جيرا نيب كره درپدنياشطرحتشدبندام

Shargh - - ش -

رشــتههای رزمــی کار کنند، به نظر میرســد رشــته نینجارنجر بهصرفه باشــد. این رشته مخلوطی از رشتههای ورزشی بوکس، کیکبوکســینگ، ووشو و انواع آکروباتهاســت که میتواند یک ورزشــکار را از پرداختن به هر رشته ورزشــی دیگری بینیاز کند. از لحــاظ اقتصادی هم بهصرفهتر اســت؛ چون اگــر خانوادهای هــوس کند فرزنــدش را در چند کلاس یا باشــگاه رزمی ثبتنام کند، میتوانــد با پرداخت هزینه یــک کلاس، چندین کلاس را با هم داشته باشــد. تینا روشننیا که خودش بشخصه تجربه چنین برخوردی را داشته، میگوید: «شــما وقتی میخواهید فرزندتان را جایی ثبتنام کنید که چند رشــته ورزشــی را تجربه کند، باید هزینه زیادی بپردازید. تصور کنید یکی بخواهد فرزندش را کلاس ژیمناستیک بگذارد و بعد هم برای کلاس تکواندو ببرد. خب اینها هزینهبر است. شما میتوانید وارد رشته نینجا شوید که همزمان همه این رشــتهها را دارد؛ از ژیمناستیک گرفته تا کیکبوکسینگ، تکواندو و انواع ورزشهای تعادلی و کششــی. خوبی این رشــته این اســت که بچهها میتوانند همه رشــتهها را در یک زمان کار کنند. نیاز نیست در یک جلسه آکروبات کار کنند و منتظر باشند تا در جلســه بعدی نوبت به کار با سلاح برسد. میشود همه را در یک زمان انجام داد.»

ایــن موضوع برای لیلا هــم رخ داده؛ او که خودش این روزها یک نینجای حرفهای اســت، میگوید ازآنجاکــه علاقه زیادی به رشــتههای رزمی داشته، تحقیقات زیادی کرده است؛ ولی دست آخر به این نتیجه رســیده که هیچ ورزشــی کاملتر از نینجارنجر نیســت: «خودم کاراته را به صورت حرفــهای دنبال میکردم و مربی کاراته بودم؛ ولی با رشــته نینجا آشــنا شدم و بعد متوجه شدم این رشــته تلفیقی از آکروبات و کیکبوکسینگ و این موارد اســت. ازآنجاکه علاقه زیادی به دفاعشــخصی داشــتم، خیلی سریع جذب این رشته شــدم؛ چون به نظرم ورزش بسیار کاملی اســت». اما آویشــن تقریبا خیال افرادی را که دنبال فعالیت در رشتههای رزمی هستند، کامل راحت میکند و میگوید: «مدتها بود دنبال یک رشــته رزمی خوب بودم؛ ولی هرچه تحقیق کردم، رشــتهای بهتر از نینجا پیدا نکردم. از همان سال 87 که وارد این رشته شــدم، تا همین الان، فعالیتم را به صورت مستمر پیگیری میکنم». البته این داســتان برای الهه که در این جمع به نسبت باسابقه، تجربه کمتری از حضور در این رشته دارد، کمی متفاوت است. او یکی از معدود نفرات این جمع است که میگوید اتفاقی با نینجارنجر آشنا شده است: «خودم دان یک کاراته دارم؛ ولی از طریق یکی از دوســتانم با ورزش نینجا آشنا شدم و از وقتی با این رشته سروکار پیدا کردهام، کاملبودن این ورزش جذبم کرد و الان سهسالی میشود که دارم کار میکنم».

