از دولت انتظار «نه» گفتن داریم

Shargh - - اقتصاد -

ما بایــد توزیــع اوراق خزانه اسلامی را بیشتر کنیم. اکنون به این پــول نیاز داریم. درحالحاضــر بدهی دولت نســبت به GDP بسیار پایینتر اســت. پس میتوان اینها را افزایش داد.

ولی بدهی به ارث رســیده دولت یازدهم هم ↙ زیاد است.

بله، بیشتر شده؛ زیرا در حال طیکردن راه است. امــا هنوز بدهی دولــت در تولیــد ناخالص داخلی جا بــرای رشــد دارد. در ژاپن اکنون نســبت بدهی به تولیــد ناخالص 200 درصد اســت، یعنی دولت ژاپــن دو برابر حجم تولید ناخالــص داخلی، بدهی دارد. ما میتوانیم این بدهیها را در کشــور تعمیق بخشیم. راهکار دیگر اســتفاده از صکوک داخلی و صکوک خارجی اســت. به هر شکل باید درآمدهای دولــت افزایش یابد تا بتواند این نبود توزانها را حل کند وگرنه در بلندمدت برای اقتصاد مشــکل ایجاد خواهد کرد. راهکارهــای دیگری هم وجود دارد که دولت برای پرداخت بدهی سراغ آنها برود؛ البته این مســیرها واقعا راههای سختی هستند، ولی چارهای نیست. دولت مجبور اســت آن کارها را انجام دهد. بهعنــوان مثال بخــش عظیمی از هزینــه جاری به هزینــه نیــروی کار دولــت بازمیگــردد. دراینباره تحقیقات منســجمی هم انجام شــده، ولی برآورد ســاده این اســت که میتوانیم 25 درصد کارکنان دولــت را کنار بگذاریم بدون اینکه ذرهای از خدمات دولت کاسته شود. این دولت فربه باید چابک باشد.

اگر این 25 درصد از صحنه خارج شوند، یقینا مشکل دیگری دامان دولت را میگیرد؛ بیکاری.

معایــب 25 درصد اســتخدام مازاد این اســت که شــاهد اســتخدام افرادی هســتیم که به تولید ملی کشــور هیچ چیزی اضافــه نمیکنند؛ اما با این اوصاف پــول دریافت میکنند. ایــن هزینهها را کل ملت پرداخــت میکنند. نباید این کار انجام شــود. اســتخدامی مطلوب اســت که مابــازای آن ایجاد درآمد برای آن ســازمان باشــد، اما این اتفاق درباره اســتخدامیهای مذکور صدق نمیکند. بنابراین این فرایند باید تغییر کند.

مسئله انگار دو ســر باخت است. نگهداری و اخراج آنها بازهم برای دولت هزینهبردار است.

باید پرســید که کدام کار صحیح است. آیا کسانی را استخدام کنیم که ایجاد ارزش افزوده نکنند؟ این تصمیمگیری در هیچ جــای دنیا وجود ندارد. ضمن اینکه هزینهها و ســازمانهای مختلفی وجود دارند که از دولت بودجه میگیرند و عملا مخاطب ندارند. مثــلا فلان نهاد کــه کار فرهنگی انجــام میدهد و کتاب منتشــر میکند، اما کتابش را کسی نمیخرد. مردم این را نمیخواهند و نمیپسندند. پس چرا ما بایــد به این نهاد بودجه بدهیــم؟ چرا هزینه نهادی که کارش را مــردم نمیخواهند بایــد از بیتالمال تأمین شــود؟ این نــوع تصمیمــات از جمله دلایل کســری بودجه است. بنابراین من فکر میکنم که در بخش هزینههای دولــت، اصلاحات زیادی میتوان انجام داد اما همین اصلاحات هزینهبر است. دولت بســیار قوی و بااقتداری میخواهد کــه مردم را در ابتدا توجیه کند تا آنها را با اصلاحات همراه کند. به این ترتیب گروههای ذینفوذ دیگر حرفی برای گفتن نخواهند داشــت. برای اینکه این اصلاحات صورت بگیرد حتما مردم باید با دولت همراهی کنند.

