تراژدی آرمانشهر

Shargh - - يشه -

«و سرانجام آن روز فرا خواهد رسید، رودخانههای شیر و شراب جاری خواهند شد، گرگ در کنار گوسفند خانه خواهد کرد و نیزهها به چنگکها آویزان میشوند، فیلسوفان پادشاه خواهند شد، نه تزویری در کار خواهد بــود و نه نفاقی، نه فریب و نه تملقی، نه ســتیز و نه اختلافی. نفرتی در کار نخواهد بود، نیز رشــک و گرســنگی و تشنگی رخت برمیبندد. لذت بیشتر خواهد شــد. کســی ملکی از آن خود نخواهد داشت و همراهی جمعی جای آن را پر میکند. هرکسی بنا به تواناش کار خواهد کرد و بنا به نیازهایش حمایت و پشــتیبانی نصیباش خواهد شد. شکلهای تازه آگاهی انسانی پدید خواهند آمد. طبع شهوانی ما از سرکوبهای بیفایده رها میشــود و جامعه در صورتهای مختلف رســتگاری غرقه خواهد شــد. هرگز جنگی در نخواهد گرفت و همه ما، کوچک و بزرگ، خوشــی و ســعادت را خواهیم یافــت .... بیتردید». (ص11( همــه این وعدهها داده شــدهاند: این آرمانشهر را اووید توصیف کرده، در افسانههای قرون وســطایی کاکین پیشبینی شــده، توماس مور از آن گفته، کارل مارکس پیشبینیاش کرده، ادوارد بلامی برای عموم به تصویرش کشیده، مارکوزه و اســکینر و دوشــاردن نیز از آن خبر دادهاند و حتی امروزه افشــاگران و هکرهای اینترنتی از آن دفاع میکنند. بااینحال، این سیاره پس از قرنها حتی به این آرمانها نزدیک هم نشــده اســت. پس باید بحثهای حول آرمانشهر همچنان زنده و پویا باقی بماند. در سال 2000، در آستانه قرن جدید، موضوع آرمانشهر موضوع جذابی برای تحقیق و بررسی به نظر میآمد. کتابخانه عمومی نیویورک نمایشگاه بزرگی به راه انداخت، به نام «آرمانشهر: جستوجوی جامعه آرمانی در جهان غرب». آکسفورد هم ســه نفر از سخنرانان برجستهاش - ادوارد راثاستاین )منتقد فرهنگی(، هربرت میوشــامپ )منتقد معماری( و مارتین ای. مارتی )مورخ دین( - را دعوت کرد تا درباره تاریخ اندیشــه آرمانشهری، عینیت آن و مفاهیم آن بحث کنند. ماحصل این بحثها در کتابی با عنوان «چشــماندازهای آرمانشــهر» منتشر شد که بهتازگی از سوی نشر آگاه ترجمه شده است. نتیجه سخنرانیها سه قطعه مجزا اما مرتبط به هم است که خوانندگان را از طیف اندیشــمندان دینی تا نویســندگان و هنرمندانــی که دغدغه جستوجوی جامعه آرمانی را در سر داشتند و آنچه میتوان از انگارهها و تجارب آنان آموخت، آگاه میکند. مجموعهمقالات کتاب حاضر نشان میدهند اگرچه ایدههای آرمانشــهری غالبا به شکســت یا ویرانشــهر )دیســتوپیا( انجامیده، تفکر آرمانشهرگرایانه به خودیخود امری بسیار ارزشــمند است و بدون آن نمیتوان تصوری از پیشرفت و تعالی جامعه انسانی داشت.

ادوارد راثاســتاین در مقالــه اول به مســئلهای میپــردازد که میتوان تراژدی آرمانشهر نامید. او با بررسی میراث ادبی و فلسفی این مفهوم تأکید دارد که روی دیگر هر آرمانشهری دیستوپیا است. بهعبارتدیگر طرحهای آرمانشهری بذر تخریب خودشان را در درون خود دارند. همچنین نویســنده در این مقاله پیوند ناگسســتنی میان باورهای نهادینه انگارههای آرمانشهری – یعنی هماهنگی، برابری، رفع نیازها یا امیال بیپاسخ، تعامل اخلاقی و نیروی منتج برای ایجاد اشــکال تازه آگاهی انسان - و امکان اساســی پیشرفت اجتماعی را مطرح میکند. استاین بر این باور است که تلاشهای آرمانشهری هر خطری داشته باشد، بااینحال نفس جستوجو همچنان پیششرط خیالانگیز تغییرات دسترسپذیر دنیوی است. او با پیگیری ایدههای آرمانی در سیاســت و تکنولوژی به این نتیجه میرســد که فناوری نوپای اینترنت بهعنوان یک طرح شبهآرمانشهری، ضمن دگرگونی بنیانهای روابط اجتماعی دنیای حاضر منجر به امحای هویتهای عرفی و صورتهای تعاملی نمیشود.

در مقاله دوم هربرت میوشــامپ تصاویر و انگیزههای آرمانشــهری را در دو تلاش و عرصه ظاهرا متفاوت جســتوجو میکند: یکی ســنت بودایی و دیگری آثار معمار اتریشــی، آدولف لوس. در نظر نویسنده آثار لوس آرمانشهر را بهعنوان «نمادی از کمال» تصویر میکنند، حال آنکه بودیســم نمونهای از گردهمآمدن ادراک سوبژکتیو و واقعیت ابژکتیو در رابطهای است که در عین دوگانگی منسجم است. طبق نظر او، معماری و آیین بودا، به دلیل وابســتگی همسانشــان به تحقیق و پالایش ادراک، در کنــار یکدیگر قرار میگیرند. معمارانی چــون آدولف لوس با طراحی ساختمانهایی که میانجی نیازهای زیباییشناختی و اجتماعی و میانجی فضای داخلی ســاختمان و فضای بیرونی آنند، آرمانهای آرمانشهری را به چالش میکشــند. کیهانشناســی آیین بودایی مهایانه بر این درک استعاری استوار است که شرط کمال گل لوتوس آشوب تیره و تار مرداب اســت، یعنی تنها محیطی که لوتــوس در آن میروید. در این چارچوب، نویســنده با تمرکز بر تضاد و تناقض، به دنبال تحقق امکان آرمانشهری است. به نظر میوشــامپ، چنین درکی التزام به جهان را تقویت میکند. این التزام با جســتوجوی همیشگی آگاهی درست از تجربههای ذهنی و واقعیتهای عینی، ناکاملی و نقص را بازشناســی کرده و از این طریق امکان فراروی از آنها را فراهم میکند.

در مقاله آخر، مارتین مارتی به نمونههای تاریخی و گونههای مختلف

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.