اساس انديشه تکفیري داعش ايدئولوژي است نه قومیت

Shargh - - سیاست - *مديرمسئول خبرگزاري کردپرس

محمد هاديفر*: هجومي غیرمنتظره به اماکني داراي اعتبارات سیاســي و عقیدتي در تهران از سوي چند نفر از افراد وابســته به جریانات تکفیــري، موجي از نفرت عمومــي را در جامعه ایرانــي و جهاني به وجود آورد. نقطه برجسته این اقدام تروریستي هویت قومي برخي از اینها بود که تفاســیر متعددي از سوي جامعه قومي کشــور با دفاع از کیان قومي و ملي را به دنبال داشت. ضمن حرمتنهادن به این حساســیتهاي مردمي که هرکــس به نوعي در تقبیح این پدیــده و با پرداختن به زوایایي نسبت به آن واکنش نشــان دادهاند، باید دایره نگرش را وســیعتر و عمیقتر کــرد تا جامعیتي از فهم کلي این پدیده ویرانگر حاصل شود.

پدیــده تکفیر قدمتي به درازاي اندیشــه سیاســي دیــن دارد که با عنصر زمان دچار تحولات نویني شــده است. این پدیده در عصر حاضر با اندیشههاي جهادي ســیدقطب )1906ـ 1966( بــا الهــام از اندیشــههاي حکومت اســلامي و رویکــرد قرن بیســتم ابوالاعلي مودودي )1903 ـ 1979( آغاز شــد و اسلام سیاسي را وارد فضاي جدیدي کرد و بهعنوان بنیانگذار ســلفیت نویــن در رأس بنیادگرایان دیني معاصر قرار گرفت. وي با پایهگذاري تجدید حیات اسلام سیاسي در جهان اهل سنت، مبناي فکري حرکتهاي جهادي شد.

چنین اندیشــههایي بر اساس برداشــت ظاهري و فهم اجتهاد فردي از متــون دیني و انطباق آن با فهم ســلف انجام ميشود که عرصه سیاسي و اجتماعي را نیز تحتالشــعاع قرار ميدهد. ایــن نگاه ایدئولوژیکي به دین براســاس مشرب فکري و عقاید کلامي سلفیت نوین با تأســي از اندیشــههاي ســلفي قــرون هفتم و یازدهم هجري پایهگذاري شــده که در آن هرگونه فهم عقلاني از دین را مردود دانســته و تنها عمل به ســیره ســلف اعم از عقیده و شریعت و ســلوک را راهگشاي مســلمانان ميداند. براساس این عقیده ميتوان گفت اندیشــهاي که بر مبناي این نوع سلفیت شکل ميگیرد هــر آن در حــال بازتولید و دگردیســي فکري اســت. درنتیجه با نگاهي پدیدارشناســانه به جریان اندیشــه تکفیري ميتوان دریافت که اگرچه خاســتگاه همگي آنان سلفیت است ولي هیچکدام از گونههاي سلفیت تکفیري با گونههاي دیگر سلفیت همخواني ندارد بلکه هرکدام مدعي تطور و پیشتاختگي نســبت به ســلف خود هستند. این تنوعاندیشي از ماهیت اندیشهاي آنان سرچشمه ميگیرد که هر کنشــگر دیني در این عرصه مفتوحبودن باب اجتهاد و اســتنباطات شــخصي را از متون دیني بــراي خود محفوظ ميداند.اندیشــههاي جهادي سیدقطب در زمان خود با هدف ایجاد حکومت اســلامي، انگیزههاي مبارزاتي زیادي را علیه دشمنان خارجي در جامعه اسلامي به وجود آورد. کتاب معالم في طریق ـ نشانههاي راه ـ و تفسیر في الضلال القرآن ـ در ســایه قــرآن ـ از تألیفات معروف ایشــان در زمان خود محرک احساســات ضداستعماري نیمه دوم قرن بیستم بود که نقش بسزایي در شکلگیري جریانات دین سیاســي در منطقه داشت و منشأ بســیاري از تحولات سیاسي در مصر و دیگر کشــورهاي عربي منطقه شد. ولي در همان زمان مشاهده ميشد که پیروان بلافصل بنیانگذار همین تفکر جهادي از اندیشههاي آن فاصله گرفتند. این مشرب فکري نوپدید ناشي از همان ماهیت تفکر ســلفي مبني بر فهم و برداشــت خاص از عقاید ســلف بود که پیروان اندیشــه ســیدقطب را به تکثر و پراکندگــي وادار کرد. اگرچه شــرایط زندگي سیاســي سیدقطب اجازه نداد که اندیشــههاي خود را بیرون از زندان تدوین و آن را در فضایي باز سیاســي تبیین کند تا اینگونه دچارکجفهمي و اندیشه دعوتگري او به داوري و قضاوت ختم نشــود. شاید اگر شرایطي حاکم بود که بــه حذف و حبس نميانجامیــد، وضعیتي بهتر از این براي اسلام سیاسي در مصر رقم ميخورد. قطعا اعدام سیدقطب را ميتوان یکي از علتهاي رادیکالیزهشدن اندیشه جهادي جامعه سلفیان همعصر وي دانست.