مســئله بســیار ســخت و بزرگی اســت اما هر اصلاحی در واقع اینچنین است. به نظر میرســد اگر ارادهای در ایــن میان وجود داشــته باشــد میتواند ایــن اصلاحات صورت بگیرد. این کسری بودجه و نبود توازنها همانطور که گفته شد، هر روز بیشــتر و بیشتر میشود. این بزرگتر شــدنها، بالاخره بر معیشــت مردم ســوءتأثیر دارد. درباره صندوقهای بازنشستگی نیز همین مشــکل را داریم. این صندوقهــا مربوط بــه دورانی بــوده که میــزان بازنشســتگی پایین و استخدامها زیاد بوده است. چون استخدامها بیشتر از بازنشســتگیها بود، صندوقها میتوانستند بهراحتــی بــا حــق بیمههــای مســتخدمان پول بازنشســتهها را بدهند و خود نیز حسابی خرج کنند، بــدون آنکه به فکر آینده باشــند و حق بیمهها را به طور کارآمدی ســرمایهگذاری کند. اکنون بین هزینه و درآمدش فاصله افتاده اســت. این نبود توزان هم هر چه زمــان جلوتر برود بیشــتر افزایش مییابد و مشکلزا میشــود. صندوق بازنشستگی پولهایی را که 20 سال پیش دریافت میکرد باید سرمایهگذاری و از ایــن طریق باید کســب درآمد میکــرد تا بتواند پــول آنها را بدهد. اما مســئولان حس میکردند که نیــازی به ســرمایهگذاری ندارنــد و از طریق همین حــق بیمهها میتواننــد هزینههــا را پرداخت کنند و در آخــر هم مبلغی برایشــان باقــی میماند. اما الان و با گذشــت زمان مشــاهده میشــود به دلیل صورتنگرفتن ســرمایهگذاریها، هزینهها روزبهروز بیشتر میشود که در این قضیه هم باید کاري اساسی شود. این مشــکلات را وقتی خوب بررسی میکنیم، میبینیــم دولت بــا حجم زیادی از «ابرمشــکلات» مواجه اســت. بههرحــال امیدواریــم دولت آقای روحانی بتواند به یک نحوی مشکلات را به سرحدی برســاند که اقتصادمان بتواند تداوم داشته باشد؛ آن هم بدون اینکه شــوک منفی بسیار سختی را بر خود تحمیل کند.

اشــاره داشــتید به اینکه دولت برای جبران مشــکلات باید هزینه بپردازد. اما در چهار سال دولــت یازدهم دیدیــم که دولــت حاضر نبود هزینه چندانی پرداخت کنــد. ظاهرا میتوان از این مسئله بهعنوان نقطه ضعف دولت یاد کرد. بهعنوان نمونه دولت دربــاره حذف یارانههای قشــر ثروتمند، بیکاری، رکــود صنایع کوچک و متوســط و نبود منابع مالی برای تولید و صنعت، حاضر نبود ریســک چندانی را تقبل کند و هزینه نکرد. ارزیابی شما چیست؟

