نگاهی به رابطه پزشک- بیمار

Shargh - - جامعه -

بنابرایــن میتــوان پنداشــت که پیششــرط برقراری ارتبــاط مفید، کارآمد و مناســب بیمار و پزشــک، وجود سلســلهای از باورهای اخلاقی و مهارتهــای خاص رفتارشناســی در کنــار تبحر و دانــش تخصصی پزشــکی اســت. درک دقیق پزشک از شــرایط موجود، شناسایی و طبقهبندی یافتهها، ترسیم چارچوب رفتاری ویژه برای هریک از بیماران و در نهایت کشــف الگوی بهینه تعامل بــا تکتک آنها، ضمــن پایبندی دقیــق به مبانی تخصصی دانش پزشکی ازجمله این باورهاست.

بدیهی اســت که نتیجه چنین بینشــی، ظهور شــکلی از انعطــاف در تنظیــم روابــط اخلاقی، تعریف هنجار اخلاقی پزشکی و اخذ تصمیمهای درمانی میتواند باشــد. دراینحال رفتار پزشــک و بیمــار، در قالب متناســب و کامــلا اختصاصی شــکل میگیرد و چنین مینمایاند که معیارهای رفتارشناسی پزشکی حالتی منعطف دارند. بیمار معمولا آن هنگام به پزشــک مراجعه میکند که مبتلا به آلام و دســتخوش انواع دغدغههاست و درد جســمی بخشــی از وجودش را در بر گرفته اســت. او به تدریج خــود را در محیطی مملو از عناصر آزاردهنده جســمی همراه با گرفتاریهای روانــی میبینــد و دراینحال نگــران پدیدههایی اســت که در پی خواهند آمد. گاه این نگرانیها با دغدغههای عمیق خانوادگــی، اجتماعی و حتی اقتصــادی در هم میآمیزند و در بســیاری موارد ناآگاهی از ماهیت و سیر بیماری در کنار اقدامات پزشــکی فراوان، پیچیده و حتی به ظاهر متناقض بــر ابعاد هیجــان و ســردرگمی بیمار بهشــدت میافزایند. رفتارشناسی ویژه او در چنین شرایطی دقیقا بازتاب تجمع این پدیدههــا در کنار یکدیگر است. چنین شرایطی را میتوان در قالب نموداری پلکانی دید کــه در آن در هر مرحله و با ورود هر عنصــر جدید، بــه تدریج بر اثــر همگرایی عناصر آزاردهنــده، بر شــدت عوارض جســمی و روانی بیمار افزوده میشــود و ایــن افزایش چنان پیش مــیرود که گاه بــه چرخهای باطــل از اضطراب میانجامد. ورود «مدبرانه» پزشــک به این عرصه بــا ارائه آگاهیهای لازم در «زمان مناســب» و با عنایت به شــرایط پیچیده مورد اشــاره و تشــریح هریک از پدیدهها به «تناســب سطح دانستههای بیمار»، اساسیترین شــیوه در رفع نگرانیهای او و نزدیکان اوســت. بدیهی است با توسل به چنین شــیوهای در ســیر درمان بیمار، در هــر مرحله با رفع تدریجی علائم و نشــانههای بیماری از شدت اضطراب بیمار کاسته خواهد شد. نکتهای اساسی دراینمیــان وجود دارد که برخاســته از تعاملات دوجانبه بیمار و پزشــک اســت و آن این است که ورود به این چرخه مســتلزم وجود سلســلهای از «مهارتهــای ارتباطی و موقعیتشناســانه» در میان انواع مهارتهای تخصصی پزشکی است.

نهایتا آنکــه «اعتماد» طولانیمــدت مردمی که از ســوی پزشکان ایجاد میشود، بهترین گزینه برای حفظ مصالح بیمار در رابطه پزشــک-بیمار اســت و موجب رشــد کیفی آن میشود. سیستم مراقبتهای بهداشــتی-درمانی در واقع پلههای بعدی این نردبان اســت که از نحــوه این تعامل و کمــال آن تأثیــر میگیرند. تنهــا درصورتیکه مصرفکننــدگان خدمــات بهداشــتی-درمانی و پزشــکان در «کنــار یکدیگــر» برای دســتیابی به استانداردهای بهداشــتی همراه باشند، این رابطه دوسویه پزشــک- بیمار از حالت شکنندگی خارج ميشود و سیر روبهرشدی خواهد داشت.

*متخصص داخلی و فلوشیپ ریه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.