چرا دختران نینجا میشوند؟

هنوز هم برای بسیاری علامت سؤال است که چه میشود یک دختر جذب چنین رشتهای میشود که ظاهرا خشن است. در نگاه اول، به نظر میرسد زنان نینجا برای فراگیری دفاعشخصی به این رشته گرایش داشتهاند؛ ولی در صحبتهایشان کمتر این موضوع مطرح میشــود و بیشــتر برایشان این مهم اســت که میتوانند فعالیتهای ســخت چند رشته ورزشی را یکجا تجربه کنند. اما از همه مهمتر شــاید بحث «اعتمادبهنفس» اســت؛ موضوعی که روشــننیا، نایب رئیس نینجارنجــر، بیانش میکند و میگوید: «دخترانی که اینجا هســتند، هرکدام با انگیزههای متفاوتی وارد این رشته شــدهاند؛ ولی مورد مشــخص اینکه این رشته به آنها اعتمادبهنفس فوقالعادهای میدهد. نینجا یعنی فرد فوقالعاده و به نظــرم تکتک این بچهها فرد فوقالعادهای هســتند؛ چون کارکردن در هر رشته رزمی را فراگرفتهاند و حالا همه این بچهها، آدمهای فوقالعادهای هســتند که اعتمادبهنفس زیادی دارند.» شــیوا هم با تأیید چنین موضوعی، از دلایل جذب دختران به این رشــته حرف میزند و میگوید: «نینجارنجــر اولین چیزی که به ورزشکار میدهد، اعتمادبهنفس است؛ بعد هم اینکه میتوانند در یکسری موارد به خوبی دفاعشخصی را انجام دهند و دست آخر هم اینکه شــما وقتــی در جمع خانواده یا دوســتانتان قرار میگیریــد، میتوانید با انجام آکروبات بقیه را شــگفتزده کنید. الان دختران زیادی به باشگاهها میآیند تا این فنون را یاد بگیرند. حتی یکی، دو ســال اول هم که میبینند بقیه در تمرینات چنین حرکتی میکنند، باز هم باورشان نمیشود که توانایی انجامش را دارند. بعد که اعتمادبهنفسشان بیشتر شد، خودشان دیگر راحت حرکتهای مدنظرشان را اجرا میکنند.»

نینجا و مصدومیت

دختران نینجا ســختیهای زیادی برای رســیدن به جایگاهی کــه دارند کشــیدهاند؛ از مخالفــت ابتدایي خانوادههــا گرفته تا کمبود جا برای تمرین و البته مشــقتهایی کــه در طول تمرین به جان خریدهانــد. اگرچه تلاش میکنند آســیبهای احتمالی در این رشــته را زیاد جلوه ندهند ولی فرانــک با خنده میگوید: «هر جایی از بدنم که فکرش را بکنید، آســیب دیده است؛ بینی. تاندون، کتفم، پاهایم... همه جایم تقریبا آسیب دیده است. البته این به آن معنی نیســت که فقط رشــته ما آســیب دارد؛ الان هر فردی بخواهد در هر رشــتهای حرفهای کار کند، آســیبدیدگی وجود دارد. هرچند این آســیبدیدگیها متفاوت اســت. مثلا اگر کســی هندبال کار میکند، کتفش بیشــتر آســیب میبیند و یک فوتبالیست ممکن است زانویش صدمه بخورد. نینجا از آنجا که یک ورزش کامل اســت، میتواند هر نقطه از بدن را مصدوم کند. البته این را هم بگویم که اگر مصدوم شــدهام، خودم هم مقصر بودهام؛ ورزش نینجا بدنســازیهای مختص خودش را دارد که اگر درست و کامل صورت بگیرد، میزان آسیبدیدگیها بهشدت پایین میآید».

ســاحل هم در تکمیل صحبتهای همرزمش میگوید: «کلا نینجا به این معنی اســت که شــما فنونی را بیاموزید که مانع از آسیبدیدن بدنتان شود».

موجهای آرامش!

دخترانی که دور هم جمع شــدهاند، همگی تحصیلکردهاند؛ یا فعلا دانشــجو هســتند یا اینکه تحصیلات دانشگاهیشــان را تمام کردهاند. معتقد هســتند که اتفاقا این رشــته توانسته کمک زیادی هم به درسشان کند؛ میگویند نینجارنجر ذهن شما را آرام میکنــد و میتوانید با تمرکز بالاتــری درسهایتان را فرا بگیرید. حرکات رزمی که در لباسهایشان نشان میدهند، ارتباط چندانی با زندگی واقعیشــان ندارنــد. تینا روشــننیا میگوید: «دختران نینجــا تمام ســختیها را به جان میخرنــد و تبدیل به آدمهای صبوری میشــوند. این دختران بهترین مادرها و بهترین همسرها میشوند. ما الان تعداد زیادی دختر نینجا داریم که مادر و همسر هســتند و همگی هــم از بهترینها هســتند». صحبت از ازدواج که میشود دوباره شوخطبعیشــان گل میکند و زمزمههایشان شــنیده میشــود: «بگویید اصلا دیگر نایی برایشان نمیماند که بخواهند در خانه با همسرانشان دعوا کنند...». نیلوفر هم با خنده میگوید: «اصلا اســم دختران نینجا را بگذارید موج آرامش برای همسران».