تغییــرات ایدئولوژیکــي در دوره حیــات سیاســي ســیدقطب و اندیشــه جهــادي او نمونــه بــارزي از تنوعپذیري اندیشــه ســلفیت تکفیري اســت. زماني که بنیانگــذار بنیادگرایي دیني معاصــر در زندانهاي جمال عبدالناصر فریاد بازگشت به خویشتن مسلمانان را ســر مــيداد و هنوز خود در قید حیــات بود که باب برداشــتهاي ناصحیــح از اندیشــههاي آن بر مبناي اســتنباطات فردي در بین پیروانش در داخل و خارج از زندان باز شــده بود، تا جایي که حسن الهضیبي )1891 ـ 1973( مرشد عام وقت اخوانالمسلمین در اعتراض به این رویه و تبیین اندیشههاي سیدقطب کتابي تحت نام «دعاه ولاقضات» ـ دعوتگري نه داوري ـ به دفاع از اندیشــههاي سیدقطب زنداني تألیف و منتشر کرد تا به شبهات کتب سیدقطب پاسخ دهد و حتي محمد قطب (1919 ـ 2015( برادر ســیدقطب در تبیین اندیشههاي برادرش در نامهاي تاریخــي به مجله المجتمع چاپ کویت در زمان سکونتش در عربســتان یادآور شده که تمام تــلاش و هدف برادرش صادرکــردن حکم علیه مردم نبود بلکه هدفش ایــن بود که بار دیگر حقیقت فراموششــده را به مــردم بشناســاند. وي ميافزاید بارهــا از برادرم شــنیدم کــه ميگفت: مــا دعوتگریم نه قضاوتکننــده و نه صادرکننده حکــم علیه مردم. چون صدور حکم مســتلزم وجود قرینه قاطع و یقیني اســت که تحقیق در این امر جزء وظایف ما نیســت. او ميافزاید حتي افکار و اندیشــههاي سیدقطب هیچگاه مخالــف رأي اندیشــههاي حســن البنــاء، اولین رهبر اخوانالمسلمین نیست که در رساله تعالیم خود اعلام ميکند: تکفیر مســلماني که شهادتین را بر زبان جاري کرده و به مقتضاي آن دو عمل کرده و فرایض واجبات را به جا آورده، جایز نیست.

شکاف در منهج ســلفیت رادیکالي در عصر حاضر با وجود حي و حاضربودن بنیانگذارآن نمونه بارزي از کلان ماهیت اندیشهاي سلفیت تکفیري و تغییرپذیري آن است که در همه زمانها گریبان آنان را گرفته است گروههــاي جهــادي مانند «تکفیر و هجــره» و «جهاد اســلامي» و گروههــاي جهادي دیگري که بــا الهام از اندیشــه جهادي سیدقطب به وجود آمدند با قرائتها و برداشــتهایي که از تألیفات سیدقطب داشتند منشأ خشــونتهاي بنیادین در جهان اسلام شــدند. عمده این گروههــاي جهادي و تکفیري فعلي اعم از القاعده و داعــش با واســطه یا بلاواســطه منتصــب به نظام معرفتي ســید قطب ميباشــند درحاليکه این شکاف از دوران حیــات وي شــروع و حال پــس از نیم قرن از رحلت ایشــان این منهج تغییرات اساسي یافته که در بســیاري از مواضع از مباني اولیه خــود کاملا فاصله گرفته و حتي بعضا در نقطه مقابل اندیشــههاي اولیه ایستادهاند و در این مواضع از روح دعوتگري سیدقطب چیزي باقي نمانده و هر آنچه هست قضاوت و داوري بر اســاس فهم ظاهري از متون دیني ميباشــد بعضا گروههایــي از درون این منهج فکــري بهوجود آمدهاند که بهقدري دایره تکفیر را تنگ کردهاند که کمتر کســي ازآن خارج ميشود شاید بعضا سیدقطب را هم شامل شود و عموما در نسخههاي جدید سلفیت جاي داعي و مدعي عوض شــده است روزي ســیدقطب از پشت میلههاي زندان «طره» فریاد ســرميداد و ميگفت هر کجا مسلماني هست آنجا قلمرو اسلام است درحالي که مدعیان امروزي پیروي از اندیشه آن با نیت قربه الي الله قلمرو مســلما نان را جولانگاه اندیشــههاي ضاله اجنبي کردهاند و به راحتي از اندیشــههاي ســیدقطب واخــلاف او عبــور کردهانــد. قرینه رفتــاري گروههاي افراطي نشــان ميدهد که مباني هر دو گروه ســلفیت تکفیري یکسان نبوده و مباني فکري هر گروهي با مباني گروه دیگر تفــاوت دارد و هر گروه براحتي گروه دیگر را بعلــت اختلاف دیدگاه تکفیر ميکنــد به همین خاطر شــیوع حربه تکفیر در بین گروههاي تکفیري رایجترین و ابتدایيترین روشهاي رفتاري اســت که با آن مواجه ميباشند و به تعبیر دیگر دایره تکفیر هر گروه تکفیري منحصربهفرد بوده اســت به تحقیق منهج تکفیر جزء اصول اولیه هرگروه ســلفي ميباشد که مقسم حدود اقلیم فکري گــروه خواهد بود و این مرزبندي اعتقادي موجب تنوعپذیري آنان شــده اســت کمااینکه در بین گروههاي تکفیري غرب و شرق جهان اهل سنت بهوفور شاهد آن هستیم.