اجازه بدهید ابتــدا کمی درباره بیکاری صحبت کنیم. در ســال گذشــته بیشــتر از 600 هزار فرصت شــغلی ایجاد شــد کــه ســال بینظیری بــود. اما مشــکلی وجود داشــت که در نهایت نرخ بیکاری را افزایش داد. مشــکل این بود کــه افراد اگر امیدی نداشته باشــند که شــغلی بیابند، از بازار نیروی کار خارج میشوند، این باعث میشود که نرخ بیکاری کاهــش پیدا کند؛ زیرا نرخ بیکاری عبارت اســت از «نســبت افراد بــیکاری که دنبال کار هســتند و کار پیــدا نمیکنند» به کل نیروی کار یعنی کســانی که شــاغلاند و بیکارند. از این لحــاظ وقتی عدهای که بــیکار بودهانــد، از کل نیروی کار خارج میشــوند، منجــر به کاهش نــرخ بیکاری میشــود. در دوره آقای روحانــی، بهخصوص بعد از برجــام، امید به پیداکردن کار بیشــتر شد و کســانی که از بازار نیروی کار خارج شــده بودند به ســمت بازار کار بازگشتند. لذا با اینکه فرصت شــغلی زیادی خلق شده بود اما به دلیل بازگشــتی که به هر نحو صورت گرفت این نرخ بــیکاری افزایش پیدا کرد. دربــاره بازار نیروی کار، حتی اگر تا ســال 1400 نرخ رشــد اقتصادیمان هشت درصد باشد، نرخ بیکاری کاهش محسوسی پیدا نمیکند و حتی ممکن است افزایش هم داشته باشــد و این به دلیل همان اضافهشدن به نیروی کار اســت. بنابراین در بــازار نیــروی کار، بهغیر از ایجاد رشــد اقتصادی، اگر اصلاحاتی دیگر اعمال نشود و اگــر قانون کار اصطکاکهای موجــود در ابزار کار را حذف نکند، مشکل بیکاری حل نمیشود. ما نیاز به این اصلاحات داریم و این از کارهایی اســت که باید در وزارت رفاه صورت بگیرد. وزارت رفاه باید دو کار اساســی را در پیش بگیرد: یکی همین صندوقهای بازنشستگی است و دیگری بازار نیروی کار.

درباره هزینههایی که به آن اشــاره داشتید، باید گفت بله دولت یازدهم حاضر نشــد این هزینهها را پرداخت کند؛ یعنی به شــکلی کــه انتظــار میرفــت محقق نشــد. بهعنــوان مثــال همان بحــث یارانههــا. اگــر دولــت میدانســت که پرداخت یارانه بــه ثروتمنــدان کار اشــتباهی بوده، باید محکمتر آن را دنبال میکرد که حتما یارانه این عده از افراد حذف شود. دولت شاید بیشــتر به خاطر حفظ سبد رأی خود حاضر نشــد اصلاحاتی را بپذیــرد. اما در دولــت دوم این مشکل دیگر وجود ندارد. همه دولتها در دوره دوم دستشان برای انجام اصلاحات اقتصادی باز است. اگر دوره دوم آقای خاتمی را هم نگاه کنیــم، میبینیم در این دوره از لحاظ اقتصادی بهتر عمل شده و ســال 83 از لحاظ کاهش تورم و افزایش رشــد اقتصادی از بهترین سالها محسوب میشود. فکر میکنم که آقای روحانی با این رویکرد که دیگر در پی ســبد رأی خود نیست، دست بازتری برای انجام اصلاحات اقتصادی دارد.

با توجــه به اینکه بخش عظیمی از اشــتغال در صنایــع کوچک خلاصه میشــود، بحث رکود در صنایع کوچــک را در دولــت یازدهم چگونه میبینید؟

اگــر آن بخــش از صنایــع کوچــک بخواهد به ســرانجام برســد، چند محور اساســی دربــاره آن مطرح میشــود. شــرکتهای بســیار بزرگی داریم کــه بهاصطلاح خصولتی هســتند و دولــت از آنها حمایــت میکنــد. از طرفــی، هیچ وقــت هم این شرکتها روی پای خودشــان به شکلی که رقابتی شوند، نایستادهاند. هرگونه حمایتي از این شرکتها به عمل میآیــد. حمایت تعرفهای، حمایت قانونی و حتی حمایت در این راســتا کــه بتوانند در مقابل بخــش خصوصــی بایســتند. در بخــش خدمات میبینیم شــرکتهای کوچکی یافت میشــوند که میتواننــد نوآوری و ابــداع کنند؛ اما شــرکتهای خاصی کــه مربوط بــه نهادهای خاصی هســتند، در کار آنهــا دخالــت میکنند؛ چراکه بازار دســت آنهاست. البته شاید در ظاهر از شرکتهای کوچک استفاده کنند؛ اما در نهایت پولی را دریافت میکنند و کنار میروند. وقتی ما از اصلاحات حرف میزنیم، به این معناست که جلوی این شرکتها گرفته شود. هرگونه قانون حمایتی باید به واســطه دولت باشد؛ ایجاد انحصار در بلندمدت به ضرر اقتصاد کشــور و به ضرر آحاد ملت است.