سقف نینجاشدن

با وجود اینکه همگــی تقریبا وارد عرصه مربیگری شــدهاند و در زمره دختران باســابقه نینجا هســتند ولی هنــوز میگویند ابتدای راه هستند. ساحل میگوید: «این رشته سقف ندارد. وقتی وارد والیبال و بســکتبال میشــوی دیگر تکنیکها تمام میشود ولی نینجارنجر ســقف ندارد. شــما هر روز حرکت جدیدی را یاد میگیــری و بعد میگویی که تمام شــده و یکدفعه میبینی که مربیات حرکت دیگری هم در تمرین میزند و متوجه میشــوی که هنوز جای کار بســیاری مانده است؛ به خاطر تنوع زیادی که دارد باز بينهایت اســت بههمیندلیل است که وقتی کسی وارد این رشته میشود، دیگر ماندگار میشود».

عاطفه هم میگوید: «از همان زمان که شروع کردم میخواستم یــک حرکــت را یاد بگیرم و تــا همین الان هم کــه مربیگریام را گرفتهام، باز هم دنبال این هســتم که حــرکات دیگري را بیاموزم. تکنیکهای این رشــته تمامی ندارد )میخندد(... این همه تلاش میکنیــم و تکنیکهای ســخت را فرا میگیریم و بعد خوشــحال میشــویم که حرکت به این دشــواری را یــاد گرفتهایم و دیگر ته این رشته شــدهایم ولی درست همان زمان میبینیم که مربی یک حرکت دیگر میزند که دوباره همه چیز را برایمان به هم میریزد. آن موقع است که میگوییم ای داد، دوباره اول راه هستیم».

استقبال از نینجاشدن

تــا همیــن دو ســال پیش تعدادشــان به زحمت بــه هزارو 500 نینجای زن میرســید ولی حالا نزدیک به چهار هزار نفر هســتند و به نظر میرســد با اســتقبالی که از این رشته شده، در ســالهای پیشرو بازهم تعدادشان در ســطح کشور بیشتر شــود؛ البته این به آن معنی نیســت که نینجارنجرهــای زن ریزش هم ندارند؛ روشــننیا میگوید: «همانقدر که تعداد بچهها از اینســو رشد میکند، از طرف دیگر ریزش هم داریم؛ تعدادی از بچههایمان که به شهرســتان میروند دیگر تمریناتشان را کنار میگذارند. عدهای هــم که وقتی متأهل میشوند کار را کنار میگذارند و باید البته دوران بارداری نینجاها را هم در نظر داشــت. با این حــال در مقیاس کلی گرایش به این رشته بیشتر شده است.»

