چه کسانی در برابر «فرهاد مهندسپور» ایستادهاند؟

Shargh - - هنر - امین عظیمی

همچــون بســياری ديگــر از اهالــی خانواده تئاتر هنگامــی که خبر پذيرش دبيری جشــنواره تئاتــر فجــر از ســوي «فرهــاد مهندسپــور» را شنيدم، شــگفتزده شــدم. مهندسپور در مقام يک کارگــردان، اســتاد دانشــگاه و شــخصيتی الهامبخش، بعــد از تجربيات موفق و ماندگارش در اواخر دهه 70 و اوايل 80 در کارگردانی آثاری ماننــد «گاليله»، «ديــر راهبان»، «مکبــث» و...، شــرايط را برای توليد و کارگردانی شايسته نديد و به تبعيدی خودخواسته رفت. حاصل اين فترت، نوعی وقفشــدگی در فضای آموزشــی و تربيت نيروهــای جوانتر در اين ســالها بــود و او را در قامت مشــاوری خبــره و البته منتقــد، کنار بدنه مديريتــی تئاتر ايران قــرار داد. اما پذيرش دبيری جشــنواره، تهوری جانانه بود. يکی از دشوارترين صندلیهای مديريتی تئاتر کشور که غريبه و آشنا را به يک ميزان به تکاپو میاندازد تا مرزبندیاش را با دبير بهعنوان دوست يا دشمن بازتعريف کند. از يک ســو چالش تصميمگيری در تنگنای اراده مديريت کلان تئاتر، توصيهنامهها، سهمخواهیها و تصميمهــای ابلاغی که اســتقلال دبيــر را به مخاطره میاندازد و از ديگرســو، تنگنای کسانی که تنها بر مبنای پرکردن فراخوان، خود را شايسته حضــور و پس از حضور، شايســته تقدير و جايزه میدانند. اين وضعيتی چالشبرانگيز اســت که پيچيدهترين تدبيرها را هم میتواند به ناکارآمدی بکشاند و دانشــگاهی و غيردانشگاهی، باتجربه و بیتجربه، همســو و معارض هم نمیشناســد و همــه را با يک ســيلی نقد پاســخ میگويد. با ايــن حال نوشــتار حاضر نمیکوشــد تغييری در اراده مهندسپــور ايجــاد کند، چهبســا اميدوار اســت تجربيات ســاليان او در اين راه بزرگترين راهنمايش باشد.

انگيــزه ثبت اين ســطور چيز ديگری اســت؛ صداهايی اســت که حالا از رســانه رسمی مرکز هنرهای نمايشی، يعنی سايت ايرانتئاتر به گوش می رسد؛ واژگانی در قامت نوعی «مدح شبهذم» يــا «ذم شــبهمدح» که آب را از چشــمه گلآلود میخواهد و با پنبه ســر میبرد. پارازيتهايی که از پشــت پرده بيرون آمــده و از اتاقی در مجاورت مديريت تئاتر کشــور کــه وظيفــهاش توليد فکر و انتشــارات اســت، به گوش میرســد. همچنان که سالهاســت در مجلــه «نمايش» با انتشــار مطالبی به ســياق «ســيمای پنهــان کارگزاران» در قالــب نوشــتارهايی اصطلاحا شــبهانتقادی، بودجــه بخش پژوهش و انتشــارات تئاتر کشــور را صــرف دشــمنورزیهای کاذب میکنــد و کســی نيست بپرســد آيا برای يک بار هم که شده گزارشــی از کيفيــت و نحوه تعامــل مخاطبان با محصولات انتشــارات نمايش ارائه شده است، يا از «اقليــم خودمختار » آن هيچ توقع پرسشــگری نبايد داشــت؟ محصولِ جديدِ توپخانه تبليغاتی، نوشــتاری عجيب در ســتايش فرهاد مهندسپور اســت! بله، تعجــب نکنيد. در يادداشــتی که به تاريــخ سهشــنبه 13 تيرماه 1396 در وبســايت www.theater.ir به قلم قادری منتشــر شده، از او بهعنوان «يگانهای برای هميشه »، «استاد دکتر » و «ســابقون» ياد شده اســت. اما حتی در همان نگاه اول هم از تکريم مهندسپور بوی ناخوشــی به مشام میرســد. سطر به ســطر نوشتار حاضر شــکلی از تســخر و جوســازي عليه مهندسپور است. چند تا به ميخ يکی به نعل است. اين يکي از کاربردهاي تکنيك مغالطه است. همانطور که شکسپير در مونولوگ مشــهور «مارك آنتوني» در «جوليوس ســزار» از آن استفاده کرد و خطابهاي کــه بهظاهر در تأييــد «بروتوس» بــود، تبديل به قيامنامه عليه او شــد و از ســوي ديگر اين همان استراتژي جريان بازنده در انتخابات ٢9 ارديبهشت 1396 هم هست، جايي که از طريق انتشار برخی ســخنرانيها و اظهارنظرهــای قديمی «حســن روحانی» ســعی کرد نشــان دهد تناقضهايی در کار اســت. بله. درســت اســت. مهندسپور هم تناقضها، خطاها و اشــتباهاتي داشــته اســت. زمانی با تصميمهاي آرمانگرايانهاش در شــورای تئاتر شهر سال 1383 بدون آنکه ضمانت اجرائي داشته باشد، چالشهايی به وجود آورد و تلخترين انتقال قدرت از خود به مدير بعدياش را شــکل داد که روزگار سياهي بر تئاتر ما نشاند و چنان که افتد و دانی. اما او هرگز رندانه کســی را به مسلخ نکشانده است. اســباب اصلی او کلامی صريح و روشنگرانه است. حتی اگر اشتباه کند -که میکندمیکوشد سليمالنفس و درستکردار باشد. هم او بود که در بازخوانــیاش از نمايشنامه «مکبث» به ما تذکر داد که دستهای همه ما آلوده است. اما آيا تلاشی برای جبران خطاهای خود کردهايم يا تنها مثل شــخصيت هومل پيــر در نمايشنامه «سونات شــبح» اســتريندبرگ در جشــن اشباح حاضر شدهايم و خود را خبر از خطاهای خودمان نيست؟نوشــتار سراســر تناقضآميز «قادریها» رندانه در جستوجوي «هر دو وانه» است.

ادامه در صفحه 19

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.