد توجه منتقدانش قرار گرفته، آنچنان که روزنامه بامداد- نزديک به اطرافيان احمدينژاد- مدرک دکتراي او را با انتشــار اسنادي زير سؤال برده است، اما او ادعاي آنها را تکذيب کرد. او در پاســخ به ايــن ادعاها در نامهاي سرگشــاده خطاب به مرتضوي نوشــت: «يک ترم مشــروطيام در دانشــگاه به اين خاطر بود که مجبور بودم در کنار درس و مسئوليت بســيج دانشگاه براي تأمين خرج زندگي، 11 ماه از سال با ماشــين کار کنم». زاکاني سه دختر دارد و دو داماد. داماد بزرگش طلبه است و فرزند يک روحاني. داماد دومش فارغالتحصيل دانشــگاه صنعتي شــريف است و پسر يک جانباز.

کارنامه: در سوداي رياستجمهوري

او در همه سالهاي تحصيلي عضو بسيج دانشجويي بود و پيگير مسائل و مباحث سياسي. خودش ميگويد: حوادث سال 78 براي او خيلي تلخ بوده و سالها زمان برده تا آنها را فراموش کند. زاکاني در سال 76 به عنوان مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه تهران منصوب شد و يک ســال بعد مسئوليت بسيج دانشجويي دانشگاههاي اســتان تهران را بر عهده گرفت، او از سال 79 تا 82 هم مسئول سازمان بسيج دانشجويي کل کشور شد.

در زندگينامهاش که روي ســايت جهاننيوز منتشــر شــده، آمده اســت : «در زمان قدرت جريــان دوران دوم خرداد در مجلس ششــم و دولتهاي هفتم و هشــتم، ايــن جريان پايــگاه اصلي خود براي يارگيــري و اجراي چانهزني از پايين را در دانشــگاهها جســتوجو ميکرد که بسيج دانشــجويي توانست فعال و منطقي و به دور از افــراط و تفريط به مواجهه با آن بپــردازد و در برخي موارد آنها را به انفعال بکشــاند. بســياري از مهمترين اتفاقات و بحرانهاي دوران بســيج دانشجويي نظير 18 تير 78 و ســاماندادن راهپيمايي عظيــم 23 تير 78 از دانشــگاه تهران که زاکاني يکي از سخنرانان مراسم بود، ماجراي حکم اعدام آقاجري، مقابله با عملکرد توفنده و مهاجم دفتر تحکيم وحــدت قدرتمند آن دوران و نيز ماجراهاي سازماندادهشــده از بيرون دانشگاهها مانند مطبوعات زنجيرهاي در دوران مسئوليت دکتر زاکاني در بســيج دانشجويي به خوبي مديريت شد ». در همان ايام زاکاني بهصورت همزمان اداره مسجد دانشگاه تهران را برعهده گرفت، بهخاطر ســبک مديريتياش مدير نمونه کشــوري شــد. او در همان ســالهاي حضور در بسيج دانشجويي که مصادف با دولت اصاحات بود، عضويت در هيئتمنصفــه مطبوعات را هم تجربه کرد. ايامي که مطبوعات اصاحطلب به تلخي از آن ياد ميکنند.