امکانات حداقلی، هیجان حداکثری

برای پیشــبرد بهتر این ورزش و در کل برای رسیدن به سطوح بینالمللــیاش، دختران نینجــا نیاز مبرمی به امکانات دســت اول دارند؛ درســت است که بسته به شــرایط بدنسازی ویژهای که دارند، بیشــتر در کوه، جنگل و بیابانها تمریناتشــان را از سر میگیرند ولی بخش زیادی از وقتشــان را باید در باشــگاه سپری کنند؛ باشــگاههایی که البته نه استاندارد هستند و نه تخصصی. معمولا از همان سالنهایی که برای انجام دیگر رشتههای رزمی استفاده میشود، برای نینجاها هم استفاده میشوند که با توجه به فعالیتشــان، فضای این ســالنهای کوچک اصلا مناسبشــان نیســت. «محل تمریناتمان یک ســالن معمولی اســت که اصلا جوابگو نیست. بگذریم از اینکه دستگاه تهویه مشکل دارد و بقیه موارد هم مشکل دارد». این را الهه میگوید تا نشان دهد شرایط تمرینی برای دختران نینجا حســابی ســخت است. عاطفه اما با شــوخی، موضوع تلختری را بیان میکند: «بعضی وقتها فضا این قدر تنگ اســت که اصلا نمیتوانیم با سلاحمان تمرین کنیم. من خودم فقط دوبار با زنجیر لامپهای باشــگاه را شکستهام و خدا میداند قرار اســت چند لامپ دیگر شکســته شود. این تازه یکی از مشــکلات من در کار با زنجیر اســت و هرکدام از بچهها مشــکلات خاص خودشــان را دارند». این دختران که حالا با نام نینجاهای ایرانی ویدئویشان در سراسر دنیا پخش شده، تقاضای زیادی ندارند؛ یک سالن تمرینی بزرگ میخواهند تا دیگر مشکل زیادی برایشان به وجود نیاید. فرانک که پیشتر از مصدومیتهای زیادش گفته بود میگوید: «باور کنید بسیاری از این مصدومیتها به خاطر نداشــتن امکانات تمرینی مناسب اســت». میگویند از مسئولان فقط یک سالن بزرگ، چیزی نزدیک به 300 متر برای تمرین میخواهیم. روشننیا کــه نایبرئیــس نینجارنجر اســت میگوید: «خود بچهها زحمتهای زیادی میکشــند، ولی مشکل اینجا اســت که هزینه اجاره یک محیط 300متری بســیار زیاد است و در توان ما نیســت. به خریدش هم که اصلا نباید فکر کرد». دختران نینجا که نشــان دادهاند «اهل عمل» هستند، بحث سالن که میشود دوباره شلوغکاری را از ســر میگیرند؛ ولی یکی، دو نفرشــان همزمان میگویند: «اصلا زمینش را بدهند خودمان میسازیمش!».

روشــننیا در ادامه میگوید: «در مقایسه با ســالهای گذشته شرایط بهتر شــده و باید از حاجآقا رشیدی و وزارت ورزش تشکر ویژهای کنیم که توجه زیادی به ما داشتهاند؛ ولی مشــکل امکانات ما همچنان زیاد اســت». شیوا که خودش ســالها از نزدیک با مشــکلات دختران نینجا ســروکار داشته به سراغ موضوع ریشهایتری میرود و میگوید: «اگر دختران نینجا اسپانســر داشته باشند، بســیاری از این مشــکلات حل میشود. داشــتن یک اسپانســر علاوه بر تأمین هزینههای جاری میتواند بســیاری از این امکانات را که بچههــا از نبودنش گلایه میکنند؛ برطرف کند. البته اسپانســر هم دنبال منافع خودش است؛ ولی نباید فراموش کرد الان دختران نینجا تیتر بســیاری از شبکههای داخلی و خارجی هســتند و میتوانند برای اسپانســر درآمدزایی خوبی هم داشــته باشــند. ضمن اینکه نباید از یاد ببریم لباس ما نینجاها از لحاظ پوشــش اســلامی کامل اســت و هیچ مشکلی ندارد. همانطور که عنوان شــد، ما برای مســئولان برنامه اجرا کردهایم و صداوسیما هم میتواند برنامه اندکی را به ورزشهای ما اختصاص دهد».

ســهم دختــران نینجــا از شــبکههای صداوســیما چیــزی نیســت؛ فعالیت آنها و مسابقاتشــان جایی پخش نمیشــود و گزارشهای تمرینیشــان هم در شــبکههای صداوسیما روی آنتــن نمــیرود. اگرچه یکــی، دوبار شــبکه خبر به سراغشــان رفته؛ ولی این موارد نمیتواند اسپانســری را تشــویق کند تا این دختران را حمایت کند. میگویند ما را مثل اوایل دیگر رشتههای زنــان همانقدر کوچک هــم در تلویزیون نشــان دهند، میتواند امیدوارکننده باشد.

دختران نینجا این روزها دومین دهه از فعالیت حرفهایشــان را سپری میکنند و هنوز به حق واقعیشان در ورزش نرسیدهاند؛ آنها اگرچه تعداد مدالهای آسیاییشــان زیاد نیســت؛ ولی این کمیت را باید به پای نداشــتن بودجه لازم و البته حمایتنشــدن گذاشت؛ چهبسا با سرمایهگذاری در این بخش بتوان در یکی، دو سال آینده به اهتزار پرچم ایران در دیگر کشورها به دست همین نینجاها امیدوار هم بود.