گروههاي ســلفیت تکفیري مرز ایدئولوژیک خود را با دیگر جریانات دیني در بسیاري از مباني جدا کردهاند از جمله مذهبگریزي و ملیتســتیزي وارائه تعریف خاص از بلاد کفر واسلام و از همه مهمتر تعریف متغیر از کفر و ایمان در بین آنان، جهان اســلام را با مشکلات حادي مواجه کرده است اولین آموزههاي سلفیت نوین نفي مباني فکري مذاهب اربعه اهل ســنت ميباشــد درواقع اسلام بلامذاهب را سرلوحه مذهبستیزي خود کردهاند با این توجیه که در دوران سلف صالح مذهبي وجود نداشت و بعضا مذاهب را نوعي بدعت ميدانند سپس ملیتگرایي را مانع فراگیري اندیشه خود دانسته و نفي ملیت را توجیهي در بيوطنبودن اندیشه تکفیر ميدانند و با تحدید ســرزمینها به کفر و اسلام، بخش زیادي از جامعه مســلمانان را کافر محسوب ميکنند. خوانش خاص از دشمن دور و نزدیک در منهج فکري برخــي گروههاي تکفیري موجب مصونیت دشــمنان اسلام از جمله صهیونیست جهاني شده است و طبق این فهم دیني، قلمرو اســلام جولانگاه ارابههاي مرگ بر پیکر مســلمانان بيگناه در بلاد اسلامي شده است. تفسیر به رأي از بلاد کفر و اسلام، آتش خشونت و کشتار و غارت را در قلمرو مســلمانان شعلهور کرده و نهایتا نفرت جهاني از اسلام را به وجود آورده است.

درخصوص حادثــه اخیر تروریســتي در تهران که نگاهها را به بخشــي از جامعه قومــي و مذهبي ایران معطوف داشــته اســت بایــد گفــت اوج دیدگاههاي جریانــات تکفیري کــه هماکنون در گروه تروریســتي داعش تبلور یافته، با مباني مذهبي و قومي این مناطق چالش جدي دارد، چون مذهب آن را )شافعي( بدعت و قومیت او )کُرد( را سکولار و سرزمین آنها )کردستان( را از مصادیق بلاد کفر و فرهنگ غني او )آریایي( را ضاله و مستوجب مجازات ميداند، پس چنین گروهي با این دیدگاه تکفیري با مناطق مزبور مشــکل اساســي دارد، کمااینکه با همین دیدگاه خون بســیاري از همین مردم را در مناطق ســوریه و عراق به جــرم تکفیر ریختهاند، بنابراین اگر هم افرادي از این مناطق به آنها گرایش پیدا کرده و مجري بخشي از اقدامات تروریستي آنان شدهاند نميتواند پیوســتگي آنان را به جامعه قومي و مذهبي اثبات کند، زیرا اولین شرط ورود افراد به این گروهها نفي مباني قومي و مذهبي اســت و بنــا به فرمایش یکي از علماي روشنفکر این بلاد «اگر کسي به داعش پیوست کُرد نیست و اگر کسي کُرد باشد داعش نیست».

پس واکنشهاي سوداگرانه برخي فعالان سیاسي در این خصوص با هــدف گناهزدایي قومي یک حرکت سیاسیت چون مباني قومي این سرزمین با همه پیشینه تمدنياش ذاتا با اندیشههاي افراطي، خصوصا از نوع تکفیري آن تضاد ذاتي داشته و این را نخبگان و عقلاي جامعه بهخوبي درک ميکنند که دال و اساس اندیشه گروههاي تکفیري، ایدئولوژیست، نه قومي.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.