ســال 82 انتخابات هفتمين دوره مجلس شــوراي اســامي که فرا رســيد، زاکاني از فهرســت «آبادگران ايران اســامي» در تهران راهي بهارســتان شــد. او در کميســيون آموزش تحقيقات مجلس عضو شــد و به عنــوان منتقد جدي عبدالله جاســبي اوضــاع و احوال دانشــگاه آزاد را بهشــدت مورد نظارت و پيگيري قرار داد. به همين واســطه هم بود که تحقيق و تفحص از نظام آموزش عالي کشور ـ بهويژه دانشگاه آزاد اسامي ـ را طراحي کــرد و در مجلس به جريان انداخت. او در انتخابات مجلس هشــتم - در ســال 86- از فهرست «جبهه متحــد اصولگرايان» در تهــران راهي پارلمان شــد و اينبار به عضويت کميســيون اصل 90 درآمد و رئيس کميته اقتصادي کميســيون شد. اواسط سال 87 بود و عمر نمايندگياش به شــش سال ميرسيد که به همراه زهره الهيان، محمد دهقان، پرويز سروري، مهدي طائب، حميدرضا رســتمي، مالک شريعتي و فريدالدين حدادعادل، جمعيت رهپويان انقاب اسامي را تأسيس کردند و خودش دبيرکل آن شــد، او سه دوره اين سمت را برعهده گرفت و از ســال 90 پرويز سروري به جايش نشســت. شعارشــان تحقق آرمانهــاي انقابي بود و تعريف جديدي از اصولگرايي که نه اصولگرايان سنتي را در بر ميگرفت و نه طيف نزديک به محمود احمدينژاد را. او در هميــن راســتا، تصميــم به انتشــار هفتهنامه «پنجره» گرفت تا در کنار ســايت جهاننيوز، راهي باشد براي شرح ديدگاهها و اعتقاداتش. انتخابات سال 88 و حــوادث پس از آن، زاکاني را منتقدتر و ســخنورتر کرد. او به معترضــان به نتيجه انتخابــات ميتاخت که در زندگينامهاش به شرح و بسط آن پرداخته است. زاکانی در کنار مبارزه با معترضان به نتيجه انتخابات سال 88، با تشــکيل دولت دوم محمود احمدينــژاد، به جرگه منتقدان او پيوســت. او به همــراه الياس نادران، احمد توکلي و اســماعيل کوثري، يکييکي به ميدان آمدند و نسبت به شکلگيري جريان به گفته آنها انحرافي، هشدار دادند. آنها بهشدت مخالف همراهي و حضور اسفنديار رحيممشايي، علي کردان و ســعيد مرتضوي در کابينه احمدينژاد بودند؛ به همين دليل هم طرح اســتيضاح علــي کردان، وزير وقت کشــور را به خاطر جعليبودن مــدرک دکترايش، به جريــان انداختنــد. او بعدها هم طــرح تحقيقوتفحص از ســازمان تأميــن اجتماعي را که آن روزها تحت رياســت ســعيد مرتضــوي بود، در مجلس به جريان انداخــت. اين انتقادها و همراهيها سبب شکلگيري تشکل سياســي ديگري به نام جبهه پايداري شــد؛ وحدت حول محور ولايت فقيه، بيزاري از عامان حوادث پس از انتخابات 88، بيزاري از ســاکتان آن و بيــزاري از جريان انحرافي )طيف نزديکان محمود احمدينــژاد(، چهار اصل مرامنامه او بــود. زاکاني در انتخابات مجلس نهم از فهرســت جبهه پايداري راهي بهارســتان شد و اينبار به عضويت کميسيون اجتماعي و شــوراها درآمد. مجلس نهــم و رويکارآمدن دولت روحانــي، دامنه نقدهــاي زاکاني را گســتردهتر کرد؛ او ازجملــه نمايندگاني بود که در قبــال فرجام مذاکرات هســتهاي تيم روحاني، ابراز دلواپسي ميکرد؛ به همين دليل هم به پيشــنهاد او، کميسيون ويژه بررسي برجام، نتايج و پيامدهاي آن تشــکيل شــد و خود رياستش را بر عهده گرفت. در همان ايــام که انتقادات از مذاکرات هســتهاي به اولويت کارهاي زاکاني و همفکرانش بدل شده بود، او سوداي رياستجمهوري کرد و براي حضور در انتخابــات يازدهمين دوره رياســتجمهوري اعام کانديداتوري کرد؛ اما شوراي نگهبان صاحيت او را تأييد نکرد. مجلــس نهم پايان حضور زاکاني در بهارســتان بود. او در انتخابات اســفند 94، به دليل استقبال مردم تهران از ليست اميد، از حضور در دهمين دوره مجلس شوراي اســامي بازماند. اين ناکامي او را دلسرد نکرد و او در سوداي رياستجمهوري باز هم عزم کانديداتوري کــرد و به عنوان يکي از گزينههاي جمنا - تشــکلي که به گفته منتقدانش بيشــتر اعضاي مردمياش، اعضاي جمعيت رهپويان هســتند - براي انتخابات دوازدهمين دوره رياستجمهوري برگزيده شد و ثبتنام کرد؛ اما باز هم صاحيتش از سوي شوراي نگهبان رد شد.

زاکانــي خارج از مجلس هم منتقــد دولت روحاني باقــي مانــد؛ او تير ســال گذشــته در نشســت انجمن روزنامهنگاران مســلمان، برخي از افــراد و وزارت نفت را بــه فســاد ســازمانيافته و پيوســته، رانتخــواري، پورسانتبگيري و پرداخت هشت دلار پورسانت فروش نفت به افراد خاص متهم کرده بود؛ اتهاماتي که از سوي وزارت نفت به دســتگاه قضائي کشانده شد و سبب شد زاکاني به جرم نشــر مطالب خاف واقع محکوم شود. زاکاني حالا باز هم به دانشــگاه بازگشــته و در دانشگاه تهران صاحب کرســي است؛ اما اين کرســي او را براي ورود مجدد به عرصه مديريتي، مشــتاقتر کرده است. با توجه به پيشنهاد اخيرش درباره آتشبس و پسگرفتن 72ساعته آن، به نظر ميرسد او در تکاپوست تا همچنان در ميان همفکران و دانشجويان همراستا، نقش فرمانده دهه 70 را بازي کند.

مواضع:

اگــر حضور قاســم ســليماني در عــراق نبود و اراده ايران نســبت به ماندن حکومت سوريه وجود نميداشت، بغداد و ســوريه سقوط ميکردند./رسا، شهريورماه، 93 .

کارگزاران و اصاحطلبان غيرخودي و ضدانقاب نيســتند؛ بلکه خوديهاي متأخر هستند که از قافله انقاب عقب افتادهاند./ فارس، دي ماه، 92.

مشکل آقاي ســعيد مرتضوي با بنده زماني آغاز شد که طرح تحقيقوتفحص از آزمون دستياري سال 82 را کليد زدم و پس از مشخصشــدن نقش منفي ايشــان در دانشــگاه آزاد )تحقيقوتفحص(، بر اين دشمني گويا افزوده شد./ مهر، آذرماه، 92.

از ردصاحيــت چهرههــاي مســئلهدار فتنــه و انحراف از ســوی شــوراي نگهبان حمايت خواهيم کرد./ يالثارات، ارديبهشت، 92.

در زمان فتنه گفتم الان هم ميگويم که من سران فتنه را کروبي و موسوي نميدانم؛ اندازه فتنه خيلي بزرگتر از اين حرفهاســت و ســران فتنه آمريکا و دولتهاي غربي هستند./ انتخاب، ارديبهشت92.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.