وقتی در محیط باز تمرین میکنیم که بقیه میبینند، اول که فانتزی برخورد میکنند و کار را تمسخر میکنند؛ مثل اینکه مثلا میگویند هی لاکپشت نینجا! شمشیرت کو؟!! ... بعد هم که کمی با بهت نگاه میکنند و دستآخر هم جلو میآیند و میپرسند چطور میشود یک نینجا شد و تمرینات را در چه باشگاههایی میتوان انجام داد؟

از در کــه وارد میشــوند شورواشــتیاق جوانی و ســرزندگی در وجودشــان موج میزند؛ حس مثبتی به همراه خودشان دارند و انگار هرگز خسته نمیشــوند. اینها همان دختران نینجای ایرانی هستند که چند وقتی میشود عکسها و فیلمهایشان حسابی در شبکههای مجازی داخلی و خارجی گل کرده است. کمتر میشود با هم شوخی نکنند.

همدیگر را مدتهاست که میشناسند و حالا مثل یک خانواده کنار هم تمرین میکنند. قدمــت نینجارنجر در ایران بیش از 10 سال است و به طور دقیقتر میشــود گفت 13سالی میشود که این رشته به صورت حرفهای فعالیتش را شروع کرده است. اینکه حالا این جمع ارتباطي بســیار قوی با همدیگر دارند هم دقیقا به همین خاطر اســت؛ تقریبا نیمی از آنها نزدیک به 10 سال است با هم تمرین میکنند.

خانواده کوچکی که ســال 1383 با تعداد بسیار اندکی کار را شروع کردهاند، حالا بیش از چهار هزار نفر هستند و هر روز هم به تعدادشان افزوده میشود. این رشته ورزشی سال 83 تأسیس شده و هنوز در ایران به شمار افرادی که علاقهمند به این فعالیت میشوند اضافه میشود. درحالحاضر نزدیک به چهار هزار نفر نیروی زن در سراســر ایران مشــغول این فعالیت هستند که از این تعداد دو هــزار نفر در تهــران فعالیــت میکنند . این بخشــی از صحبتهای تینا روشــننیا، نایبرئیس رشته نینجارنجر است که خودش به نوعــی اولین فردی بوده کــه از جمع زنان وارد این رشــته شده است؛ همان موقع که نه سالنی برای تمرین داشته و نه اینکه کار راحتی برای واردشدن به این رشته. آن زمان که کار را شروع کردیم خیلی سخت بود، چون مجوز نداشــتیم و وقتی هم مجوزی در کار نباشــد، باشــگاهی در اختیار شــما قرار نمیدهند تا بتوانید تمرین کنید. به همین دلیل نزدیک به یکسالونیم از زمان شروع این رشته، من به همراه چند نفر دیگر از بچهها در خانه خودم تمرین میکردیم. خانه را کرده بودیم باشگاه و بعد از یکسالونیم هم مجبور شــدیم خانه را عوض کنیم، چون همهچیزش را خراب کرده بودیم .

واکنشهای مردم

الان نزدیک به دو ســال اســت که نینجارنجرهــای زن ایرانی بیشــتر مطرح شــدهاند و میتوان تعــدادی از آنهــا را بعضا در مکانهای عمومی از جمله پارکها دید که مشغول تمرینکردن هستند؛ اما واکنشها به آنها جالب است؛ اینکه عدهای با حیرت بــه تمرینات و لباسهایشــان نگاه میکنند و عدهای هم ســعی میکنند به خودشــان بقبولانند این دختران با بقیه زنها متفاوت هستند.

شــیوا که 13 ســال میشــود نینجارنجر اســت و الان علاوه بر مربیگری در این رشــته، 10ســالی میشــود مســئول برگزاری مسابقات نینجا در داخل ایران است میگوید: «وقتی در محیط باز تمرین میکنیم که بقیه میبینند، اول که فانتزی برخورد میکنند و کار را تمســخر میکنند؛ مثل اینکه مثلا میگویند هی لاکپشت نینجا! شمشــیرت کو؟!! ... بعد هم که کمی با بهت نگاه میکنند و دســتآخر هم جلو میآیند و میپرســند چطور میشــود یک نینجا شــد و تمرینات را در چه باشــگاههایی میتوان انجام داد؟ خودم بهشــخصه تا به حال جایی نرفتهام که کسی بعدا نیاید و بپرســد که چطور میتواند در این رشته فعالیت کند. این موضوع برای مردم که به نینجاهای زن نگاه میکنند، عجیب اســت؛ ولی بــرای آقایانی که همین حرکتها را انجام میدهند مورد عجیبی نیســت، چون معمولا خانمها را فردی فانتزی و ظریف میبینند و بهخاطرهمین وقتی ماها را در مســابقات یا در شرایطی تمرینی در پارک و فضای باز میبینند بیشــتر جذب میشوند و میگویند وااو! اصلا چنین چیزی هست؟ ما خودمان هیچوقت چنین چیزی را ندیده بودیم».