فــارغ از این اصلاحــات، باید سیســتم بانکی را مطــرح کنیــم. اینکه اگــر دولت بتوانــد وضعیت بانکهــا را مطلوبتــر کند و سیســتم بانکــی را از وضعیت کنونی نجات دهد، باعث میشــود منابع برای وامدادن به صنایع کوچك بیشــتر شــود. البته اصلاحاتی کــه باید در نظام بانکــی صورت بگیرد، بســیار فراوان اســت. یکــی اینکه ما بایــد بتوانیم بانکهای کشور را رتبهبندی کنیم و بانکهای خوب و بد را از هــم جدا کنیم. همچنیــن بانکها باید از این صنایع کوچک اطلاعات دقیقی داشــته باشــند تــا بدانند کدامیک از آنها کارآمد اســت. تازمانیکه رتبهبندیای از این صنایع کوچک نداریم، نمیدانیم آیا شرکتها خوب کار میکنند یا بد. به همین دلیل، بانکها بیشــتر پولشــان را به شــرکتهای بزرگی میدهنــد کــه در همهجا از آنها بحث میشــود و شناختهشــده هســتند. شــاید ناکارآمد باشــند؛ اما میدانند تازمانیکه این شــرکت دولتی است، پس به هر طریقــی پول مردم را میدهــد. بنابراین باید این رتبهبندی صورت بگیرد. این رتبهبندی میتواند در تأمیــن مالی بنگاههای کوچــک صورت بگیرد تا کارشــان پیش برود. نباید بازار سرمایه فقط مختص شرکتهای بزرگ باشــد. باید بتوان راهکارهایی را ایجاد کرد تا شرکتهای کوچک هم بتوانند از طریق بازار سرمایه، بهویژه از فرابورس، تأمین مالی شوند.

از اصلاح نظام بانکی در کشور صحبت کردید؛ ســود بانکیای که به سپردهها تعلق میگیرد، به نوبه خود تأثیرات ســوء فراوانی از خود در بازار سرمایه و ســرمایهگذاری به جا گذاشته است. از این مســئله هم میتوان بهعنــوان یکی از نقاط ضعف دولت یــاد کرد که نتوانســته آنگونه که باید، بــا آن مقابله و در نهایت آن را اصلاح کند. نظر شما چیست؟

درســت اســت که نرخ بالای بهره یکی از دلایل رکود اســت؛ اما این نرخ بالا معلــول علتی دیگر نیز هســت. اتفاقا بانکها خواهان این هستند که با نرخ بهره پایین بتواننــد تأمین مالی را برای خودشــان بــه ارمغان آورند. مشــکل اینجا اســت که وقتی دارایی نقدی پایین اســت و ســپردهگذاران هــر لحظــه ممکن اســت پولشــان را طلب کننــد، بانک بایــد از جایی پول جذب کند والا نمیتواند پاســخ ســپردهگذاران خــود را بدهد و در نهایت حکایت مؤسسههای اعتباری تکرار میشــود؛ در این صــورت، کل سیســتم بــه هم میریزد. بانکها دارای نقدینگی پایینی هســتند؛ بنابراین مشکل پیدا کردهاند. حالا که میخواهند کار روزمره خود را پیش ببرند، نیاز به پول دارند؛ بنابراین برای جذب پول، رقابت میکنند. حال هر چقدر میخواهند دستور دهند که نرخ بهره پایین بیاید؛ وقتی بانک مشــکل دارد، نرخ بهــره آن پایین نمیآید. پس اگر بتوانند به اصلاح نظام بانکی کمک کنند و بدهی خودشــان را به آن بپردازند و وضعیت بانکها را از آشفتگی نجات دهند، آنوقت نرخ بهره میتواند کاهش یابد. تا وضع بانکها اینگونه است، نرخ بهره همینگونه خواهد بود. اگر اصلاحات انجام شــود و نرخ بهره پایین آید، به نفع تولید هم خواهد شد. به نفع اشتغال هم هست و میتواند ایجادکننده رونق اقتصادی شود.

