دستبوسي و تعظيم ناپسند

Shargh - - سیاست - آمنه شيرافکن

چنــد روزي اخبــار مربــوط به دستبوســي حســامالدين آشــنا و تعظيم مصطفي کواکبيان در ســرخط خبرها بود. خيليها آمدند و نوشتند که دستبوســي و تعظيم اين دو بزرگوار ايرادي ندارد و نشــانه ادب و احترام به بزرگان است. اما آنهايي که چنين تفسيري داشتند به واقع جايگاه سياســي و اجتماعي دســتبوس و تعظيمکننده را ناديده گرفتند. هــر دو اين بزرگواران در مقام و شأني هســتند که ميتوانستند به راههاي ديگري به بــزرگان مقابــل اداي احترام کننــد اما وقتي يکــي از آنها نماينده مجلس اســت و ديگري دو ســمت مهم يعني رياســت مرکز بررســيهاي استراتژيک و مشاورت به رئيسجمهوري ايران را در کارنامه خود دارد، روا نيســت به دستبوسي شــخصيتهاي سياســي کــه بــراي او مقــام استادياي داشــتهاند بپردازد. چنانچه مصطفي هاشــميطبا نيز در توييتي اشــاره کرده «کســي دست کسي را نبوســد. به آموزههاي قرآن توجه کنيم».

بااينحال برخي بر اين باورند که دستبوسي امر پســنديدهاي اســت. نتيجهگيــري در اينباره نــه در تخصص نگارنده اســت و نــه در حيطه ايــن متن کوتاه ميگنجد. اما تأکيــد بر جايگاه دو بزرگوار نشان از نادرستبودن آيين دستبوسي و تعظيــم آن دو دارد. چنانچه آنها در جايگاههاي رســمي قرار داشته و اعتراض و انتقاد شهروندان نشــان از آن دارد که چندان موافق دستبوسي و تعظيم اين دو بزرگوار نبودهاند. بنابراين بهتر آنکه شخصيتهاي سياســي در جايگاههاي حساسي کــه قرار گرفتهاند به فکر تبعــات رفتار هرچند از سر خيرشان باشند.

بــه يمــن توســعه رســانهها و شــبکههاي اجتماعــي تصاوير رفتار سياســي مســئولان به طرفهالعيني تيتر يک رســانهها ميشــود و ديگر نميتوان بهســادگي از آن رهايــي يافت. در پس ترويــج اين تصاوير نيــز دو گزينــه در ميان افکار عمومي شکل ميگيرد، بخشي از آن اين است که اگر بزرگان ما چنين کردهاند، چه ايراد که ما نيز در پي دستبوســي و تعظيم باشيم و وجه انتقادي آن انبوه مردمي که از ترويج چنين آييني دلخوش نيستند.

مســئولان عزيــز و نماينــدگان محتــرم در ديدارهاي شــخصي و به دور از فلش دوربينها به اندازه کافي براي اداي احترام و ارادتشان به شــخصيتها و چهرههاي سياسي فرصت دارند اما ترويج رفتار آنها در سطح شبکههاي اجتماعي مســئوليت آنها را دوچندان ميکند و روا نيســت تصاوير اين رفتار در سطح گسترده ميهمان گوشي و موبايل شهروندان ايراني شود.

نکتــه ديگر دفاع شــائبهبرانگيز و عذر بدتر از گناهي بود که در اثناي نقدها از جانب محمدرضا کواکبيان بــرادر مصطفي کواکبيان مطرح شــد. ايشــان نوشــتند که «آقاي کواکبيــان در ديدار با ابراهيم رئيسي صريحا خواستار آزادي محصوران شــد، براي تلطيف فضا با خندهاي همراه تواضع دستش را فشرد و از اتاق بيرون آمد».

بدون ترديد اقــدام و پيگيريهاي اين نماينده مجلــس مانند برخــي ديگر از نماينــدگان براي ايجاد گشايشــي در موضوع حصر تحسينبرانگيز اســت اما اينکه بخواهيم به اين دليل جمعي را زير منــت خود بگذاريم و رفتاري کنيم که شــايد ميليونهــا شــهروندي را که به مــا رأي دادهاند دلخور کند، به هيج روي قابل توجيه و مماشــات نيست.

در پايان نگارنده از مسئولان عزيز تقاضا دارد تا قدر جايگاه خويش را دانسته و ارزش آن را بپايند و بدانند روي سکوي نمايندگي مجلس و مشاورت رياســتجمهوري، بايد آداب خــاص خودش را حفــظ کنند. ايــن دستبوســيها و احترامهاي استاد و شاگردي بماند براي جمعهاي خصوصي و جلسههاي شخصيتر.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.