باشگاههای نینجا

اگر قرار باشــد کسی نینجا شــود یا حداقل تمرینات این رشته ورزشــی را پیگیری کند، میتواند به باشــگاههای رزمی سر بزند که الان در ســطح تهران گسترده هســتند؛ چیزی نزدیک به 45 یا 50 باشــگاه در تهران وجود دارد که این رشــته ورزشی مهیج را به زنان آموزش میدهد. البته نباید توقع داشت باشگاههایی که در آن نینجاها کار میکنند باشــگاههای مجهزی باشــد. چون از قرار معلوم مثل بســیاری دیگر از باشگاههای ورزشی در زیرزمین مکانهای مختلف تعبیه شــدهاند و همــان امکاناتی را دارند که مثلا یک رشــته ورزشــی شناختهشــدهتر مثل تکواندو دارد. حالا خیلی خوششــانس باشــید جایی که ثبتنام میکنید دســتگاه تهویهاش خوب کار کند! البته این ســختیها فعلا باعث نشــده کســی از نینجارنجر بودنش پیشــمان شــود؛ حداقل در بین این دختران نمونهای وجود ندارد. ســاحل که پنجســالی میشــود نینجارنجر است میگوید علاقهاش به سلاح و حرکات اکروباتیک باعث شــده تا بخواهد نینجا شــود: «به نظرم نینجارنجر ورزش بســیار کاملی اســت که شــما را از پرداختن به بقیه ورزشهای رزمی بی نیاز میکند». در کل پای صحبتشــان که مینشــینی به یک نتیجه میرســی: اینکــه این دختران «نینجارنجر»بــودن را انتخــاب کردهانــد تا خودشــان را به چالــش بکشــند. نیلوفر که از ســال 87 نینجــا شــده، یکــی از دختران نینجایی اســت که میگوید بقیــه ورزشها انرژی درونش را خالی نکرده اســت: «پیش از اینکه نینجارنجر شوم در رشتههای ورزشی مختلفی از جمله ژیمناســتیک، بســکتبال و والیبــال فعالیت میکــردم، ولی هیچکدام از این رشــتهها انرژی درونم را تخلیه نمیکرد. بــرای پیداکردن ورزشــی که این انــرژی را از بدنم خارج کند، ســراغ رشــتههای مختلفی رفتم تا اینکه به نینجارنجر رســیدم. آن زمان بود که متوجه شــدم چه رشته ورزشی کاملی است. حالا نزدیک به 10 ســال است در این رشته فعالیت میکنم و مدرک مربیگری را هم گرفتهام». «کاملبودن» این رشــته ورزشی در صحبتهای بقیــه نینجاهای دختر هم بــه گوش میرســد؛ همگی پیش از این یکی، دو رشــته ورزشــی را امتحان کردهاند کــه غالبا یکی از رشتههای رزمی از جمله تکواندو، کیکبوکسینگ یا کاراته در آن ســهم بسزایی داشته ولی هیچکدام به اندازه نینجارنجر بودن به آنها نچسبیده است.