مســئله دیگری که در دولت یازدهم چندان به آن پرداخته نشد، مؤسســات مالی و اعتباری اســت. بانک مرکزی در این میــان تنها کاری که انجام میدهد، این است که فقط یک بیانیه صادر میکند که مراقب پولهای خودتان باشــید. چه ارزیابی از جایگاه این مؤسســات و نحوه برخورد دولت یازدهم با این مؤسســات دارید؟ هرچند این مشکل فقط مختص دولت یازدهم نیست.

ببینیــد؛ من برخلاف بســیاری اعتقــادی به این موضوع ندارم که هر مشــکلی کــه در حوزه مالی اتفــاق میافتد، به گــردن دولت بیندازیــم. مثالی خدمتتــان عــرض میکنــم. در محل کار مــا، اگر صندوقی را دایــر کنند و هرچند مدت یکبار به یک نفــر وام بدهند، این کارها باید انجام شــود و نیازی به مجوز نیســت. ممکن است این صندوق وسیعتر شود. آن زمان که این صندوق یا مؤسسه به سطحی برســد و تأمین مالیاش به سطح دو هزار نفر برسد، در آنجــا باید بانک مرکزی و مقام ناظر دخالت کند؛ بنابراین اینگونه نیست که هر صندوقی نیاز به ناظر داشته باشد.

متأسفانه بخشی از مشکلات پیشآمده، بهخاطر اغتشــاش در قانون بوده اســت. بهعنــوان نمونه، عرض میکنــم که در دوره خاصــی، وزارت تعاون مجوز صادر میکرده اســت. اکنون که این مشکلات عیان شــده، به نظرم اوضاع دیگــر از حالت عادی خارج شــده و مقام ناظر هم به دنبال این است که به این مشکلات نظارت کند. با این اوصاف، کاری که در این دوره انجام میشود کار مؤثری بوده. هرچند مشکلاتی که از گذشــته به ارث رسیده، به نظرم در حــال بهبودی اســت؛ اما همچنان ما با مشــکلات گذشته مواجه هستیم.

مبحث دیگر در دولــت یازدهم به انتظارات معیشتی مردم بازمیگردد. شاید بتوان گفت که در هر خانهای یک فرد بیکار یافت میشــود. آیا دولت به لحاظ معیشتی توانست انتظارات مردم را برآورده کند؟

مشــخصا مردم همــواره بــه دنبــال وضعیت مطلوبتر هســتند. اما اگر مردم اقلام هزینهای خود را در این دولت نســبت به دولت قبل مقایسه کنند، در دولت قبل شــاهد این بودیم که روزانه قیمتها افزایــش مییافت. امــا این وضعیــت دیگر جاری نیســت. البته مشکل بیکاری همچنان وجود دارد و کسب درآمد بیشتر برای خانوارها و بهویژه برای نسل جوان مشکلی است که اگر آن رشد اقتصادی تداوم یابــد و اصلاحاتی را که گفتیم اعمال شــود، به نظر میرسد وضعیت معیشتی مردم بهتر خواهد شد.

