نامه معاون وزیر اطلاعات محرمانه نبود

Shargh - - سياست -

جماران:

سیدمحمد موسویخوئینیها در کانال تلگرامی خود درباره توقیف روزنامه ســلام نوشته اســت: «یکی از خوانندگان محترم پرســیدهاند: آیا چاپ نامــه محرمانه معــاونِ وزیــر اطلاعات یک انتحار سیاسی نبود؟

شــاید بعضی از خوانندگان از وقایع آن سالها باخبر نباشــند و متوجه موضوع این ســؤال نشوند. اصــل قضیه این بــود که در مجلــس پنجم، برای بیشتر محدودکردن مطبوعات، طرحی در دستور کار و مورد بررســی قرار گرفته بود. همزمان با بررسی ایــن طــرح، روزنامه ســلام نامهای را چــاپ کرد؛ محتوای آن نامه -که ســعید امامــی، معاون وزیر اطلاعات، همراه با گزارشی از وضع مطبوعات، برای جناب وزیــر وقت تهیه کرده بــود- از این واقعیت پرده برمیداشــت کــه وزارت اطلاعات در آن زمان در پی آن بوده که مطبوعات را هرچهبیشتر محدود کنــد و به این نتیجه رســیده بوده کــه برای نیل به ایــن هدف، نیاز به تصویب قانونی در مجلس دارد. این نامــه هماهنگی برخی نماینــدگان را با وزارت اطلاعات افشــا میکرد. پس از چــاپ نامه، دادگاه روزنامه سلام را تعطیل کرد. یکی از اتهامات سلام - و شــاید مهمترین آنها- چاپ همین نامه بود، به این بهانه که روزنامه سلام نامهای محرمانه را افشا کرده اســت! لازم اســت توضیح دهم که آن نامه محرمانه نبــود و شــاکی )وزارت اطلاعات(، برای ارائه ســند بــه دادگاه، پس از طرح شــکایت، مُهر محرمانــه بر آن نامــه میزند! من بــا اطلاع از این کار -که میتــوان گفت حداقــل کاری غیراخلاقی بود- از رئیس دادگاه درخواست کردم با هزینه من مُهــر محرمانه روی نامه را به آزمایشــگاه بدهند تا معلوم شود که جدید است یا مربوط به همان زمان ارسال نامه از اتاق معاون به اتاق وزیر! دادگاه با این درخواســت موافقت نکرد، درحالیکه حق مسلّم یک متهم اســت که برای رفع اتهام و دفاع از خود چنین درخواستی بکند و دادگاه هم مکلف است که درخواست وی را بپذیرد؛ در غیر این صورت، دادگاه از وظیفه تحقیق برای دســتیافتن به حقیقت سر باز زده است. اما تصمیم گرفته شده بود که روزنامه سلام بسته شود و تشکیل دادگاه فقط بهانه بود.

نکتــه دیگری که نشــان میداد ایــن نامه مُهر محرمانه نداشته است این بود که این نامه در واقع گزارشی بود از وضعیت مطبوعات که همراه آن یک پیشنهاد مطرح شــده بوده و یکی از معاونتها آن را برای ارائه بــه وزیر اطلاعات جهت تصمیمگیری تهیه کرده بود؛ بدیهی است که روی چنین نامهها و گزارشهایی که در گردش بین معاونان یا میان یک معاونت با وزیر اســت، آنهم درون یک وزارتخانه، مهــر محرمانــه نمیزنند. پس آن نامــه محرمانه نبود؛ بااینحال اگر من میدانســتم که انتشار آن را بهانهای برای بســتن سلام میکنند، هرگز این بهانه را به دستشــان نمیدادم؛ البتــه در آن صورت هم به بهانه دیگری متوســل میشــدند، چراکه سلام در خــلاف جهــت تکصدایــی حرکــت میکرد و همانطور که گفتم، تصمیم گرفته بودند ســلام را تعطیل کنند.

خدا را شــکر که شــاکی روزنامه سلام، مردم نبودنــد و نهادهــای حکومتی در جایگاه شــاکی بودند، نهادهایی از قبیل وزارت اطلاعات، شورای نگهبان، بعضی از وزرای دولت سازندگی، بعضی از نیروهــای نظامــی یــا انتظامی و شــاید برخی نمایندگان مجلس کــه نماینده کانونهای قدرت بودنــد. البته در میــان آنها یک اســتاندار هم در جایگاه شــاکیان ایستاده بود که با طرح شکایت از سلام بختش باز شد و پس از آن پلههای ترقی را به سرعت طی کرد و به ریاستجمهوری رسانده شــد؛ اما... از قضا ســرکنگبین صفرا فزود، روغن بادام تلخی مینمود!».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.