2 دنیای متفاوت

دنیــای این دخترهــا دنیــای متفاوتی اســت؛ بــدون لباس نینجا، کاملا شــوخطبع هســتند و مثل هزاران زن و دختر دیگر، دلمشغولی کارهای روزمرهشــان را دارند، ولی زمانی که لباس نینجــا به تن میکننــد، دیگر همهچیز عوض میشــود؛ خبری از خنده و شوخی نیست و همگی بهجد مشغول فعالیتی میشوند که قرار اســت انجامش دهند. برخلاف تصــور تعداد زیادی که فکــر میکننــد نینجارنجر فقط بــرای ارائــه نمایشهای فردی اســت، این رشته ورزشی مســابقاتی جدی در سراسر کشور دارد که در سطح اســتانی بین هیئتها و در نهایت مسابقات کشوری برگزار میشــود. از این گذشــته چند وقتی هم میشود که اعزام به مســابقات برونمرزی بهویژه رقابتهای آســیایی را در پیش گرفتهاند؛ هرچند که «بیپولی» فدراســیون و بیتوجهی مناسب مسئولان به این رشته ورزشی، اعزام را برایشان سخت کرده است. در مســابقات برونمرزی اعزامها کم بوده و از بین نینجاهای زیاد فقط چند نفر توانســتهاند در مسابقات آســیایی شرکت کنند که از ایــن چند نفر یکی در این جمع اســت: صــدف؛ دختری که در مقایســه با بقیه نینجاها کمتر حــرف میزند و با لباس پلنگیای که پوشــیده، کمی هم متمایزتر از بقیه است. صدف از آن دسته دخترانی اســت که با مخالفت شدید خانوادهاش پا به این رشته گذاشــته؛ ولی حالا با مقام قهرمانی که در آسیا به دست آورده، توانســته بالاخره خانوادهاش را به طور کامل راضی کند تا در این رشته به فعالیتش ادامه دهد.

بااینحــال وقتــی صحبت از تجربــه حضــور در رقابتهای آسیایی میشود، سکوتش را میشکند و میگوید: «تجربه حضور در رقابتهای آســیایی با رقابتهای داخلی خیلی متفاوت بود. ســطح مسابقات آســیا خیلی بالاتر بود و طبیعتا مقامش ارزش بیشــتری داشت. هر چقدر میخواهید مبارزه کنید؛ ولی قهرمانی خارج از کشــور حس بهتری دارد». صدف در بخش مبارزه آزاد یا همان «فایت» شــرکت کرده که در آن زدن ضربه به همه نقاط بدن جایز است؛ برایش هم تجربه خوبی داشته و هم اینکه پیامد خوبی. صدف که حرف میزند، بقیه نینجاها دوباره ســر شوخی را باز میکنند. همگی یک جمله مشــترک دربــاره صدف دارند: «این صدف را که میبینید، سختی زیادی را تحمل کرده؛ از همان ابتدا که پایش را به این رشــته گذاشــته تا همین چند وقت پیش که قهرمان آسیا شــد، با مخالفت شدید مادرش همراه بود»؛ اما قهرمانــی در آســیا بالاخره پدر و مادر را راضــی کرده که صدف میتواند آینده درخشانی در این رشته داشته باشد.

چطور میشود نینجا شد؟

از ایــن جمــع 11نفره تقریبــا همگی مربی هســتند؛ علاوه بر ســابقه زیادی که در این رشــته دارند، قهرمانیهــای متعددی هم در عرصه داخلی چه رقابتهای باشــگاهی و چه اســتانی دارند. نکته جالب اینکه راه گرفتن مدرک مربیگریشــان از همین قهرمانیهای کشــوری به دســت میآید. تینا روشننیا که هر 10 نفر دیگر تقریبا سابقه شــاگردی او را داشتهاند، میگوید: «اینکه باید در راه رســیدن به مربیگری قهرمان کشور شوند، دلیل دارد: اینگونه آنها میتوانند تجربیات مختلفی را که در این مبارزات به دســت میآورند، در اختیار بقیه شاگردانشان هم بگذارند». اگر دختــری تصمیم بگیرد از همین امــروز به جمع دختران نینجای ایرانی اضافه شــود، باید صبور باشــد؛ چون از قرار معلوم برای گرفتن کمربند مشــکی این رشته ورزشــی باید چهار یا پنج سالی تمرین کند و با مشــقتهای ویژه، دورههای مختلف را از پایه طی کند. هر دوره و هر رده هم که با یک ســلاح کار میشود و دست آخر به کمربند مشــکی ختم میشــود. البته شرایط سنی در این رشــته معنایی ندارد؛ آنطور که نایبرئیس این رشــته میگوید «الان از ســن سه ســال تا زنان 50 و بعضا از 50 سال بالاتر» هم در این رشــته مشــغول فعالیت هســتند که همگی هم کارشان را از صفر شــروع کردهاند. «اول که تمرینــات و مبارزههای ما را میبینند، تصور میکنند از پنجسالگی چنین ورزشهایی کردهایم که الان تواناییاش را داریم. درســت تصورشان مثل این است که وقتی فرزندان را در ســنهای بالای هشت سال برای ژیمناستیک میبرنــد، میگویند دیگر دیر اســت، فکر میکنند این رشــته هم همینطور اســت؛ ولی محدودیت ســنی ندارد». این هم بخشی دیگر از صحبتهای شیوا است که تأیید میکند برای ورود به این رشته هیچگونه شرط سنی وجود ندارد.