مشکل نقل و انتقال پول به کشورهای خارجی تا چه میزان بعد از برجام حلوفصل شد؟

خــب ابدا قابل مقایســه نیســت. مــا اکنون به سیستم تسویه یورو متصل هســتیم و با بانکها در ایتالیا، آلمان و... روابط کارگزاری داریم. هرچند هنوز سطح روابط کارگزاری مانند پیش از تحریمها نشده اما وضعیت بهبود خواهد یافت.

برخی کارشناســان معتقدنــد دولت هرچند دستاوردهای بزرگی داشته اما در کل موفق عمل نکرده است.

مــن فکر میکنــم در دولت اول آنچــه باید رخ میداد تا حدودی صــورت گرفته و یک نمره قبولی را میتوان بــه دولت داد. البته دولت خیلی بهتر از این میتوانست عمل کند. اما تا همینجا هم دولت نمره قبولی گرفت. انتظار از دولت آقای روحانی در دولت دوازدهم یقینا بسیار بیشتر از اینهاست.

در دولت دوازدهم به نظر شــما چه افرادی باید در تیم اقتصادی قــرار بگیرند؟ ویژگیهای تخصصی این اشخاص را چگونه تأویل میکنید؟

در همــه وزارتخانههــا کارشــناسهایی وجود دارند. اولین نکته این اســت که افراد دارای دانش پایه را باید در پستهاي مربوطه منصوب کنند. لازم نیست خیلی متخصص باشند؛ اما حتما باید توانایی مدیریت بالایی داشــته باشند. به نظر من مدیریت از متخصصبودن در تمام مباحــث اقتصادی مهمتر اســت و باید درعینحال بتواند در مقابل گروههای دارای نفوذ بایستد. یعنی قدرت نهگفتــن و شــجاعت لازم را داشته باشد. در دولت اول آقای روحانی این مســئله یک مقدار کم دیــده شــد. در دولت دوم آقــای روحانی این مســئله باید بیشتر دیده شود.

با توجه به اوضاع خاور میانه و ســاز ناکوک دونالد ترامپ با برجام و حتی مشکلات داخلی و تقابــلات احتمالــی با دولت دوازدهم، چــه پیشبینیاي از اوضاع دولت دوازدهم و روند اقتصادی این دولت خواهید داشت؟

من فکر میکنم آنچه را بیشتر در دولت یازدهم به دســت آوردیم، بیشــتر به دلیل کارهایی بود که در سیاســت خارجی به دست آوردیم و رنگ و بوی سیاســتهاي اقتصادی کمتر بــود. معتقدم دولت آقــای روحانی در دوره دوم خــود با توجه به اینکه دســتش بازتر خواهد بود، میتوانــد اصلاحاتی را انجام دهــد کــه ایجادکننده وضعیــت مطلوبتر اقتصادی باشــد. من فکر میکنم بهخصوص از نظر رشد اقتصادی، وضعیت بهتری خواهیم داشت.

اگر دولت موفق نشود چه خطراتی پیشروی کشور میتواند قرار گیرد؟

باز هم با خطر پوپولیســم مواجه میشــویم. وقتی دولتی که بحــث از عقلانیت در حوزههای مختلف و بحــث از یک روند کارشناسیشــده را مطــرح میکند و راهــی را پیشرو مــیآورد که اکثریت طبقه متوســط شهری به آن اعتقاد دارند، اگر قرار باشــد ایــن راه جواب ندهــد، این باعث ســرخوردگی میشــود. ســرخوردگی هم یعنی بازگشــت به پوپولیســم؛ البته در شــکل و قالبی دیگر. واقعا نیاز اســت امیدی کــه آقای روحانی ایجاد کرده، به ناامیدی منجر نشود و مردم واقعا فکر کنند که از این طریــق میتوانند فضایی بهتر در زندگی خودشــان و در سطح اجتماعی داشته باشند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.