شب در رستوران تاكهاس

Shargh - - يات -

والاس شان ترجمه بهرنگ رجبي نشر بیدگل

والاس شــان در نمایشنامه «شب در رســتوران تاكهاس»، بهنوعي به ســراغ ارتباط هنر و اجتماع و نقش یا وظیفه هنرمند در برابر مســایل اجتماعي و سیاسي رفته است. این نمایش، در آیندهاي نهچنداندور اتفاق ميافتد و شــخصیتهاي آن، آدمهایي تئاتريانــد، از بازیگر و كارگردان گرفته تا نویســنده و طراح. ده ســال پیش از این آنهــا همگي در اجراي یــك تئاتر در كنار هم بودهاند و حالا قرار اســت به یاد آن دوران دور هم جمع شــوند. در این مدت یكي، دو نفر از آنها به موفقیت و ثروت زیادي رسیدهاند و بقیه هركدام به راههاي دیگري رفتهاند. مسئلهاي كه این قرار دوســتانه را در موقعیتي بغرنج قرار ميدهد، پاسخ به این پرسش است كه اگر كار یكي از این آدمها با سلاحهاي كشتار جمعي مرتبط باشد باید چگونــه رفتار كرد و آیا ميتوان همچنان این رفاقت را ادامه داد؟ آیا آنها باز هم ميتوانند در این شرایط از هنر و خاطرات تئاتريشان حرف بزنند؟ در ابتداي نمایشــنامه و در بخشــي از دیالوگ تد، یكي از شخصیتهاي نمایش، ميخوانیم: «چند شــب پیش تد بهم زنگ زد. جا خوردم. شاید پنج شــیش سالي ميشد خبري از تد نداشتم. البته من واقعا هیچوقتخب، ميخواســتم بگم من واقعا هیچوقــت اونقدرها هم با تد نزدیك نبــودم- ولي خب تعارفو بذاریم كنار و فكرشــو كــه بكنیم، مگه با كي نزدیك بودهم؟ - برا همین هم حدس ميزنم نشه اینو بگم. نزدیك بودن با كســي- منظورم اینه كه این یه اصطلاحیه مال یه دوروزمونه دیگهاي. اصطلاح احمقانهایه. من با كي نزدیك بودهم؟ با هیشكي نزدیك نبودهم. ولي بههرحال ميدونین، تد ده دوازده ســال پیش یا تو همین حدود برا یكي از نمایشنامههایي كه من نوشته بودم و اسمش بود نیمهشب با ماه و ستارهها در دشــت، یه موسیقي مختصري ساخته بود - راستيراستي موسیقي خیلي دلنشیني بود- و اون زمان، ميدونین، اونموقعها كه تئاتر یه نقش نسبتا بزرگتري تو زندگي شهر ما بازي ميكرد تا نقشي كه الان بازي ميكنه، تد خیلي هم موفق بود، یه ماشــین خیلي قشنگي زیر پاش بود، كاپشــنها و پیرهنهاي حسابي خوشــگل تنش ميكرد، اوضاعش روبــهراه بود، ولي تا اونجایي كه خبردار شــدهم، بخت ازش رو گردانده بوده، برا همین یه جورهایي خیلي ناراحتكننده بود كه ميخواســت یه تعدادي از دارودسته قدیم نمایش نیمهشب رو دور همدیگه جمع كنه، ما اســم نمایشــه رو اینجوري ميگفتیم، تا یادبود دهمین سالگرد شب افتتاحشو بگیره، تاریخي كه اگه اون یادآوري نميكرد، خود من هیچرقمه متوجهش نبودم...».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.