واکنش خانوادهها

اینکــه دختران جذب رشــتههای رزمی بشــوند، در نگاه اول پیچیده اســت؛ در گذشته معمولا خانوادهها هراس زیادی از این داشتند که دخترانشان رزمیکار شوند؛ عمده دلیلش هم این بود که ترس داشتند آســیب ببیند و نتوانند از پسِ آسیبدیدگیاش بربیایند؛ ولی الان طبق گفتههای این نینجاها، شــرایط با گذشته فرق کرده اســت. عاطفــه که خودش یکــی از مربیان حاضر در این جمع اســت، میگوید: «تصور بر این اســت که دختران چون ظریفتر هســتند، نبایــد وارد چنین رشــتههایی شــوند یا اینکه بعدا در دوره بارداری ممکن اســت به مشــکل بربخورند و خب نگرانیهایــی از این دســت وجود دارد؛ بااینحــال ما به صورت علمی برای خانوادهها توضیح میدهیم که این مســائل درست نیســت. اتفاقا برایشــان توضیــح میدهیم که فرزندانشــان یاد میگیرند انرژیشــان را در این رشــته تخلیه کنند و بعد به مرور زمان میآموزند که به اطرافیانشــان آرامش دهند و بعد کمکم جذب این رشته میشوند. در برخورد اول این رشته برایشان خشن به نظر میرسد و تصور میکنند که فرزندشان ممکن است آسیب جــدی ببیند. خانوادهها و البته خود دختران میتوانند به صورت میهمان در کلاسها حضور داشته باشند و بعد متوجه میشوند دیدشان نسبت به خشنبودن این رشته اشتباه است». نیلوفر هم که خودش چندین ســال است نینجا شــده و حالا مربیگری هم میکند، میگوید این مشــکل را همگی از قبل داشــتهایم و فقط مختص این روزها نیست: «همه ما بچهها زمانی که میخواستیم کار در این رشــته را شروع کنیم، چنین مشــکلی را داشتیم؛ ولی خب وقتی وارد این رشــته میشوید، متوجه میشوید نینجابودن فراتر از یک ورزش است؛ نوعی عشق است که اگر آن را درونمان حس نکنیم، احساس افســردگی داریم. قبلا شده بود خانوادهام اجــازه نمیدانند چند روزی تمرین کنــم؛ ولی در همان چند روز وقتی دیدند چقدر افسرده شدم، دوباره اصرار داشتند تا تمریناتم را از سر بگیرم.»

ورزش ارزان؟

برای نینجاشدن یک زن، موضوع فقط خانوادهها نیست، بلکه خود ورزشــکار هم است که باید توانایی غلبه بر ترسش را داشته باشد. تبدیلشــدن به یکی از این دختران و انجام حرکات ویژه با سلاح سرد و فعالیتهای سخت بدنیاش، نیاز به اعتمادبهنفس زیــادی دارد. خــود همین نینجاها هــم روزی که شــروع کرده بودنــد، فکرش را نمیکردنــد بتوانند توانایی انجــام حرکاتی را که فعلا انجام میدهند، داشــته باشــند. فائزه کــه هم به لطف این رشــته بر وزن زیادش غلبه کرده و هــم انرژی مضاعفی پیدا کرده اســت، میگوید: «دخترانی که کارمــان را میبینند و جذب رشته میشــوند، با ترس و دلهره کارشان را آهستهآهسته شروع میکنند. زمانی هم به این توانایی میرســند که بتوانند یکسری حرکات را انجام دهند، خودشــان اعتــراف میکنند که هیچوقت تصور نمیکردند یــک دختر بتواند چنین حرکاتی را انجام دهد.» البته بــرای خانوادههایی که علاقهمند هســتند فرزندانشــان در

دختران نینجاي ایران: تینا روشــننیا، لیلا جمشــیدي، عاطفه امره، نیلوفر اسعدي، ساحل جعفري شیوا نوایي، صدف تهراني، فرانك غلامي، الهه رباني، فائزه صادقي، آویشن منقش

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.