مخاطبفبت واگوبا م ناز یدهعفاشارقلباشد

Shargh - - هنر -

بهناز شیربانی:

عکاسی فيلم برخلاف ديگر شاخههای عکاسی، کمی مغفول مانده است، شايد به اين دليل که در طول ســاليان کمتر درباره اين رشته جذاب و متنوع عکاسی نوشــته و گفته شده اســت و با ورود عکاسی ديجيتال، اين رشــته هنری نيز شکل و شمايل متفاوتی گرفته است. بااينحال هنوز هم جذابيت عکاسی فيلم مثل سالها پيش، بســياری از سينمادوستان را ترغيب و تشــويق به ديدن فيلمهايی میکند که عکاس سينما روايت کرده است و حتی میتوان دنيای فيلم را با ديدن تصاويرش تخيل کرد، اما قطعا ديگر کارکرد عکاســی فيلم در ســالهای اخيــر، حضــورش در ويترينهای سينما نيســت و بار تبليغاتی فيلم با شکلی متفاوتتر عرضه میشود، اما قطعا بازيگر و عکاس فيلم دو رکن جدايیناپذير از يکديگر هستند و بار تبليغی فيلم بيشتر بهواسطه حضور آنهاست. از اين جهت بيشترين تعامل عکاسان ســينما با بازيگران سينماست. مهناز افشار از جمله بازيگرانی اســت که بهواســطه تعامل خوب با عکاسان سينما در سومين جشن عکاسان سينما تقدير شــد. بههمينواســطه با او درباره نگاهش به عکاسی فيلم صحبت کرديم که در ادامه میخوانيد.

اگر ســینما را یک رفتار جمعی در خدمت یک تفکر واحد تعریف کنیم، از نظر شما نقش عکاس فیلم در این میان چیست؟

بــرای من نقــش عکاس به شــکلی شــبيه به آمادهکردن شناسنامه يک فيلم است.

در کدامیک از فیلمهایی کــه تابهحال بازی کردهاید یک فریم عکس توانسته معرفی کامل آن را انجام دهد، بهنوعی که مخاطب با دیدن همان یک فریم تشویق شود که فیلم را تماشا کند؟

در ارتبــاط با مخاطــب نمیتوانــم نظر قطعی بدهم، اما برای خــودم عکس فيلمهايی چون برف روی کاجهــا، پل چوبی، پســر آدم دختر حوا، نهنگ عنبر و تعدادی ديگر که الان به خاطر ندارم.

رابطه شــما در مقام بازیگر با عکاس فیلم در فیلمهایی که حضور دارید چگونه است؟

رابطهاي بسيار مشــخص و قطعی است و هيچ تفاوتــی با ديگر عوامل در ســر کار نــدارد؛ يعنی به همان اندازه که بايد با عوامل صدا، دوربين، صحنه و کارگردان رفتار حرفهای و دقيق داشته باشم، عکس هم در همان کار گروهی برايم تعريف شده است.

تابهحــال با دیدن یک فریــم عکس، فیلمی برایتان یادآوری و تداعی شده است؟

در بســياری از فيلمهــا بــا ديدن يــک فريم عکس توانستهام فيلمی را که هنوز نديدهام درک و حسش کنم.

شما از بازیگران فعال در اینستاگرام هستید. اینستاگرام این روزها دنیای عکسهای موبایلی فضای مجــازی را متحول کرده اســت، آیا این تهدیدی برای عکاسی نیست؟

نبايد تهديد باشــد چون نبايد خيلی آنها را بههم مرتبط دانســت. کامــلا دو موضوع جدا هســتند، با تعريفهای مجزای خودشــان. بــه همين دليل من احساس خطر نمیکنم.

افــراد مشــهور در معرض هجمه گســترده تولیــدات بصری و انــواع و اقســام قضاوتها هستند، گاه همین وضعیت آنها را به نگاه انتقادی نســبت به مقوله عکس میکشاند. خاطرم هست چندســال پیش تصویر صورت خونآلود شــما منتشر شد و حاشیههای بسیاری برای شما ایجاد کرد درصورتیکه تصویر تســت گریم شــما بود. آیا چنین رفتارهایی یک بازیگر مشــهور را بر سر چگونگی همکاری با عکاسان بدگمان نمیکند؟

ايــن اتفاقــات ارزش کار يک عــکاس حرفهای را کــم نمیکند و در اصل تخصــص آن و توجه عکاس را برای من تحتالشــعاع قــرار نمیدهد، بلکه نحوه ارائــه و انتشــار آن بــدون توضيح و چرخــش آن در فضاهای اينترنتی اســت که جای تأمل دارد. در اصل، جذب مخاطب و بيشــترکردن کليــک و گرفتن توجه، لازمه فضاهای اينترنتی شــده، طبيعتا نمیشود کاری برايش کرد، ولی من بهغيــر از اينکه معتقدم الزامات هر کاری میتواند در شــکلی شايســتهتر شکل بگيرد، اما در نهايت معتقد هســتم مخاطب بايد عاقل باشد. بــرای همين ايــن اتفاقات نمیتوانــد ارزش و احترام عکاسهای حرفهای را برای مــن کم کند و مخاطب باهوش از همان فريم، هم به حرفهایبودن عکس از لحاظ کادر، حس، رنگ و نور پی میبرد و هم حواشی مربوط به آن عکس را درک میکند. در نهايت عکاس و شــخصی که عکس را منتشــر میکنــد به صورت درست مورد قضاوت کاری قرار میگيرند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.